احمدی نژاد و توطئهگران ناشناخته!
امروز نيز رئيس دولت خبر از تشكيل ستادي ميدهد كه در پي توطئهپردازي عليه او و دولت اوست و جناب رئيسجمهور، رئيس آن «ستاد» را هم ميشناسد. اينگونه بهرهگيري از ادبيات «توطئه و ابهام»، نهتنها دردي را دوا نخواهد كرد كه بر گرهها و ابهامها خواهد افزود.
کد خبر: ۷۲۶۶۵
| | 11479 بازدید
تهران امروز در یادداشتی نوشت:
«فرافكني» امروزه به يكي از رايجترين رفتارهاي سياستمداران تبديل شده است تا آنجا كه روزي نيست كه خبر از دست داشتن «اين و آن» گروه و جناح در ايجاد موانع و مشكلات بر سر راه مديران اجرايي ارشد، نشنويم. در فضايي كه گفتمان غالب در فضاي سياست، گفتمان «متهم كن تا تبرئه شوي» است، همواره كسي يا كساني، گروهي يا گروههايي هستند كه «چوب لاي چرخ» ميگذارند و مانع «پيشرفت امور» ميشوند. گاه اين اشخاص يا گروهها – كه همواره بينام و نشان باقي ميمانند – دست به توطئههايي ميزنند كه دستگاههاي اجرايي يا حتي دولت را دچار توطئه ميسازند. توفان توطئهها پيدرپي از راه ميرسند و مديران ارشد سياسي و دولتي، بيآنكه هيچگاه نامي از توطئهكنندگان ببرند، سخت در كار خنثيسازي دسيسهها و توطئهها توصيف ميشوند.
«فرافكني» سكه رايج عرصه سياست امروز ماست، نه امروز كه ديروز نيز ادعا ميشد هر 9 روز يك بار «دولت» در برابر يك توطئه قرار ميگيرد، اما هيچگاه براي «ملت» توضيح داده نشد كه اين حجم انبوه توطئهها، دسيسهها و نقشههاي شوم محصول توطئهپردازي و دسيسهچيني چه كساني يا كدام گروهي است! شگفتا! هيچگاه نام توطئهكنندگان برده نشد!
امروز نيز رئيس دولت خبر از تشكيل ستادي ميدهد كه در پي توطئهپردازي عليه او و دولت اوست و جناب رئيسجمهور، رئيس آن «ستاد» را هم ميشناسد. اينگونه بهرهگيري از ادبيات «توطئه و ابهام»، نهتنها دردي را دوا نخواهد كرد كه بر گرهها و ابهامها خواهد افزود.
«مردم» اهل سياست اگر نيستند، اما به خوبي رفتار سياستمداران را زير نظر دارند. بهراستي ميتوان مردم را قانع كرد كه علت ناكاميها، سوءمديريتها، عدم تطابق تصميمگيريها با برنامههاي مصوب، تصميمسازيهاي خلقالساعه و سپس تغيير نظر دادنها، تغيير زاويهها و تفاوتهاي فاحش ميان نسبت «واقعيتهاي موجود» با «شعارهاي اتوپياساز»، صرفا توطئهپردازي گروهها يا كسان موهومي است كه حتي از نام بردن آنها استنكاف ميشود؟
بهراستي اگر چنين كسان يا گروههايي واقعيت خارجي و بيروني داشته باشند، نبايد بيدرنگ به جرايم انكارناپذير آنها رسيدگي كرد و آنان را به دست قانون و دادگاه سپرد؟
«فرافكني» به فرهنگ ناپسند سياسي و رفتار ناهنجار سياستمداران تبديل شده است. به نظر ميرسد پاكسازي عرصه فرهنگ سياسي نيازمند تغيير در نگرشها و انگيزههاي سياسي است؛ همچنان كه اصطلاح «سياسيكاري» به عنوان اصطلاحي ناپسند رايج است، در حالي كه «سياست» و «سياسي»، تا پيش از اين در فرهنگ سياسي ما نه تنها واژگاني نامطلوب نبودهاند كه اهل سياست نيز محترم شمرده ميشدند.
