اشک قربانیان «خرچنگ های سیاه»
فریاد می زدم، التماس می کردم، خودم را به دست و پاهایشان می انداختم، می گفتم فرزند کوچکم در خانه انتظار مرا می کشد، رهایم کنید، هر چقدر پول بخواهید می دهم اما از نگاه کردن به چشم های هوس آلود آنان وحشت داشتم، هیچ کسی در آن تاریکی شب، صدای ضجه های یک مادر را نمی شنید تا این که تیغه چاقو دیگر نفسم را برید، از شدت ترس می لرزیدم و ...به گزارش روزنامه خراسان، این ها بخشی از اظهارات یکی از قربانیان پرونده «خرچنگ های سیاه» است که با دیدن متهمان دست و پایش به لرزه افتاده بود. هنوز هم وحشت در چهره اش موج می زد، صدای گریه های سوزناکش همه حاضران را تحت تاثیر قرار داده بود، حتی قربانیان دیگر پرونده نیز با چشمانی اشکبار به سخنان تلخ او گوش می دادند. زن جوان در میان گریه هایش گفت: آن ها آن قدر بی شرم و خشن بودند که پاسخ مرا فقط با «شوکر» می دادند. از ترس همه وجودم به لرزه افتاده بود، سرکرده خرچنگ ها وقتی ترس مرا دید فریاد زد: می خواهی کدام دستت را فلج کنم!! گفتم: شما را به امام حسین(ع) قسم میدهم رهایم کنید، نگران فرزند خردسالم هستم! اما ای کاش نام مقدسات را بر زبانم جاری نمی کردم چرا که آن خرچنگ شیطان صفت دهان ناپاکش را به ناسزا گشود و حتی به مقدسات توهین کرد. همان لحظه از خدا استغفار کردم که چرا موجب شدم چنین حیوان کثیفی به مقدسات من توهین کند!... زن جوان درحالی که هنوز هم دستانش می لرزید، ادامه داد: دیگر کاری از دستم ساخته نبود چرا که تیغه چاقو را زیر گلویم احساس می کردم، گفتم هر چقدر پول بخواهید به شما می دهم فقط مرا نزد همسر و خانواده ام بی آبرو نکنید!! ولی او بی شرمانه می گفت: من به اندازه هیکل تو پول بارت می کنم و سپس وحشیانه به سمت من حمله ور شد و ...
خودم را پایین انداختم
دختر دانشجویی که با پرت کردن خودش از خودرو «خرچنگ های سیاه» موفق شد از چنگ آنان بگریزد نیز روز گذشته پس از شناسایی متهمان پرونده و در حالی که می گفت نمی دانم این وحشتی که در دلم ایجاد شده به کجا خواهد رسید به تشریح ماجرای فرار خود پرداخت و ادامه داد: وقتی «خرچنگ» 26 ساله در صندلی عقب کنارم نشسته بود و به طور ناگهانی به سوی من حمله کرد، باورم نمی شد که در چنگ حیوان های شیطان صفت قرار گرفته ام. ترس عجیبی همه وجودم را می لرزاند، در یک لحظه در خودرو را باز کردم و خودم را پایین انداختم، مردم در اطرافم جمع شده بودند که آن ها از محل گریختند. حالا از همه می ترسم! احساس امنیت ندارم و این وحشت و اضطراب همه زوایای زندگی من را تیره کرده است. در فصل امتحانات پایان ترم دانشگاه هستم اما این حادثه تلخ راحتی و آسایش را از من گرفته است. آن شب وحشتناک در میدان هاشمیه منتظر تاکسی بودم که پراید سفید رنگ در مقابلم توقف کرد و تنها سرنشین آن که یک قطعه اسکناس هزار تومانی در دست داشت وانمود می کرد قصد پیاده شدن دارد. من هم با تلگرام تلفنم مشغول بودم که در یک لحظه راننده به سرنشین عقب اشاره کرد و او دهان و گلویم را مانند خرچنگ فشرد و زیر صندلی برد. فریاد زدم و با او درگیر شدم در همین هنگام بود که با دست دیگرم در خودرو را باز و خودم را به بیرون پرت کردم ولی گوشی تلفنم داخل خودرو آن ها افتاد ...
