صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

متهمي به نام علوم انساني!

دكتر ثريا مكنون
کد خبر: ۷۰۸۹۷
| |
4775 بازدید

در اين روزها بعد از پيام مقام معظم رهبري علوم انساني با طيفي از اظهارنظرها در مطبوعات و سايت‌ها و رسانه‌ها مواجه شده است، از حذف علوم انساني گرفته تا اصلاح بعضي متون و يا تربيت مجدد اساتيد، شدت يافته است. البته ناگفته نماند كه بازار همايشها، سمينارها و گردهمايي‌ها به همين مناسبت نيز گرم شده است، مانند هر موضوع حساس ديگري كه بعد از مطرح شدن جريانات جانبي و تبليغات آن بيش از چاره‌انديشي و پرداختن به اصل موضوع، اشاعه مي‌يابد.

 بعنوان مثال مي‌توان از «اصطلاح الگوي مصرف» كه مقام معظم رهبري براي راهبرد سال جاري اعلام نمودند، نام برد كه بيشتر با تبليغات و آگهي‌هاي تجاري براي صرفه‌جويي در مصرف آن هم در مقياس بسيار خرد و فردي روبرو شد و كمتر به مطالعه و تحقيق اساسي براي چگونگي توليد الگوي مصرف متناسب با فرهنگ و اعتقادات جامعه و حتي با چشم‌پوشي از اسراف‌هايي در سطح كلان در سيستم‌هاي توزيع و توليد پرداخته شده است.

طيف بحث‌ها و برنامه‌ها در مورد علوم انساني را مي‌توان به سه گروه طبقه‌بندي نمود كه هر يك داراي ويژگيهاي خاص خود است و اجمالاً شرح داده مي‌شود.

نگرش انتزاعي به علوم انساني:

در اين ديدگاه علوم انساني فارغ از ساير علوم، شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مانند تعداد «فارغ‌التحصيلان، بازار كار و حل معضلات و نيازهاي جامعه مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد. بعضي بزرگان در برخوردي شديد مشابه سال‌هاي اول انقلاب پيشنهاد تعطيلي دانشكده‌هاي علوم انساني را دارند، تا جايي كه توصيه مي‌كنند اين رشته‌ها بايد از دانشگاهها حذف گردد و اساتيد آن پس از تأييد حوزة علميه در بخش‌هاي مورد نياز ادامه كار دهند. ا لبته مشابه اين پيشنهاد را مي‌توان در تجربه‌ چند ساله تعطيلي دانشگاهها و آغاز انقلاب فرهنگي و ارتباط حوزه يا دانشگاه يافت و با مراجعه به سوابق آن ميزان موفقيت اين رويكرد را ارزيابي نمود.

همچنين بهتر است به اين نظريه توجه شود كه اگر بنا شود مبناي علوم انساني از غربي به اسلامي تغيير يابد مي‌بايست ابتدا مبناي منطق حوزوي كه ريشة افلاطوني و ارسطويي دارد نيز اصلاح گردد.

نظرية تعديل شده‌ ديگري معتقد است اصلاحات بر روي بعضي مواد درسي يا عناوين دروس مي‌تواند منظور نظر مقام معظم رهبري را در اين خصوص برآورده نمايد و با آموزش مجدد بعضي اساتيد و گزينش مدرسين با اعتقاد قوي مذهبي و مقيد به اجراي مناسك (لااقل به ظاهر) مي‌توان علوم انساني را به سمت ديني شدن سوق داد. البته تجربه ثابت كرده است حتي افراد با اعتقادات و رفتارهاي ديني با تدريس اين دروس نه تنها نمي‌توانند متعلمين را هدايت نمايند بلكه تدريجاً ديده شده كه بعضاً گرايشات خود آنها نيز تضعيف گرديده و حتّي انجام مناسك فردي آنان نيز تقليل مي‌يابد.