متاسفانه، در بيشتر جامعه سياسي ما، چه آن بخش كه نقش حاشيه و منتقد را دارد و چه آن بخش كه نقش مسلط را ايفا ميكند، داستانپردازيهاي اندكمايه، چنان رايج و معمول است كه اميد نميرود در آيندهاي نهچندان نزديك، شاهد اينگونه روشها و شيوههاي مرسوم اما غيرقابل قبول، نباشيم. تداوم توطئهسرايي، نه تنها كمكي به سياستمداران نميكند كه ممكن است به گاه خطر و وقوع توطئهاي واقعي، مصداق آن چوپاني واقع شوند كه فرياد ميزد: «آي گرگ!» اما كسي به فرياد او نميرسيد.
آيا وقت آن فرا نرسيده كه نامهاي مكتوم در نامههايي كه در جيب كتها پنهان شده، براي مردم خوانده شوند؟ و آيا باندها و گروههاي مافيايي نبايد شناسايي، شناسانده و به دست قانون سپرده شوند؟ «فرافكني» گرچه سكه رايج سياست امروزين است اما همواره «كارساز» و «موثر» نيست!
ناگفته پيداست كه «دولت» در ايران اسلامي همواره متكي بر قبول تاييد ملت و مقام معظم رهبري است.
اين اكسيري است كه توان دولت در ايران اسلامي در رويارويي با بحرانها و توطئههاي واقعي را مضاعف و دو چندان ساخته و ميكند. فرمايش راهگشاي مقام معظم رهبري مبني بر داشتن «بصيرت» به ويژه بصيرت نزد خبرگان، صرفا براي شنودن و خواندن نبوده است و نبايد باشد. فرمايشهاي معظمله را بايد شنيد و خواند و نصبالعين و آويزه گوش قرار داد. «بصيرت» مهمترين چراغ راه در پيش پاي هر انسان و البته نخبگان است.
به حكم بصيرت بايد از سادهانگاري افكار عمومي پرهيز كرد، مگر آنان كه بدون بصيرت كافي وارد عرصههاي خطير شدند، دود رفتار بدون بصيرتشان به چشمشان نرفت؟ مگر نديدهايم كه چگونه به ژرفا و مغاك باورهاي نادرست درغلتيدند؟
از سوي ديگر «ملت» در تشبيه اركان دولت، ركني ركين و حبليمتين به شمار ميروند، مگر ميگذارند دولتي كه در خدمت ملت است، دچار توطئههاي گروهي دسيسهچين شود؟ هرگاه دولتهاي ايران اسلامي در معرض توطئههاي دشمنان داخلي يا خارجي واقع شدهاند، «ملت» با بيداري و هوشياري مستمر خويش، چون سدي سديد و حصني حصين در برابر آنها ايستاده اما چگونه است كه اكنون رئيس دولت از ستاد توطئه خبر ميدهد اما ملت نگران نيست؟! اين جاي شگفتي ندارد؟!
بيگمان «دولت» و «ملت» نه ميتوانند از «رهبري» پيش افتند نه جداسري در پيش گيرند. ملت و دولت، هماره بر اثر رهبري است رفتهاند و «بصيرت» چراغ راهي است كه «اثر» را نشان ميدهد.
گمان نميرود كه «ملت» اثر رهبري را گم كرده باشد. دستكم شواهد موجود و گذر ملت از درياي مواج توفانخيز حوادث اخير، چنين چيزي را نشان نميدهد، اما چگونه است كه رئيس دولت، گمان به چيزي ميبرد كه براي همگان مبهم و در پرده است؟
شأن جايگاه رئيس دولت جمهوري اسلامي، چنان است كه بايد هزاران نكته باريكتر از مو را در نظر گرفت تا اشارتي به موضوعي يا مسالهاي برود، اما چنين به نظر ميرسد كه گاه در اين ده، دوازه سال اخير، شاهد ناديده انگاشتن اين «شأن» مهم و خطير به هنگام اظهارنظرهاي روساي دولتهاي اخير بودهايم.
چنين شأني نه جايگاه مفتري است نه پايگاه متهم، بلكه تمامي گفتهها و نظرها بايد مستند و مستدل باشد. آري گاه پيش ميآيد كه ناخواسته سهوي بر زبان برود. هيچ انساني مبرا از خطا نيست مگر معصومان عليهمالسلام، اما سهواللسان گاه و بيگاه كجا و زير پا گذاردن شأنيت رئيسجمهوري اسلامي كجا؟
مطلوبتر آن است كه اگر كساني يا گروههايي به جد در سنگ پيشپاي دولت افكندن مصر هستند و ابرام دارند، بيهيچ غمض عين و دربايستي به چالش حقوقي و سياسي كشيده شوند.هنگام شفافسازيها نيز مردم خوب ميدانند كه چگونه با متخلفان و متجاسران برخورد كنند.
