تاريخ براي مرفاوي تكرار شد؟!
تنها ستون صمد لرزيد!
خبر استعفاي واعظ و بعد مخالفت هيات مديره چندان براي سرمربي نگرانكننده نبود. او ميتوانست با اين توجيه كه اين رفتار فقط براي ساكت نگهداشتن مخالفتها براي دو شغله بودن واعظ است، شبي ديگر را روز كند و هفتهاي را پشت سر بگذارد. اعلام خبر ناگهاني سفر مديرعامل براي حج، معني ناآگاهي مرفاوي از اتفاقات جديد را در برداشت.
کد خبر: ۷۰۳۱۱
| | 2581 بازدید
به نظر ميرسد تاريخ بار ديگر براي صمد مرفاوي تكرار ميشود. مردي كه گويي طالع نحس به گردن آويخته و درست در روزهايي كه تصور ميكند در نقطه آغازين مرحله رشد و ترقي خود ايستاده، مانعي بزرگ را پيشروي خود ميبيند. مانع، اما شكل و شمايل جديدي ندارد. به نوشته جام جم؛ مرفاوي كه براي چشيدن آرامش و طعم برخورداري از اهرم اعتماد از سوي مقام بالاتر در اولين مرتبه سرمربيگرياش در استقلال ناكام ماند، اين بار با اين تصور كه عمر مربيگرياش بازيچه تحولات در مديريت باشگاه نخواهد شد، روي نيمكت سرمربيگري نشست.
***
«روزي روي اين نيمكت مينشينم كه بدانم در اتاق هيات مديره همه مرا قبول دارند.»
اين چكيده گفتگويي بود كه پس از پذيرش عنوان دستياري ناصر حجازي پس از يك سال سرمربيگري در استقلال با مرفاوي داشتيم. مرفاوي مانند تمام روزهايي كه خود را آرام نشان ميداد و ميكوشيد تمامي انرژي درونياش را صرفا در حركات دست و شانههايش خلاصه كند، ميخواست توجيهي مناسب براي قبول دستياري در استقلال بياورد. او شعارگرا نبود به همين دليل وقتي ميگفت «يك استقلالي بايد در هر شرايطي به استقلال كمك كند...»
معلوم بود تمامي حرف دلش را بيرون نميريزد! او سعي داشت از نيمكت استقلال دور نماند و فضا را براي حضور دوبارهاش به عنوان سرمربي هموار نگه دارد. حتي وقتي با حجازي و بعد فيروز كريمي به بنبست رسيد براي بازگشت به نيمكت استقلال از امير قلعهنويي سود برد.
مرفاوي، بيثباتي هياتمديره و بيتفاوتي مقامات بالاتر را احساس ميكرد. امير قلعهنويي در روزهايي كه صمد در رديف مرد اول كادر فني بود، نقش اول شخص را در ابعاد فني بازي ميكرد. امير با حفظ سمت سرمربيگري تيم ملي، پستي خودساخته و تشريفاتي را براي خود تعريف كرد و به عنوان رئيس سازمان فوتبال باشگاه استقلال، آقاي مرفاوي شد. حتي قصور مشهود قلعهنويي در ارسال فهرست به كنفدراسيون و حذف اين تيم هم نتوانست او را از استقلال دور نگهدارد.
وقايعنگاري دوباره اتفاقاتي كه بر مرفاوي طي يك فصل سرمربيگري گذشت، براي او دردناك خواهد بود. او فصل را با حمايتهاي دكتر قريب آغاز كرد، اما با مقداد نجف نژاد ادامه داد. او زماني شكست كه صندلي مديريت اين باشگاه هر روز دست به دست شد و او در ميان بياعتمادي و خطر عزل، روزها را سپري كرد.
