جمعیت هلال احمر گذشته، حال و آینده
در سال 1859 م (1242 ش)، یک تاجر سوئیسی به نام «هنری دونان» در سفرش به شمال ايتاليا، شاهد نبرد سولفرينو بود كه بين سپاهيان فرانسوي و اتريشي و ساردينيايي صورت گرفته بود. در اين جنگ، وي با كمك مردم عادي محلي به زخميان و آسيب ديدگان دو طرف مخاصمه كمكهاي شايان توجهي ميكند و جان بسياري از آنها را با کمترین امكانات نجات مي دهد.
برای همین و تحت تأثیر صحنههای دلخراش جنگ «سولفرینو» در ایتالیا، اقدام به نگارش کتابی به نام «خاطرات سولفرینو» کرد و اين كتاب زمینه آغاز نهضت نوع دوستی و انسان دوستی سازمان يافته در جهان شد.
هنري دونان با چند تن از سوئیسيها كميته بينالمللي امداد به زخميان را بنيان نهادند كه توجه سران وقت كشورهاي اروپاي را جلب كرد و در 23اكتبر سال 1863با گردهمايي كه 31نماينده از سوي 16دولت در آن شركت كردند، تعجب دونان را برانگيخت و به این ترتیب، يك سال بعد روز 22آگوست 1864در يك كنفرانس ديپلماتيك با حضور 24 نماينده از شانزده كشور سند ده مادهاي را در ژنو به امضا رساندند كه به تأمين امنيت و بي طرفي خودروهاي آمبولانس، بيمارستانها و كادر پزشكي و تجهيزات آنها و همچنين ساكنان محلي كه به مجروحان كمك ميكنند و همچنين به امنيت و درمان سربازان زخمي دشمن اشاره دارد.
در همين سند، علامت صليب سرخ به عنوان يك علامت مصونيتدار در درگيريهاي مسلحانه به رسميت شناخته شده است، شايد بتوان گفت نهضت بينالمللي صليب سرخ و هلال احمر از همين جا متولد شد، نخستين قرارداد ژنو را تصويب كردند كه پي ستون تاريخ اقدامات بشر دوستانه با ارایه خدمات مراقبتي به زخميان و تعريف خدمات پزشكي به عنوان بيطرف در ميادين جنگ.
این نهضت، از سوئیس آغاز شد و با حمايت دولتها و تأسيس كميته بينالمللي صليب سرخ (كه در مخاصمات مسلحانه وارد عمل شده اشاعه و مراقبت از حقوق بشردوستانه را بر عهده دارد و مختص شهروندان سويسيـكشور بي طرف كه توسط دولتها به رسميت شناخته شده است) رسميت و جنبه جهاني يافتن و بعدها در سطح جهان با نام «صلیب سرخ» و «هلال احمر» بر پایه اصول هفتگانه: انسانیت (Humanity)، خدمات داوطلبانه (Volunatary)، استقلال (Independence)، بی غرضی (Impartiality)، بی طرفی (Neutrality)، وحدت (Unity) و جهان شمولی (Universality)، گسترش یافت. دستیابی به صلح پایدار، همبستگی میان تمام افراد بشر، دوری از هرگونه مداخله سیاسی و نظامی کشورها و نیز تبعیضهای قومی و فرقه ای، از اهداف این تشکیلات بوده و هست.
نخستين جمعيت كه درسال 1863تشكيل شده بود تاسال 1919 يعني بعد از جنگ جهاني اول در سراسر جهان به 45 جمعيت ملي صليب سرخ و هلال احمر رسيد و با عنوان ليگ (اتحاديه) جمعيتهاي بينالمللي صليب سرخ تغيير نام داد و از سال 1981با عنوان فدراسيون بينالمللي صليب سرخ و هلال احمر فعاليت مي نمايد. هر چند جمعيتهاي مؤسس، پنج جمعيت بريتانيا، فرانسه، ايتاليا، ژاپن و آمريكابودند، تا كنون در 181كشور جمعيت ملي تشكيل شده و به عضويت فدراسيون در آمده اند و در كشور خود به عنوان معين دولتهاي ذي ربط به انجام خدمات بشر دوستانه ميپردازند. اين سازمان بينالمللي به واسطه هم سنخ بودن بسياري از فعاليتها با شوراي اقتصادي و اجتمايي سارمان ملل متحد، يكي از طرفها مشورت اين شوراست. هشتم ماه می را روز جهاني صليب سرخ و هلال احمر نامگذاري كردهاند و اين به احترام خدمات قابل تقدير بنيانگذار نهضت جهاني صليب سرخ و هلال احمر يعني زادروز تولد آقاي دونان.