«فرافكني» امروزه به يكي از رايجترين رفتارهاي سياستمداران تبديل شده است تا آنجا كه روزي نيست كه خبر از دست داشتن «اين و آن» گروه و جناح در ايجاد موانع و مشكلات بر سر راه مديران اجرايي ارشد، نشنويم. در فضايي كه گفتمان غالب در فضاي سياست، گفتمان «متهم كن تا تبرئه شوي» است، همواره كسي يا كساني، گروهي يا گروههايي هستند كه «چوب لاي چرخ» ميگذارند و مانع «پيشرفت امور» ميشوند. گاه اين اشخاص يا گروهها – كه همواره بينام و نشان باقي ميمانند – دست به توطئههايي ميزنند كه دستگاههاي اجرايي يا حتي دولت را دچار توطئه ميسازند. توفان توطئهها پيدرپي از راه ميرسند و مديران ارشد سياسي و دولتي، بيآنكه هيچگاه نامي از توطئهكنندگان ببرند، سخت در كار خنثيسازي دسيسهها و توطئهها توصيف ميشوند.
«فرافكني» سكه رايج عرصه سياست امروز ماست، نه امروز كه ديروز نيز ادعا ميشد هر 9 روز يك بار «دولت» در برابر يك توطئه قرار ميگيرد، اما هيچگاه براي «ملت» توضيح داده نشد كه اين حجم انبوه توطئهها، دسيسهها و نقشههاي شوم محصول توطئهپردازي و دسيسهچيني چه كساني يا كدام گروهي است! شگفتا! هيچگاه نام توطئهكنندگان برده نشد!
امروز نيز رئيس دولت خبر از تشكيل ستادي ميدهد كه در پي توطئهپردازي عليه او و دولت اوست و جناب رئيسجمهور، رئيس آن «ستاد» را هم ميشناسد. اينگونه بهرهگيري از ادبيات «توطئه و ابهام»، نهتنها دردي را دوا نخواهد كرد كه بر گرهها و ابهامها خواهد افزود.
«مردم» اهل سياست اگر نيستند، اما به خوبي رفتار سياستمداران را زير نظر دارند. بهراستي ميتوان مردم را قانع كرد كه علت ناكاميها، سوءمديريتها، عدم تطابق تصميمگيريها با برنامههاي مصوب، تصميمسازيهاي خلقالساعه و سپس تغيير نظر دادنها، تغيير زاويهها و تفاوتهاي فاحش ميان نسبت «واقعيتهاي موجود» با «شعارهاي اتوپياساز»، صرفا توطئهپردازي گروهها يا كسان موهومي است كه حتي از نام بردن آنها استنكاف ميشود؟
بهراستي اگر چنين كسان يا گروههايي واقعيت خارجي و بيروني داشته باشند، نبايد بيدرنگ به جرايم انكارناپذير آنها رسيدگي كرد و آنان را به دست قانون و دادگاه سپرد؟
«فرافكني» به فرهنگ ناپسند سياسي و رفتار ناهنجار سياستمداران تبديل شده است. به نظر ميرسد پاكسازي عرصه فرهنگ سياسي نيازمند تغيير در نگرشها و انگيزههاي سياسي است؛ همچنان كه اصطلاح «سياسيكاري» به عنوان اصطلاحي ناپسند رايج است، در حالي كه «سياست» و «سياسي»، تا پيش از اين در فرهنگ سياسي ما نه تنها واژگاني نامطلوب نبودهاند كه اهل سياست نيز محترم شمرده ميشدند.
متاسفانه، در بيشتر جامعه سياسي ما، چه آن بخش كه نقش حاشيه و منتقد را دارد و چه آن بخش كه نقش مسلط را ايفا ميكند، داستانپردازيهاي اندكمايه، چنان رايج و معمول است كه اميد نميرود در آيندهاي نهچندان نزديك، شاهد اينگونه روشها و شيوههاي مرسوم اما غيرقابل قبول، نباشيم. تداوم توطئهسرايي، نه تنها كمكي به سياستمداران نميكند كه ممكن است به گاه خطر و وقوع توطئهاي واقعي، مصداق آن چوپاني واقع شوند كه فرياد ميزد: «آي گرگ!» اما كسي به فرياد او نميرسيد.
