گفتگو با برگزيده امسال اخلاق در ورزش بانوان:
جوانمردي، شرط اول ورزشكار بودن
البته از آن سو هم ميتوان آن را ديد، اگر كسي بيشتر از حد هم بخواهد فروتني كند يعني از حق خودش گذشته است، در حالي كه يك نفر بايد پيدا شود و بگويد گاهي حق گرفتني است و از آن نبايد گذشت، اين يعني فرهنگسازي و اگر در همه ابعاد صورت بگيرد، ديگر نيازي به فشار و زور نيست، چون هر كس ميداند چه بايد بكند، بنابراين بايد اول به مربيان آموزش داد و سپس از ورزشكاران انتظار داشت.
کد خبر: ۸۲۰۷۰
| | 3830 بازدید
سومين دوره همايش بزرگ فرزندان نسل آفتاب براي انتخاب برترينهاي ورزش كشورمان در سال 88 يك برگزيده اخلاق بين بانوان ورزش ايران نيز داشت.سارا خوشجمال فكري كه به عنوان نخستين تكواندوكار زن ايراني در بازيهاي المپيك پكن شركت كرده بود، با راي هيات داوران به عنوان با اخلاقترين ورزشكار زن كشورمان در سال 88 انتخاب شد تا از اين پس، مسووليت سنگينتري را در راه رسيدن به هدف بزرگي كه در سر دارد، احساس كند.
وقتي سارا خوشجمال فكري به عنوان نخستين بانوي ورزشكار ايراني در المپيك شركت كرد، نشريه رسمي فدراسيون جهاني تكواندو (WTF) از او به عنوان بانوي تاريخساز ورزش ايران نام برد و در شماره ويژه سال گذشته خود، بخشي را به موفقيت او اختصاص داد. ورزشكار جوان كشورمان با راهيابي به المپيك و حضور در اين عرصه بزرگ راه تازهاي را مقابل بانوان ورزش ايران گشود، راهي كه به اعتقاد او ميتواند تداوم داشته باشد و به موفقيتهاي بزرگتر ختم شود.
سارا از دوران دبستان تكواندو را آغاز كرد و با نظم و انضباط خاصي كه اين ورزش برايش به ارمغان آورد، پيش رفت. سال 2008 در حالي كه تنها 20 سال داشت، به عنوان نخستين بانوي ايراني در تاريخ ورزش كشورمان، سهميه المپيك را در رشته تكواندو كسب كرد و در پكن در حالي كه حريف مراكشي خود را 5 بر صفر شكست داده بود، برابر حريف چينتايپهاي در راند طلايي، نتيجه را واگذار كرد. اما اين پايان راه نبود چون حالا بااخلاقترين ورزشكار زن ايراني در سال جاري با اميدواري از آرزوي كسب مدال در المپيك ميگويد و معتقد است هيچ دست نيافتنياي وجود ندارد. گفتگوي جام جم با سارا خوشجمال فكري پيش روي شماست.
اول تبريك به خاطر كسب عنوان ورزشكار بااخلاق سال 88، به نظر بايد از همين جا شروع كنيم، اين كه اين واژه شايد كوچك باشد اما براي رسيدن به آن بايد كارهاي بزرگي انجام داد، براي تو هم همينطور بود، چه چيز باعث شد به اين عنوان برسي؟
من فكر ميكنم براي هر ورزشكاري، داشتن روحيه جوانمردي شرط اول است، نميگويم كه خودم اينطور بودم، اما همين كه سعي كردم اينطور باشم، يعني ميخواستم. من كسي نيستم كه بخواهم الگوي اخلاقي ورزشكاران باشم اما فكر ميكنم با داشتن روحيه ورزشكاري و از خودگذشتگي كه خيلي مهمتر از قهرماني است، ميتوان در زمينه اخلاق حرفهاي زيادي براي گفتن داشت.
كسي كه اخلاق دارد، عمر ورزشكارياش طولانيتر ميشود، اين را تجربه ثابت كرده، با اين نظر موافق هستي؟
دقيقا، همين كه ميگويم مهمتر از قهرماني است، اين معني را ميدهد، چون ورزشكار اگر با اخلاق باشد و اولويت اول را مردم قرار بدهد حتي در ورزش و از بعد قهرماني ميتواند به موفقيتهايش تداوم ببخشد و پا برجا بماند، نه اين كه از مسير اصلي منحرف شود.