ديدگاه مجموعه‌نگر به علوم انساني:

در اين ديدگاه علوم انساني در رابطه با ساير علوم مورد بررسي قرار مي‌گيرد و ربط موضوعات و رشته‌ها با يكديگر ديده مي‌شود لذا در كليت عده‌اي بين علم اسلامي و غيراسلامي تفاوتي نمي‌بيند اين نظريه بين معتقدين به دين و بعضاً افرادي كه اعتقادات مذهبي ندارند، مشترك است. تنها شايد تعريف آنها از علم متفاوت باشد، افراد متأله علم را غيراز علوم اسلامي نمي‌دانند ولي آنچه كه امروز در ادارة جامعه حاكميت داشته و مديريت انسانها را عهده‌دار است همان علم جهاني يا “Science” و به نوعي علم سكولار است. سئوالي كه در اين صورت مطرح مي‌شود اين است كه اگر علم اسلامي و غيراسلامي ندارد، و علوم انساني هم نمي‌تواند بيش از يك شكل داشته باشد، لذا طرح نمودن علوم اسلامي و تغيير علوم رايج با كدام معيار و چگونه امكان‌پذير است؟

• رويكرد مجموعه‌نگر انتقاد بر عدم توليد علوم جديد و اكتفا نمودن به ترجمة منابع غربي است، البته اين گروه راه عملي ديگري تاكنون ارائه نداده و انتقاد آنها در چهارچوب فكري نقد و بررسي ديدگاههاي رايج ترجمه شده است.

• محور انتقاد گروه ديگري از اساتيد و فضلاي حوزوي از علوم انساني موجود غيرديني بودن علوم انساني بوده و آن را به رفتارهاي ظاهري قشري خاص برمي‌گردانند و معتقدند مناسك و رفتارهاي بسياري از دانشجويان و جوانان در ايام خاص مانند اعتكاف يا عزاداري‌هاي ماه محرم و يا حضور در مراسمي مانند ايام قدر در ماه مبارك رمضان بيانگر حالاتي متفاوت از رفتارهاي مادي‌گرايانه است كه جهان غرب با روانشناسي، جامعه‌شناسي و رفتارشناسي جديد به‌ دنيا عرضه داشته است.

 سئوال اساسي نسبت به اين نظريه اين است كه چگونه بعد از 30 سال در حوزه‌هاي علميه روشي براي قاعده‌مند شدن اين مناسك، و همگاني و عمومي شدن چنين رفتارها و جايگزيني آن با روشهاي غربي در روانشناسي جديد صورت نگرفته است بعلاوه معيار صحتي كه بتوان با آن رفتار ديني، عاطفي و معنوي را از رفتارها و حركات مادي تشخيص داد كدام است؟ و آيا داشتن چنين معياري ضروري است؟ با كدام آسيب‌شناسي ميزان تأثير هر يك از روش‌ها مشخص مي‌شود؟

در دهه‌هاي اخير، كاربرد علوم و تأثير آن بر گرايش‌ها و نيازمندي‌ها، انسان عصر حاضر را با مباحث جدّي مواجه كرده است. افزايش تأثير علوم كاربردي همراه با پيشرفت ابزار، و فناوري‌هاي پيچيده، موجب شده تا هدفمند بودن علم رايج بيش از پيش آشكار شود. امروزه، معلوم شده است كه تناسب نداشتن وضعيت علمي با نيازمندي‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي جوامع مختلف، اتفاقي نيست، بلكه حاصل تحقيقات و برنامه‌ريزي‌هايي است كه با زيربناهاي فكري خاص انجام گرفته است.

لذا، مواجه شدن با معضلي چون خودباختگي و از دست دادن هويت ملّي، ديني و جايگزيني آن با آداب و رسوم و رفتارهاي بيگانه، تنها به‌دليل پيدايش آثار فرهنگ بيگانه در جامعه نبوده است، بلكه نتيجة برنامه‌ريزي‌هاي سازمان‌يافتة علمي و پژوهشي، با «نظام فكري» مشخص و «برنامه‌ريزي» منضبط است. چنين نظام‌هاي فكري، وابسته به انگيزه و اهداف عميق‌تري است، و فعاليت آن براي پيشبرد نظام كلان و منظم امپرياليسم علمي در جهان است.

در دهه‌هاي اخير، ناكارآمدي الگوهاي موجود براي پاسخ به برخي سؤال‌هاي علمي و حوادث جهاني، باعث افزايش بحث و مناقشه در تعيين منزلت علوم انساني و علوم تجربي گرديد و در روش‌هاي تجربي، براي رفع نيازهاي متنوع جوامع تغييراتي نيز پديد آمد. با اين حال، كلية روش‌ها، از نظري تا كاربردي، از يك مدل كلان مشترك پيروي مي‌نمايند كه از جهان‌بيني و فلسفة تحقيق آغاز شده، و با مشاهدات تجربي، پيش‌فرض، طرح نظريه و الگوي نظري ادامه مي‌يابد. و سرانجام، با عرضة الگوي اجرايي براي توليد محصولات كاربردي به اتمام مي‌رسد. نتيجه اينكه كليه علوم در منظومه‌اي هماهنگ عمل مي‌كنند، و خروج از اين چهارچوب در مراحل اوليه بسيار مشكل و مستلزم تغيير در فلسفه و منطق مي‌باشد. متأسفانه كار اساسي و مبنايي براي توليد فلسفه و روش جديد صورت نگرفته، و لذا اقدامات ساده‌تر و عملي‌تر از جمله دستكاري در محصولات كاربردي جهت مقاصد خاص جايگزين شده كه حداكثر به ترميم نتايج علمي منجر شده است.

