سيـلي اول را خـودت به خودت زدی
گل؛ 1) چندين كيلومتر فاصله بود. از جايي كه علي شفيعيزاده براي شكلگيري مجموعه جديدش در نظر داشت تا شهري كه كنار اروندرود به زندگي خود ادامه ميداد. منصور قمر، رييس وقت اداره تربيت بدني آبادان زنگ خانهاي در خيابان اروسيه اين شهر را به صدا درآورد تا به مخاطب خود خبري بدهد؛ «آقاي شفيعيزاده داره روي استقلال اهواز سرمايهگذاري ميكنه. بد نيست اگر بشه تو هم كمكش كني. هر چي باشه يه تيم خصوصيه و مال استان خودمونه.»
قمر تا مدتي به همكارياش با استقلال اهواز ادامه داد و بعد ترجيح داد در حوزه فوتبال بانوان فعاليت كند اما داستان شفيعيزاده به شكلي ديگر ادامه يافت. او به امارات رفت تا برادرش شهرام شفيعيزاده مسووليت را برعهده گيرد. با اين همه انگار زمان سر ناسازگاري داشت. هر چند استمرار حيات يك تيم خصوصي نقطه درخشان عملكرد شفيعيزادههاست ولي دور شدن از ادبيات فوتبال جنوب را ميتوان يك نقطه پرابهام دانست و به همين دليل اكنون حرفهاي شهرام شفيعيزاده عليه بازيكنان و خداداد عزيزي، داراي نكات پرابهامي هستند.
2) شفيعيزاده بازيكنان را متهم به كمكاري و استقبال از سقوط كرده و خداداد عزيزي را نيز بيتقصير نميداند. شايد اگر استقلال اهواز با بودجه دولتي اداره ميشد راهي براي اثبات تعمدي بودن اشتباهات مديرعامل در راستاي اهداف خود نمايان ميگشت ولي نكته مهم دقيقا همين جاست. شفيعيزاده دليلي براي ضرر زدن به جيب خود به صورت تعمدي ندارد اما چاره هم جز پذيرفتن تقصير نيست.
او خداداد عزيزي را خود انتخاب كرد و طبيعي است بايد مسووليت اين انتخاب را نيز بپذيرد. نه فشاري بابت جذب وي وجود داشت و نه سيستمي دولتي با جريانسازي خاص سعي ميكرد اين مربي را روي نيمكت جنوبيها بنشاند. به عبارتي حياط خلوت دولتي براي تحميل خداداد وجود نداشت. شفيعيزاده تصميم گرفت او را انتخاب كند و اكنون راهي ندارد جز يك اعتراف؛ «اشتباه اصلي از انتخاب كادر فني شروع شد.»
3) خداداد عزيزي هنوز به نوعي با گلي كه وارد دروازه استراليا كرد در ارتباط است. ميتوان گفت محبوبيت اصلي خود را در قعر شهر ملبورن به دست آورد و تا امروز با آنها زندگي كرده است. شيرينزبانيهاي گهگاه او مورد توجه و روح شاديطلب جامعه است و براي همين ميتواند با مستمسك شدن به چنين توانايي خاصي، رفتارهاي غيراصولي خويش را موجه جلوه دهد. مشابه اين اتفاق را فراوان ديدهايم. هنوز فراموش نكردهايم روزي را كه به يك خبرنگار حمله كرده بعد با تكيه بر حربه هميشگي تلاش فراواني براي تبرئه خود انجام داد. حتي تا جايي پيش رفت كه بسياري با او همدردي كردند؛ «آخي! چه زجري كشيده طفلك!»
عزيزي اكنون برابر شفيعيزاده موضع خواهد گرفت و چون ميداند افكار عمومي محو نمايش او خواهند شد فرافكني و فرار به جلو را سياست اصلي خود قرار ميدهد. ميداند محبوبيت، كمك بزرگي برايش خواهد بود. آنگاه شهرام شفيعيزاده كه نمونه مناسبي براي حركت در مسير خصوصيسازي ورزش است احساس ميكند حرفش را لابهلاي حرفهاي ستاره سابق گم شده و افكار عمومي نيز ترجيح ميدهند بازيچه باشند.
4) اشتباه اول را خودت انجام دادي آقاي شفيعيزاده. چك نخست را خودت به خودت زدي. شايد حق داشته باشي ولي متاسفانه جماعت فوتبالدوست ايراني بيشتر دقت ميكنند چه كسي حرف ميزند و نه كسي، چه حرفي ميزند. فقط يك راه مانده. سال بعد بر تكرار يك اشتباه اصرار نكن. فوتبال جنوب هنوز رگههايي از اميد را دارد. ستارهها گاه بدجوري پشت پا ميزنند. مخصوصا وقتي احساسي نسبت به لهجه تيم محل بازي خود ندارند. به آن لهجه فكر كن.



