صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نقد «مشفقانه» به شیوه «وطن امروز»!

محمد کوکب *
کد خبر: ۸۸۸۴۳
| |
4719 بازدید

ناقدان را بود آیا که عیاری گیرند ؟

روزنامه وطن امروز در شمارۀ سه شنبه 4 اسفند خود تحت عنوان «نقد مشفقانه» به نقد مصاحبۀ اخیر حجت الاسلام دکتر محمد مطهری با خبرگزاری مهر پرداخته است. اینکه نویسندۀ محترم آقای سید عابدین نورالدینی در این نقد رعایت ادب را کرده و بر خلاف  شیوۀ برخی مقالات وطن امروز از برخوردهای توهین آمیز پرهیز نموده اند  سزاوار قدردانی است.

اما انگیزه نگارش نقد کوتاه اینجانب این بود که متأسفانه نویسنده در برخی مواضع ابتدا به تحریف سخن پرداخته و بعد آن را به نقد کشیده و در واقع بافتۀ خودش را نقد کرده  و گویی تصور کرده اند لحن مشفقانه، ایشان را از برخورد منصفانه بی نیاز  می کند.  کاش ایشان لحن غیرمشفقانه داشتند ولی مطالب آقای مطهری را همان طور که بود مطرح می ساختند. برای پرهیز از اطالۀ کلام به چند نمونه از این تحریفها اشاره می شود تا روشن شود که نویسنده هرجا از مصاحبه را که خواسته به هر جای دیگر وصل کرده و نتیجه خودخواستۀ خویش را گرفته است، شیوه ای که متأسفانه سکه رایج ژورنالیسم روز است .جالب است که «ناقد مشفق» در همان پاراگراف اول می گویند که در نقد خود «در طریقۀ انصاف» گام برداشته اند. حال قضاوت را به عهده خوانندگان بی طرف می گذاریم تا خود بر مسند داوری نشینند و عیار انصاف را در نقد « ناقد مشفق » بسنجند .  

1. نوشته اند: «دکتر مطهری به موضوع اظهارات سروش و گنجی اشاره کرده‌اند و گفته‌اند که تعمیم این اظهارات به همه اصلاح‌طلبان موجب عدم بازگشت سران آنها می‌شود!»

از مصاحبه اساسا چنین مطلبی فهم نمی شود. در مصاحبه مذکور در دو پاراگراف بالاتر، بحث آقایان کروبی و موسوی تمام شده و دنباله مطلب در پی توضیح سوال خبرنگار درباره توضیح بیشتر درباره برخورد بولدوزری است. گویی ناقد محترم که در سراسر نقد خود اساسا نمی تواند خود را از فکر کروبی و موسوی بیرون آورد هنوز در همان عالم بوده و سهوا مطلب را به ده سطر بالاتر ربط داده است.  عین عبارت آقای محمد مطهری این است:
«مثال دیگر برای برخوردهای بولدوزری این است که حرفهای کفرآمیز و مشمئزکننده اخیر درباره قرآن و امام زمان (عج) را به همه اصلاح طلبان نسبت داده بگوییم هر که اصلاح طلب است کارش در نهایت به اینجا می کشد. این خارج از انصاف است. البته اینکه اصلاح طلبان از نظر من چه ایرادات فکری و غیر فکری اساسی دارند بحث دیگری است».

سخن آقای مطهری روشن است: در اوایل کار پس از اشتباه بزرگ یکی از کاندیداها در اعلام قطعی خود به عنوان پیروز، با سران معترضان برخوردهای بولدوزری صورت گرفت و آنها امروز به لجاجت افتاده اند. اما گفته نشده هر جا برخورد بولدوزری در کشور صورت گرفته در مواضع این دو نفر نقش داشته است آن طور که نویسنده وطن امروز نتیجه گرفته اند و علامت تعجب هم گذاشته اند.

البته چون عبارت بعدی در مصاحبه راه تحریف را می بسته، جناب نورالدینی اساسا به این عبارت صریح در مصاحبه اشاره نکرده اند:
«البته تأکید می کنم که منظور از این تحلیل این نیست که چون با کسی تند برخورد کرده و او را به سر لج آورده اند پس کارهایی که او در مقابل انجام داده توجیه بردار و یا جبران پذیر است و یا از نظر قانونی نباید تعقیب شود.»