آيا امروز همان تراژدي تلخ براي صمد مرفاوي تكرار نميشود؟ مرفاوي اگر ويژگيهاي مديري قابل اتكا را در رفتار و گويش امير واعظ آشتياني نميديد، هرگز پيشنهاد سرمربيگري استقلال را نميپذيرفت. گواه اين ادعا، همان جملاتي است كه او پس از آغاز دومين دوران كمك مربيگرياش در استقلال كنار ناصر حجازي به زبان آورد. اما انگار قرار است داستان براي صمد از نو تكرار شود... مو به مو... واو به واو... كپي برابر اصل!
***
نشستن واعظ آشتياني بر مسند قائممقامي سازمان تربيت بدني، اولين شوك را به مرفاوي وارد كرد. مردي كه حامي اصلي صمد به عنوان تامالاختيار تيم شناخته ميشد، حالا بر سر دو راهي ماندن و رفتن مردد است. او هرچند تلاش ميكرد با پلتيكهاي مديريتياش، جدايي خود از استقلال را با استفاده از بندها و تبصرههاي مختلف كتاب قانون پيش چشم مرفاوي، بازيكنان و هوادارانش به تعويق بيندازد، اما بهتر از هر كس ديگري ميدانست فشار احتمالي سازمان بازرسي كل كشور براي عزل دوشغلهها، جديتر از آن است كه بتوان مقاومتي نشان داد.
خبر استعفاي واعظ و بعد مخالفت هيات مديره چندان براي سرمربي نگرانكننده نبود. او ميتوانست با اين توجيه كه اين رفتار فقط براي ساكت نگهداشتن مخالفتها براي دو شغله بودن واعظ است، شبي ديگر را روز كند و هفتهاي را پشت سر بگذارد. اعلام خبر ناگهاني سفر مديرعامل براي حج، معني ناآگاهي مرفاوي از اتفاقات جديد را در برداشت.
مرفاوي حالا خود را براي زندگي كوتاه مدت با مديرعامل موقت آماده ميكند. نفريه كه قرار بود بزودي از ساختمان باشگاه استقلال بيرون برود و جاي خود را به عضوي جديد در هياتمديره بدهد، يك ماه جانشين آشتياني خواهد شد و اين، براي مرفاوي عين بازخواني تاريخ است؛ تاريخي كه يك بار مقداد نجفنژاد را به صورت موقت جاي قريب نشاند و بعد او را صاحب اين اختيار كرد كه شرح وظايف سرمربي را محدودتر كند. حالا مرفاوي كه شايد ميان تمامي مربيان ليگ برتر، آرامشي بيشتر داشت، معادلات را در فكر خود شكل ميدهد.
آيا رابطه نزديك و حسنه مديرعامل موقت با امير قلعهنويي براي صمد خطرناك نيست؟ آيا او نبايد طي تمامي روزهاي باقيمانده گوشهاي از فكر خود را با اين دغدغه همراه كند كه بعد از يك شكست چه كساني به اتاق مديرعامل رفت و آمد خواهند كرد؟ اين دغدغههاي خيالي زماني شكل جديتري ميگيرد كه از باشگاه استقلال خبر ميرسد شايد واعظ پس از بازگشت از حج، ديگر از باشگاه استقلال خارج شود.
***
صمد مرفاوي سالها قبل وقتي به خاطر جنگ از جنوب كوچ كرد و به تهران آمد، فوتبال را تنها دلخوشي زندگياش ديد. وقتي مادرش رفت، او باز هم زندگي را در يك توپ گرد خلاصه كرد. همان روزها، يكي از سازندهترين مربيان فوتبال پايه ايرانپسرتركهاي و قدبلند را ديد و او را پرورش داد.
ماهها بعد، روزي زيرگوش او گفت: «تو بچه جنگي! ولي روحيهات براي جنگيدن نيست! يا ياد بگير بجنگي يا از اين فوتبال برو...» او ماند و البته بارها و بارها به خاطر همين روحيه نجنگيدن در خارج از زمين فوتبال (مثل بازيهاي آسيايي 90 پكن) باخت!
اين بار هم شايد قرار است جنگي بيرون از زمين فوتبال آغاز شود! اما او مرد چنين جنگهايي نيست!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


