کد خبر: ۸۶۶۸۱۰
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۴ 05 January 2019

به گزارش تابناک، حبیب ا... حمیدي „در مطلبی در روزنامه «عصر ایرانیان» نوشت:

„ عنوان و محتواي يادداشت «سر داري که استراتژيست نشد» در روزنامه اي که به نام دولت است، ذهنم را به جلسه اي رهنمون کرد که حسب نظر آيت ا... هاشمي رفسنجاني عليه براي انتخابات در کنار مديران مرکز تحقيقات آن 92 روز و بعضي از اعضاي هيات دولت فعلي، تشکيل شده بود. موضوع جلسه از اين قرار بود که مرحوم هاشمي از روحاني به اسم حمايت کند يا خير؟ اين امر چند مخالف داشت از جمله ريئس اين جلسه و حقير... در اين ميان استدلال کوتاهي رد و بدل شد که براي حلقه اطراف روحاني سخت بود. البته براي افرادي که مخالفت کردند، رسم وفا به جا آمده و به نحوي از انحاء تلافي شد. اما مقصود راقم در اين وجيزه ابن قسم روايت نيست. هر چند که لازم بود تا در تاريخ بماند. چرا که تا کنون از آن جلسه مطلبي در اين خصوص بيان يا به رشته تحرير در نيامده است. اما جان کلام اين جاست که يکي از شخصيت هاي حاضر در جلسه که اتفاقا مخالفت کرد، در حاشيه جلسه از بنده پرسيد ظاهرا دلايل ديگري براي مخالفت داشتيد که آنگونه پا فشاري ميکرديد. اين جانب در آن روز با ذکر مصاديقي ياد آور شدم که اين جماعت و اين حلقه با مرکز شان، دنياي سياست و اسباب سياست را نه براي خدمت و آباداني که صرفا براي کسب قدرت، چشيدن طعم رياست و مسند دنبال ميکنند و به محض وصول مقصود، نه تنها تمام ادبيات زيبا و مردم فريب را فراموش ميکنند و قطعا به اين گفته ها عمل نمي کنند بلکه اين روز ها را نيز بخاطر نخواهند آورد. لذا بازنده مردم و همه کساني هستند که دل در گرو اين دارند که از اين طريق به داد جامعه و مردم برسند. از قضا اين پيش بيني به راي العين محقق شد. و اما ارتباط اين خاطره با موضوع يادداشت در اين واقعيت نهفته است که هدف هر راهبرد و استراتژي بايد در جهت منافع مردم و کشور باشد و اگر اين تعريف را مي پذيريم، اين مدعيان بايد پاسخ دهند از بابت راهبرد اين دولت که براي آن هزينه هاي بسيار سنگيني پرداخته شده آيا جز ناکارامدي و بحران، چيزي ديگر حتي براي حاميانش عايدي در پي داشته است ؟ آيا براستي براي عملکرد استراتژيست هاي اين دولت و بنگاه رسانه اي آن «قرار گرفتن دولت در وسط چهار راه چهار سمت باخت» تعبير ديگري مي‌توان يافت؟؟!! شما که با بوق و کرناي اخلاق، حقوق و انصاف بر موج سياست سوار گشته ايد، آيا با اين منطق همه امور را تحليل و قضاوت مي کنيد و استراتژيست را از غير استراتژيست اين گونه تشخيص ميدهيد ؟! با تخريب و توهين ؟!

اما راه بسيار ساده تري هم براي ارزيابي وجود دارد که مانع از فرافکني هايي شود که براي سر پوش گذاشتن بر آن، به خاک ماليدن کشور متمسک نشد. در اين راستا جا دارد به برخي فعاليت ها و اقدامات دکتر رضايي اشاره گردد و انتظار اين است که مباني و منطق راهبرد و استراتژي را در اين اقدامات درک و سپس هماورد آن اقدامات استراتژيک دولت را در منظر عموم قرار دهيد ( با اين تفاوت که ايشان و سرداراني از اين دست با دست خالي و سن کم اما دولت با تمامي منابع و قدرت در هشت سال) تا جامعه مقايسه کنند و سيه روي شود هر که در او غش باشد. بسياري از اميران و سرداران نظامي که تجربه ميداني جنگ را در کارنامه خود دارند به دليل اشتغال ذهني با موقعيت هاي دشوار آفندي و پدافندي و پيش بيني مداوم حرکات دشمن و طراحي سناريوهاي دفاعي و امنيتي، قدرت تفکر راهبردي ويژه اي پيدا مي کنند که حتي پس از دوران خدمت نظامي خود، از ابتکارات و تجربياتشان در ساير عرصه ها استفاده مي شود. دکتر محسن رضايي بنيانگذار بسياري از نهادهاي راهبردي ملي است.