ناقد محترم همچنین برای آنکه اتهاماتشان به آقای مطهری مبنی بر توجیه کار سران معترضان، در نظر خواننده ای که اصل مصاحبه را ندیده موجه جلوه کند چاره ای ندیده اند جز اینکه این فراز از مصاحبه را که در نقد صریح رفتار آقایان کروبی و موسوی است درز بگیرند:
«بگذاريد  با ادبيات خود سران معترضان صحبت کنم. هر وقت از آنان خواسته مي شود  مواضع خود را تصحيح کنند مي گويند  در اينجا بحث حق شخصي مطرح نيست که بگذريم، مساله حق مردم است و  به قول خودشان «بر سر پيماني که با مردم بسته ايم ايستاده ايم». در جواب بايد گفت براي اين مردم سرمايه يي بالاتر از اين انقلاب نيست. اين چه نوع پيمان و ميثاق با مردم است  که عملاً داريد بزرگ ترين سرمايه شان را از آنان مي گيريد».

با توجه به آنچه گفته شد این مطلب نویسنده که «موسوی براساس کدام برخورد بولدوزری‌ای که با وی شد، قبل از پایان اخذ رای، مدعی پیروزی در انتخابات شد؟» تغافلی بیش نیست زیرا بحث در این است که پس از این اشتباه موسوی با وی بولدوزری برخورد شد نه اینکه برخورد بولدوزری پس از انتخابات، در ادعای پیروزی در انتخابات دخیل بوده است، چه نامربوط بودن این سخن اظهرمن الشمس است.

این هم گفتنی است که نویسنده محترم ظاهرا خیلی از بحثها عقب هستند زیرا بحثهای آقای سروش مربوط به چند سال پیش است و بنابراین «حرفهای کفرآمیز و مشمئزکننده اخیر» تنها می تواند ناظر به گنجی باشد نه سروش آنطور که ایشان پنداشته اند.
2. نوشته اند: "دکتر محمد مطهری اعلام اسامی برخی چهره‌های اصلاح‌طلب که حاضر به مناظره تلویزیونی نشده‌اند را هم از مصادیق برخورد بولدوزری و نیز از عوامل عدم بازگشت فتنه‌گران دانسته‌اند!"

چنانکه از مصاحبه به وضوح پیداست در فراز مربوطه در مصاحبه نه تنها صحبت درباره سران معترض نیست، بحث درباره برخورد بولدوزری هم نیست بلکه مثال درباره برخورد غیرمنصفانه است و بس، همچنانکه در اول و آخر این پاراگراف تاکید شده است. عین عبارت مصاحبه چنین است:  
«بحث در برخورد منصفانه است. نمی شود نام اصلاح طلبانی که شرکت در مناظره را نپذیرفته اند اعلام شود اما دلیل عدم شرکت آنها اعلام نشده و به نحوی با آبرویشان بازی شود. این در حالی است که متجاوزان به عنف و مفسدان کلان اقتصادی خیالشان جمع است که آبرویشان در رسانه ملی محفوظ است. به هر حال هر گاه نگاه افراد و دستگاههای مرتبط به حاکمیت نگاهی منصفانه نباشد بر قربانیان جنگ نرم افزوده می شود».

 اینکه چگونه ناقد مشفق آقای عابدینی لااقل در پیشگاه وجدان خود حاضر شده اند ذکر نام اصلاح طلبان شرکت نکرده در مناظره را از دلایل عدم بازگشت آقایان معترض از نظر آقای مطهری تلقی کنند ، باید از خودشان پرسید. شاید هم آنقدر ذهن ایشان به کروبی و موسوی مشغول است که اولین معنای هر جمله ای ولو بی ربط را در سیاق تطهیر و توجیه این دو نفر می فهمند. 

3. سوء فهم دیگر ناقد محترم در آنجاست که این جمله آقای مطهری را که «اگر هتاکان کنترل شوند بسیاری خواص به سخن می آیند» باز از همان دید «توجیه و تطهیر» نگریسته اند. مطلب آقای مطهری این است که اگر مایلیم خواص بیشتر به میدان بیایند باید هتاکان خودی را کنترل کرد. این موضع یک «تبیین» است نه یک «توجیه». این امر که آیا سکوت خواص با این عذر که وارد میدان شدن و طرح نقادانه مسائل همان و نوکر اسرائیل خوانده شدن همان، نزد خداوند موجه است یا خیر، امر دیگری است که در مصاحبه به آن پرداخته نشده است. البته برخی خواص ممکن است لزوم پرهیز از مواضع تهمتها را توجیهی برای سکوت خود بدانند بویژه آنکه این هتاکان نوعا کنترل شدنی هستند وکنترل نمی شوند.

