فرمولهای ساده برای شناخت شرکتهای هرمی
شرکتهایی که چندی است بر پایه روشهای شبکه ای به فعالیت در دنیا و کشور ما پرداخته اند، همگی از روشهای مشابهی برای عضوگیری و پیشبرد فعالیتهای خود استفاده میکنند. قربانیان بسیار این سیستمها همواره این سوال در ذهنشان نقش می بندد که چرا نتورکرها یا اعضای این شبکه ها هنگام حضور و فعالیت در آنها تمامی مشکلات این سیستمها را توجیه می کنند. چگونه ما به واسطه نزدیکترین دوستان و معتمدین خود به این مجموعه ها نزدیک می شویم و بدون اینکه خود بدانیم در گرداب اسیر می شویم.
آنچه مرا به نوشتن این مطلب وادار کرد این بود که به گونه ای همه فهم چند نکته را که به زعم خود شاخص درک بهتر این سیستمهاست بیان کنم. این شاخصها کمک می کند که دوستان ما قبل از اینکه وارد این سیستمها شوند و اسیر روشهای تزریق اطلاعات بی نهایت دقیق و سطح بندی شده راهبران این سیستمها شوند، به سادگی به حقایق کاری که آن را انتخاب میکنند دست یابند. نتورک مارکتینگ یا بازاریابی شبکه ای همانگونه که از نامش پیداست می بایستی روشی برای برای بازاریابی یک کالا باشد.
حالا شما که دوستتان یکی از شرکتهای شبکه ای را به شما معرفی کرده است، باید در قدم اول از او بپرسید:
آیا در شرکت شما از روش بازاریابی شبکه ای برای فروش یک محصول استفاده میشود؟ اگر نه! بپرسید پس شما که بازاریاب هستید چه چیزی را بازاریابی میکنید؟ حتماً تصدیق می کنید که اگر محصولی در بین نباشد کل پروسه یک نوع گردش پول است و چون حجم پول ورودی به این سیستم ثابت است قاعدتاً عده ای مالشان را می بازند و عده معدودی به سود می رسند. با همین سوال شما خود را از شناخت بیشتر بسیاری از این شرکتها بی نیاز می کنید.
اما بسیاری دیگر از این شبکه ها هستند که اعضای بالادستی آنها به خوبی از پس پاسخ به پرسشهای شما بر می آیند و می گویند مثلاً شما در این تجارت Time Sharing هتلها یا جواهرات خریداری می کنید. ضمناً آنها به خوبی قادرند حتی به ابهامات شرعی و قانونی شما در این خصوص نیز پاسخهایی ارائه دهند. بنابراین تلاش نکنید که با ایجاد سوالهای متفاوت آنها را به اشتباهشان واقف سازید. چون آنها آموزشهای عمومی قبل از کارشان را به خوبی فرا گرفته اند و میدانند چگونه با شما مذاکره کنند.
ببینید نتورک مارکتینگ یا بازاریابی شبکه ای چیزی نیست که آنها به شما معرفی کنند. قرنهاست که انسانها خدمات خود را بر پایه اعتماد به حرفهای معتمدین و مشاورین نزدیک خود خریداری می کنند. اینکه شما با معرفی نزدیکترین دوست خود که به او اعتماد دارید کالایی را مثلا یک موبایل بخرید، چیزی است که روزانه بارها در اطرافتان رخ می دهد. در این سیستمها هم از اعضای جدید می خواهند که سیستم و محصولاتش را به نزدیکترین دوستان که در دایره نفوذ فرد قرار دارند معرفی کنند.
خوب اگر شما پورسانت بگیر یک فروشگاه موبایل بودید هم می توانستید با معرفی دوستانتان از فروشگاه پورسانت بگیرید. حتی آن فروشگاه می توانست تا آنجا که برایش بصرفد از محل کسانی که از ناحیه شما از او خرید کرده اند مدام پورسانت شما را افزایش دهد. ما تا اینجا خرید یک محصول را حتی در قالب روش شبکه ای تایید کرده ایم و شما از من می پرسید که خوب این شرکتهای به اصطلاح هرمی هم که همین کار را می کنند.
در این مرحله من شاخص دوم شناخت این شرکتها را به شما معرفی می کنم:
در هیچ روش فروشی تعداد فروشنده های موفق نمی توانند به تعداد مصرف کنندگان محصول باشند. این جمله راز موفقیت شما در برابر نتورکرها است. تنها نتورکی برای فروش اجناس بسیار پرفروش می تواند به همه نتورکرها سود بدهد که لااقل 75 درصد مراجعین به سیستم مصرف کننده و نیازمند محصول باشند. نه اینکه تمام خریداران خود شروع به فروش محصول کنند و توقع داشته باشند که از این کار سودی هم عاید آنها شود.
