تلویزیون و نوروز 1389
دست از سر ازدواج برداریم
محمد آقاسی
کد خبر: ۹۳۴۳۳
| | 9112 بازدید
تامس برتون باتومور در کتاب «نخبگان و جامعه» خود روشنفکران را متشکل از گروه هایی می داند که در آفرینش، انتقال، و نقادی محصولات فرهنگی و اندیشه ها نقش مستقیمی دارند. این عده از نظر او شامل نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان، فلاسفه، اندیشمندان مذهبی، نظریه پردازان اجتماعی و مفسران سیاسی می باشند.
باتومور وجهه اساسی گردهم آمدن این افراد در کنار یکدیگر را ارتباط مستقیم با فرهنگ یک جامعه می داند. یعنی همانگونه که صاحبان حکومت و دولت در فرهنگ عمومی موثرند، اصحاب قلم، اندیشه و رسانه نیز دخیل هستند. روشنفكر خواندن آنها هم نه از اين نظر مهم است كه به عنوان طبقه اي ممتاز در جامعه بتازند، بلكه از اين جهت مهم است كه ميزان تاثير گذاري خويش بر جامعه را بدانند. اما در رسانه ما و به خصوص رسانه ملی که با انبوه مخاطب روبروست چه چیزهایی فرهنگ سازی می شود و كارگردانان و برنامه سازان كه موثر در فرهنگ عمومي جامعه هستند ، چه خوراك فرهنگي را به مردم عرضه مي كنند؟
نوروز 1389 سه مجموعه تلویزیونی «چاردیواری» از شبکه اول، «زن بابا» از شبکه سوم و «دارا و ندار» از شبکه پنجم صدا و سیما پخش گردید. این مجموعه برنامه ها طوری تنظیم شده بود که از ساعت 21.30 دقیقه تا 24، یعنی به مدت دو ساعت و نیم به طور متوالی پخش می گردید.
تکرار آنها در روز نیز باعث می شد که ذهن ها با این برنامه ها درگیر باشد. هرچند که زمان بندی و تنوع برنامه های نوروز امسال بسیار بهتر از سال های پیش در نظر گرفته شده بود و شاید خلل جدی در دید و بازدید های نوروزی ایجاد نمی کرد، اما سوال اینجاست که چه ضرورتی دارد این حجم برنامه های جذاب در یک مدت زمان کوتاه در کنار هم قرار گیرد و بلافاصله پس از ایام نوروز، مخاطب احساس فقر جدی نماید.
در این تحلیل می بایست تنوع فیلم های جذاب که شاید در طول سال به ندرت پخش شود، سایر سریال های که به خاطر جلب بیشتر سریال های پیش گفته ـ مثل محله طهرونی ها ـ چندان به چشم نمی آمد، مستندهای زیبا و تاثیرگذار را هم اضافه نمود. بهتر آن بود که یکی از سریال ها به صورت پیاپی و باقی به صورت هفتگی و یا یک روز در میان پخش شود تا هم مردم فرصت زمان بیشتری برای اندیشیدن داشته باشند که چه می بینند و هم کارگردان از بازخورد کارش در جامعه مطلع شود و بتواند همان کار یا کارهای آتی را به نحو بهتری در پیش بگیرد.
در این فضاست که مخاطب فعالانه پیامی که از سوی این خیل صاحب اندیشه دریافت می کند می تواند با تامل بپذیرد و هم زمان کار نیز به محک نقد می آید. جالب آنکه بلافاصله پس از ایام نوروز هر سه سریال به سرعت مورد تقدیر رئیس محترم سازمان صدا و سیما قرار می گیرند و این یعنی بستن راه نقد، چرا که از نظر ایشان هر سه سریال خوب بود و عنصر مهم جلب و جذب مخاطب را داشت. اما با این کار جلو نقدهای جدی به سریالها و برنامه های نوروز و مقاطع دیگری که این کار انجام می شود گرفته می شود. چرا که مدیران ارشد و تصمیم گیران و سیاست گزاران دیگر انگیزه ای برای تامل ندارند و اهل قلم هم نوشته ها را چندان موثر نمی بینند و نمی دانند.
نوروز امسال هم ازدواج خط اصلی هر سه سریال بود و هرچند تفاوتهایی در آن دیده می شد ، ولی در نهایت به همین جا ختم می شد.
نوروز امسال هم ازدواج خط اصلی هر سه سریال بود و هرچند تفاوتهایی در آن دیده می شد ، ولی در نهایت به همین جا ختم می شد.
