واعظ و استقلال بازی خوردند!
جوان؛ رفتار روزهای اخیر مدیریت باشگاه استقلال در تنظیم بیانیههایی تند علیه امیر قلعه نویی این شائبه را شکال میداد که امیر واعظ آشتیانی در قامت مدیرعامل این باشگاه با وجود برخورداری از قدرت بالای خود در سازمان تربیت بدنی و البته در دست داشتن مقام نیابت ریاست سازمان، بر سرمربی سپاهان میتازد. اما آن چه در اولین ساعات کاری به عنوان حکم لازم الاجرا پیش روی مدیرعامل قرار گرفت، این فرضیه را از بین برد.
***
سومین بیانیه استقلال، دقیقاً برابر بود با پایمال شدن تمامی شعارهایی که مدیرعامل استقلال چند ماه قبل و زمان انتخاب سرمربی جدید تیمش سر میداد. شعارهایی در راستای فرهنگ محوری و اخلاق مداری. واعظ آشتیانی با همین ابزار و اهرم شفاهی و قابل استناد، نیمکت فنی آبی پوشان را دستخوش تغییراتی کرد که البته از سوی هواداران با مخالفتی چشمگیر روبهرو نشد.
استقلالیها، لااقل دل به وعدههای مدیرعاملی دادند که مدعی بود استقلال جایی برای لمپنها ندارد.
واعظ آشتیانی به آن چه میخواست رسید، اما سؤال اینجاست که امروز و در پس زمینه تحولی که او به وجود آورده، چرا با صدور بیانیههایی تند و نامحترم، مجموعه خود را همراستا با همان ادبیات نامتعارف قرار میدهد؟
واکنش تند واعظ کاملاً قابل پیش بینی بود. برخلاف آنچه امیر قلعه نویی ادعا میکند و بیانیههای تند باشگاه استقلال را به صدرنشینی این تیم در لیگ ربط میدهد، اما میتوان درک کرد که سرمربی سپاهان با مرور جدول، برنامه بازیهای باقی مانده پس از دربی و البته آگاهی کامل از افتی که استقلال به آن دچار خواهد شد، دست روی حساسترین بخش مدیریتی استقلال گذاشته است.
او هفته گذشته مدعی شد قرار نگرفتن نام او در لیست بهترین مربیان سال آسیا، دسیسه واعظ آشتیانی و مدیران باشگاه استقلال بوده است. چنین اتهامی البته میتوانست خیلی زودتر از این آرامش مدیرعامل استقلال را بگیرد و اما چنین اتفاقی پس از سه مصاحبه پیاپی امیر افتاد!
***
حالا قلعه نویی با مظلوم نمایی توجه همه را به سوی شکل ادبیات مدیریت باشگاه استقلال جلب میکند و بی آنکه پای خود را عقب بکشد، تلاش میکند با جملات تحریکآمیزش واعظ آشتیانی را وادار به نگارش بیانیهای جدید با الفاظی تندتر کند. بیشک قلعه نویی به آنچه میخواست میرسد... او استقلالی را میبیند که به واسطه همین جنگهای لفظی، آرامش خود را از دست میدهد.
قلعه نویی بهتر از هر کارشناس و آگاه دیگری میدانست کنفدراسیون فوتبال آسیا نام مربی تیمی که در لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا روی پله چهارم نشسته و با سه امتیاز از شش بازی مقتدرانه حذف شده را در لیست مربیان برتر سال خود قرار نمیدهد. او نیک میداند ملاک انتخاب کنفدراسیون، نه لیگ که بازیهای بینالمللی است و این دقیقا ناکامی او را در یادها زنده میکند. با این وجود، او نظر عامه و ناآگاهان را با همین جملات میفریبد و به سود خود میچرخاند.
امیر قلعه نویی مهندس وار استقلال و مدیرانش را به چالش میکشد و بعد میوه درختی که کاشته را برداشت میکند. بازنده اصلی در این میان امیر واعظ آشتیانی است و تیمی که صدر را آرام آرام از کف میدهد. آیا این بی تدبیری از مردی که میخواهد در نقش قائم مقام سازمان تربیت بدنی، ورزش کشور را هدایت کند قابل چشم پوشی به نظر میرسد؟!
***
استقلال فعلاً آتش بس داده است. اما نه به دلیل فشار در سازمان و سفارش نهادی دیگر، هیأت مدیره استقلال، پس از گذشت یک هفته از ادعاهای سرمربی اسبق خود و مردی که حالا هدایت سپاهان را برعهده دارد، متوجه پرلتیک حریف میشود و پای خود را از معرکه بیرون میکشد. حتی خیلی راحت میشد از روند اتفاقاتی که میان امیرقلعه نویی و باشگاه استقلال میافتاد هم فهمید که باشگاه سپاهان در جریان آن چه در فکر و برنامه سرمربی اش میگذشت هم نبود.
استقلال حالا به رکب خورده خود پی میبرد و پایان بیانیه نویسی را اعلام میکند. اما باید از مدیران استقلال که وقت و انرژی و آرامش خود را فروختند تا با همان ادبیاتی که نهی اش میکردند جواب مدعی را بدهند پرسید آیا بهتر نبود پاسخ آنچه واعظ آشتیانی اتهام مینامد را به شکلی منطقیتر به زبان میآوردند؟!
واعظ آشتیانی در این میان یکی از بازندهها بود. او بارها از سوی امیر قلعه نویی اینگونه محکوم شد که او با برخورداری از قدرت خود در سازمان تربیت بدنی به وی میتازد و هرچند پذیرش این ادعا هم مانند آنچه امیر در واکنش به قرار نگرفتن اسمش در لیست بهترینهای آسیا به زبان میآورد منطقی به نظر نمیرسد.
***
میتوان دوباره همه چیز را مرور کرد. واعظ بازی خورد و استقلال وارد حاشیه شد!


