درباره اصالت و اعتبار تورات
در منابع اسلامي آوردهاند كه «آن شريعتي كه خداوند به سوي حضرت موسي عليه السلام فرستاد، در فتنه بُخت النصر(580 ق. م)از بين رفت و از تورات آن جناب اثري باقي نماند. عزرا در سال چهارصد و پنجاه و هفت قبل از ميلاد مسيح و به امر كوروش، بنياسرائيل را به بيتالمقدس برگردانيد و سپس كتاب عهد عتيق را برايشان جمع نمود و تصيح كرد و اين همان تــــوراتي است كه تا به امروز در دست يهود است.»
باروخ اسپينوزا (1677-1632) فيلسوف يهودي هلندي كه مغضوب خاخامها نيز ميباشد، ميگويد: مؤلف كتابهاي مختلف كتاب مقدس، رواياتي كه درباره تاريخ و مؤلف كتاب وجود دارند غير معتبرند، و اين تصور كه موسي(ع) همه اسفار خمسه را نوشته است حتي از جانب دانشمند ارتدوكس، ابراهيم ابن عزرا نيز مورد ترديد است، اگر چه وي از روي ترس سرزنش و تخطئه مقصود خود را به رمز آورده است.
با استفاده از خود كتاب مقدس ميتوان نشان داد كه مؤلف اسفار پنج گانه موسي(ع) نبوده است و مؤلفان كتابهاي ديگر متن مقدس نيز آنهايي نيستند كه سنت يهود از آنان ياد كرده است. بيشتر مجموعه كتاب مقدس به احتمال بسيار زياد توسط عـــــزرا به نگارش درآمده و پس از آن تعدادي از كتابهايي كه در دوران بعد از عزرا نوشته شدهاند به آن افزوده گشتهاند. متني كه اينك در دست ما است به خاطر خطاهاي كاتبان و غلطگيريهاي ايشان مخدوش است.
در هر حال، «آييني كه به نام يهوديت شناخته شده در بابل ظهور كرد، بدين گونه كه كاهنان بنياسرائيل به رهبري كاهن «عزرا» به تدوين تاريخ و احكام يهوديت پرداختند و عزرا خود بر نوشتن اسفار پنجگانه موسي(تورات) نظارت داشت. احكام اين كتاب بر اساس آراء و تمايلات اين كاهنان و پيروان آنها نوشته شده و اينان كساني بودند كه پس از موسي، داود و سليمان عليهمالسلام از توحيد بازگشتند و به بتپرستي روي آورده بودند و ديانتي كه آفريدند قومگرايانه، قبيلهاي و خطاب به اهل يهودا و برخي ديگر از قبايل بنياسرائيل بود.»
اما جایگاه تورات در نزد یهود چیست و این کتاب چه اعتبار و منزلتی در نزد بنی اسرائیل دارد.؟ منابع یهودی می نویسند:
«ذات قدوس متبارك(خداوند يهود) پنج چيز را در اين جهان به خود تخصيص داده و آنها را ثروت خويش خوانده است. آنها عبارتند از: تورات، آسمان و زمين، ابراهيم، ملت اسرائيل و معبد بيت هميقداش ...تورات نه تنها شالودهاي است كه زندگي يهوديان روي آن بناء شده است، بلكه آن را يگانه اساس محكم و مطمئني ميدانند كه نظام همهي عالم هستي بر روي آن استوار است. بدون احكام تورات، آشفتگي و هرج و مرجِ اخلاقي در جهان حكمفرما خواهد شد و از اينرو تورات ميبايستي هميشه و حتي پيش از آفرينشِ جهان وجود داشته باشد.. بنا به يك نظر، تورات دو هزار سال پيش از خلقت عالم به وجود آمد، لكن بنا به عقيده ديگر نهصد و هفتاد و چهار دوره پيش از آفرينش جهان، تورات نوشته شده بود و در پناه ذات قدوس متبارك قرار داشت.»
سومبارت هم در كتاب «يهوديان و حيات اقتصادي مدرن» مينويسد: حضرت محمد(ص)، يهوديان را اهل كتاب خوانده است. حق با او بود. هيچ امتِ ديگري نيست كه به وسواس و دقت نظر يهوديان، مطابق كتاب ديني خود زندگي و رفتار كنند. هیچ قومي به اندازهي يهوديان در تامين زمينههاي لازم براي آموزشهاي ديني اصرار نداشته است.
همانطور كه جوزفوس ميگويد «به اولين فرد يهودي كه برخورديد، از او دربارهي قوانين دين يهود پرسش كنيد و خواهيد ديد كه او آنها را حتي از اسم و رسم خود بهتر بلد است.» دليل اين امر را شايد بتوان در آموزشهايي كه يهوديان به فرزندان خود ميدهند، پيدا كرد. افزون بر آن، اين واقعيت را هم نبايد ناديده گرفت كه مراسم عبادي آنها در ضمن شامل روخواني و تفسير بخشهايي از كتابهاي مقدسشان است. يهوديان در طي سال، تورات را از ابتدا تا به انتها ميخوانند. يكي از وظايف اصلي و اساسي يهوديان مطالعه تورات است.»
اندیشمند بزرگ فرانسوی روژه گارودي نیز براي نشان دادن كاربرد عهد عتيق در زندگي روزمرهي يهود، به مورد جالبي اشاره ميكند. او در كتاب خود به نقل از كشيش «كلودرا نيود» مينويسد: «يكي از اساتيد دانشگاه تلآويو به نام «تامارين»، برگههايي را بين هزاران دانشآموز(احتمالاً دانشجو) توزيع كرد كه در آن نوشته شده بود «شما چكيده زير از كتاب يوشع را ميشناسيد: مردم به سوي شهر اريحاء سرازير شدند و آن را تسخير كردند و كساني را كه در آن زندگي ميكردند، اعم از زن و مرد و بچه و پيرمرد، همه را كشتند.»
اكنون به دو سئوال زير پاسخ دهيد: 1)به نظر شما، يوشع و قوم بنياسرائيل كار خوبي كردهاند يا خير؟ 2)فرض كنيد ارتش اسرائيل در جريان جنگ، يك روستاي عربنشين را تسخير ميكند، آيا بايد با اهالي آن همان كاري را بكنند كه يوشع با اهالي اريحاء كرد يا خير؟
در سال 1972 آقاي تامارين به دليل انتشار نتيجه وحشتناك اين تحقيق (كه 70% جواب مثبت داده بودند) از دانشگاه تلآويو اخراج شد.!




