اسکی ایران گره خورده به یک خاندان
انتخابات فدراسيون اسكی ديروز در حالي برگزار شد كه عيسي ساوهشمشكي با رای مجمعی که علیالظاهر گزینه قابل اتکای دیگر نداشتند، به حضورش در راس در فدراسيون اسكی ادامه داد و به مدت چهار سال ديگر به عنوان رئيس فدراسيون انتخاب شد تا امیدها نسبت به تغییر رویه فدراسیون اسکی و ارتقاء جایگاه قهرمانی این رشته کاهش یافته و چنین متبادر سازد که سازمان ورزش به همین شرایط قانع است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ اين اولين انتخاباتی بود كه در دوره رياست علی سعيدلو بر سازمان ورزش برگزار شد تا یکی از معدود مدیران دارای سابقه دو دهه حضور در این فدراسیون، به اصطلاح با رای اعضاء مجمع عمومی مجدداً ابقاء شود و در مقطع زمانی که تا المپیک زمستانی ونکور چیزی باقی نمانده، این اطمینان را به وجود آورد که متولیان دستگاه ورزش حتی نیمنگاهی به نتایج المپیک ونکور برای زمینه چینی جهت تغییر یا تثبیت جایگاه رئیس این فدراسیون ندارند.
در اين انتخابات برخلاف رقابتهای اینچنینی که رئیس اکثریت مطلق انتخاب میشود، عيسي ساوهشمشكي با ٢٣ راي اول و قربانعلي سولقالي با پنج راي دوم شد تا زنگ خطر بیش از پیش برای رئیس این مجموعه به صدا درآید و لزوم بازنگری در امور این فدراسیون و یا تغییر برخی اعضاء از جمله چند هیات ساکی استانها را به عنوان گزینههای پیش رو مورد بررسی قرار دهد که البته پرداختن به هریک هزینههای خاص خود را به همراه خواهد داشت.
اسکی به خصوص اسکی روی یخ به واسطه شرایط جغرافیایی ایران تنها در برخی استانها پیست و فضای فعالیتش وجود دارد که هزینههای سرسام آوری را به دنبال دارد که ساوهشمشكي پس از انتخاب بهعنوان رئيس فدراسيون از تلاش خود براي همگاني كردن اين ورزش و توسعه آن میان اقشار مختلف مردم سخن گفت و مدعی شد اين ورزش كه در دهه ٦٠ به زعم او يك ورزش كاملا اشرافي بود امروز در هفته حدود هشت هزار مراجعهكننده دارد. در این میان اما از سوی برخی منتقدان عنوان میشد نباید بلیت اسکی ارزانتر از این شود، حال آنکه این برنامه با نگاه توسعه محوری در هر رشته متناقض است و تلاش فدراسیون اسکی برای کاهش هزینه اسکی با توسعه و همگانی سازی این رشته رابطهای مستقیم و مثبت خواهد داشت.

البته برخی از جمله رقبای ساوه شمشکی مدعی بودند که این توسعه یافتگی عمدتاً متوجه استان تهران است و در سایر استانها با اعتبارات محدود، تنها تلاش شده نامی از اسکی باقی بماند و در برخی استانها وقوع این مسئله نیز محقق نشده است و فدراسیون باید دامنه نگاه خود را توسعه بدهد و سایر استانها نیز با جذب اعتبارات و امکانات متناسب به این رشته، به جایگاه واقعیشان در اسکی دست یابند و سهم بیشتر در اسکی روی یخ و اسکی روی چمن داشته باشند.
عدم اجرای بسیاری از وعدهها و بخشی از برنامههای فدراسیون اسکی در کنار ضعف در پژوهش و آموزش یکی دیگر از دغدغههای اهالی این رشته در مجمع انتخاباتی بود که رقبای ساوه شمشکی روی آن دست گذاشتند و مدعی شدند تاكنون فقط يك كتاب در مورد ورزش اسكي ايران نوشته شده كه اين يك فاجعه است. البته باید امیدوار بود این کتاب همان کتابی نباشد که در زمان محمدرضا پهلوی با تصویرش پیش از آغاز مطالب کتاب به چاپ رسید و این امیدواری وجود دارد که در بیست سال حضور ساوه شمشکی دومین کتاب تاریخ اسکی ایران منتشر شده باشد!
