کد خبر: ۸۳۷۰۶۱
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹:۴۰ 25 September 2018
در قانون شکار و صید مصوب خرداد ماه سال 1346 قانون گذار در موارد ذیل به شکلی واضح جایگاه قرق اختصاصی را در مجموعه زیستگاه های حفاظت شده بیان کرده است:

ماده 3، بند ب: تعیین محدودیت ها و ممنوعیت های زمانی و مکانی شکار و صید و حدود پارک های ملی و مناطق حفاظت شده و قرق های اختصاصی

ماده 28، ب الف: تعاریف شکار و صید و حیوانات حمایت شده و جانوران زیان کار و پارک وحش و منطقه حفاظت شده و قرق سلطنتی و قرق اختصاصی.

در چند سال گذشته بحث قرق های اختصاصی در ایران با وجود هجمه سنگین به جامعه شکارگران عموما پایبند قانون و عرف شکار و نه شکار دزد و گوشت فروش محلی و مهم تر از همه عاملان تخریب زیستگاه بالا گرفته و حامیان این شیوه مدیریت و بهره برداری از منابع طبیعی دلایل خاص و تجربیات دیگر کشور ها را ارایه کرده اند و در این نوشتار سعی برآن داریم که هر دو روی سکه قرق داری را بدون حب و بغض بنگریم.

بقای لکه های جنگلی تا حدودی دست نخورده انگلستان در عمل مدیون ایجاد قرق های اختصاصی دربار بنام جنگل های پادشاهی در طی قرون گذشته می باشد. به دلیل گسترش کشاورزی و نیاز به گسترش کشتزار و مرتع و همچنین بهره برداری از منابع چوبی برای ساخت و ساز و گرمایش جنگل های جزیره مه آلود بریتانیا در گذر تاریخ بسیار کاهش یافت و هم زمان با کاسته شدن از پوشش طبیعی به تدریج گونه های جانوری شروع به کاستن و در نهایت نابودی نمودند و به همین دلیل از قرن یازدهم بخش هایی از زیستگاه های جنگلی برای استفاده دربار، کلیسا و نجیب زادگان تحت عنوان جنگل پادشاهی و قرق مشمول حفاظت شدند که هنوز هم این شیوه کاربرد دارد اما حفاظت سخت از این زیستگاه های محدود و تهدید شکار دزدان به دار آویختن به نزدیک ترین درخت به عنوان بزه شکار دزدی نتوانست در عمل مانع نابودی گوزن شوکای انگلستان و ولز تا اواسط قرن هژدهم بگردد زیرا در این مورد اثر تخریب گسترده زیستگاه در هدایت یک گونه به گرداب انقراض به مراتب بیشتر از دیدگاه شکاربانی بود.

مشکل دیگر دیدگاه قرقبانی حذف گونه های گوشتخوار به نفع دیگر گونه ها و بویژه نمونه های شکارگر پسند می باشد و برای نمونه در دهه 1880 و پس از آن در افریقای جنوبی که زنگ خطر نابودی گیاهخواران به صدا درآمده بود شکاربانان در کنار پایش زیستگاه و برخورد با شکار دزدان موظف به ریشه کنی شیر و سگ وحشی آفریقایی بودند و هنوز هم در بریتانیا یکی از چالش های سازمان های حافظ طبیعت و پلیس برخورد با قرقبانان املاک نجیبزادگانی است که در قرن بیست و یکم کماکان با دیدگاه دوران ملکه ویکتوریا برای افزایش جمعیت قرقاول کبک سعی در نابودی پرندگان شکاری دارند که برخی چون عقاب دریایی دم سپید پس از دهه ها نابودی با صرف هزینه ای گزاف به طبیعت معرفی مجدد شده اند.

ناصرالدین شاه در سفر نخست خود به اروپا در اوایل دهه 1870 از وضعیت شکار جرگه در اتریش متغیر شد چون به گمان او شکار تعدادی گوزن اهلی که به محوطه ای محصور برای تیراندازی رم داده می شدند در مقایسه با تعقیب نخجیر در طبیعت لطفی ندارد. در مقایسه با الگوی قرق اروپایی نخجیرگاه های ایران همچون مجموعه جاجرود و یا کوه بابا باغی تبریز محدود به حصار و دیوار نبوده و قرقبانان باید در یک زیستگاه طبیعی از شکار دزدی و چرای دام پیشگیری می کردند.در کنار قرق های خصوصی دولت مردان می توان مجموعه آب بندان های شرق مازندران را به عنوان یک الگوی بهره برداری تعاونی از جمعیت پرندگان مهاجر توسط ساکنان منطقه برشمرد که تا چند دهه پیش که تخریب و تغییر کاربری گسترده زیستگاه در کنار شیوه های زیانباری چون دام هوایی زیستگاه و زیستمندان را با خطر نابودی روبرو کرده بود چندان تاثیر زیانباری بر این مجموعه نداشت.

