تصويري از چند بَرنده
وطن امروز؛ «مایک هولمگرن»
با خودم صادق هستم
افتخارات:
1992 تا 1998 (گرین بیپکرز)
1995، 1996، 1997: قهرمانی در دسته برتر لیگ راگبی آمریکا
97-1996: قهرمانی در NFC
1997: پیروزی در دیدار Super Bowl
1999 تا 2008 (سیاتل سیهاوکز)
قهرمانی در مسابقات NFC غرب (1999، 2004، 2005، 2006، 2007)
قهرمانی در مسابقات NFC (سال 2005)
درباره چگونگی ورود به عرصه مربیگری: وقتی در سانفرانسیسکو بزرگ میشدم سعی داشتم تا حد ممکن در همه رشتههای ورزشی شرکت کنم و در این میان پی بردم کسانی که بیش از همه به من توجه داشتند مربیانم بودند. من آنها را تحسین میکردم و این مساله امری طبیعی بود. از بابت اینکه توانستم در کنار چندی از بهترین مربیان کشور همچون بیل والش، لاول ادواردز و دیگران کار کنم بسیار خوشاقبال بودم.
درباره نظم و انضباط: مبالغی که بازیکنان این روزها دریافت میکنند بسیار هنگفت است، در نتیجه مربی چگونه میتواند قوانین و نظم و انضباط را در تیمش حاکم کرده و با بازیکنی که بتازگی قرارداد سنگینی به امضا رسانده است کنار بیاید؟
روشی که سالها برای خود من کارساز بوده به این شکل است که به سراغ بهترین بازیکنانم (معمولاً 4 مدافع تیم) رفته و به آنها گفتهام: خب... همه ما شما را تصدیق میکنیم اما اینجا همه بازیکنان باید با همدیگر کار کنند چرا که همه از قبیل هواداران، همتیمیها، مربیان و دیگران به شما
نگاه میکنند.
اینکه مسیر خودتان را پیش بگیرید هم مساله مهمی است. زمانی که من پا به Green Bay Packers گذاشتم در میان بهترین مربیان جهان پیرو سبک وینس لومباردی بودم. من لومباردی نیستم و هرگز لومباردی هم نخواهم شد بنابراین اینکه همه ما همان کسی باشیم که واقعاً هستیم از اهمیت بسیاری برخوردار است. شما نمیتوانید بازیکنان را فریب دهید. هرگز سعی نکنید به آنها بگویید که من فلان کار را انجام دادهام. شما باید منصف و استوار باشید.
درباره افزایش اعضای کادر فنی: وقتی بتازگی کار خودم را در NFL در سانفرانسیسکو آغاز کردم، ما از وجود 8 مربی بهرهمند بودیم و اکنون بدون احتساب اعضای کادر پزشکی و تمرین، از 17 مربی برخورداریم. فکر میکنم افزایش تعداد افراد کادر فنی تا حدودی به مساله چشم و همچشمی هم مربوط میشود اما از نظر من، پستهای متفاوتی وجود دارند که هرکدام در عمل نیازمند مربی مناسب خود هستند بنابراین شما برای کنارآمدن با این مساله به تعداد مناسبی از افراد نیاز دارید.
درباره منازعه میان کادر پزشکی و مربیگری پیرامون دسترسی به بازیکنان آسیبدیده: درگیریهای بسیاری دراین باره وجود دارد! اگر یکی از بهترین بازیکنان تیم من دچار آسیبدیدگی شده باشد و ما بازی مهمی پیشرو داشته باشیم از بازیکنم میخواهم که برای تیم به میدان برود اما نظر نهایی دراین باره را نه من بلکه پزشک تیم میدهد. تصمیم با کادر پزشکی است و اگر نسبت به بازیکن منصف باشیم درست هم همین است؛ چرا که من احساسی با موضوع برخورد میکنم و همواره دوست دارم در زمین باشد.
درباره کنار آمدن با فشارها: در یکی از نشستهای خبری مسابقات Super Bowl از من پرسیدند: اگر در این دیدار به پیروزی دست پیدا نکنید آیا عملکرد خود در این فصل را یک شکست قلمداد میکنید؟ شنیده بودم که مربیان به این پرسش، پاسخ مثبت میدهند و من هم قادر به مخالفت با آن نبودم. شما باید همه چیز را به شکل گسترده و جهانی آن بنگرید. اگر به این شکل به چنین سوالی پاسخ مثبت بدهید معنایش این است که 7 یا 8 ماه از زندگی من و بازیکنانم بیهوده تلف شده و فاقد ارزش است.