ايشان در چهار دهه اخير در دوران زعامت و رهبري امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري عهده دار وظايف خطير و موسس مهمترين نهادهاي نظامي، علمي و راهبردي بودند. از جمله: سازمان اطلاعات کشور را با نيروهاي آنرا 1362جوان در سپاه پاسداران بوجود آورد و درسال به دولت منتقل کرد که به عنوان وزارت اطلاعات بر اقتدار نظام افزوده است. همچنين سپاه را از يک نيرو با هزار داوطلب و کمترين تجهيزات به بازويي با يکصد 3۰ و سي هزار پاسدار آماده رزم تبديل کرد و با موافقت امام امت، نيروهاي زميني، دريايي و هوايي مستقل و توانمند را در آن تشکيل داد. تشکيل سپاه حفاظت از پروازها و فرودگاه هاي کشور هم از اقدامات اين فرمانده ارشد کشور است. ايشان با همراهي شهيد شفيع زاده و شهيد طهراني مقدم، سپاه را با توپخانه به غنيمت گرفته شده از رژيم بعثي مجهز کرد و در ادامه موشک را به دکترين تدافعي ايران افزود تا بعد از تنبيه صدام، هيچ دشمني به آب، خاک و آسمان ما چشم طمع ندوزد. او دانشگاه امام حسين(ع) و دانشگاه پزشکي بقيه ا...(عج) را تاسيس کرد تا سپاه در پرورش فرماندهان و کادر پزشکي و درماني در بالاترين سطح منطقه و در تراز قوي ترين ارتش هاي جهان باشد.

با چنين سوابقي بود که پس از دفاع مقدس در دهه هفتاد به دانشگاه تهران رفت و دوباره مشغول تحصيل شد ولي بجاي مهندسي مکانيک اقتصاد را تا مقطع دکتري دنبال کرد. او مطمئن بود که جنگ آينده نظام سلطه با ايران اسلامي جنگ و تقابل اقتصادي است. ( و اگر دولت در اين هشت سال فقط همين پيش بيني را توجه و به معيشيت ، اشتغال براي خيل بيکاران توجه ميکرد شايد اين نوشته حقير نيز بي معني ميشد) و در اين اثناء به دبيري مجمع تشخيص مصلحت منصوب شد. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، ايالتهاي اقتصادي و اقتصاد مقاومتي را راهکاري براي پيشرفت اقتصاد ايران معرفي کرد و در اين موضوعات دو کتاب نوشت و سخنراني هاي فراواني را در مجامع دانشگاهي و نخبگي انجام داد و معتقد است اگر سياست هاي کلي اقتصاد مقاومتي در کشور اجرايي شود، ميزان تاب آوري اقتصاد ما در برابر تکانه هاي داخلي و خارجي بالاتر مي رود. او پس از نزديک شدن داعش به مرزهاي غربي کشور با عنايت به فرمايش رهبر معظم انقلاب که پاسداري از انقلاب، بازنشستگي ندارد، جامه سبز پاسداري را بر تن کرد و بارها اعلام کرد که به عنوان يک سرباز شهادت در لباس سپاه و دفاع از اسلام و مردم کشورش را آرزوي خود مي داند. بايد ديد که چرا روزنامه ايران و چند رسانه ديگر که با بودجه عمومي منتشر مي شوند با سياسيون لندن نشين و سلطنت طلب ها و ....برخي سياست بازان هم صدا شده اند و به تخريب سرباز دين و وطن مي پردازند؟ 

اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
حمید بقایی تنگه هرمز جان بولتون مرتضی بختیاری نفتکش سازمان بنادر و دریانوردی آیت الله جنتی سید جواد حسینی