لابد همانطور که زمانی مشهور بود فیلمهای هندی با اشک و رقص آمیخته است ، آنچه محصول تصویری ایرانی است هم ازدواج است و شنیده اید از همه مردم کوچه و بازار که: «سر و ته فیلم های ایرونی هم اینه که کی با کی ازدواج می کنه.»
«چاردیواری» ساخته سیروس مقدم بود که کارگردان صاحب نامی است و به خصوص سریال های دنباله دار زیادی را ساخته و معمولا اقبال مردمی را هم در پی داشته است. «نرگس» و «اغماء» مشهورترین کارهای او در بین 14 سریالی است که کارگردانی نموده است. او در این فیلم تلاش داشت ضمن بردن مخاطب به حال و هوای محله های قدیمی از نوستالژیک سنت استفاده کند و آنها را جذب نماید که در این کار هم وارد بود. استفاده به جا از طنز و حضور آتیلا پسیانی هم در نقشی متفاوت از نکات مهم مجموعه بود. اما خط اصلی داستانی سریال او هم ازدواج بود، هر چند با کمی تفاوت.
این بار خبری از ازدواج یک دختر و پسر جوان دیده نمی شد، بلکه «نادر» و «مریم» که در پی یک ازدواج صوری و نیز با حمایت معنوی «آهو خانم» و همسایه هایی که در تنگناهای جدی زندگی شهری به شادی زندگی می کنند، نزدیک به چهل سال داشتند و پس از یک طلاق، مجددا با هم دیگر ازدواج نمودند. مقدم هرچند تلاش داشت مسائل و مشکلات دیگری چون اجاره نشینی، اشتغال، تمایل به تحصیل در خارج از کشور، بالا رفتن سن ازدواج و برخی آسیب های اجتماعی را هم به تصویر بکشد، اما ازدواج و رسیدن دو نفر به هم که به کلیشه فیلم ها و سریال های ما تبدیل شده است، قدرت فکر کردن راجع به این مسائل حاشیه ای را از مردم می گیرد و یا القای این نکته را هم در ذهن خواهد داشت که باقی موارد مهم نیستند و تنها ازدواج مهم است که باید به آن اندیشید. خصوصا القای این مساله در ذهن جوانان که بنا به دلایل متعدد امکان کمتری برای ازدواج دارند، تهییج کننده عواطف آنهاست.
ازدواج «خیری» و «مهتاب» و علاقه مندی این دو با هم نیز مکمل داستان ازدواج «نادر» بود و حتی در بحرانی ترین موارد داستانی دزدی و یا در پی دزدان به کمک کارگردان می آمد تا داستان را ادامه دهد.
«زن بابا» را هم سعید آقاخانی کارگردانی نموده بود و از نامش هم برمی آمد که به ازدواج ارتباطی دارد. آقاخانی از مجموعه مشهور «ساعت خوش» شناخته شد و تا کنون در مجموعه های مختلف سینمایی و تلویزیونی بازی، بازیگردانی، کارگردانی و نویسندگی را تجربه کرده است.
داستان اين فيلم هم به ماجراي يك ازدواج مي گذرد و كارگردان تلاش مي كند در حين كار پيام احترام به موي سپيد و بزرگترها و در نظر گرفتن شرايط آنها را هم داشته باشد، اما محور كل سريال به ماجراي ازدواج «عزيز» مي گذشت. گاهي به خواستگاري مي رفت و قسمت عمده سريال هم به خواستگاري، ازدواج و شروع زندگي با «ماهي خانم» را به تصوير كشيد. در اين سريال هم دختر و پسر جواني براي ازدواج به عنوان عناصر اصلي مطرح نبودند، ولي ظاهرا كارگردان نتوانست اين غيبت ميمون را تحمل كند و ماجراهاي «بهبود» و «پريسا» را به عنوان چاشني در داستان سريال آورد. به هرحال اين سريال هم در گير و دار خواستگاري و ازدواج و شيريني ها و تلخي هاي آن دور مي زد.
مسعود ده نمکی را با تمام کارهای رسانه ای مکتوب و غیر مکتوبش با یک ویژگی بارز می توان شناخت: پر مخاطب بودن. در روزگاری که دفاع مقدس و آرمان های آن در فرهنگ عمومی در حال رنگ باختن بود، با نشریات «شلمچه» و بعدتر با «صبح دوکوهه» پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشت و توانست در آن فضا مخاطبان خوبی را جذب نماید. «فقر و فحشاء»، نخستین ساخته مستند او که توفیق توقیفش، به یاری نام جذابش آمد و با محتوای متفاوت جزء نخستین لوح های فشرده بود که به صورت غیر رسمی توزیع گسترده ای در سراسر کشور داشت.