در مقایسه با زیستبوم اروپای غربی، البته جز مواردی همچون اسپانیا، طبیعت ایران با وجود تمام دشواری های حاکم بر آن از دست نخوردگی ویژه ای برخوردار بوده و بخصوص گونه های گوشتخواران با وجود نابودی شیر و ببر هنوز از غنای بیشتری برخوردار هستند و با این اوصاف نگاه قرق بانی اروپایی در نهایت و ناخواسته باعث حذف گوشتخواران به نفع گیاهخواران شکارگر پسند در قرق هایی محدود خواهد شد. پایه گذاران حفظ محیط زیست در ایران هیچگاه حفاظت از زیستگاه های طبیعی را فدای قرق داری نساخته و از بدو امر مدیریت و بهره برداری از یک زیستگاه طبیعی با تمامی جوانب آن از گونه های گوشتخوار تا پوشش گیاهی را فدای دیدگاه قرق بانی نساختند. در ان سال ها در کنار شروع حفاظت از طبیعت با تمامی تنگناها و بویژه عدم اگاهی جامعه از چرایی ارزش گذاری برای طبیعت و در کنار احیای تدریجی شرایط زیستگاه حقوق شکارگران مجاز و پایبند قانون به رسمیت شناخته شده و حفاظت را هم راستا با منع هرگونه بهره برداری معقول نمی دیدند و صدور پروانه شکار عادی و ویژه نشان دهنده واقع بینی و عملگرایی بود که حاصل آن برای نمونه بهبود وضعیت زیستگاه موته تا بدان اندازه بود که بدون دخالت مستقیم یوزپلنگ به دلیل افزایش جمعیت اهو که ناشی از مدیریت زیستگاه بود به منطقه بازگشت.

در ایران و بویژه در محدوده گسترده زاگرس همیاری طوایف دامدار و دارای حق علفچر در مدیریت زیستگاه و به تعادل رسانیدن تعداد دام و برخورد با شکار دزدان محلی می تواند در کنار کمک به احیای پوشش گیاهی نه تنها باعث افزایش جمعیت گونه های دارای ارزش شکار مانند پازن و گوسپند کوهی و معرفی مجدد مرالف شوکا و گوزن زرد گردد بلکه به شکلی غیر مستقیم و با کاستن از تعارضات باعث افزایش و یا حداقل به ثبات رسیدن جمعیت گوشتخوارانی چون پلنگ و خرس بدون دخالت مستقیم بگردد.

اما نکته مهم دیدگاه انحصار طلبانی افراد و گروه هایی است که می توانند مدیریت و بهره برداری از یک زیستگاه با تمامی جنبه های آن را بدل به شکلی مافیایی گونه از قرق بانی نموده که تنها خود مجاز به ارایه طرح و مدیریت نخجیرگاه های خصوصی بوده و دیگر افراد علاقه مند به شیوه های گوناگون از این برنامه کنار گذاشته می شوند و پروپاگاندای شدید ضد نخجیرگران قانون مند ایرانی و نه شکار دزد محلی و مخربان زیستگاه و بناگاه خاموش شدن این افراد شناخته شده به هنگام شروع به کار قرق های اختصاصی به شائبه شکار فروشی و آپارتاید نخجیر به نفع بیگانگان و نوکیسگان دامن خواهد زد.

در شرایط کنونی که از میزان ورود  گردشگران خارجی به ایران کاسته شده است این احتمال را باید در نظر گرفت که قرقبانی انحصاری در نهایت فرجامی جز شکار فروشی به هر بها به بیگانگان دست چین شده نخواهد داشت و همچون جریان ورود شیوخ دست و دل باز قوشباز برای شکار هوبره اینبار هم به نام گردش مالی سودمند قرق بانی شاهد شکار گوننه هایی حتا در داخل پارک های ملی مانند گلستان به بهانه هایی شیرین باشیم. شکار و صید حقیقتی است غیر قابل چشم پوشی و اگر نمی خواهیم در کنار ممنوعیت چند دهه شکار مرال در کشور کماکان شاهد کاهش جمعیت این گونه برای نمونه در پارک ملی گلستانی باشیم که هرگونه شکار مجاز و غیر مجاز در آن ممنوع است باید مدیریت زیستگاه و قانونمند کردن حق شکار برای نخجیرگر هم میهن قانون گرا را سرلوحه برنامه قرار دهیم.
 
*فعال محیط زیست
خبرهای مرتبط
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: