همه مديران ورزش بخوانند
دكتر علويراد در كارگاهي در سومين كنگرهي علمي مديريت ورزش به بيان مطالبي درخصوص نحوهي بهتر مديريت سازمانهاي ورزشي پرداخت كه مطالعهي آن ميتواند به تمام مديران كمك كند.
به گزارش ايسنا، "تفكر سيستمي در مديريت ورزش" عنوان يكي از كارگاههاي آموزشي سومين كنگرهي ملي مديريت ورزش بود كه توسط دكتر حسين علويراد برگزار شد.
اين كارگاه كه در دانشگاه علوم پزشكي شهركرد برگزار ميشد، با استقبال عجيب مديران اجرايي ورزش كشور مواجه شد و عليرغم اينكه ساعت برگزاري كنگره در انتهاي يك روز كاري بود اما، مديران، دانشجويان و حتي فرماندار شهركرد نيز از مباحث علمي ارايه شده در اين بخش استفاده كردند.
علويراد با بياني ساده به ارايهي مطالب علمي پيرامون نحوهي مديريت خوب سازمانهاي ورزشي پرداخت و گفت: در برنامهي استراتژيك يك سوال اساسي وجود دارد: كجا هستيم، كجا ميخواهيم برويم و چگونه ميخواهيم برويم. آمار ارايه ميدهم. نميتوانيم بگوييم اين آمار از سوي استكبار است و بايد آنها را كنار بگذاريم. از ابتداي شروع بازيهاي المپيك ايران تاكنون تنها ١١ مدال طلا داشته (البته بايد بررسي كنيم ببينيم كه چند مدال آن براي ٣٠ سال بعد از انقلاب است)، ١٥ مدال نقره و ٢٢ مدال برنز يعني جمعا ايران در تمام اين مدت فقط ٤٨ مدال كسب كرده است.
وي ادامه داد: ٩ كشور را كه جمع جمعيت آنها ٦٢ ميليون نفر يعني چيزي برابر جمعيت كشورمان ميشود، برايتان مثال ميزنم:
سوئد: ٩ ميليون جمعيت دارد، ١٨٥ مدال طلا، ١٩٠ مدال نقره و ٢١٨ مدال برنز جمعا ٥٩٣ مدال
نروژ: ٩/٤ ميليون جمعيت دارد؛ ١٥٢ مدال طلا، ١٤٦ مدال نقره و ١٢٧ مدال برنز
فنلاند: ٣/٥ ميليون جمعيت، ١٤٢ مدال طلا، ١٤١ مدال نقره، ١٦٧ مدال برنز
هلند: ٥/١٦ ميليون جمعيت، ٩٦ طلا، ١٠٩ مدال نقره، ١٠٨ مدال برنز
سوئيس: ٧/٧ ميليون جمعيت، ٨٣ مدال طلا، ١٠٧ مدال نقره، ١٠٨ مدال برنز
اتريش: ٤/٨ ميليون جمعيت، ٦٩ مدال طلا، ٩٧ مدال نقره، ١٠٥ مدال برنز
دانمارك: ٥/٥ ميليون جمعيت، ٤١ مدال طلا، ٦٤ مدال نقره، ٦٦ مدال برنز
بلژيك: ٦/١٠ ميليون جمعيت، ٣٦ مدال طلا، ٥٢ مدال نقره، ٥٤ مدال برنز
استوني: يك ميليون جمعيت، ١٣ طلا، ٩ مدال نقره، ١٥ مدال برنز
جمع كل اين مدالها ٨١٩ مدال طلا، ٩١٦ مدال نقره و ٩٧٨ برنز. وقتي پرچم يك كشور بالا ميرود ملت آن چه احساسي دارند. تعداد ٨١٩ طلا را با ١١ مدال طلاي ما مقايسه كنيد، در حالي كه جمعيتها مساوي است. آيا آسمان سوراخ شده و يك عده مو زرد چشم آبي از آن بالا به زمين ريختهاند يا آنها دارند با رنج و زحمت اين كار را انجام ميدهند. اين جايگاه كشور ما بود.
