کانالهای پیشروی کانالس
فوتبال یک ورزش تیمی است؛ یک دروازهبان بهعلاوه 10 بازیکن. در یک مسابقه هر تیم 11 آغازکننده و 3 تعویضی دارد و برنامه هر فصل بر کیفیت و ماندگاری الگوی تیمی استوار است. مهم نیست اگر اندازه اهداف کم یا زیاد و طول فصل بلند یا کوتاه باشد، مهم نیست اگر تیم کوچک یا بزرگ باشد، همه به دنبال یک چیز میگردند: اینکه چطور توپ را توی سوراخ قرار دهند!
به نوشته وطن امروز؛ (کرویف در اینجا از اصطلاح plug بازی گلف به معنی فرستادن توپ به سوراخ گلف استفاده کرده چراکه این روزها دلمشغولی اصلیاش گلف است). مهاجم ارزشمندترین قطعه این مجموعه است. چه شماره 9 چه مهاجم کلاسیک یا تمامکننده، هیچیک به تنهایی راهحل تمام مشکلات نیستند. آنچه مهم است اینکه مهاجم اول باید در تیم جا بیفتد و بعد آماده باشد.
مهاجمان بسته به میزان تجربهشان، آنچه در چنته دارند و نحوه بازی تیم به یکدیگر ترجیح داده میشوند.2 نمونه این تعریف را روشن میسازد؛ 2 مهاجم از 2 تیم مختلف، یکی بچهای است که این روزها خیلی دربارهاش میشنویم؛ کانالس (راسینگ سانتاندر). دیگری اوسوالدو، مهاجم ایتالیایی- آرژانتینی که تازه به اسپانیول آمده، اولی سرمایهگذاری برای آینده است و دومی گویا آمده تا اقدامی فوری صورت دهد (چون اسپانیول در آستانه سقوط قرار گرفته).
2 بازیکن و 2 واقعیت متفاوت اما با جذابیتی یکجور: قابلیت مغلوب کردن دروازهبان. درباره اسپانیول که درباره هر تیم دیگری هم صدق میکند، مهمترین چیز آن است که حقوق مهاجمان بهطور مرتب پرداخت شود، آن وقت عملکرد درخوری از آنها خواهیم دید.
با یادآوری این نکته که فوتبال همیشه یک بازی تیمی است، تصور کنید که تیم شما تعداد زیادی گل میخورد. آیا در این صورت مشکل شما الزاما دفاعی بد است یا اینکه حتما مدافعان شما بد هستند؟ نه، چنین نیست. در فاز دفاعی نخستین دفاع از جلو صورت میگیرد و بسته به اینکه از کجا شروع به بستن بازی میکنید و چگونه این کار را انجام میدهید، آن وقت زندگی برای عقبیها بهتر یا بدتر خواهد شد.
تحلیل مشکلات
حالا برعکس؛ مشکل تیم شما این است که گلهای کمی به دست میآورد. اگر شما 10 بار در حرکت تیمی برای گلزنی اقدام کنید و فقط یک گل به دست آورید، الزاما مهاجمان بدی ندارید، یعنی بیماری شما حتما به آن جلو مربوط نمیشود، بلکه جای دیگری است. اول باید تحقیق کرد که چه مدت توپ را در اختیار داشتهایم. هر کس باید از خودش بپرسد وقتی توپ به او رسیده در چه موقعیتی قرار داشته است؟ هم اینکه خودش کجا بوده و هم اینکه بقیه کجا بودهاند؟
چه ظرفیتی برای باز کردن بازی در هنگام حمله داریم و چه ظرفیتی برای کوچک کردن زمین در هنگام دفاع و البته در انجام همه اینها چقدر سریع هستیم؟ اگرنه اینکه بگوییم گل نزدیم چون مهاجم نتوانست یا کمبود مهاجم داریم، آسانترین خطایی است که میتوان مرتکب شد.
اگر این سناریویی تکراری باشد، تکراریتر از آن داستانی است که برای کانالس اتفاق میافتد. نمیدانم بالاخره میماند یا راهی مادرید میشود یا هر یک از باشگاههای بزرگ دیگر. همه آنچه میخواهم به او بگویم این است که تو خیلی جوانی و نباید خودت را نابود کنی!
درباره جوانان آژاکس که راه خودشان را به تیم اصلی باز میکردند و مورد توجه بزرگترین باشگاههای خارجی قرار میگرفتند، توصیهام همیشه این بوده: حداقل تا 21 سالگی بمانید، حتی اگر بتوانید تا 23 سالگی صبر کنید بهتر است. اول فشار برای پیروز شدن را در کشور خودتان تجربه کنید؛ این به شما شانس بیشتری برای نجات در خارج از کشور میدهد. تمریناتتان را در خانه گسترش دهید و به همیشه بازی کردن عادت کنید، آن وقت برای فیکس بازی کردن در خارج هم مشکلی نخواهید داشت، بویژه در لیگهایی که رقابت دشوارتر است.
خطر بزرگ
در 18 سالگی و با تنها چند بازی مورد توجه قرار گرفتن مساله کمی نیست. بله! ولی رفتن ریسک بزرگی است چون مقصد هیچ شباهتی به خانهات ندارد. تا آنجا که من میدانم قرارداد او دیگر قرارداد یک نوجوان نیست بلکه او وارد یک معامله بزرگ و خاص بازیکنان بزرگ میشود و طبعا باید دیر یا زود وارد تیم اصلی شود و باید با بازیکنانی رقابت کند که هیچ کم و کسری ندارند.
در 18 سالگی همانقدر که بهعنوان یک شخصیت پخته میشوی باید بهعنوان یک فوتبالیست هم چیزهای زیادی بدانی از جمله اینکه اگر در یک باشگاه بزرگ بیرون بنشینی باید به فکر بستن چمدانت باشی چون در آنجا فضا آنقدر سنگین است که همه کاملا به تو پشت میکنند، اگر هم بتوانی همه راه را تا ترکیب اصلی بروی باز هم انتظارات کشنده رهایت نمیکنند، بله انتظارات! فوتبال حرفهای همه آن چیزی است که همه ما به دنبالش هستیم.
حمایت خانواده
شما نمیدانید قابلیت و تجربه یک بچه از اطرافش چگونه در چنان حجمی از انتظارات ممکن است رنگ ببازد. بسته به هوشیاری خودش، او میتواند به ذخایر تجربه دیگران رجوع کند. فوتبال به جلو دویدن است اما هر بار فقط یک گام. اگر تو در 18 سالگی کیفیت بازی بالایی داشته باشی و کارهایت را هم درست انجام دهی، آن وقت سالهای درخشان بسیاری پیش رویت خواهی داشت. باید همه سعیات را بکنی که قبل از هر تصمیم بزرگی از آن اطمینان کسب کنی. در 18 سالگی تو به چندین و چند صفر در فیش دستمزد نجومیات نیازی نداری، بلکه آنچه نیاز داری بازی و تمرین مرتب است.
توضیح
نفوذ فکری یوهان کرویف، اسطوره هلندی بارسا بر فوتبال اسپانیا بر کسی پوشیده نیست. او هر دوشنبه در روزنامه اول کاتالونیا «ال پریودیکو» ستونی با عنوان «کلیدهای کرویف» دارد که از این پس هر هفته در «وطن امروز» خواهید خواند.


