فرار از پاسخگويي، چرا؟
شايد روزي كه آلكساندرگراهامبل تلفن را اختراع كرد، فكرش را هم نميكرد كه اين دو سيم ارتباطي مهم به چنين پيشرفتي در جهان دست يابد. در روزگاراني كه پيامها دهان به دهان ميچرخيد و به اين و آن ميرسيد، گراهامبل تلفن را اختراع كرد. او با اين كار خود خدمت بزرگي به بشريت ارائه داد تا ديگر مشكل ارتباط، مشكل مردم نباشد. از آن زمانها تا به امروز وسايل ارتباطي بسياري در جهان خواستهاند كه جاي تلفن را بگيرند، اما هرگز نشد.
به گزارش ایلنا، تلفني كه روزي داشتن آن نهايت آمال و آرزوي مردم بود و در هر خانه و كاشانهاي كه پيدا ميشد باعث قحر و مباهات آن خانواده به حساب ميآمد، حالا به درون جيب انسانها راه يافته و ارزشي فراتر از پول پيدا كرده است. در دنياي امروز تلفن همراه جزئي لاينفك از زندگي مردم شده است. اما در همين رهگذر هم هستند كساني كه از اين وسيله خوب ارتباطي استفاده بهينه را نميكنند و يا اينكه نميخواهند كه استفاده كنند.
در جهاني كه پاسخگويي يك نیاز به حساب ميآيد، بعضيها از آن گريزانند. آنها به خاطر فرار از پاسخگويي شايد حالا اين آرزو را داشتند كه اي كاش تلفن اختراع نميشد واي كاش تلفن همراه به اين سرعت در جهان همه گير نميشد.
آنهايي كه حرفي براي اين وآن ندارند و خود را ناتوان از پاسخگويي ميبينند از اين وسيله ارتباطي خوب استفاده نميكنند و اين معضل امروز جهان و جهانيان است.
در دنياي پرمخاطب و پرهياهوي فوتبال نمود اين مسئله مهم را ميشود به وفور ديد.
در دنياي فوتبال افرادی صاحب تلفن همراه شدهاند تاتماسهاي خاص را پاسخ دهند، برخی صاحب تلفن همراه شدهاند كه زنگ خورش را به رخ اين و آن كشيده و خود را آدم مهمي نشان دهند. بعضي صاحب تلفن همراه شدهاند كه در شرايط خاص پاسخگو باشند و در ديگر زمانها اين حق را از خود و ديگران سلب كردهاند.
در چنين روزهايي تماس با برخي از مديران، مربيان و بازيكنان فوتبال به سختترين كار ممكن تبديل شده است. آنها وقتي در اوج هستند با نخستين صداي زنگ، تلفن خود را برداشته و وقتي ايام به كامشان نيست هر چه تلفن همراه آنها زنگ ميخورد توجهي به آن نشان نميدهند.
تلفن همراه اهالي فوتبال زمان كاربرياش محدود است و مخاطبانشان را گلچين ميكند. در چنين فضايي است كه بازار شايعات در جامعه گرم و گرمتر ميشود و هر كسي به خود اجازه ميدهد كه تصورات ذهنياش را بيان كرده و يا بر روي كاغذ بياورد، كه اين كار نيز طبعا با مشكلاتي همراه خواهد بود. در چنين فضايي مديران، مربيان و بازيكنان شاغل در فوتبال حاضرند كه بيشترين انرژي خود را صرف تكذيب شايعات كنند. آنها بيشترين زمان كاري خود را به صدور اطلاعيهها و بيانيههاي بسيار اختصاص ميدهند، غافل از اينكه عملكرد خود آنها زمينهساز بروز شايعات بسيار بوده است.
فوتبال يك رشته پرطرفدار و پرمخاطب است، رشتهاي كه به واسطه همهگير بودن آن ميطلبد كه پاسخگويي هم در آن با سرعت و دقت همراه باشد.
در فوتبال روز دنيا همه چيز تعريف شده است و از اين بابت مشكلي براي ارتباط و آگاهي بخشيدن به مردم وجود ندارد. در فوتبال روز دنيا اطلاعرساني با آرامش و سهولت همراه است و اين واقعيت باعث رونق صنعت فوتبال در دنيا شده است. فوتبال اما در فوتبال ايران عكس اين ماجرا صادق است. در فوتبال ايران مديران از پاسخگويي ترس دارند.
مربيان ما از بيان واقعيتها گريزانند و بازيكنان شاغل در فوتبال هم تمايلي به پاسخگويي از خود نشان نميدهند كه نتيجه آن هماني ميشود كه امروز در فوتبال ميبينيم و ميبينيد.
فوتبال ما چند سالي است كه از واژه حرفهاي سود ميبرد. بازيكنان و افراد شاغل در فوتبال نيز پول حرفهاي ميگيرند، اما كارآييشان در حد آماتور است. آنها در كار پاسخگويي نه تنها حرفهاي عمل نميكنند، بلكه از آماتور هم آماتورتر نشان ميدهند و اين همان معضلي است كه امروز گريبان فوتبال ما را گرفته است.