«کدام استقلال؟کدام پیروزی؟» هم درست به همین منوال خوشنامی و توزیع غیر رسمی به خوبی دیده شد. نام گذاری مناسب و کم دردسر و پر محتوا یکی دیگر از ظرافت هایی است که او در کارهایش به خرج می دهد. نام هایی که چندان پیچیده نیستند و برد زیادی در ذهن مخاطب ایجاد می کنند و با محتوای اثر نیز هم خوانی دارند. اما تا اینجای قصه او با قشرهای متفاوتی که در جامعه با آنها روبرو بود ارتباط جدی برقرار نکرده بود.
او با «اخراجیها 1» و بعد پرفروش ترین تاریخ سینمای ایران تاکنون یعنی «اخراجیها2»، توانست ارتباط گسترده تری را با مردم برقرار نماید. در نوروز 1389 با مجموعه ای متفاوت تلویزیونی با نام «دارا و ندار» و بسیار زودتر از بسیاری از هم صنفانش مهمان خانه های ایرانیان شد. همانگونه که از اسم مجموعه پیداست این بار با رسانه تصویری، شعاری که سال ها پیش در رسانه نوشتاری اش مطرح می نمود، یعنی «جنگ فقر و غنا» پا به عرصه گذاشته است.
آنچه که مشخص است و همانطور که خود او به ویژه برای این مجموعه بیان داشته است، تلاش می کند در گفتمان انقلاب اسلامی و برای انقلاب اسلامی کار کند و عرصه رسانه ای ایرانی را که الحق در این گفتمان دچار خلل است پر نماید. اما دفاع از انقلاب اسلامی و کار برای آن ابزاری از جنس خود می طلبد و نباید به هر زبان و رفتاری و سپس طرح انقلاب در حاشیه و یا شعارهای آن به عنوان تزئین، به کمک انقلاب اسلامی آمد.
به تعبیر علامه شهید مرتضی مطهری، «هدف، وسیله را مباح نمی کند» هر چه قدر هم که والا و بالا باشد. هر چند که باید به آقای ده نمکی تبریک گفت که این موضوع خاص و حساس را در زمانی قبول کرد که مخاطبان ایرانی با حساسیت ویژه ای آن را پیگیری می کنند و می توانست به عنوان نخستین کار تلویزیونی، سوژه های دیگر را انتخاب نماید اما این تبریک و این خوشحالی نباید جلوی دیدن نواقص مجموعه و نشان دادن آنها را بگیرد.
به تعبیر علامه شهید مرتضی مطهری، «هدف، وسیله را مباح نمی کند» هر چه قدر هم که والا و بالا باشد. هر چند که باید به آقای ده نمکی تبریک گفت که این موضوع خاص و حساس را در زمانی قبول کرد که مخاطبان ایرانی با حساسیت ویژه ای آن را پیگیری می کنند و می توانست به عنوان نخستین کار تلویزیونی، سوژه های دیگر را انتخاب نماید اما این تبریک و این خوشحالی نباید جلوی دیدن نواقص مجموعه و نشان دادن آنها را بگیرد.
به نظر مي رسد شعارهاي انقلاب اسلامي از حرف هاي كوچه بازاري فاصله دارد. هر چند اين انقلاب به دست متن مردم اتفاق افتاده و آنها در حفظ و ادامه حيات آن نقش جدي داشته اند، اما اين متن به آن صورتي كه در اين سريال بازنمايي گرديد هم از نظر فرهنگي فقير نيستند و اگر بودند كه چنين تغيير اساسي را به وجود نمي آودند. تصوير كج و معوج از داراها و تازه به دوران رسيده ها را كه معدود در سينماي ايران و تلويزيون ديده ايم مي توان جزء محاسن كار دانست، اما متن مردم يا به تعبير كارگردان ندارها چگونه اند؟ شايد كسي بگويد يا كارگردان از خود دفاع كند كه من اينگونه ديده ام و تصوير كرده ام و اين پاسخ در جايي كه هزاران تصوير از اين اقشار وجود دارند را مي توان قبول كرد، اما حيف است كه در نخستين كار اين ميزان شخصيت تعريف شود و به سرعت و برشي داستان آنها براي مردم تعريف گردد.
متن مردم در پيامك هاي جاري كه به زبان بازيگران مجموعه مي آمد نيستند. ايكاش بر برخي شخصيت ها بيشتر تاكيد مي شد. ايكاش اين حجم از بازيگران مطرح در سريال نبودند تا مهمترين و تاثيرگذارترين وجه ندارها، يعني زندگي «ذبيح»، «طلعت بانو» و «گلي» بيشتر به جانمان مي نشست و نقش تزئيني جانبازان و روحانيت، قوام بيشتري مي يافت.