آرم تاکسی را بردار!
زن دیگری که اواخر اردیبهشت در دام خرچنگ های سیاه گرفتار شده بود نیز وحشت زده به بیان تلخ ترین ماجرای زندگی اش پرداخت و گفت: وقتی آرم تاکسی تلفنی را روی پراید دیدم با اطمینان سوار شدم اما در نزدیکی صدمتری فجر ناگهان فردی که در صندلی جلو نشسته بود با توقف خودرو به صندلی عقب آمد و بلافاصله دهانم را گرفت و مرا روی صندلی خواباند او به راننده گفت: آرم تاکسی تلفنی را بردار! من سعی می کردم فریاد بزنم اما او تیغه چاقو را زیر گلویم گذاشت و گفت: فقط کیفت را میگیرم! با اشاره به او فهماندم که همه اموالم را میدهم، رهایم کنید! ولی آن ها با این بهانه که این جا محل شلوغی است به طرف جاده نیشابور حرکت کردند. وقتی نیت شوم آن ها را فهمیدم گفتم من شوهر دارم، به زندگی ام رحم کنید ولی پاسخم را با شوکر می دادند! آن ها مرا به کارهایی وادار کردند که هر انسان با وجدانی حتی از بیان کردن آن هم شرم دارد و ... دیگر گریه امانش نداد و در حالی که می گفت: هنوز از نگاه کردن به چهره همسرم خجالت می کشم ونتوانسته ام حقیقت را برایش بازگو کنم در عذابم!! چشم به خرچنگ های شیطان صفت دوخت و فریاد زد: می دانید با من چه کردید!!
کابوس های وحشتناک
یکی دیگر از طعمه های «خرچنگ های سیاه» در حالی که عنوان می کرد کابوس های وحشتناک رهایم نمی کنند به تشریح این ماجرای تلخ پرداخت و گفت: وقتی اطراف میدان سپاد راننده پراید سفید مقابلم توقف کرد و من آرم تاکسی تلفنی را دیدم با اعتماد کامل در صندلی عقب نشستم ولی با دیدن جوانی که به عنوان مسافر داخل خودرو بود یک لحظه مکث کردم راننده بلافاصله گفت: چند قدم جلوتر پیاده می شود! اما وقتی راننده حرکت کرد ناگهان مسافر صندلی عقب دهانم را گرفت و سرم را زیر صندلی برد. هر چه تلاش کردم خودم را نجات بدهم نشد! مرا با شوکر زد و چاقو زیر گلویم گذاشت. وقتی عنوان کردم شوهر دارم گفتند کاری می کنیم که شوهرت تو را طلاق بدهد! التماس هایم هیچ فایده ای نداشت، آن ها داخل خودرو مرا وادار به کارهای شرم آوری کردند که بیان آن برایم بسیار تلخ و دشوار است. از آن شب به بعد کابوس های وحشتناک رهایم نمی کنند. هر شب تا صبح بیدارم حتی از قرص های اعصاب و روان استفاده می کنم ولی باز هم به خاطر ترسی که وجودم را فرا گرفته، نمی توانم آرامش داشته باشم! این حیوان های کثیف دوباره مرا به مشهد بازگرداندند و تا ساعت یک بامداد 2 بار از کارت عابر بانکم پول برداشتند اما کاش فقط مالم را می بردند و این گونه مرا نزد خانواده ام شرمگین نمی کردند...
سابقه خبر
شاکیان به پلیس آگاهی بروند
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۳۳
انتشار یافته: ۱۵
قضات محترم و عالی رتبه دادگستری ، دادگاه این اشرار از خدا بی خبر را بسرعت برگزار (7 روز هفته و شبانه روز) آنها را بجرم فساد فی الارض محاکمه و فورا هر سه را تا قبل از عید فطر تیرباران فرمایید تا برای سایر اشرار آینه عبرتی شود که اگر در حکومت اسلامی اخلال در امنیت ایجاد کنند بسرعت بدست عدالت گرفتار و تیرباران خواهند شد.
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟



