نسل نمکدان نشکن؛ از باقری تا خیرخواه
وطن امروز؛ 1- اگر جای پرسپولیس و تراکتورسازی عوض میشد و کاپیتان باقری فوتبال پایهاش را در جمع قرمزهای پایتخت شروع میکرد و سپس اینک کاپیتان تراکتورسازی بود باز هم با اکراه در زمین یادگار امام برابر تیم سابقش حاضر میشد؟ جواب پرسش چندان روشن نیست اما آنچه واقعیت دارد این است که باقری باقی مانده نسلی است که حرمت را میفهمد و دستانش توانی برای شکستن نمکدان ندارد.
آنچه در طول یک هفته گذشته بر کاپیتان کریم رفت چندان منصفانه نبود. به طور مسلم او میل چندانی به حضور برابر تیم خاستگاهش نداشت اما مصدومیتهای پر تعداد چیز غریبی نیست که بخواهیم سراغ گرفتن آن از باقری را سناریو بدانیم و با نگاه بد بینانه به او انگ تمارض بزنیم.
در نیمه دوم زمانی که علی دایی تیمش را شکست خورده دید سرانجام طلسم را شکست و کاپیتان همهکارهاش را به زمین فراخواند اما کریم، کریم همیشگی نبود دلیلش را هم اگر میخواهید به صورت علمی و نمودار بیابید بروید سراغ مصاف بارسا و آرسنال در ورزشگاه امارات و ببینید چرا تیری آنری هنگام ورود به زمین مسابقه یادش نبود روح را به همراه جسمش به سرزمین مقدسش(ورزشگاه آرسنال)بیاورد. اگرچه تعداد بازیهای تیتی در جمع توپچیهای لندن با اندک بازیهای باقری در تراکتورسازی
دهه 70 قابلقیاس نیست اما تعلق خاطر این 2 بازیکن به تیمهای سابقشان اگر هم اندازه نباشد مسلما چیزی از هم کم ندارند. همین آماتور بودن و دخالت دادن احساسات در قلب حرفهای بودن هم خودش بار معنایی دارد و مذمتش چندان حرفهای نیست.
2- فرهاد خیرخواه و بهادر عبدی را هیچکس در فوتبال ایران نمیشناخت و این 2 بازیکن لیگ یکی به واسطه درخشش فرزاد آشوبی در پرسپولیس تجربه خوبی بودند برای رو آوردن قرمزها به بازیکنان غیرلیگبرتری. اگرچه آشوبی بدون واسطه و دلال و تنها به رای تئودور یونگ (دستیار آریهان) از عقاب تهران جذب شد و آن 2، فصل بعدش با دخالت مستقیم دلالان خبرنگارنما(!) اما با این وجود آنها وامدار شدید پرسپولیس بودند چرا که بهترین ویترین ایران در اختیار بازیکنانی قرار گرفت که تا یک فصل قبل فقط در جمع دوستانشان، شناس بودند نه یک جامعه فوتبالی!
3- لیگ نهم زمان انتقام از همین ویترین بود، در همان لیگی که کریم باقری برای عدم رويارویی با ویترینش به فوتبال ایران(تراکتورسازی) دعا دعا میکرد، بهادر عبدی و فرهاد خیرخواه ثانیه شماری میکردند تا به پرسپولیس گل بزنند با تمام وجود فریادزنان به سمت هواداران این تیم بدوند و بگویند ما شما را شکست دادیم، کاری که هرگز آشوبی تکرار نکرد چرا که هم مکانیزم ورودش به جمع قرمزها روی اصول تیمداری و نظر مربی بود و هم خروجش طبق اصول حرفهای و قرارداد بهتر با مس کرمان.
4- شاید یافتن جواب سوال نخست کمی سخت باشد اما با توجه به نسلی که کریم باقری،علی کریمی و مهدی مهدویکیا از آن باقی ماندهاند میتوان چیزهایی را حدس زد. بازیکنان بزرگی که بزرگیشان را در همان پرسپولیس ثابت کردند و دیگر لازم نبود با گلزنی برابر آن به کسی چیزی را ثابت کنند.