قابل ذكر است، نخستين علامت كه در قرارداد 1864 ذكر شده، علامت صليب سرخ (Red Cross) بود. اين علامت به احترام هانري دونان كه نمادي از پرچم اين كشور با رنگهاي متضاد است تا در ميادين نبرد به آساني قابل رؤيت باشد.
در سال 1876 جمعيت امداد به زخميان كشور عثماني از علامت هلال احمر (Red Crescent) استفاده نمود كه در سالهاي 1949 و 1977 به رسميت شناخته شد.
علامت شير و خورشيد سرخ (Red Lion and Sun) صرفاً جهت جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران به تصويب رسيده بود كه دولت جمهوري اسلامي ايران در سال 1980 كاربرد آن را به حال تعليق درآورد و از علامت هلال احمر استفاده نمود.
به دنبال آن رژيم صهيونيستي درخواست كرد تا ستاره داود به عنوان يكي از علایم از سوي نهضت به رسميت شناخته شود كه با توجه به بار مذهبي كه اين علامت دارد و مغايرت آن با اصل بي غرضي نهضت مورد موافقت قرار نگرفت.
لازم به توضيح است كه هيچ كدام از نشانههای نهضت داراي بار مذهبي به طور مستقيم نیستند و اين تصور كه هلال احمر، مختص كشورهاي اسلامي و صليب سرخ مختص كشورهاي مسيحي است برداشتي شايع و ولي نادرست بوده است، به گونهاي كه اندونزي به عنوان پرجمعيت ترين كشور اسلامي از علامت صليب سرخ جهت جمعيت ملي خود استفاده نموده است.
پس از ناکام ماندن درخواست اسرائیل برای ثبت ستاره سرخ داود در کنفرانس جهانی صلیب سرخ سال ۱۹۴۹، با پیگیریهای آن دولت و با توجه به تمایل نداشتن برخی کشورهای غیر مسیحی و غیر مسلمان در استفاده از نشانهای صلیب سرخ و هلال احمر، کنوانسیون ژنو در سال ۲۰۰۵ «پروتکل سوم الحاقی» را به منظور اصلاح در آییننامه نهضت جهانی صلیب سرخ و هلال احمر به تصویب رساند. این پروتکل در سال ۲۰۰۶ در بیستونهمین کنفرانس جهانی صلیب سرخ و هلال احمر به تصویب رسید و بدین ترتیب، راهکاری برای این مشکل دیرینه یافت و نشان سومی به نام بلور سرخ را به دو نشان پیشین افزود.
و اما جمعيت هلال احمر جمهوری اسلامی ايران (شير و خورشيد سابق) پس از جنگ جهاني اول و معاهده صلحـميثاق جامعه مللـ كه بنيانگذاري بزرگترين سازمان بينالمللي را در برداشت؛ دولتهای پيروز جنگ به كمك اين نهاد بينالمللي غير دولتي شتافت و در ماده 25ميثاق به امضاكنندگان اعلام ميدارد اعضاي جامعه متعهد ميشوند كه با تشويق و ترغيب (جهانيان) موجبات استقرار همكاري سازمانهاي داوطلب ملي صليب سرخ را كه به طور رسمي مشغول به كارند و هدفشان بهبود وضع بهداشتي و جلوگيري از بروز امراض و كاهش آلام انساني در جهان است فراهم آورند.
برای همین، امضاكنندگان متعهد به تأسيس جمعيت هلال احمر ويا صليب سرخ در كشور خود ميشوند؛ لازم به ذكر است اين مسأله جداي از اينكه آيا جامعه ملل در كار خود كه حفظ صلح در جهان بود يا خير بايد نگريست؛ بنابراين، ايران به عنوان يكي از امضاكنندگان ميثاق در سال 1301اساسنامه جمعيت را تهيه و به تصويب دولت و مجلس وقت رسانيد و در سال 1302رسما كار خود را با علامت شير و خورشيد سرخ آغاز كرد كه نخستين آزمون اين جمعيت تازه تأسيس همان زلزله دهشناك 1302خراسان وسيستان بود.