دکتر رضا داوری اردکانی در رساله انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم چنین نگاشته اند که: «هر انقلابی، یک جهت نفی و یک جهت اثبات دارد. جهت نفی انقلاب با نفی موجودیت غرب و تمام سیاست های معروف به شرقی و غربی، در جهت اثبات آن، روی کردن به حق برای پدید آمدن مقدمات تحقق وعده الهی و برقراری عدل اسلامی است.» یک بعد پاسداری این عظمت را از رسانه ها می توان انتظار داشت و باید گفت که آنچنان شایسته و بایسته انقلاب اسلامی مردم ایران، اتفاق رسانه ای نیفتاده است.
اما به این دلیل نباید با استفاده از حرف های کوچه و بازاری و نیز حرکات آنچنانی شعارهای انقلاب اسلامي را به بازی گرفت. ايكاش كارگردان مي دانست با شكستن برخي قبح ها از حرف هاي ركيك تا حركات ناشايست در رسانه ملي به چه ميزان در آينده جامعه و رسانه اين موارد شيوع پيدا مي نمايد. آنوقت بايد لابلاي اين حرف ها و حركات هم شعارهاي انقلابي را مطرح نمود.
اما به این دلیل نباید با استفاده از حرف های کوچه و بازاری و نیز حرکات آنچنانی شعارهای انقلاب اسلامي را به بازی گرفت. ايكاش كارگردان مي دانست با شكستن برخي قبح ها از حرف هاي ركيك تا حركات ناشايست در رسانه ملي به چه ميزان در آينده جامعه و رسانه اين موارد شيوع پيدا مي نمايد. آنوقت بايد لابلاي اين حرف ها و حركات هم شعارهاي انقلابي را مطرح نمود.
اما خط مهم اين سريال هم ازدواج «قشنگ» و «تيمور» بود كه از ابتدا با غيرتي شدن مدام و بيش از اندازه «فريدون» در دقايق مختلف سريال بيننده را براي اين كار حساس تر مي نمود. طبيعتا حضور بازيگران فراوان و تاكيد بر فقر و بسياري ديگر از آسيب هاي اجتماعي توانسته بود مسعود ده نمكي را از افتادن به كليشه ازدواج دور گرداند اما اين دوري كامل نبود.
داستان زوج جوان دانشجو و نيز دختر معلم و مهندس سازمان مديريت بحران شهر تهران كه چند قسمت سريال به ازدواج ْآنان اختصاص يافت، نشستن خواهر «ساسان» در كنار «فريدون» به عنوان ازدواج و در نهايت هم ختم شدن همه چيز به ازدواج از رسوب شدن اين كليشه حكايت مي كند.
داستان زوج جوان دانشجو و نيز دختر معلم و مهندس سازمان مديريت بحران شهر تهران كه چند قسمت سريال به ازدواج ْآنان اختصاص يافت، نشستن خواهر «ساسان» در كنار «فريدون» به عنوان ازدواج و در نهايت هم ختم شدن همه چيز به ازدواج از رسوب شدن اين كليشه حكايت مي كند.
در حالي كه بازار مصرف مخاطب ايراني را «24»، «لاست» و «فرار از زندان» پر مي كند كه سريال هايي هستند كه اگر نگوئيم ايدئولوژيك هستند ـ كه به گمان بنده هستند ـ حداقل مروج سبك زندگي ديگري است و اهداف و برنامه هاي بيگانه را به صورت سيستماتيك به خورد مخاطب مي دهد، به نظر مي رسد بايد دست از سر ازدواج برداريم و به موضوعات ديگر هم بپردازيم.
بسياري از مجموعه ها و فيلم هاي ما هم به اين كليشه مي پردازند و بسياري به پيش از ازدواج نگاه دارند و ازدواج هاي غير عقلاني و احساسي را نيز ترويج مي كنند. به نظر مي رسد با افزايش گرفتن آمار طلاق از ازدواج از چند سال پيش تاكنون، به جاي پرداختن تمام قامت به ازدواج به مشكلات و مصائب پس از ازدواج و نيز شيوه هاي حل آنها نيز در مجموعه هاي تلويزيوني نيم نگاهي داشته باشيم. اينگونه است كه كارگردانان و سينماگران ما هم نقش روشنفكري خويش را به نحو بهتري انجام مي دهند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
تا کی برای مباهات به خود باید به جهان غرب و ادبیات و ترجمه انها متوسل شد ؟!!!
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



