در خدمت اسطورهای به نام دایی
علي دايي اسطوره برجسته و مبرز تاريخ فوتبال ايران پس از شكست تيمملي در برابر عربستان عامدانه خود رااز نظرها محو كرد و كنج عزلت گزيد. تلاشهاي بسيار خبرنگاران و رسانهها براي پي بردن به اوضاع و احوال سرمربي سابق تيمملي به جايي نرسيد و دايي به جز حضور در چند مراسم و برنامه غيررسمي هرگز در تور خبرنگاران نيفتاد.
به نوشته تهران امروز؛ گرچه آينده علي دايي در فوتبال ايران مهم تلقي ميشد و دائما كنجكاوي رسانهها را بر ميانگخيت اما دايي اصرار عجيبي براي دور ماندن از محافل فوتبالي از خودنشان داد. از همين رو بود كه وقتي خبر بازگشت دايي به فوتبال در بعضي از رسانهها انتشار يافت به سرعت به سوژه روز تبديل شد و هر يك از اهالي مطبوعات و خبرگزاريهاي مرتبط با ورزش سعي كردند از كانالهاي ارتباطي خود براي پي بردن به عمق ماجرا استفاده كنند.
حالا صحبت از بازگشت علي دايي به ميدان فوتبال است اما دايي همچنان چون ماهي از دست خبرسازان سر ميخورد و به حرف نميآيد. اينكه اساسا باشگاهي مثل شموشك نوشهر محل مناسبي براي بازگشت دايي به عرصه فوتبال هست يا نه، موضوع قابل بحثي است و بايد آن را در پايان يك دوره زماني بررسي كرد اما به نظر ميآيد در اين ميانه نكته ظريفي وجود دارد.
علي دايي را به لحاظ شخصيتي بايد در زمره بازيكناني قلمداد كرد كه روحيه مبارزهجويي آنها پايانناپذير و سير ناشدني است. او را هم چون علي پروين و يا شايد محمد مايليكهن بايد از دسته افرادي به حساب آورد كه اساسا سر سازش با كسي را ندارند و تمايل دارند كه حرف اول و آخر را در يك مجموعه خود بزنند و سيستم را به صورت قائم به فرد اداره كنند.
مثال روشن اين ماجرا علي پروين است كه بيشتر دوران حضورش در پرسپوليس به عنوان مرد انگشتنماي اين باشگاه مطرح بود و همه راهها به او ختم ميشد. پس از ماجراهايي كه منجر به كنار رفتن پروين از پرسپوليس شد، اهالي فوتبال به عينه ديدند كه تنها راه بازگشت پروين به فوتبال در صورتي ميسر شد كه او شخصا يك تيم فوتبال به راه انداخت.
علي پروين بعد از دوران پرسپوليس تيمهايي چون سرخپوشان و استيلآذين را به كمك دوستانش تاسيس كرد و براي مدتي همه كاره اين تيمها بود. او حتي يك بار در برنامه 90 و در كش و قوس حضور استيلآذين در ليگ يك صراحتا گفت: «اين تيم خودمه، هر كاري دوست داشته باشم ميكنم. هر كس رو كه دوست داشته باشم ميذارم تو تيم، دامادمو، پسرمو...»
حالا در مورد دايي هم شايد بتوان چنين سرنوشتي را پيشبيني كرد. شايد او هم به صرافت راهاندازي تيمي بيفتد كه يكسره گوش به فرمان سرمربي سابق تيمملي باشد. او البته ثروت و جاهطلبي حيرتانگيزي نيز دارد كه ميتواند چنين تصميمي را به راحتي از مرحله شك و ترديد به عمل نزديك كند. حال اين تيم شموشك باشد يا هر تيم ديگر به نظر ميآيد دايي از چنين مسيري به فوتبال ايران بازخواهد گشت تا دوباره خود را اثبات كند.