شدت وابستگي اين جمعيت به ميثاق جامعه ملل و معاهدات ژنو را در نخستين اساسنامه به تاريخ 1301را در نحوه انعكاس در ماده دو ميتوان ديد كه آمده است: كليه عمليات و امور اداري اين جمعيت مستند است به قرار دادهاي منعقده در ژنو به تاريخ 1864ميلادي و احكام مقرره در كنفرانس ثانويه منعقده در همان شهر به تاريخ 1906و مقررات متخذه كنفرانس 1907لاهه راجع به محاربات بحريه. اهداف جمعيت به تبعيت از اتحاديه در مواد 4و5 همان اساسنامه به ترتيب به اين شرح آمده است: جمعيت شير و خورشيد سرخ براي حمل و نقل و معالجه مجروحين ميدانهاي جنگ در حدود امكانات مريضخانههاي ثابت وسيار وهياتهاي تعاونيه ووسايل حمل ونقل صحي تهيه خواهد نمود.
ماده 5ـ جمعيت... در غير مواقع جنگ هنگام وقوع مصائب بزرگ از قبيل حريق و غارت زدگي و امراض مسريه عمومي معاونت خودرا تا ميزاني كه مخارج لازمه حدود عايدات يكساله تجاوز نكند ابراز خواهد داشت. همچنين علاوه بر جنگ با امراض ساريه در صحيه عمومي و رفع امراض محلي كه مخصوص به بعضي اماكن است و مرض حصبه و سل و در موارد قحطي و زمستانهاي سخت و مطلقا در تسكين آلام و اسقام ضعفا و دستگيري از فقرا مساعي خود را مبذول خواهد داشت.
جمعيت... در جمعآوري و تعليم و تربيت، اطفال يتيم بيبضاعت و نگهداري از ارامل و پرورش اطفال و ضيع...مساعي و جاهد بوده براي انجام اين مقصود نوعپرورانه هيأتهاي را در مركز تربيت نموده به اطراف مملكت گسيل خواهد داشت و علاوه بر مريضخانههاي ثابت و سيار و تأسيس مدارس جهت ايتام جمعيت...در ايجاد دارالصنايع براي ايتام و ارامل و عجزه كوشش خواهد كرد.
در حدود 89سال از تصويب نخستين اساسنامه و تأسيس جمعيت اين سازمان فراز و فرودهاي بسياري را تجربه كرده، به طوري كه هر تحول سياسي و اجتماعي تأثير مستقيم بر جمعيت و تيم مديريتي آن گذاشته و 9 بار تاكنون اساسنامه آن دستخوش تغيير و تحول شده كه عمدتا مواد و بندهاي مربوط به نحوه مديريت واداره آن بوده است و جالب اينجاست همه تغيیرات اساسنامهاي با تصويب مجلس بوده است.
با وجود این، جمعيت در 89 سال خدمات ارزندهاي را براي كشور به انجام رسانيده است و منشأ خيرات بسياري بوده از لولهكشي شهر گرگان تا تأسيس كتابخانه و همچنين تأسيس نخستين بانك خون كشور، نخستين دانشكده پرستاري، نخستين مركز ارتوپدي فني تأسيس 220مركز درماني و بيمارستاني، تأسيس مركز توليد دارو و تجهيزات پزشكي تا تهيه و توليد چادرهاي امدادي و غيره دور پرافتخار در دفاع مقدس و پس از آن بدون شك يكي ديگر از برگهاي زرين خدمترساني اين جمعت بوده است؛ اما نبايد به داشتهها بسنده كرد و چالشهاي پيشرو را نديد، چراكه داشتن سازماني پويا به واقع بيني در شناخت نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهديد است.
امروز اين سازمان با چالشهاي جدي مواجه است كه ذيلا به تعدادي از آنها اشاره ميشود و لازم است مديريت و نهادها و گروههاي انساني ذيربط ـ داوطلبان و جوانان عضو جمعيت ـ به آن توجه جدي نمايند.
1 ـ بدون شك ميتوان جمعيت هلال احمر را تا سال 1359بزگترين مركز درماني و بيمارستاني كشور دانست كه با بخشنامه 1600مورخه 28/1/59از سوي وزير وقت بهداري و بهزيستي و سرپرست جمعيت همه مراكز درماني اعم از بيمارستان و درمانگاه، مراكز آموزشي پزشكي و پيراپزشكي و موجودي بانكي واحدهاي مذكور به وزارت بهداري و بهزيستي منتقل شد؛ هرچند مطابق با تبصره 2 اصلاحي ماده 19 اساسنامه جمعيت مصوب 1374جمعيت ميبايست نسبت به تخليه اماكن تصرفي جمعيت اقدام نمايد و در تبصره 2ماده 19اساسنامه مصوب24/2/82مجلس شوراي اسلامي اشاره ميدارد، همه ارگانها، نهادها، سازمانهاي دولتي، نيروي نظامي و انتظامي موظفند، در مدت يك سال از تصويب اين قانون نسبت به تخليه ساختمان، املاك و مستغلات جمعيت و تحويل آن اقدام نمايند. در غير اين صورت، تصرف غير قانوني به شمار رفته ودادگاه خارج از نوبت نسبت به صدور حكم تخليه مبادرت خواهد نمود.