درباره صحبتهای پیش از بازی: من سالها در مقابل بازیکنانم به مسائل احساسی متوسل شدهام که بلافاصله پس از پایان بازی از یادها رفته است. مهمتر از همه این است که بازیکنان را گرد هم بیاورید تا آنها دست یکدیگر را فشرده و به فرد سمت چپ و راست خود تاکید کنند که چقدر به آنها تکیه میکنند.
«اندی فلاور»
ورزش جداي از زندگي حقيقي
افتخارات:
فلاور در آوریل سال 2009 به عنوان مدیر تمام وقت
تیم ملی کریکت انگلیس منصوب شد. او که اصلیتی زیمبابوهای دارد طی دومین سال حضورش در انگلیس به این تیم کمک کرد تا به قهرمانی در رقابتهای جهانی دست پیدا کند.
درباره چگونگی ورود به عرصه مربیگری: مارتین و من در مقایسه با فابیو و مایک تازهکار هستیم اما در واقع من از حدود 20 سالگی زمانی که ابتدا توسط اتحادیه کریکت زیمبابوه استخدام و در مناطق محروم و دورافتاده به مربیگری پرداختم مشغول مربیگری شدم. بنابراین پس از 20 سال بازی، به عنوان یک بازیکن جوان وارد عرصه مربیگری شدم و همواره به کل فرآیند تعالی استعدادهای بالقوه بازیکنان علاقهمند بودم.
درباره فریبکاری بازیکنان: توجه نامحسوسی به بازی جوانمردانه وجود دارد و این مساله در ورزش کریکت به شکل بینظیری به چشم میخورد. فکر میکنم به طور کلی کاپیتانهای 2 تیم بخوبی قادر به تشخیص مسائل درست و غلط هستند و بسیاری از تصمیمها به همین ترتیب اتخاذ میشوند. ما از اینکه مرد مناسبی همچون اندرو استرائوس را در اختیار داریم خوش شانس هستیم و او نسبت به باورهای خود پیرامون مسائل درست و غلط بسیار راسخ است. تیم ما از او پیروی میکند.
درباره کنار آمدن با فشارها: زیر نظر گرفتن همه مسائل تنها راه رسیدن به این مهم است. طوری تمرین و بازی کنید که انگار مساله مرگ و زندگی مطرح است، با این دانش که در حقیقت اینطور نیست و در واقع مسائل مهمتری در میان هستند. شما میتوانید درباره رشته ورزشی موردعلاقه خود وسواس به خرج دهید، نسبت به توانایی و هنر آنچه انجام میدهید هم وسواسی باشید اما در عین حال هوشیار باشید که مساله مرگ و زندگی مطرح نیست. به نظر من، باید به اندازه کافی از امنیت شغلی برخوردار بوده و نسبت به سیستم و تیم خود که جایگاه شما و تیمتان را رقم میزند به اندازه کافی مطمئن باشید.
درباره یادگیری از سایر رشتههای ورزشی: به عنوان یک رشته حرفهای نوپا، گمان میکنم ما همواره خارج از رشته ورزشی خودمان به دنبال میانبرهایی برای پیشرفت هستیم. از نظر مسائل فیزیکی، به سراغ رشتههایی همچون اسکواش و حرکتهای پا که آنها استفاده میکنند و همچنین هماهنگی و انعطافی که شما برای این رشته نیازمند آنها هستید، میرویم. در بیسبال ضربه زدن به توپ و پرتاب آن مسائلی هستند که شباهت بسیاری به کریکت دارند.
«فابیو کاپلو»
انتظار احترام مطلق از طرف بازيكن
افتخارات
1991 تا 1998 (میلان)
قهرمانی در سری A: 92-1991، 93-1992، 94-1993، 96-1995
قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا: 94-1993
1999 تا 2004 (رم)
قهرمانی در سری A طی فصل 2001-2000
2004 تا 2006 (یوونتوس)
قهرمانی در سری A: 2005-2004، 2006-2005
کسب عنوان بهترین مربی رقابتهای سری A در سال 2005
97-1996 و 2007-2006 (رئال مادرید)
قهرمانی در لالیگا طی هر 2 فصل
درباره ورود به عرصه مربیگری: زمانی که بازیکن بودم چیزهای زیادی آموختم و از بابت همنشینی با برخی از بهترین مربیان جهان همچون هلنینو هررا (اواخر دهه 60 در رم) بسیار خوشاقبال بودم. من از سبکهای متفاوت مربیان خود چیزهای زیادی فرا گرفتم؛ این سبکها از ایتالیا گرفته تا اسپانیا و انگلیس متفاوت هستند و حتی هر شهری سبک منحصر به فرد خود را دارد.
عهدهدار بودن وظیفه هدایت تیم ملی فوتبال انگلیس خود مقوله کاملاً متفاوتی است. در عرصه باشگاهی، شما هر روزه با بازیکنان خود کار کرده و متوجه اشتباهات آنها میشوید، میتوانید این اشتباهات را اصلاح کنید، سبک آنها را تغییر داده و از نظر روحی روی آنها کار کنید. زمانی که نخستین جلسه تمرین با تیم ملی انگلیس را برگزار کردم شگفتزده شده بودم چراکه بازیکنان این تیم به معنای واقعی خوب تمرین میکردند.
با خودم گفتم: چرا بازیکنانی به این خوبی نتوانستند به رقابتهای یورو 2008 راه پیدا کنند؟ در جریان تمرینها متوجه شدم که دلیل این مساله توام شدن بازی آنها با ترس و عدم داشتن اعتماد بهنفس است؛ به این مساله پی بردم که مشکلی در ذهن آنها وجود دارد، بنابراین روی این مساله کار کردم و ما بازی به بازی بهتر شدیم.
شکست یک بر صفر در خانه فرانسه را به خاطر دارم. بازیکنان تیم خوشحال نبودند اما من از اینکه 35 دقیقه از زمان بازی را خوب کار کرده بودیم راضی بودم و هدف بعدیام ارائه بازی خوب در تمام 90 دقیقه بود.
درباره نظم و انضباط: به عنوان مثال برای من قابل درک نیست که چرا 20 بازیکن برای شروع تمرین باید منتظر 2 بازیکنی باشند که بموقع سر تمرین حاضر نمیشوند. برای من قابل درک نیست که چرا یک بازیکن باید به قوانین بازی، مربیان یا افرادی که با آنها کار میکند بیاحترامی کند. من از همه انتظار احترام دارم.
درباره فریبکاری بازیکنان: من هرگز به تمارض از سوی بازیکنان علاقهای ندارم. همواره با بازیکنانم صحبت میکنم اما در جریان بازی شما برای صحبت با بازیکنان باید تا حد زیادی به آنها نزدیک باشید. گاهی مواقع هم تصمیم داور پیرامون مساله تمارض صحیح نیست و این موضوع آزاردهنده است. اگر بازیکنی تمارض کند، نمیتوانم او را بکشم؛ اما شخصاً علاقهای به تمارض ندارم.
درباره صحبتهای پیش از بازی: این یکی از قسمتهای حائز اهمیت وظایف یک مربی است. گاهی شما تنها به یک مکالمه آرام و کوتاه نیاز دارید و گاهی باید کمی به فریاد زدن متوسل شوید. درچنین مواقعی از کار، دوست ندارید هیچ دوربینی متوجه شما باشد. چنین لحظههایی از قداست زیادی برخوردارند.
درباره یادگیری از روشهای دیگر: هر رشته ورزشی از یک مشخصه مهم برخوردار است که میتواند آموزنده باشد. در والیبال و در طول جریان بازی، هیچ ارتباطی بین بازیکنان همتیمی شکل نمیگیرد؛ در نتیجه پس از هر امتیازی که بهدست میآید باید روحیه تیمی را برقرار کرد. رشته راگبی هم پرتنشترین ورزش جهان است چرا که پس از پایان هر بازی، بیشترین وظایف بردوش پزشکان تیم است. بیسبال همانند کریکت است و به نظر میرسد شما باید مدت زمان زیادی برای یک حرکت تاثیرگذار به انتظار بنشینید. ذهنیت بازیکنان در رشتههای مختلف تفاوت بسیار زیادی میکند. در راگبی و هاکی روی یخ همه چیز به ذهنیت مبارزهطلبانه ختم میشود. والیبال از استراتژی بیشتری پیرامون حرکت در زمین برخوردار است. در بیسبال، مساله حفظ تمرکز در مقاطع مختلفی از بازی و بهدست آوردن توپ به طور طولانیمدت اهمیت زیادی دارد. روانشناسی بازیکنان مختلف بسیار مهم است. نقطه مشترک درباره همه رشتههای ورزشی روانشناسی بوده و آنچه اهمیت دارد ارتقای سطح روانی بازیکنان است.
مارتین جانسون
تيم مقدم بر همه چيز
افتخارات:
او پس از 5 بار قهرمانی در مسابقات Six Nations به عنوان بازیکن و یک تجربه قهرمانی در جام جهانی به عنوان مربی، سکان هدایت تیم ملی انگلیس را در دست گرفت. قهرمانی در مسابقات جام کلکته 2009 و کسب مقام دوم رقابتهای Six Nations از جمله افتخارات او همراه با
تیم ملی انگلیس هستند.
درباره نظم و انضباط: در رشتههای گروهی، هر قانونی را که وضع کرده و از آن پیروی نکنید باعث ناامیدی همتیمیهای خود خواهید شد. شخصیتهای متفاوتی میتوانند در یک تیم وجود داشته باشند و شما مشوق آنها هستید اما تصمیم همه باید بر تامل و همکاری باشد و اگر تمایلی به همکاری ندارید، انتخاب سادهای پیشروی شماست: وارد جمع نشوید!
درباره فریبکاری بازیکنان: نکته مثبت برخوردی است که با «دین ریچاردز» (یکی از بازیکنان راگبی) پیرامون این مساله صورت گرفت؛ اما چگونه کار به اینجا رسید؟ گاهی بازیکنان به شکل زیرکانهای از قوانین بازی سوءاستفاده میکنند و هیچکس متوجه این مساله نمیشود. این بازیکنان بیشتر و بیشتر دست به این کار میزنند. همه ما در دنیایی پر از رقابت زندگی میکنیم؛ چه مساله پول در میان باشد و چه اراده برای پیروزی.
درباره افزایش تعداد اعضای کادر فنی: زمانی که دوران بازی خود را آغاز کردم، ما 2 مربی داشتیم و اکنون برای خط دفاع و حمله مربیان جداگانهای داریم. تیم از وجود یک مربی ویژه چیدمان و یک متخصص خط دفاعی نیز بهره میبرد. فکر میکنم شما دچار این فکر میشوید که برای کمک به بازیکنان در راستای پیشرفت آنها به مربیان متخصص نیاز دارید.
درباره صحبتهای پیش از بازی: مردم به افسانه آنچه پیش از بازی در رختکن تیمهای بزرگ رخ میدهد و تاثیر آن علاقه زیادی دارند. من بیش از 500 بار در میادین مختلف حاضر بودم و احتمالاً میتوانم 3 یا 4 مورد از صحبتهای قبل از بازی را به خاطر بیاورم. باید بدانید که چه زمانی برای انجام این کار مناسب است. من واقعاً در آستانه آغاز بازی با شاگردانم صحبت نمیکنم، بلکه حدود نیم ساعت قبل از شروع بازی این کار را انجام داده و صحبتهای واپسین را به کاپیتان تیم واگذار میکنم.
وینس لومباردی
(اسطوره مربيگري فوتبال آمريكايي)
زمانی که وارد دنیای راگبی میشوید باید خیلی سخت کار کنید. در واقع شما به وجود اخلاقیات کاری نیازمندید. یک مربی خوب واقعی کسی است که از کار خود لذت ببرد و به بازیکنانش ایمان داشته باشد. سختکوشی دائمی در عرصه مربیگری کار آسانی نیست. انگیزه، شور و اشتیاق باید از درون سرچشمه بگیرد چرا که بازیکنان باید به دلسوزی شما پی ببرند و البته هدف موردنظر ایجاد دلسوزی مشترک در نزد بازیکنان است.
سرالکس فرگوسن
(سرمربي منچستريونايتد)
من نمیتوانم در فوتبال با کسی مصالحه کنم. پیروزی ذره ذره بهدست میآید. نگاهی به «کلی هولمز» بیندازید. او با سختی فراوان قهرمان شد. ما هم در جام جهانی به سختی قهرمان شدیم. قهرمانی در جام جهانی با مصالحه میسر نمیشود. اگر میخواهید در دنیا بهترین باشید نمیتوان از راه میانبر استفاده کرد. ما با اختلاف اندکی قهرمانی در جهان را بهدست آوردیم چرا که کمی بیشتر از حریفمان زحمت کشیدیم.
سرکلایو وودوارد
(مربي قهرمان راگبي جهان)
اگر شما یک نقاش باشید تا پیش از مرگ ثروتمند نمیشوید. مساله مشابه درباره مربیان صدق میکند. هرگز از شما تقدیر به عمل نمیآورند تا زمانی که از این دنیا میروید. آنگاه است که مردم به هم میگویند: چه مربی خوبی بود! درست مثل پیکاسو.
سربابی رابسون
(اسطوره درگذشته مربيگري)
وجود شخصیتهای متفاوت در یک تیم مسالهای حیاتی است. موضوع اینجاست که یک مربی چگونه بتواند همه افراد و موقعیتها را سازماندهی کند. تضادها و اختلافهای اجتنابناپذیری بین شخصیتهای تیم به وجود میآید. باید راه استفاده از این تضادها و اختلافها را در راستای منافع بازیکن و تیم پیدا کرد. این تضادها و اختلافها باید سالم باشند چرا که تضاد ناسالم تبدیل به سرطانی در فضای تیم میشود.


