عمليات خيبر غافلگير کنندهترين عمليات
فرمانده اسبق سپاه با گرميداشت ياد شهداي عمليات خيبر درباره اصل غافلگيري در اين عمليات گفت: يک شوک بسيار بزرگ به ارتش و دولت عراق و به ويژه حاميان صدام وارد شد. جنگ سختي صورت گرفت، اما مقاومت رزمندگان ما باعث شد جزاير جنوبي و شمالي يا جزاير خيبر تا آخرين روزهاي جنگ در اختيار ما باقي بماند.
به گزارش خبرگزاري مهر، در مراسم بزرگداشت شهداي عمليات بزرگ خيبر که جمعي از فرماندهان دوران دفاع مقدس از ارتش، سپاه، جهاد سازندگي، نيروي انتظامي و جمعي از خانواده شهدا و جانبازان اين عمليات حضور داشتند، دکتر محسن رضايي در آغاز سخنان خود با گراميداشت ياد و خاطره شهداي هشت سال جنگ تحميلي به ويژه شهداي مظلوم عمليات خيبر، در تشريح شرايط جنگ در آن سالها گفت: عمليات خيبر يکي از ابتکارات متکي به فکر و ايمان رزمندگان بود.
وي با اشاره به کمبود نيرو، تجهيزات هوايي، توپخانه، رزمي و زرهي ايران در برابر امکانت و تجهيزات فوق العاده ارتش بعث عراق در هشت سال جنگ تحميلي، بن بستهاي پيش آمده پس از آزادسازي خرمشهر را يادآور شد و گفت: اگر ايران ميخواست با اصول عمليات کلاسيک بجنگد، امکانات آن را نداشت، پس بايد به شيوهاي ديگر ميجنگيديم. روشهاي کلاسيک را برادران بلد بودند، به ويژه برادران ارتش، اما امکانات و فضا نبود. بايد جنگي ديگر خلق ميشد و اصول و طرحها و تاکتيکهاي آن جنگ متفاوت ميشد، در غير اين صورت ايران پيش نميرفت.
فرمانده اسبق سپاه پاسداران با يادآوري اينکه در سال اول جنگ به دليل شرايطي که ايران از نظر نظامي داشت اجراي چهار عمليات به روش کلاسيک با شکست روبهرو شد، به تدبير فرماندهان در طراحي جديد عملياتها اشاره کرد و افزود: يکسري از نقاط ضعف دشمن را شناسايي و بنا بر آن مجموعه عملياتي را طرح کرديم که به فتح خرمشهر انجاميد، اما هر چه به مرز ميرسيدم دوباره جنگ به بن بست کشيده شد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با تشريح ويژگيهاي خاص منطقه عملياتي هورالهويزه، چگونگي انتقال وضعيت نيروها براي انجام عمليات آبي ـ خاکي را يکي از موانع اصلي برشمرد و گفت: در شرايطي که در دو سال و اندي که لشکرهاي ما تنها در خشکي جنگيده بودند، بايد حالا در دريا ميجنگيدند؛ در منطقهاي که حدود صد کيلومتر در سي کيلومتر درياچهاي بود که در عين حال باتلاق، نيزارهاي بسيار فشرده و برکههاي آب نيز در اين منطقه وجود داشت.
دکتر رضايي در ادامه تأکيد کرد: نيروهايي که در زمين ميجنگيدند بايد از نظر روحي ـ رواني، لجستيک، رزم، تاکتيک و حتي از نظر سلاح هم بايد براي جنگ در آب آماده ميشدند. اين مشکل مشکلي نبود که يک شبه حل شود معمولا براي انتقال نيروي اعزامي از وضعيتي به وضعيتي ديگر بستگي به تغيير وضعيت زمان طولاني ميشود که اين تغيير از خشکي به آب بيش از چهار، پنج سال زمان براي آموزش و گردآوري تجهيزات و سلاحهاي ميطلبد، اما همه اين کارها را ما بايد کمتر از هشت، نه ماه نجام ميداديم.
از سوي ديگر، تجربه عمليات رمضان و والفجر مقدماتي ما را به اين نتيجه رساند که دشمن بسيار در جبهه مستقر شده و در عمليات والفجرمقدماتي نه تنها استخبارات عراق و سازمانهاي جاسوسي عراق فعال هستند بلکه منافقين و ماهوارههاي جاسوسي نيز فعال بودند و اطلاعات را به عراق ميدهند. براي همين، ناچار شديم که سختگيري فوق العادهاي را در رابطه غافلگيري در عمليات خيبر انجام دهيم.
دکتر محسن رضايي ضمن اشاره به امکانات کم براي اجراي عمليات غير کلاسيک خيبر، بر نقش نيروهاي رزمي ـ مهندسي تأکيد کرد و افزود: ما در عمل به يک سوم قايقها رسيديم ضمن اينکه با کمبود در لجستيک روبهرو بوديم، فشارهاي بينالمللي بر ما بيشتر شد و حداقل امکانات را نداشتيم، بنابراين ناچار بوديم که يا عمليات را محدود کنيم و يا از تواناييهاي فني و مهندسي خود استفاده کنيم که برادران جهاد سازندگي را براي ساخت پلي پانزده کيلومتري توجيه کرديم که در دنيا بيسابقه است. درست کردن پل پانزده کيلومتر خارج از تصور بود. با وجود اين، اين عزيزان پل شناور خيبر را طراحي کردند تا به محض انجام عمليات از فرداي آن روز نصب پل آغاز شود.
وي لطف خدا همراه با ابتکارات و نوآوريهاي رزمندگان را در طراحي عمليات خيبر يادآور شد و افزود: وقتي با کمبود قايق مواجه شديم، برادران هوانيروز ارتش را خواستيم که سردار جلالي، فرمانده وقت هوانيروز بسيار فعال بودند که با پشتيباني و ترابري هوايي کمبود قايقها را حل کنيم که اين موضوع نخست براي آنها کاملا ناشناخته بود و پرواز در ارتفاعات پايين روي نيزارها و در منطقهاي ناامن کار سادهاي نبود و فداکاريهاي زيادي صورت گرفت.
فرمانده اسبق سپاه، تصرف جزاير و قطع جاده بصره ـ بغداد را دو هدف اصلي عمليات خيبر عنوان کرد و افزود: عمليات اين گونه طراحي شده بود که ما نيروهايمان را در غافلگيري وارد خاک عراق کنيم و بيست کيلومتر دريا را پشت سر بگذاريم و جاده بغداد ـ بصره را قطع کنيم و جزاير جنوبي و شمالي خيبر که مراکز نفتي عراق است و تقريبا بيش از چند ميليارد بشکه نفت در آن منطقه وجود داشت و بيش از نود چاه نفتي در اين جزاير حفر شده بود را تصرف کنيم.
بيشتر فرمانده لشکرها سوار بلمها شدند و دو، سه روز طول کشيد تا رفتند در جاده اصلي بغداد ـ بصره و خودشان محل نيروها و تجهيزاتشان را ديدند و مشخص کردند. شهيد باکري، همت، احمد کاظمي، مرتضي قرباني، آقاي قاليباف از جمله اين فرماندهان بودند که قبل ازعمليات از هور و از سنگرهاي دشمن شبانه گذر کردند و در کنار جاده و جزاير جنوبي و شمالي عراق شناسايي را انجام دادند و شب عمليات با آگاهي کامل لشکرهايشان را در اهداف عملياتي مستقر کردند.



