چه قوانینی درباره ممنوعیت ازدواج دختران کمسنوسال وجود دارد؟
ازدواج، سنتی مورد تأکید و سفارش خداوند متعال و نیز مورد حمایت قانونگذار است. در حالی که ضمن حمایت قانون از این فریضهی دینی، سوءاستفاده از آن نیز مورد مذمت قانونگذار قرار گرفته است. از جمله سوءاستفادههایی که ممکن است از این نهاد مقدس و نیز نسبت به دختران اتفاق افتد، میتوان به ازدواج مردان بالغ با دختران نابالغ اشاره کرد. امری که در ابتدای تصویب قانون مدنی مورد پیش بینی قرار گرفته بود. در این خصوص باید بیان داشت متن ابتدایی قانون مدنی در مورد ازدواج صغار پیش از اصلاح در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی چنین بود: نکاح قبل از بلوغ ممنوع است. همچنین در تبصره آن ماده آمده بود عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه.
به گزارش «تابناک»؛ اما قانونگذار فعلی به جهت حمایت از دختران و نیز استحکام بخشی ارکان خانواده و جلوگیری سوءاستفاده از دختران به واسطه سن و سال کم آنان، همسو با قوانین بین المللی از جمله ماده ۲۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که بیان داشته «هر کودکی حق دارد بدون هیچ گونه تبعیض از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، مکنت یا نسب از تدابیر حمایتی که به اقتضای وضع صغیر بودنش از طرف خانوادة او و جامعه و حکومت کشور او باید به عمل آید برخوردار گردد»، نسبت به اصلاح این مقرره به شرح زیر اقدام کرد.
از همین روی، مطابق ماده اصلاحی ۱۰۴۱ قانون مدنی، عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
مطابق این مقرره ی قانونی پدران نمیتوانند دختران خود در سنین پایین را بنا به دلخواه و صلاحدید خود شوهر دهند. چه اینکه درست است مطابق ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی سن بلوغ دختران در قانون مدنی ۹ سال تمام قمری میباشد، اما قانونگذار در راستای حمایت از دختران سن ازدواج را غیر از سن بلوغ در نظر گرفته است. این در حالی است که ماده ۵۵ منشور حقوق شهروندی به حق بهره مندی کودکان از والدین و سرپرستان صلاحیت دار اشاره کرده است و مطابق بند ۵ از اصول و مبانی طرح اهداف و اصول تشکیل خانواده و سیاستهای تحکیم و تعالی آن مصوب ۱۳۸۴، اعضای خانواده به ویژه والدین نسبت به حفظ حرمت و صیانت خانواده از آفات و آسیبها و توانا کردن اعضا در ابعاد شناختی و رفتاری جهت هدایت آنها در مسیر الیالله و حصول به حیات طیبه مسئول هستند.
بنابراین ازدواج دختر قبل از سن مقرر قانونی منوط به حصول شرایط زیر است:
۱ ـ اذن ولی قهری
۲ ـ رعایت مصلحت دختر و پسر
* تشخیص و تأیید دادگاه
اصل ۲۱ قانون اساسی نیز به ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده اشاره داشته است. از همین روی بند ۲ ماده ۴ قانون حمایت خانوده اذن در نکاح را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است.
مطابق ماده ۵۱ منشور حقوق شهروندی که همسو با ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر است، حق شهروندان است که با رضایت کامل، آزادانه و بدون هیچگونه اجباری نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده، با رعایت قانون مربوط اقدام کنند. این در حالی است که اصل دهم قانون اساسی نیز علاوه بر تأکید بر آسان نمودن شرایط ازدواج به رعایت و اجرای قانون در برپایی این امر مقدس اشاره دارد.
مطابق این اصل، از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامهریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی است.
از جمله این حقوق و قوانین رعایت تشریفات و ترتیبات مقرر در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در خصوص ازدواج دختران نابالغ است.
از طرف دیگر ماده ۵۴ منشور حقوق شهروندی نیز بیان داشته، حق همه شهروندان به ویژه زنان و کودکان است که از تعرض و خشونت گفتاری و رفتاری دیگران در تمام محیطهای خانوادگی و اجتماعی مصون باشند و در صورت بروز هر نوع خشونت امکان دسترسی آسان به مکانهای امن و نهادهای امدادی، درمانی و قضایی جهت احقاق حق خود را داشته باشند.
از همین روی، در ماده ۲۳۰ قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران، دولت با همکاری سازمان ها و دستگاه های ذیربط مکلف به تقویت نهاد خانواده و جایگاه زنان در عرصههای اجتماعی و استیفای حقوق شرعی و قانونی بانوان در همه زمینهها از جمله ازدواج شده است. اصل ۲۱ قانون اساسی نیز موید تکلیف دولت به ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیاء حقوق مادی و معنوی اوست.
بنابر آنچه گفته شد در خصوص عدم رعایت ترتیب گفته شده در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، قانونگذار مقررات کیفری را به منظور حمایت از دختران نابالغ وضع کرده است. مطابق ماده ۵۰ قانون حمایت خانواده، هرگاه مردی بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ازدواج کند، به حبس تعزیری درجه شش (حبس بیش از شش ماه تا دو سال) محکوم میشود.
در ادامه و به منظور افزایش حمایت حداکثری خود از دختران بیان داشته، هرگاه ازدواج مذکور به مواقعه منتهی به نقص عضو یا مرض دائم زن منجر شود، زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه پنج و اگر به مواقعه منتهی به فوت زن منجر شود، زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه چهار محکوم میشود.
در همین راستا ماده ۴ منشور حقوق شهروندی بیان داشته حق کودکان است که صرفنظر از جنسیت به طور خاص از هرگونه تبعیض، آزار و بهرهکشی مصون و از حمایتهای اجتماعی متناسب ازجمله در حوزه سلامت، مراقبت در مقابل بیماریهای روحی، روانی و جسمانی و خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار باشند.
اما این پایان ماجرا نبوده و قانونگذار حتی امکان مجازات پدر و مادر چنین دخترانی را نیز فراهم کرده است. از همین روی در تبصره ماده ۵۰ قانون حمایت خانواده بیان میدارد، هرگاه ولی قهری، مادر، سرپرست قانونی یا مسئول نگهداری و مراقبت و تربیت زوجه، در ارتکاب جرم موضوع این ماده تأثیر مستقیم داشته باشند به حبس تعزیری درجه شش محکوم میشوند. این حکم در مورد عاقد نیز مقرر است.
این در حالی است که سردفتران رسمی ازدواج باید از ثبت ازدواجهایی که ترتیبات مقرر ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در آنها رعایت نشده باشد خودداری کنند. درغیراینصورت به حکم ماده ۵۶ قانون حمایت خانواده مشمول مجازات میشوند.
مطابق این ماده، هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی موضوع مواد ۲۳ و ۳۱ این قانون یا بدون اخذ اجازه نامه مذکور در ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی به ثبت ازدواج اقدام کند یا بدون حکم دادگاه یا گواهی عدم امکان سازش یا گواهی موضوع ماده ۴۰ این قانون یا حکم تنفیذ راجع به احکام خارجی به ثبت هریک از موجبات انحلال نکاح یا اعلام بطلان نکاح یا طلاق مبادرت کند، به محرومیت درجه چهار موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم میشود.
در پایان باید بیان داشت اهمیت و نقش زنان در جامعه به حدی پر رنگ است که قانونگذار همواره در صدد حمایت از آنان برآمده است. از همین روی بارها و بارها نسبت به اصلاح این مقرره ی قانونی اقدام نموده است. قدم بعدی که در خصوص اصلاح این مقرره در حال برداشتن است بررسی یک فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی اصلاحی مصوب اول تیرماه ۱۳۸۱ است.
در ماده واحده این طرح اصلاحی عقد نکاح دختر قبل از ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از ۱۶ سال تمام شمسی ممنوع شده است.
در تبصره آن نیز حداقل سن ازدواج در دختر ۱۶ سال تمام شمسی و در پسر ۱۸ سال تمام شمسی در نظر گرفته شده است.
این در حالی است که عقد ازدواج بین سنین ۱۳ تا ۱۶ در دختران و ۱۶ تا ۱۸ در پسران منوط به اذن ولی و رعایت مصلحت و تشخیص دادگاه به شرط داشتن قابلیت صحت جسمی برای تزویج با نظر پزشکی قانونی است. بنابراین ملاحظه میشود نسبت به قبل سختگیری بیشتری برای اخذ اجازه ازدواج از دادگاه صورت گرفته و تکلیف دادگاه در صدور این اجازه سنگینتر از قبل شده است.
این بیماری که یک ناهنجاری روانی است، بهصورت تحریک جنسی شدید نسبت به کودکان کمتر از ۱۳ سال بروز میکند. اختلال پدوفیلی را میتوان در افرادی که به افشای این انحراف جنسی تمایل دارند، مشاهده کرد و حتی آن را در افرادی که با وجود شواهد عینی ابتلا به آن را انکار میکنند، تشخیص داد. برای اینکه فردی را پدوفیل بدانیم، او باید برای ارضای میل جنسی خود دست به عمل بزند یا در نتیجهی این تمایل و تصورات جنسی خود، دچار آشفتگی شود. بدون وجود این دو معیار، ممکن است فردی صرفا تمایل جنسی پدوفیلی داشته باشد، اما به این اختلال مبتلا نباشد. شیوع اختلال پدوفیلی کاملا مشخص نیست، اما شایعترین احتمال این بیماری در جمعیت مردها، نسبتا ۳ تا ۵ درصد است و وجود این اختلال در زنها، نسبت به مردها، بسیار کم است.