آيا وقت آن فرا نرسيده كه نامهاي مكتوم در نامههايي كه در جيب كتها پنهان شده، براي مردم خوانده شوند؟ و آيا باندها و گروههاي مافيايي نبايد شناسايي، شناسانده و به دست قانون سپرده شوند؟ «فرافكني» گرچه سكه رايج سياست امروزين است اما همواره «كارساز» و «موثر» نيست!
ناگفته پيداست كه «دولت» در ايران اسلامي همواره متكي بر قبول تاييد ملت و مقام معظم رهبري است.
اين اكسيري است كه توان دولت در ايران اسلامي در رويارويي با بحرانها و توطئههاي واقعي را مضاعف و دو چندان ساخته و ميكند. فرمايش راهگشاي مقام معظم رهبري مبني بر داشتن «بصيرت» به ويژه بصيرت نزد خبرگان، صرفا براي شنودن و خواندن نبوده است و نبايد باشد. فرمايشهاي معظمله را بايد شنيد و خواند و نصبالعين و آويزه گوش قرار داد. «بصيرت» مهمترين چراغ راه در پيش پاي هر انسان و البته نخبگان است.
به حكم بصيرت بايد از سادهانگاري افكار عمومي پرهيز كرد، مگر آنان كه بدون بصيرت كافي وارد عرصههاي خطير شدند، دود رفتار بدون بصيرتشان به چشمشان نرفت؟ مگر نديدهايم كه چگونه به ژرفا و مغاك باورهاي نادرست درغلتيدند؟
از سوي ديگر «ملت» در تشبيه اركان دولت، ركني ركين و حبليمتين به شمار ميروند، مگر ميگذارند دولتي كه در خدمت ملت است، دچار توطئههاي گروهي دسيسهچين شود؟ هرگاه دولتهاي ايران اسلامي در معرض توطئههاي دشمنان داخلي يا خارجي واقع شدهاند، «ملت» با بيداري و هوشياري مستمر خويش، چون سدي سديد و حصني حصين در برابر آنها ايستاده اما چگونه است كه اكنون رئيس دولت از ستاد توطئه خبر ميدهد اما ملت نگران نيست؟! اين جاي شگفتي ندارد؟!
بيگمان «دولت» و «ملت» نه ميتوانند از «رهبري» پيش افتند نه جداسري در پيش گيرند. ملت و دولت، هماره بر اثر رهبري است رفتهاند و «بصيرت» چراغ راهي است كه «اثر» را نشان ميدهد.
گمان نميرود كه «ملت» اثر رهبري را گم كرده باشد. دستكم شواهد موجود و گذر ملت از درياي مواج توفانخيز حوادث اخير، چنين چيزي را نشان نميدهد، اما چگونه است كه رئيس دولت، گمان به چيزي ميبرد كه براي همگان مبهم و در پرده است؟
شأن جايگاه رئيس دولت جمهوري اسلامي، چنان است كه بايد هزاران نكته باريكتر از مو را در نظر گرفت تا اشارتي به موضوعي يا مسالهاي برود، اما چنين به نظر ميرسد كه گاه در اين ده، دوازه سال اخير، شاهد ناديده انگاشتن اين «شأن» مهم و خطير به هنگام اظهارنظرهاي روساي دولتهاي اخير بودهايم.
چنين شأني نه جايگاه مفتري است نه پايگاه متهم، بلكه تمامي گفتهها و نظرها بايد مستند و مستدل باشد. آري گاه پيش ميآيد كه ناخواسته سهوي بر زبان برود. هيچ انساني مبرا از خطا نيست مگر معصومان عليهمالسلام، اما سهواللسان گاه و بيگاه كجا و زير پا گذاردن شأنيت رئيسجمهوري اسلامي كجا؟
مطلوبتر آن است كه اگر كساني يا گروههايي به جد در سنگ پيشپاي دولت افكندن مصر هستند و ابرام دارند، بيهيچ غمض عين و دربايستي به چالش حقوقي و سياسي كشيده شوند.هنگام شفافسازيها نيز مردم خوب ميدانند كه چگونه با متخلفان و متجاسران برخورد كنند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
مرگ بر منافق
مرگ بر ضد ولایت فقیه
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