ديدگاه توسعه‌گرا در علوم انساني:

در اين ديدگاه علاوه برآنكه علوم پايه، كاربردي و انساني در ربط با يكديگر ديده مي‌شود، تلاش مي‌شود تا با تغيير منطق و فلسفه علم پايه‌هاي جديدي طراحي گردد.

از مهم‌ترين چالش‌هايي كه امروز بين دنياي اسلام و دنياي نوين پيدا شده، موضع‌گيري در قبال موضوع «برخورد تمدن‌ها» است. هر يك تلاش دارد از اين ميدان پيروز خارج شود. به اين دليل، موضوع «توليد علم» و «جنبش نرم‌افزاري»، در مجامع علمي ايران، در سال‌هاي اخير، دانشمندان، متفكران و علما را برآن داشته كه نه تنها براي رفع نواقص و ناتواني‌هاي موجود در عرصة علم و فناوري تلاش كنند، بلكه در مباني و فلسفه علم و چگونگي پيدايش آن، و تأثير علم مادّي بر رفتار انساني نيز ترديد نمايند. لذا، گمانه‌هاي جديدي مطرح مي‌شود كه نظام علمي را از پايه‌ يا از فلسفة آن، نيازمند بازنگري مي‌داند.

با توجه به پيشينة تاريخي ايران در حوزة فلسفه و علوم عقلي، امكان طرح نظريه‌اي كه با آن بتوان جايگاه علوم انساني و علوم محض را به شكلي كارآمد و قاعده‌مند و با مبناي فلسفي متناسب تبيين كرد، وجود داشته و از ضروريات جامعة علمي، به‌خصوص در كشورهاي اسلامي و ايران است؛ چرا كه توسعة نظام علمي منوط به هماهنگي سه ركن اساسي است: «نظام توليد مفاهيم علمي، نظام ساختارها (تنظيم روابط اجتماعي) و نظام محصولات (فناوري)» [علامه سيدمنيرالدين حسيني‌الهاشمي(ره)]. در صورتي كه بتوان توليد اين سه بخش را با مباني و مبادي جديد طراحي كرد، امكان پيشبرد و تحرك در توسعة علمي براي جوامعي چون ايران فراهم خواهد آمد.

امروز شكاف فكري و اعتقادي در حوزه‌هاي علميه (با ابزار نظري) و دانشگاه (با ابزار كاربردي و عيني) روزبروز مشهودتر است. اگر چه ظاهراً علوم هر يك از دو مركز در ديگري تدريس شده و هر دو، از سيستم مشابه براي دريافت مدرك و تخصص و حتي رفتار و منش ظاهري متناظر برخوردار شده‌اند. ارائه راه‌حل‌هاي كوتاه‌مدت و موقت و درمان مقطعي و ناپايدار، دوگانگي يا چندگانگي‌ در مسائل اجتماعي و فردي را افزايش داده است.

 لذا تعداد معدودي از متفكرين و انديشمندان كه دغدغة دين و حل معضلات اجتماعي را طي سي سال پس از انقلاب توأمان داشته‌اند، نظريه‌اي كه بتواند به شكلي كارآمد هدايت و كنترل حالات روحي، ذهني و رفتاري در افراد و جامعه را در جهت توسعه به عهده گيرد ارائه نموده‌اند. از جمله مي‌توان به توليد مدل نظري ـ كاربردي توسط مرحوم علامه سيدمنيرالدين حسيني‌الهاشمي(ره) اشاره نمود كه نه تنها در زمان حيات ايشان اهميت آن شناخته نشد بلكه اكنون هم كه جامعه به بن‌بستي در حوزة علمي ـ فرهنگي رسيده است كماكان مغفول مانده است در حالي كه در راستاي اهداف انقلاب فرهنگي و تفكرات بنيانگذار آن حضرت امام ‌خميني (ره)،‌ بررسي و توجه به اينگونه نظريات و ديدگاهها امروز از ضروريات جامعه و نظام دانشگاهي است.

*مدير گروه بررسي مسائل زنان پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