بنابر تخمینهای انجامشده، ۲۰ درصد از کودکان آمریکایی، آزار جنسی دیدهاند و این مسئله نشان میدهد که پدوفیلی، نوعی انحراف جنسی رایج است. متجاوزان هم معمولا از دوستان خانوادگی یا اقوام بودهاند. فعالیتهای جنسی با کودکان متفاوت است و احتمال دارد فقط تماشای بدن کودک یا لمس کردن او باشد. اما بیشتر فعالیتهای جنسی شامل رابطهی جنسی دهانی یا لمس آلت تناسلی کودک یا متجاوز است. تحقیقات نشان میدهد کودکانی که بروز هریک از علائم زیر نشان میدهد که فرد به اختلال پدوفیلیا مبتلاست:
وجود افکار و تخیلات جنسی شدید تکرارشونده، تمایل یا اقدام به رفتارهایی شامل فعالیت جنسی با یک کودک نابالغ (بهطور کلی ۱۳ سال سن یا کمتر) که در مدت زمان حداقل ۶ ماه در شخصی مشاهده شود.
این تمایلات جنسی فرد را به عمل وا دارد یا او از نظر بالینی دچار آشفتگی شود؛ بهطوریکه روی توانایی اجتماعی، حرفهای یا دیگر حوزههای مهم عملکردی او اثر منفی بگذارد.
فرد مبتلا حداقل ۱۶ سال داشته باشد و از کودک قربانی، حداقل ۵ سال بزرگتر باشد. اما افرادی که در اواخر نوجوانی با افراد ۱۲ یا ۱۳ ساله وارد رابطه جنسی میشوند، پدوفیل نیستند.
علاوهبر موارد فوق، هنگام بررسی و تشخیص اختلال پدوفیلی باید مشخص شود که آیا فرد فقط به کودکان جذب میشود یا خیر و بهطور کلی به چه جنسی گرایش دارد و آیا او فقط به زنا با محارم متمایل است.
تشخیص اختلال پدوفیلی با مشکلاتی همراه است. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، بهندرت داوطلبانه از کسی کمک میخواهند. درواقع بیشتر مشاورهها و درمان پس از گرفتار شدن فرد پدوفیل در چنگ قانون و دادگاهی شدن او، شروع میشود. برای تشخیص بهتر علائم پدوفیلی، میتوان به مصاحبهها، نظارتها یا گزارشهای اینترنتی که بهواسطهی تحقیقات جنایی در دسترس قرار میگیرند، توجه کرد. این موارد میتوانند شواهد مفیدی برای تشخیص این اختلال در اختیار قرار دهند. تماشای بسیارِ هرزهنگاری کودکان نیز ابزار تشخیصی مفیدی است. علاوهبرآن، میتوان تحریک جنسی تناسلی را بهوسیله محرکهای جنسی در آزمایشگاه اندازهگیری کرد و به احتمال وجود اختلال پدوفیلی در فرد پی برد.
افراد مبتلا به انحراف جنسی معمولا دچار اختلالهای چندابتلایی هستند. منظور از چندابتلایی، وجود همزمان یک یا چند بیماری روانی علاوهبر اختلال و بیماری اولیه است. افراد منحرف جنسی معمولا به همان اندازهی اختلال جنسی خود، به اضطراب، افسردگی شدید یا اختلال روحی و روانی و همچنین اختلالهای سوءِمصرف مواد نیز مبتلا هستند.در معرض کمتوجهی قرار دارند یا احساس تنهایی میکنند، بیشتر در معرض کودک آزاری جنسی قرار میگیرند.
دلایل ابتلا به پدوفیلی (و البته انحرافهای جنسی دیگر) مشخص نیست. اما این اختلال معمولا در خانوادههایی که چنین تاریخچهای دارند، بیشتر دیده میشود. بااینحال مشخص نیست که پدوفیلی ژنتیکی است یا رفتاری آموختهشده بهحساب میآید. از طرفی هنوز به اثبات نرسیده که عواملی مانند ناهنجاری در هورمونهای مردانه یا سروتونین شیمیایی مغز میتوانند عامل ایجاد پدوفیلی یا انحراف جنسی باشند یا خیر. همچنین گفته میشود، داشتن تجربه سوءِاستفاده جنسی در کودکی نیز میتواند عامل بالقوهای در ایجاد پدوفیلی باشد که این موضوع هم به اثبات نرسیده است.
بنابر الگوهای یادگیری رفتاری، کودکانی که قربانی یا شاهد رفتار جنسی نامناسبی باشند، یاد میگیرند چنین اعمالی را تقلید کنند و این نوع رفتارها در آنها تقویت میشود. این افراد از تماسهای اجتماعی و جنسی عادی محروم شدهاند و با انجام رفتارهایی که چندان مورد پذیرش جامعه نیست، احساس لذت و خشنودی میکنند. الگوهای فیزیولوژی در خصوص اختلال پدوفیلی، روی روابط بین هورمونها، رفتار و سیستم اعصاب مرکزی متمرکز میشود و به رفتارهای تهاجمی و هورمونهای جنسی مردانه توجه میکند.
برخی از افراد ممکن است هنگام بلوغ، متوجه علاقهی جنسی خود به کودکان شوند. ممکن است پدوفیلی وضعیتی مادامالعمر باشد، اما این اختلال دربرگیرنده عناصری است که احتمال دارد در گذر زمان تغییر کنند. از این عناصر میتوان به آشفتگی، اختلال روانی اجتماعی، گرایش به عمل در واکنش به تمایلات جنسی اشاره کرد.



