ابتکاری که باید از آن استقبال کرد
یکی از مطالبات معترضان و نیروهای مخالف و منتقد ـ البته هوادار و در چهارچوب نظام ـ در حوزه مسائل داخلی، فراهم آوردن عدالت رسانه ای و به ویژه استفاده یکسان و مطلوب از رادیو و تلویزیونی است که صفت ملی را با خود یدک میکشد.
به گزارش «تابناک»، متأسفانه این رفتار عادلانه و البته هوشمندانه در حوزه رسانهای و به ویژه رسانه ملی، در رخدادهای پس از انتخابات عملی نشد و آسیبهای این نبود بصیرت در شناخت منتقدان و مخالفان با مجموعه ای از سیاستهای یک دولت و جداسازی آن با مخالفان نظام، از یک سو و سوء مدیریت اداره فضای رسانهای از سوی دیگر، آنچنان گسترده بود که پیامدهای آن تا چندین ماه، فضای سیاسی ایران را دست خوش دگرگونی کرد و بدتر از آن اینکه فرصت را در اختیار گروههای رسانهای رقیب ـ که در این برهه اتفاقا همه نیرویشان را بسیج کرده بودند تا بیشترین استفاده را در راستای تخریب اعتماد عمومی ببرند ـ داد تا آنگونه که میخواهند، ایران و شرایط آن را به جهانیان معرفی کنند.
در این برهه شبکههای خبری بیگانه و مغرض مانند «بی.بی.سی» فارسی، آنقدر همه جانبه پا به عرصه گذاشتند که در بخشی مدیران سیما را به تغییر دکوراسیون بخشهای خبری خود به سیاق این شبکه انگلیسی مجبور کرد، غافل از اینکه این دکوراسیون و صحنهآرایی نبود که مخاطب داخلی را به پای «بی.بی.سی» نشانده بود، بلکه تصویری از یک رسانه باز بود که مخاطب را بدان سو رهنمون میساخت.
روشن است که در این مجال، این شبکهها هم، حق و باطل را به زبان باطل خویش بیان مینمودند، چنانچه «بی.بی.سی» عبارت است از کمپانی سخن پراکنی انگلیس و کم هم ندیدیم آسیبهای بیان مطالبات ملتمان را از حلقوم این رسانه انگلیسی.
اما حلقه مفقوده همچنان که ذکرش رفت، نبود فضای رسانهای داخلی برای بیان مطالباتی بود که اگر مطرح میشد، درست و نادرستش بسیار زودتر از آنچه انتظار میرفت، مشخص میشد که مخاطب فارغ از حب و بغض رسانه خارجی، راحتتر به قضاوت آرای داخلیها مینشست.

همه آنچه گفته شد، به بهانه استقبال از حرکت اخیر صدا و سیماست که به تدریج میکوشد صدای منتقد و مخالف با سیاستهای دولت را پس از گذشت ماهها به گوش مردم ایران برساند؛ سیاستی که این بار هم گویی از درون سازمان و معاونت سیاسی منتج نشده و گویی دلسوزانی از خارج از صدا و سیما، آن سازمان را بر پیگیری چنین سیاستی برانگیختهاند، ولی به هر حال، رویکرد خوبی است که البته نباید به همین جا و همین افراد بسنده شود.
سیاستی که در شناخت دوست و دشمن، سره از ناسره و صواب از خطا، نقشی تعیین کننده دارد و میتواند با انتخابهایی دقیقتر، انعطافی بالاتر و اعتمادی دو چندان به فعالانی که دل در گرو نظام دارند، اما منتقدانه میاندیشند، فرصت دهد تا هم اعتماد نظام را به آنان و هم اعتماد مردم به رسانه ملی را بازگرداند.
و برای همین، نباید هر حرکت رادیو و تلویزیون را با بد گمانی و شک و تردید، نگاه کرد و برای رسیدن به مطلوبیت بیشتر آن کاری نکرد که استفاده از هر ظرفیتی در مقطع کنونی که برای ثبات جامعه ضروری است و ما نیز چنانچه تاکنون بر این رویه اصرار داشتهایم، به سهم خود بیشترین تلاش را خواهیم داشت.
ناگفته پیداست که میتوان انتقادات زیادی به نوع میهمانان و شیوه اجرا و ... وارد کرد، اما در مقطع کنونی، پاسداشت رویکردهای مثبتی همچون استفاده تدریجی از منتقدان دولت و سپس مخالفان سیاستهای دولت، بدون شک، پسندیدهتر و مطلوبتر از پنهانکاری و نفی آن به صورت کلی است.
شما و آنهائي كه دوست دارند خبر راست !!!!!!!!!!!!!!! را از حلقوم رسانه هاي غربي بشنوند بفرمايند و از همان رسانه ها بشنوند .
نمردیم و معنی عدالت رسانه ای را هم درک کردیم
امیدوارم بمیرم و دیگر انواع عدالت را درک نکنم