اما شاید جدیترین انتقاد که دلمشغولی بسیاری از اهالی ورزش نیز تلقی میشود، جایگاه اسکی ایران در میادین جهانی و در مواجهه با اسکیبازان مطرح دنیا است که متاسفانه ورزشكاران اسكي ايران حدود ده ثانيه با ركورد آسيايي فاصله دارند و به زعم کارشناسان این رشته، اين فاصله ده سال كار مستمر را میطبلد اما با جو فعلی فدراسيون به سادگی نميتوان اين فاصله را كم كند.
تمامی این انتقادات اما در آخر به یک کلام ختم میشود و آن نام خانوادگی ساوه شمشکی است که چه در اسکی استان تهران، چه در بخشهای مختلف فدراسیون و چه در تیم ملی اسکی بیش از حد خودنمایی میکند تا چنین استنباط شود که این مجموعه تنها فدراسیون ورزشی است که نامش به نام یک خاندان گره خورده است و حتی رئیس سازمان ورزش نیز نمیتواند، میان عناوین ساوه شمشکی و اسکی فاصلهای بیاندازد، کما اینکه در گذشته یکی از روئسای سابق سازمان چنین تلاشی کرد اما خیلی سریع پشیمان شد و ساوه شمشکی مجدداً عنان امور را در دست گرفت.
رئیس فدراسیون اسکی برای بهبود جایگاه اسکی ایران ضروری است این نام را در بدنه فدراسیون و سایر حوزههای اسکی قدری کمرنگ تر کند و فرصت ظهور و بروز سایر اهالی این مجموعه را بدهد که به طور قطع در صورت پذیرش این مهم، حساسیتها را کاهش داده و زمینه مشارکت منتقدان فعلی در بخشهای مختلف این فدراسیون فراهم خواهد آمد؛ اتفاقی که البته بعید است تحقق یابد و به نظر میرسد ساختار این رشته همچنان به همین شکل باقی خواهد ماند.
ورزش اسكي براي عده اي هويت شده افرادي كه از در و دهات و چوپاني به اسكي روي آورده اند الان ديگه آقا شده اند. افرادي كه اكثرا سواد خواندن و نوشتن دارند چگونه ميتوانند باعث پيشرفت يك چنين ورزش به روزي شوند افرادي كه اسكي را منحصرا براي خود ميدانند. البته ميدونم كه نظر مرا در سايت قرار نمي دهيد ولي حداقل پس از چندين سال توانستم يه در دلي داشته باشم شايد......
1-ورزش اسكي در كشور ما از لحاظ سخت افزاري و چه از لحاظ نرم افزاري پيشرفت قابل توجهي نداشته است. بعنوان مثال تعداد پيست هاي فعال را در نظر بگيرد به غير از تهران اكثر شهرستانهاي ديگر پيستهاي غير فعالي مثل اردبيل و اروميه وزتجان و... دارند.و يا پيست هاي كوچك و توسعه نيافته مثل تبريز اصفهان شيراز و ياسوج و...كه فدراسيون هيچگونه فكري به حال آنها نمي كند. حتي اكثر پيستهاي تهران و اطراف تهران نيز از لحاظ ساختاري مال قبل از انقلاب ميباشد.
2- هيات اسكي استانها امكانات سخت افزاري اسكي مانند لوازم اسكي و ساير ملزمات لازمه را دريافت نمي كنند ولي در صورت وجود دلرحمي اهالي فدراسيون چوب اسكي هاي دست دوم سالهاي پيش را در اختيار انها قرار ميدهند!
2- در كشور ما تقريبا كتابي در زمينه اسكي تاليف و يا ترجمه نشده است. تنها يك جزوه موجود بوده كه انهم هنگام برگزاري كلاس مربيگري به نام متد آموزش كشور اتريش مي دهند كه داراي مطالب بسيار جسته و گريخته اي از تكنيكهاي آموزشي 60-70 سال پيش ميباشد.
3- تيم ملي كشورمان با عنايت به گستردگي ورزش از لحاظ تعدد رشته ها كه حدود بيش از 50 رشته ميباشد در تنها سه رشته اسلالوم – ژيان اسكي صحرا نوردي فعاليت دارند و اكثر افرادي كه در تيم ملي كشورمان عضو دارند بوده بطوريكه بعضي از آنها داراي سن بالاي 35 سال ميباشند كه من اسمي از آنها به دلايل اخلاقي نمي برم.
5- و مسايل بسيار زيادي هست كه ..........