نکته مهم این است که آنچه آقای نورالدینی و امثال ایشان را ناخواسته به چنین تحریفها و مواضع متزلزلی کشانده، اصلی است که در پس ذهن خود دارند و ظاهرا خود نیز از آن بی خبرند. آن اصل این است که  هر انتقادی که کسی از غیر گروه خودشان در مورد اوضاع کشور می کند حتما در حمایت از موسوی و کروبی است مگر آنکه خلافش اثبات شود! اینجاست که فرد هر مطلب نامربوطی را به توجیه و تطهیر سران معترضان نسبت می دهد و از وصل کردن هر جای مطلب به جایی دیگر ابایی ندارد که باید آن را «اصول هرمنوتیکی وطن امروزی» نامید. در فرازی از مصاحبه از رانندگی در غرب تعریف شده بود. آقای نورالدینی با همین شیوه می توانستند اضافه کنند که آقای مطهری تعریف نکردن صدا و سیما از نحوه رانندگی در غرب را از عوامل عدم بازگشت عوامل فتنه دانسته اند!

البته غرض این نوشته تنها بیان برخی تحریفها و ان شاء ا.. سوء فهمها بود  و الا موارد سست در نقد مذکور نیاز به بحث جداگانه دارد. ذکر یک نمونه کافی است:
به عنوان مثال، گفته اند چرا آقای مطهری کلمۀ «سران فتنه» را به کار نبرده است؟ سوال جالبی است. آقای عابدینی که هم ارزشی و هم ولایت محورند بفرمایند مگر رهبری معظم انقلاب تا کنون آقایان کروبی و موسوی را «سران فتنه» خطاب کرده اند؟ ایشان در تبیین ابعاد فتنه تنها به تعبیر«دوستان قدیم ما» و در دیدار اخیر با خبرگان رهبری به تعبیر«آقایان» بسنده کرده اند. البته در وقوع فتنه و مردود شدن   برخی آقایان شکی نیست ولی چه شده است که نخبگان باید اصطلاحات روزنامه های تندرو را تکرار کنند و نه مقام معظم رهبری را؟ حتی جناب آقای فدایی که در جناح راست به تندروی شناخته می شود ، در مصاحبۀ  اواخر دی ماه خود اظهار داشته اند که سران فتنه داخلی نیستند. بنابراین چگونه از افراد معتدل انتظار دارید اصطلاحات را از وطن امروز و امثال آن بگیرند؟ چنانکه دیدیم نویسنده وطن امروز به جای آنکه استدلالهای مطرح شده در مصاحبه را پاسخ دهند، به مثالها و حتی تعبیرها پرداخته اند.

حاصل کلام اینکه به نظر می رسد حرف امثال آقای محمد مطهری این است که با سران معترضان باید با عدالت و قاطعیت برخورد شود ولی دغدغه اصلی ما ریزش کمتر از یاران انقلاب با پرهیز از کارهایی مانند دستگیریهای نیمه شب باشد. اما سخن امثال وطن امروز این است که جز در محکومیت موسوی و کروبی نباید سخنی گفته شود و این است تفاوت دو دیدگاهی که یکی در پی دلسوزی برای نظام است و دیگری به دنبال منافع جناحی. شاید از روزنامه ای که تنها چند ماه قبل از انتخابات پا به عرصه گذاشته، این انتظار که سخنان غیرجناحی افرادی مانند دکتر محمد مطهری را آن طور که هست منعکس کنند نابجا باشد. بهترین نقد بر این نقد به اصطلاح مشفقانه، پاک کردن ذهن از پیشداوریهای جناحی و سیاسی و دوباره خوانی منصفانه همان متن مصاحبه آقای مطهری است. آری، نقدی که مصداق «یحرفون الکلم عن مواضعه» است نمی تواند مشفقانه باشد.

شاید با نگاهی به متن تحریفها در «نقد مشفقانه» بوده است که حتی سایت شناخته شده و نزدیک به وطن امروز هم دیگر روی آن را نداشته که آن را نقدی «مشفقانه» بداند و لذا آن را با عنوان «نقد اظهارات دکتر محمد مطهری» در سایت خود قرار داده است.

* دانشجوی دکترای عرفان اسلامی پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی
kokabmohammad@yahoo.com

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار