جایی که قهرمانش برای بقا میجنگد
لیگ قهرمانان اروپا لحظات و چهرههای ماندگار خودش را دارد؛ دی استفانو و پوشکاش با 5 قهرمانی متوالی رئالمادرید به یاد آورده میشوند، آژاکس با فوتبال کاملش، منچستریونایتد با فرار بزرگش در نوکمپ مقابل بایرن و لیورپول با معجزه استانبول. جام لیبرتادورس، معادل لاتین لیگ قهرمانان هم چهرههای اساطیری مشابهی دارد.
به نوشته وطن امروز؛ تداوم ایندیپندنته (آرژانتین) در اوج، شور و حال استودیانتس، جادوی فلامینگوی 1981 و نبوغ بوکاجونیورز کارلوس بیانکی. لیگ قهرمانان قاره سیاه هم نیمقرن قدمت دارد که در دوران معاصر اقتدار آفریقای شمالی تا همین پاییز خدشهدار نشده بود که بالاخره هارتلند نیجریه و مازهبه از کنگو به نخستین تیمهای آفریقای سیاه از سال 1998 به اینسو بدل شدند که جای قهرمانان مصر، تونس و مراکش را گرفتند. اما قهرمانان آسیا چطور؟
جامی که سابقهاش به 1967 میرسد و تازه 2 سال است که از مرز 40 سالگی گذشته و البته جامی که به ندرت در آن شاهد سلطه قدرتی خاص در سطح قارهای بودهایم. اینجا نه از رئال مادرید دهه 50 خبری هست، نه از الزمالک دهه 80 و بوکاجونیورز سالهای ابتدایی قرن بیستویکم.
اگر هم چنین پدیدهای در آسیا وجود داشته مربوط به همان 5 دوره نخستین جام باشگاههای آسیاست که صهیونیستها در نبود حتی یک باشگاه درست و حسابی در سراسر آسیا عناوین را ربودند (و البته چند سال بعد به خاطر جنایتهای اسرائیل در فلسطین آنها از ورزش و فوتبال قاره آسیا اخراج شدند تا عملا آن مقطع از تاریخ جام باشگاهها به فراموشی سپرده شود).
این روند تا سال 1969 ادامه داشت و در حالی که هنوز فوتبال باشگاهی در قاره کهن توجه کسی را برنمیانگیخت آبیهای استقلال (تاج) از ایران، یعنی از تنها کشور آسیایی که صاحب لیگ و فوتبالی قدرتمند بود، برخاستند و در آخرین سالهای برگزاری جام به شکل منسوخ شدهاش 2 بار قهرمان شدند. اما اختلافات سیاسی، فقدان لیگهای حرفهای و بیعلاقگی مردم بسیاری از کشورهای آسیایی به فوتبال باعث شد این رقابتها بیش از یک دهه یعنی تا سال 1985 تعطیل شود.
در فصل 86-1985 دوو رویالز کره جنوبی خود را به عنوان نخستین قهرمان آسیا از شرق دور معرفی کرد.همزمان با انفجار اقتصادی رشد فوتبال خاور دور هم به شکلگیری باشگاههای قدرتمند در ژاپن، کره و چین کمک کرد تا این منطقه به قدرت اصلی فوتبال آسیا تبدیل شود.
حالا پوهانگ استیلرز نخستین باشگاه برخاسته از خاور دور است که رکورد بیشترین افتخارات در لیگ قهرمانان آسیا را که تاکنون متعلق به خاورمیانه بود میشکند. پوهانگ شنبهشب با شکست الاتحاد عربستان در ورزشگاه ملی توکیو بر بام لیگ قهرمانان 2009 آسیا ایستاد و بالا بردن سومین جام قهرمانی توسط فولادسازان کره جنوبی به معنای بیرنگ شدن رکورد 2 قهرمانی استقلال تهران، الهلال عربستان و فارمرز بانک تایلند بود.
با این حال آیا میتوان ادعا کرد که سرانجام فوتبال باشگاهی آسیا قدرت بلامنازع خود را همانند نسخههای اروپایی، آفریقایی و آمریکای لاتین یافته است، بويژه که فارمرز بانک قهرمان تایلندی آسیا در سالهای 95-1994 از سال 2000 به دنبال بحران مالی در جنوب شرق آسیا برای همیشه از صحنه فوتبال باشگاهی محو شد.
وقتی بانکدارهای تایلندی با قد و قوارههای کوچکشان در سال 1994 نخستین جام آسیایی را بالا میبردند، فابیو کاپلو میلان را در آن فینال به یادماندنی آتن با 4 گل مقابل تیم رویایی کرویف پیروز کرد و وقتی سبزپوشان فارمرز بانک بانکوک یک سال بعد دومین قهرمانی متوالی را جشن میگرفتند میلان و کاپلو مغلوب آژاکس جوان شدند. اگر ریشههای مستحکم فوتبال باشگاهی اروپا میلان را 8 سال بعد دوباره بر قله لیگ قهرمانان بازگرداندند اما در آسیا کمتر نشانی از ثبات باشگاههاست.
بیثباتی فوتبال باشگاهی آسیا از لیگهای داخلی آغاز میشود جایی که استقلال (تاج) ایران يكبار از لیگ دسته اول این کشور سقوط میکند و چند بار هم تا آستانه سقوط میرود، فارمرز بانک منحل میشود، الهلال چند سال را در نیمه پایینی جدول میگذراند و پوهانگ درست 2 سال پس از جنگ تنازع بقا در کی لیگ کره جنوبی قهرمان آسیا میشود. تازه اینها پرافتخارترینهای قاره کهن هستند.
اتفاقا الاتحاد رقیب شنبهشب پوهانگ در فینال لیگ قهرمانان نهتنها قدیمیترین باشگاه عربستان سعودی است که یکی از باثباتترین نمونهها در سراسر آسیا محسوب میشود؛ تیمی که در گذشتهای نهچندان دور مربیان بزرگی مثل باب هاوتون و واندرلی لوکزامبورگو روی نیمکتش مینشستند که امسال گابریل کالدرون آرژانتینی آنها را برای سومینبار تا فینال برد و در این راه استقلال قهرمان ایران و سپس ناگویا گرامپوس ژاپن به سرمربیگری همتای انگلیسی دهه هشتادی کالدرون یعنی گری لینیکر را از پیشرو برداشت.
نمونه دیگر بیثباتی فوتبال آسیا به بنیادکار ازبکستان مربوط میشود. این تیم که متعلق به خاتون، رئیسجمهور ازبکهاست همانطور که در این 2 سال شاهد بودهایم بیشترین ریخت و پاشها را در فوتبال آسیا داشته است اما آنها حتی به لطف مرد 5میلیون دلاریشان ریوالدو هم نتوانستند رقیب بازیکنان نیمهحرفهای نیوکاسلجتز شوند، تیمی که بهخاطر عدم اقبال فوتبال در استرالیا، پایینترین سطح دستمزدها را در بین 16 تیم مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا داشته است.
بنیادکار تیمی که هدایش برعهده اسکولاری بود با نتیجهای یکطرفه مقابل نیوکاسلجتز در هم کوبیده شد اما پسران ساکروز (لقب فوتبالیستهای استرالیایی) خودشان یک مرحله بعد 6 بر صفر مقابل پوهانگ استیلرز قهرمان نهایی جام شکست خوردند.
این نتایج بیحساب و کتاب البته در نیمهنهایی و فینال تکرار نشدند. در شب پایانی فصل 2009، 2گل از بیونگجون و کیمهیونگ تنها ذخیره قهرمان در مقابل تکگل کاپیتان سعودیها محمدنور بود و این مبروک زید، دروازهبان الاتحاد بود که بیش از هر بازیکنی در وسط زمین درخشید. سرجیو فاریاس، جوان برزیلی پوهانگ که حتی پیش از فینال با اطمینان خاصی از شکست دادن تنها تیم بیشکست مسابقات، الاتحادعربستان صحبت میکرد علاوه بر جنگ شرق و غرب آسیا، جنگ همیشگی برزیلیها و آرژانتینیها در مستطیل سبز را هم فتح کرد: «فوتبال کرهای هنوز خانههای زیادی برای پیشرفت دارد. امیدوارم این پیروزی راه را برای این اتفاق باز کرده باشد».
ماه آینده در مسابقات جامجهانی باشگاهها در ابوظبی قدرت حقیقی قهرمان آسیا مشخص خواهد شد. آسیاییها فقط در دوره گذشته جام باشگاههای جهان توانستند به جمع 4 تیم پایانی صعود کنند. جامی که در این سالها میزبانیاش در انحصار آسیا بوده است و آنها به همین خاطر هر دوره 2 نماینده به مرحله نخست این رقابتها فرستادهاند.
سپبلاتر، پله و میشل پلاتینی بارها و بارها از رشد فوتبال در آسیا سخن گفتهاند اما با وجود درخشش کره و ژاپن در جامجهانی 2002 هنوز هیچ نشانهای از صعود فوتبال باشگاهی آسیا به سطحی بالاتر را نمیبینیم و این حقیقت ریشه در همان بیثباتی مشهودی دارد که از آن سخن گفتیم.


