محاكمه متهمان به قتل نوجوان 15 ساله ارمني
سه متهمی که قبلا نیز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران که در رابطه با پرونده قتل یک نوجوان 15 ساله ارمنی محاکمه و همگی به پرداخت دیه محکوم شده بودند ديروز در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران بار دیگر محاکمه شدند.
به گزارش تهران امروز، در ابتداي جلسه خانم فلاح نماينده دادستان گفت: این سه جوان به نامهاي امين 23 ساله، پويان برادر امين و علي 20 ساله متهم هستند كه در تاريخ 18 شهريور 84 با مشاركت يكديگر و با ضربات متعدد مشت و لگد به ناحيه شكم مقتول باعث مرگ وي شدهاند. ماجراي قتل به اين شكل بوده است كه درساعت 23 تاریخ یاد شده در مقابل باشگاه آرارات، سرنشينان يك پرايد به دختري كه همراه مقتول (ميرو) بوده متلك ميگويند که اين كار با اعتراض مقتول همراه ميشود. در ادامه بين آنها درگيري صورت ميگيرد كه در نهايت به قتل ميرو ميانجامد. طبق گزارش ماموران، اظهارات شهود، اعتراف صريح متهمان و نظريه پزشكي قانوني قصاص نفس منتفي است و من نيز به عنوان نماينده دادستان تقاضاي اشد مجازات را دارم. در ادامه دادگاه قاضي همتیار از مادر و پدر مقتول خواست كه اگر حرفي دارند بزنند که پدر مقتول فقط گفت: من تقاضاي اشد مجازات را براي متهمان دارم. سپس مادر مقتول در حالي كه به شدت گريه ميكرد رو بههمتيار كرد و گفت: من براي هرسه متهم تقاضاي اشد مجازات را دارم. چهار سال است كه زندگي من از بین رفته و مادرم هم به دليل اين واقعه ديوانه شده است پس چرا من بايد گذشت كنم؟ پسرم از اين (خطاب به علي يكي از متهمان) در خواست كرده بود كه ديگر كافي است و او را ديگر كتك نزند اما علی مدام با مشت و لگد ميرو را ميزده است. من گذشت نميكنم. سپس وكيل اولياي دم در جايگاه قرارگرفت و گفت: امين (متهم رديف اول) است كه در لحظه آخر ضربات مرگبار را به گردن و شكم مقتول وارد كرده و متهم رديف دوم هم با فراهم آوردن شرايط مناسب موجبات تسهيل در ارتكاب بزه را ايجاد كرده است. شاهد ماجرا هم به صراحت گفته است كه مقتول در لحظه آخر سر و صورت خود را با دو دست گرفته و به ضارب التماس ميكرده كه ديگر او را نزند اما وی بعد از التماس مقتول به ضربات خود ادامه داده است. من در جواب همكارم (وكيل متهم) كه قبلا در دفاع از موكل خود و براي انحراف در مسير رسيدگي پرونده گفته بود كه همه همراهان مقتول مست بودهاند، میگویم كه این ادعا صحت ندارد و تحقيقات به عمل آمده نيز تاكنون مطلب فوق را به اثبات نرسانده است. با توجه به اظهارات وكيل متهم مبني براينكه قصاص در قانون براي اقليتهاي مذهبي وجود ندارد و من از محضر دادگاه مجازات قانوني متهمان را با توجه به ماده 8 قانون حمايت از كودكان و نوجوانان مصوب 11 /10 / 81 مبني بر اشد مجازات را تقاضا دارم.
سپس در ادامه دادگاه، قاضي همتيار از امين متهم رديف اول خواست به دفاع از خود بپردازد.