براي رواج مسائل اخلاقي در ورزش چه بايد كرد. اين اواخر بحث منشور اخلاقي خيلي باب شده و بعضا منتقداني هم داشته است، از اين راهها ميتوان به هدف رسيد يا بايد تدابير ديگري انديشيد؟
بايد فرهنگسازي كرد، نه فقط به صورت شعار، فرهنگسازي يعني ياد دادن از بچگي همانطور كه يك بچه خيلي از مسائل را در خانه و خانواده ياد ميگيرد، ورزشكار هم با شروع ورزش در هر رشتهاي به يك مربي خوب نياز دارد كه موارد لازم را به او آموزش دهد، منظور من تكنيك و تاكتيك نيست، مربي اگر خودش چيزي از نظر اخلاقي براي آموزش نداشته باشد آن ورزشكار هم چيزي نميآموزد. يك مثال ميزنم؛ اگر ورزشكاري كه قهرمان استان يا كشور ميشود، از همين عناوين ابتدايي از مربي ياد بگيرد كه نبايد مغرور شود، وقتي قهرمان جهان هم شود يا مدال المپيك بگيرد به هيچ كس فخر نميفروشد. البته از آن سو هم ميتوان آن را ديد، اگر كسي بيشتر از حد هم بخواهد فروتني كند يعني از حق خودش گذشته است، در حالي كه يك نفر بايد پيدا شود و بگويد گاهي حق گرفتني است و از آن نبايد گذشت، اين يعني فرهنگسازي و اگر در همه ابعاد صورت بگيرد، ديگر نيازي به فشار و زور نيست، چون هر كس ميداند چه بايد بكند، بنابراين بايد اول به مربيان آموزش داد و سپس از ورزشكاران انتظار داشت.
محيط ورزش كشورمان چطور، اين فضا امكان فرهنگسازي را ايجاد ميكند يا موانعي وجود دارد؟
قطعا فضاي ورزش كشور ما مثل تمام كشورهاي دنيا كاملا سالم و پاك نيست، كم و كاستيهايي دارد؛ اما ورزشكار موفق كسي است كه در اين شرايط از نظر اخلاقي نمونه باشد، چون اگر همه خوب باشند، ديگر خوب بودن هنر نيست. ورزشكار بايد خودش را با محيط وفق دهد نه اين كه محيط را براي رسيدن خودش به هدف، دستخوش تغيير و تحول كند.
وضعيت ورزش بانوان نسبت به سالهاي گذشته تغييري داشته است؟
خيلي بهتر شده، اما اين به معناي كافي بودن نيست، لازمه پيشرفت ورزش بانوان توجه مسوولان است كه خوشبختانه در يكي، دو سال اخير خيلي بيشتر شده است، اما بايد نوع نگاه و ديد آنها نيز تغيير كند. در اين زمينه كسب سهميه ورود به المپيك براي بانوان موفقيت بزرگي بود كه نشان از توانمندي ورزشكاران ما داشت، چيزي كه اگر در مسابقات جهاني، بينالمللي و المپيك ادامه پيدا كند اعتماد مسوولان را جلب خواهد كرد، خواهش همه ما كه در بخش بانوان ورزش ميكنيم، هميشه اين است كه مسوولان توجه بيشتري نشان دهند چون با حمايت آنها موفقيت در اين زمينه بدون شك بيشتر ميشود.
از نظر امكانات چطور، ورزش بانوان و آقايان برابر هستند؟
رشته ما يعني تكواندو امكانات زيادي نميخواهد، فقط تجهيزات و وسايل مبارزه است كه خيلي تعيينكننده نيست، ما در تكواندو نيازمند اردوهاي تداركاتي برون مرزي و رقابتهاي آمادهسازي هستيم كه خوشبختانه وضعيت خيلي نسبت به قبل بهتر شده و تقريبا با تكواندوي آقايان يكسان است، اما بعضي رشتهها هستند كه هم از نظر هزينه گرانتر از تكواندو هستند و هم از نظر تجهيزات و امكانات. تا بهترين را نداشته باشند به نتيجه لازم در مقايسه با حريفان خارجي خود نميرسند، در اين رشتهها همچنان نيازمند توجه هستيم و اين اتفاق بايد براي بانوان بيفتد.