در همين راستا، هرچند دعاوي از سوي جمعيت ـ مديريت سابق دكتر نور بالا ـ عليه متصرفان در دستگاه قضا جريان داشت، ولي بنا به مصلحت مديريت پس از دكتر نور بالا، بسياري از دعاوي را بدون گرفتن نتيجه مختومه اعلام کرد.
2 ـ هنوز وضعيت حقوقي اين جمعيت در هاله اي از ابهام قرار دارد. اين جمعيت يك سازمان غير دولتي هست يا خير؟ نهادهاي موازي نظير بهزيستي، وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، ستاد حوادث غير مترقبه و...كه به واسطه وزير مربوطه در قبال بوجه گرفته شده در مقابل مجلس پاسخگوست، ولي جمعيت در قبال بودجه عمومي كه از مجلس اخذ ميكند، به چه نهادي پاسخگوست؛ حال آنكه همه تحولات اساسنامهاي باید به تصويب مجلس برسد. اگر غير دولتي است به نظر ميرسد، باید بودجه خود را از محلي غير از بودجه عمومي كشور تأمين كند.
3 ـ جمعيت با داشتن 89 سال سابق فاقد يك برنامه مدون و منسجم است. در نيمه نخست دهه هشتاد براي نخستين بار با همت مديران وقت تلاش جدي شد تا يك برنامه مدوني تحت عنوان برنامه پنج ساله با مديريت دكتر عادل آذر، رئيس کنوني مركز آمار ايران، تدوين شود. به رغم تصويب آن در شوراي عالي جمعيت پس از نزديك به چهار سال هرگز به عنوان يك سند راهبردي به مرحله اجرا درنيامد و شايد در آينده برنامه ديگري با هزينههاي گزاف مادي و معنوي تدوين شود كه در صورت طولاني شدن مدت تدوين ممكن است، مثل برنامه سابق به محاق رود و جمعيت مثل امروز در بيبزنامگي و روزمرگي طي طريق كند.
4 ـ جمعيت هلال احمر يكي از سازمانهاي است كه گستردگي آن كل كشور را به واسطه شعبات خود تحت پوشش قرار ميدهد، نيروي شركتي به طور ميانگين پنجاه نفر در هر استان و بيش از پنج هزار نيروي رسمي و آزمايشي، یعنی حدود هفت هزار نيروي حقوقبگير كه بيشتر بودجه آن صرف حقوق و پشتيباني اين سازمان عريض و طويل ميشود، حال آنكه خدمات سازمان باید بر پايه نيروهاي داوطلب انجام پذيرد و از ويژگيهاي سازمانهاي مردم نهاد چابك بودن آن است.
5 ـ بیتوجهی به نيروهاي موجود سازمان و عدم ايجاد انگيزههاي لازم برای خلاقيت، تلاش و نوآوري با مسدود كردن راههاي ارتقای سازماني به طور عملي نه حقوقي به نحوي صد درصد مديران كل و به بالا در صف و ستاد همچنين 90درصد معاونين مديران كل و رؤساي شعب در شهرستانها مأمور از سازمانهاي ديگر به غير از جمعيت هستند به گونهای كه در سال چند بار مديركل حوزه اي تغيير مي كند؛ يعني نه تنها انگيزه لازم را از كاركنان جمعيت سلب مي كند، بلكه با عدم ثبات در مديريت روبهروست.
اين عدم ثبات را با پيگيري تعداد تغييرات طي چهار سال و همچنين شدت و سرعت و دفعات تغيير در چارت تشكيلاتي ميتوان دید. حال آنكه در اين سازمان با افرادي برخورد ميكنيد كه نزدیک بیست سال خدمت با مدرك تحصيلي فوق ليسانس ولي با پست كارشناسي و افرادي با مدرك فوق ديپلم و دو سال خدمت يا مأمور ولي معاون مديركل يا معاون سازمان و...از آنجايي كه هر تغيير در چارت تشكيلاتي مستلزم تغيیر در مأموريتها و اهداف و وظايف سازمان است، ولي در جمعيت بدون تغيير در اهداف، مأموريتها و وظايف چارت تشكيلاتي به دفعات تغيير ميكند. اگر از عدم بهادهي به كار كنان صحبت شود به نظر ميرسد، همين كه در هفته هلال هيچ توجه اي به كار كنان سيستم نميشود، ولي قطعا هزينه گزافي براي تبليغات در رسانههاي عمومي ميشود. كافي است به عمق فاصله كاركنان و مديريت پي برد.
