کفاشيان برنده يک انتخاب غلط!
حميدرضا عرب:برنامه 90 دوشنبه روي آنتن رفت و طبق معمول عادل فردوسي پور در ابتداي حرفهايش پرسش برنامه را طرح کرد. اين پرسش اختصاص داشت به دلايل افت فوتبال ايران که همه نگاه ها را متوجه ضعفهاي مديريتي فوتبال مي کرد. يکي از گزينه هاي پاسخ پرسش عادل فردوسي پور هم همين گزينه بود؛ يعني ضعفهاي مديريت فوتبال که در حقيقت عامل اصلي ناکامي ها فوتبال در سال هاي اخير است.
به نوشته قدس؛ در حالي که تنها 15 دقيقه از برنامه فردوسي پور مي گذشت بيش از 78 درصد از شرکت کنندگان اين مسابقه به گزينه سوم که خداحافظي ستاره ها را عامل ناکامي تيم ملي مي دانست، رأي داده بودند که اين انتخاب تعجب بسياري را بر انگيخته بود. آيا دليل اصلي افت فوتبال ايران خداحافظي ستاره ها از تيم ملي است؟
بي ترديد وقتي علي کفاشيان اين صحنه را مشاهده کرد، بار ديگر خنديد! او برنده واقعي اين نظر سنجي بود. کفاشيان حتي فکرش را هم نمي کرد، مردم خداحافظي ستاره ها را دليل افت فوتبال ايران بدانند اما اين گونه بود که او شايد با اين انتخاب عجيب و سؤال برانگيز پشت کوهي از انتقادها مخفي ماند. نظرسنجي برنامه 90 و مشاهده اکثريت آرا طعنه مي زند به روزهايي که تيم ملي در بازي هاي مقدماتي جام جهاني حضور داشت.
همان شب تلخ و فراموش نشدني اولين روزهاي سال 88 که تيم ملي در ورزشگاه آزادي مقابل تيم ضعيف عربستان به زانو در آمد و عملاً از گردونه مسابقات حذف شد. اين انتخاب يادآور روزهايي بود که تيم ملي مدت ها مربي نداشت و متوليان فوتبال براي انتخاب مربي مورد وثوق دور خود مي گشتند و فرصتها را يکي پس از ديگري مي سوزاندند.
آري! فدراسيون فوتبال کفاشيان و مديريت ضعيف و سراسر ابهام او طعنه زد به اين انتخاب. چگونه مي توان ساختار پر از اشکال فدراسيون علي کفاشيان را از ياد برد؟ آيا خداحافظي ستاره ها دليل اصلي افت فوتبال ايران است يا ضعفهايي که از رأس تا ذيل فدراسيون فوتبال وجود دارد؟ نمي توان به اين نظر سنجي چندان دل خوش بود. همان لحظه که محمد دادکان که ميهمان ويژه برنامه بود، از انتخاب بينندگان اظهار تعجب کرد مي شد نادرستي انتخاب -شايد احساسي- هواداران فوتبال را احساس کرد.
به راستي فوتبال ما در همه روزهايي که علي کفاشيان در رأس کار قرار داشت، چه حرکتي را رو به جلو برداشت؟ ترديدي نيست سياه ترين روزهاي فوتبال ايران نه مختص به زماني است که داريوش مصطفوي در رأس فدراسيون قرار داشت، نه روزهايي که محسن صفايي فراهاني اين مسؤوليت خطير را بر عهده مي گرفت و نه حتي زماني که فدراسيون فوتبال رئيس نداشت.
سياه ترين روزهاي فوتبال ايران به همين روزها، ماه ها و سالهاي اخير مربوط مي شود. به دوره اي که فوتبال ما با بيشترين هزينه و برخورداري از بهترين نسل فوتبال از صعود به جام جهاني باز ماند که اين البته حاصل برنامه ريزي غلط برنامه ريزان است.
البته در اين راستا نمي توان به جزئيات اشاره کرد و تکيه بر کليات شايد بهترين و عاقلانه ترين کار ممکن باشد. دايره شکستهاي تيم ملي در ماه هاي اخير، آن قدر وسيع و گسترده است که حتي گذري کوتاه بر آنچه طي سال هاي اخير بر تيم ملي گذشته، تنها گوشه اي از واقعيتها را نمايان مي کند. تيم ملي با افشين قطبي هم پس از علي دايي در جاده شکست گام بر مي دارد.
باختهاي تحقيرکننده مقابل بحرين، قطر و حتي اردن يکي پس از ديگري وجهه فوتبال ما را زير سؤال مي برد و در اين ميان مديران فوتبال ما سينه سپر مي کنند و خود را موفق جلوه مي دهند. شايد نگاهي به جايگاه نازل فوتبال ما در رنکينگ فيفا همه واقعيتها را بيان کند . آيا باز هم مي توان خداحافظي ستاره ها را دليل افت فوتبال ايران دانست يا بايد قدري منطقي تر به اين موضوع نگريست؟