زماني از نظر مربي در ورزش بانوان ضعيف بوديم و سطح دانش مربيان كافي نبود، حالا هم اين مشكل وجود دارد؟
در بعضي رشتهها بله، در تكواندو به جرات ميتوانم بگويم وضعيت خيلي بهتر شده، اگر قبلا از دانش روز كمي فاصله داشتيم حالا از نظر تجربه مربيان ما حتي از نظر آمار از مربيان خارجي جلوتر هستند و فقط به اعتماد مسوولان نياز دارند، ضمن اين كه حضور ما در تورنمنتهاي مهم بينالمللي به باور تكواندوكاران زن كمك ميكند، وقتي در المپيك شركت كرديم، من به چشم ديدم كه همه ميگفتند تكواندوي بانوان ايران عوض شده و همه با ديد ديگري به ما نگاه ميكردند و ورزش ايران را قبول داشتند، همين به پيشرفت ما كمك ميكند، چون ناچار ميشويم براي اين كه عقب نمانيم و سطح توقعات را برآورده كنيم، سطح آگاهي مربي را بالا ببريم، اين اعتماد روزي جواب ميدهد و مربيان ما را دنيا قبول ميكنند.
در اين سالهايي كه تكواندو كار ميكني، مهمترين عامل موفقيتت را چه چيز ميداني؟
من 10 سال است كه تكواندو كار ميكنم، در تمام اين سالها علاوه برتلاش و پشتكاري كه لازمه موفقيت در هر رشته ورزشي است، مربي خوب را عامل اصلي موفقيت ميدانم ، من خوشبختانه اين مربي را داشتم و باكمك مريم آذرمهر كه هميشه سعي كرده بهترينها را به من بياموزد، در اين جايگاه قرار گرفتم و 5 سال است كه در تيم ملي همواره سعي ميكنم براي كشورم موثر و افتخارآفرين باشم.
اگر قرار باشد به عقب برگردي، باز هم تكواندو را انتخاب ميكني؟
صددرصد، اصلا شك ندارم، من اين رشته را دوست دارم و فكر ميكنم در ورزش كشورمان امكان پيشرفت براي بانوان در اين رشته زياد است.
و اگر قرار بود در ورزش آقايان يك ورزشكار حرفهاي باشي، چطور؟
نميدانم، تا حالا فكر نكردم، شايد فوتبال، البته الان خيلي به فوتبال علاقه ندارم ولي اگر شرايط آن طور بود كه شما ميگوييد شايد به خاطر شور و هيجان فوتبال، اين رشته را انتخاب ميكردم.
ورزش انفرادي را به تيمي ترجيح ميدهي؟
نه به صورت كامل. به هر حال در ورزشهاي انفرادي استرس بيشتري روي ورزشكار است و در ورزش تيمي اين فشار تقسيم ميشود. اما همانطور كه گفتم در ورزش بانوان در كشور ما امكان پيشرفت و موفقيت در ورزش انفرادي مثل تكواندو بيشتر از ورزشهاي تيمي است.
حتما باز هم روياي حضور دوباره در المپيك را داري؟
قطعا، وقتي آدم تا پاي يك هدفي ميرود و به آن دست نمييابد حريصتر ميشود، من هم همين حس را دارم، المپيك و حضور در آن مهمترين اتفاق زندگيام بود و حالا بزرگترين آرزويم نه فقط شركت دوباره در المپيك بلكه كسب مدال از اين رقابتهاست.
اين يك روياست يا آرزويي دست يافتني؟
هيچ چيز دور از دسترس نيست، اين آرزو دست يافتني است و من براي رسيدن به آن تلاش ميكنم.
حرف خاصي مانده است؟
از همه كساني كه مرا به عنوان ورزشكار با اخلاق امسال برگزيدند، ممنونم و اميدوارم شايسته اين عنوان باشم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