امين ضمن رد اتهام مشاركت در قتل، گفت: من فقط با شخص درشت اندامي به نام مانوئل درگير شدم كه در حال حاضر زنده است و با حضور در دادسراي جنايي نيز همه ادعاهاي من را تاييد كرده است. من اصلا مقتول را نديدم و با او درگير هم نشدم. قاضي گفت: خودت قبلا اقرار كردي كه با مشت و لگد مقتول را زدي و اين موضوع را يك شاهد هم تاييد كرده است.متهم در جواب گفت: نه، من تنها با مانوئل درگير شدم. من از همان اقليت ديني شاهد دارم كه با مقتول درگير نشدم.قاضي از امين سوال كرد كه چه كسي مقتول را زد كه وي در جواب گفت: آنجا شلوغ بود و من متوجه نشدم كه چه كسي او را زد. قاضي گفت: اما همه شاهدان گفتند كه تو بعد از ناسزاگويي، با مقتول درگير شدي.امين: افزود: اين حرف صحت ندارد. مانوئل با لگد به سينه علي زد و بعد درگيري شروع شد. قاضي از متهم خواست چگونگي شروع درگيري را بازگو كند كه امين گفت: نميدانم، آنها جلوي ماشين را گرفتند و ما را از ماشين پياده كردند كه درگيري شروع شد. مانوئل را به دادگاه احضار كنيد. وكيل امين نيز در ادامه جلسه در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موكل خود گفت: در نظريه پزشكي قانوني دركبودي كوچك و باريك در گردن، ضايعه توجيهكننده مرگ گزارش نشده است. بعد از كالبدشكافي نيز سلامت جسم مقتول تایید شده است و نميدانم چرا ضربه به شكم را عنوان ميكنند. من درخواست برائت موكل خود را از اتهام معاونت در قتل عمد دارم. بعد علي متهم بعدي در جايگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهام مشاركت در قتل عمد گفت: در حال عبور از خيابان سئول بوديم كه مقتول به ما فحاشي كرد و من هم همان عبارات را به خودش گفتم. ماشين قادر به حركت نبود و ناگهان از عقب ماشين صدا آمد، خواستم پياده شوم كه يك نفر با لگد به شكم من زد. من را از ماشین بیرون كشيدند كه من فرار كردم و تنها چند متر جلوتر به يك نفر لگد زدم كه به خاطر شلوغي نفهميدم چه كسي بود. قاضي از متهم سوال كرد آيا اظهارات ماموران را كه مدعي شدند تو با مقتول درگير شدي قبول داري كه متهم در جواب گفت: قبول ندارم، من كاري نكردم كه بخواهم آن را مخفي كنم. وكيل مدافع علي نيز در جايگاه قرار گرفت و گفت: بندهاي سهگانه ماده 206 قانون مجازات اسلامي را نميتوان منطبق با موضوع دانست، چرا كه موكل هرگز قصد قتل نداشته و عمل او كشنده نبوده است. عنصر اصلي بند «ج» ماده 206، آگاهي مرتكب از ناتواني مقتول است كه نميتوان رابطه منطقي و حقوقي ميان اين موضوع دانست. بعد از اظهارات اين وكيل، پويان كه شب حادثه راننده پرايد بود در جايگاه قرار گرفت و در تشريح آن شب گفت: قرار بود دوستان خود را به شهربازي ببرم كه به دليل نبود جاي پارك، مجبور شديم برگرديم. از خيابان سئول در حال تردد بوديم كه صداي فحاشي را شنيدم ولي نميخواستم بايستم چراكه ميدانستم اگر توقف كنم، اتفاق بدي خواهد افتاد. چند متر جلوتر، ناخواسته متوقف شديم كه ناگهان متوجه شدم امين درگير شده است. يك نفر به بيني من مشتي زد كه خون جاري شد و بعد من توسط يك سرباز بازداشت شدم و او من را به داخل باشگاه آرارات برد اما مافوق آن سرباز دستور آزادي من را به دليل اينكه در درگيري شركت نكردم، صادر كرد.از باشگاه خارج شدم كه متوجه شدم علي و امين، بازداشت شدهاند. سربازي به من گفت از اينجا برو ولي وقتي گفتم كه من هم همراه آنها هستم، ما را به كلانتري منتقل كردند. بعد از اظهارات پويان، سعید سربازي كه شب حادثه در صحنه مشغول گشتزني بوده است، در جايگاه حاضر شد.
قاضي:شما همان شب مدعي شديد كه سرنشينان يك پرايد، نوجواني ارمني را به شدت كتك ميزدند و ديده ايد كه امين و علي كتك بيشتري زدند. سعيد گفت: در حال حاضر يادم نميآيد چه كسي مقتول را زد. قاضي سوال كرد: آيا اظهارات خود را كه همان شب بيان كردي و مدعي شدي كه اين سه نفر مقتول را زدند، قبول داري. سعيد افزود: بله قبول دارم. بعد از اين اظهارات، سه متهم در جايگاه قرار گرفتند و همگي اتهام مشاركت در قتل را رد كردند. قاضي همتيار نيز ختم جلسه را اعلام كرد و اعلام نتيجه را به آينده موكول كرد.
حاشیه دادگاه
يكي از بستگان مقتول كه در دادگاه حاضر بود، به سمت يكي از متهمان رفت و سيلي محكمي به صورت او زد كه همين كار باعث شد درگيري شديدي بين دو طرف آغاز شود كه با مداخله ديگران تمام شد.