6 ـ از ويژگيهاي سازمانهاي مردم نهاد داوطلبانه، غير انتفاعي و غير سياسي بودن آنهاست كه باعث استقلال مالی، عدم وابستگي اقبال عمومي جهت عضويت و ارایه خدمات و يا ارایه كمكهاي مالي به سازمانهاي غير دولتي به صورت اموال منقول و غير منقول ميشود، حال جمعيت چقدر توانسته در دو ويژگي داوطلبانه و غير سياسي بودن و استقلال مالي موفق شود و چه راهكارهاي در پيش دارد؟
7 ـ اهداف و وظایف جمعیت در اساسنامه آن به طور روشن مشخص شده و مجالی برای بیان آن نیست ولی قطعا درخت کار و یا راهنمایی مسافران نوروزی و یا مبارزه با گرانفروشی و... وظیفه آن نبوده و نیست و بعید است در آینده نیز موارد ذکر شده در یک سند حقوقی به آن واگذار شود و اینکه امروز جمعیت در چند سال اخیر به این امر میپردازد. چای شگفتی دارد، چراکه جمعیت در قرارداد سویل به عنوان معین دولتها در زمینههای خدمات بشر دوستانه شناخته شده که در ماده 3 آخرین اساسنامه جمعیت وظایف و مأموریتهای زیر تعریف شده:
1 ـ ارایه خدمات امدادي در هنگام بروز حوادث و سوانح طبيعي مثل زلزله، سيل و غيره در داخل و خارج از کشور .
2 ـ ارایه کمکهاي اوليه در حوادث غيرمترقبه به وسيله امدادگران.
3 ـ برنامه ريزي و اقدام در راستای آمادگي مقابله با حوادث و سوانح و آموزش عمومي در اين زمينه و تربيت کادر امدادي و نيروي انساني مورد نياز.
4 ـ ارسال کمک و اعزام عوامل امدادي و درماني به ساير کشورها در صورت لزوم.
5 ـ کمک به امر توانبخشي و ارایه خدمات اجتماعي در جهت تسکين آلام آوارگان، پناهندگان مرضي و معلولين و ايجاد حس تعاون، تفاهم، دوستي و نيکوکاري بين مردم.
6 ـ تلاش برای تسکين آلام بشري و کمک به امر سلامت و دفاع از ارزشهاي انساني و کوشش در جهت برقراري دوستي و تفاهم متقابل و صلح پايدار ميان ملتها.
7 ـ اداره امور جوانان جمعيت و توسعه مشارکت جوانان در تصميم گيريها و فعاليتهاي مربوط به آنها و تربيت و آموزش جوانان مذکور به منظور آماده ساختن آنان در انجام خدمات امدادي و عام المنفعه.
8 ـ کمک به تهيه دارو و وسايل و تجهيزات پزشکي مورد نياز مراکز بهداشتي، درماني و آموزشي کشور با موافقت وزارت بهداشت و با همکاري هلال احمر و صليب سرخ جهاني که عضو اتحاديه فدراسيون بينالمللي صليب سرخ و هلال احمر جهاني هستند.
این قرارداد وقتی از معین بودن صحبت میکند، قطعا به غیر دولتی بودن نیز تکیه دارد، حال اگر این سازمان را در اموراتی دخالت دهیم که خود متولی قدر و متخصصی دارد و از کار تخصصی خود که همان امداد و نجات است غفلت کنیم با یک چالش عظیم روبهرو هستیم؛ یعنی گم کردن اهداف سازمان.
چالشهاي ذكر شده تنها تعداد اندكي از مسائل پيشروي مديريت است. جمعيت به عنوان يك ميراث خوب يا زشت ميتواند بوميتر شود و در خدمت عاليه انسان شرقي ـ خاورميانه اي ـ و ایرانی قرار گيرد و منشأ خير بسياري باشد. در هر دوره مديران ميتوانند برگ زيبا به تاريخ موجوديت سازمان افزوده و يا برگي با نوشتههاي بي هدف و به هم ريخته و مخشوش به آن اضافه كنند و آيندگان كه آن را مطالعه خواهند کرد، همان گونه كه درباره بخشنامه 1600مرحوم دكتر سامي قضاوت ميكنند، قضاوت خواهند کرد.
تهیه و تنظیم: علي حيدري نجات، فوق لیسانس روابط بينالملل