علويراد افزود: سوال بعد اين است كه ما كجا ميخواهيم ميرويم؟ كشور ايران كجا قرار است برود. آيا غفوريفرد ميدانست كجا ميخواهد برود، هاشميطبا ميدانست، مهرعليزاده ميدانست، عليآبادي ميدانست. آيا همين جناب سعيدلو مي داند كه كجا ميخواهد برود؟ سوال اين است آيا ما ميخواهيم به جايگاه جامائيكا با ١٣ طلا، ٢٣ نقره و ١٧ برنز در رديف ٤٢ جهان برسيم؟ آيا قرار است به كنيا برسيم؟ چشم انداز ٢٠ سالهي ايران گفته ما بايد اول آسيا شويم. آيا قرار است از تركيه با ٣٧ مدال طلا، ٢٣ نقره و ٢٢ برنز و رديف ٣٠ جهان رد شويم؟ يا همچنان قرار است از بلغارستان و كوبا پايينتر باشيم. در كشور نروژ ظرف چهار سال يك دولت ما دو هزار دلار به سرانهي درآمد خانواده افزوده شده است. يعني يك خانوادهي چهار نفري سالي ٤٠٠ ميليون تومان درآمد دارد. ما چرا در همهي بخشها اينگونه هستيم. چرا در اقتصاد، ورزش و ساير عوامل عقبيم. چون «آيا كساني كه نميدانند و كساني كه ميدانند يكي هستند.»
وي در ادامه خطاب به جواديپور كه در بين حضار قرار داشت، گفت: آقاي جواديپور اگر در جايي از ورزش خطايي مرتكب شويم سيستمي داريم كه اين خطا را به ما نشان دهد؟ نداريم! اما، ميتوانيم اجرا كنيم، بايد باور كنيم كه ميتوانيم. امشب يقينا همهي مديراني كه در اين جلسه قرار دارند قاطي ميكنند. از شما مديران خواهش ميكنم ١٠ درصد از اين انباشتههايي كه ٣٠ سال در ذهن خود ريختهايد را بيرون بريزيد تا جايي خالي در ذهنتان پيدا شود و حرفم را بفهميد.
اين استاد دانشگاه در ادامه از مدل ٢٠٠٩-2010 به عنوان يك مدال خوب براي رهبري يك سازمان اشاره كرد و گفت: نخستين بحث در اين مدل، بحث رهبري است. وقتي كه از خودتان راضي باشيد يعني همانجا سقوط كردهايد. بايد چالشها را بسنجيد. از شما ميپرسم نخستين عاملي كه بايد با آن كشتي بگيريد، چيست؟ از خودتان بپرسيد كه چه چيزي در سازمان ما از همه چيز مهمتر است. نخستين موضوع مهم بحث رهبري است. امروز بعد از دو هزار سال ديگر مديريت در دنيا وجود ندارد. مديريت از دنيا رفته حالا ما رهبر داريم.
علويراد در ادامه به تفاوت بين مدير و رهبر اشاره كرد و گفت:
- رهبر درك ميكند، مدير فشار ميآورد.
- رهبر ارتباط برقرار ميكند، مدير دستور ميدهد.
- رهبر نوآور است، مدير اداره ميكند.
- رهبر ارجينال است، مدير عكس برگردان است.
- رهبر روي ساختار تمركز ميكند، مدير روي آدمها.
- رهبر بر روح افزايي تكيه دارد، مدير بر كنترل.
- رهبر ميپرسد چه چيزي و چرا، مدير ميگويد چگونه.
- رهبر همه را به يك چشم نگاه ميكند، مدير چپ و راست و موافق و مخالف ميكند.
- رهبر با وضعيت موجود ميجنگد، مدير وضعيت موجود را ميپذيرد.
- رهبر كارهاي درست انجام ميدهد، مدير سعي ميكند غلطها را درست كند.
- رهبر فرصت ميدهد، مدير ارتباط برقرار نميكند.
وي در ادامه گفت: بعد از اينكه رهبر به سازمان آمد، بايد برنامهي استراتژيك داشت و سپس روي مشتري تاكيد كرد. بدانيد كه خدا نخستين مشتري ماست. بيوضو پشت اين ميزها ننشينيد. براي حقوقي كه بابت هشت ساعت كار در روز دريافت ميكنيد، زحمت بكشيد. پولهايي كه از آن فرزندان ناصالح به وجود ميآيد، براي اين ناكارآمديهاست.
علويراد در ادامهي اين كارگاه به بحث اندازهگيري اشاره كرد و گفت: سپس بايد ببينيم كه به چه ميزان از برنامههاي خود رسيدهايم و در نهايت بايد نتيجه را بررسي كنيم. اگر از كارهاي خود نتيجهاي نگرفتيم يعني راه را به غلط رفتهايم.
وي خطاب به مديران تصريح كرد: ببينيد آيا نيروهاي شما جلوي شما تعظيم ميكنند و يك سازمان غير رسمي پشت سرتان دارند يا محيطي را فراهم كردهايد كه كاركنان به راحتي در كنار شما كار ميكنند.