پس به نظر من با خیال راحت همراه دوست نتورکرتان به محل کارش بروید و از او بخواهید که شما را به جمع کسانی که وارد این شبکه شده اند راهنمایی کند(عموماً میپذیرند). خودتان آمار بگیرید. هر چهار نفری را که می خواهید انتخاب کنید و از آنها بپرسید آیا حقیقتاً نیاز اولشان خرید محصول آن شرکت بوده است؟ به راحتی با این روش حتی دوستتان هم می فهمد که روزی یکی از مالباختگان خواهد بود.
من منکر این نیستم که برخی با این روشها پولهای زیادی به جیب زده اند. اما توجه کنید که شما به احتمال بسیار قوی از آن دسته نخواهید بود. پس یادتون نره در نتورک باید از 4 نفر 3 نفر برای خرید جنس و بر اساس نیاز به اون جنس وارد شبکه بشن و نیازی به اینکه کار کنن هم نداشته باشن. شاید بعضی از دوستانی که این مطلب رو می خونن بگن که من عضوگیری و کار شبکه ای رو تایید کردم. اما در جواب این دوستان باید بگویم که ثبت مشتریان یک شرکت امروزه جزء لاینفک تجارت است و اگر شما به هر دلیلی بخواهی پورسانتی به بازاریابان محصولات خود بدهی، چاره ای جز ثبت اطلاعات او نخواهی داشت. ضمن اینکه باید بدانی چند مشتری را بازاریاب مورد نظر معرفی کرده و اطلاعات وحجم خرید آن مشتریان چقدر بوده است؟
این مطلب را من بدون هیچ تعصبی روی کار بازاریابی شبکه ای نوشته ام و سعی کرده ام همه چیز را سیاه نبینم و به نظرم میرسد هیچ ایرانی معتقدی دوست ندارد در قالب این شبکه ها به اقتصاد کشور ضربه بزند. آنها حتماً اطلاعات کافی از کاری که میکنند ندارند و ما باید بدون سیاه نمایی، امنیتی کردن، پاک کردن صورت مساله و به صورت علمی و منطقی شاخصهایی را به عموم مردم بدهیم که بتوانند بصیرت خود را افزایش دهند و در دام این کلاهبرداران زرنگ و سیاس نیفتند.
گویی اصلا برایشان مهم نیست که گاهاً میلیونها دلار از سرمایه های مملکت به واسته همین سیستم فاسد از کشور ما خارج میشود
برخوردها بسیار محدود و مقطعی است
شاید بگویید مدرکی برای برخورد وجود ندارد
ولی حتی اگر همه اعضا کاملاً راضی باشند و کلاهبرداری هم مشهود نباشد راهکارهای برخورد با این شبکه ها و جلوگیری از خروج ارز فراوان از مملکت وجود دارد
ساده ترین دلیل برای برخورد و دستگیری این افراد عدم داشتن مجوز برای فعالیتهای اقتصادی است
پس به راحتی میتوان برخورد کرد ولی متاسفانه هیچ کس دلسوزانه به این مسئله همه توجه نمیکند
بنده ساکن یکی از شهرهای جنوبی هستم شخصی را میشناسم که با وعده سرمایگذاری در بورسهای بزرگ دنیا لیدر یک شبکه هرمی است
و سود بالایی به قربانیان میدهد
نام این شرکت" فارکس" است
و فرق آن با شبکه های هرمی دیگر مانند گولد کویست این است که در اینجا مبالغ بسیار بالا و در حد چند هزار دلار است
واقعاٌ تاسف میخورم وقتی میبینم پولی که باید در کشور خودم سرمایه گذاری شود اینگونه به خارج کشور میرود
من میتوانم نام و آدرس این فرد را در اختیار شما قرار دهم که اگر شما میتوانید با اطلاع رسانی یا گذارش به مسئولین مربوطه جلوی فعالیت این شرکت را بگیریدبا ایمیل با من تماس بگیرید با تشکر
متشکرم
از آنجايكه هر عضو شبكه براي سود بردن نياز به جذب تعدادي عضو ديگر دارد لذا به ازاي هر فردي كه منتظر سود بردن است همواره تعدادي عضو جديد هستند كه سرمايه خود را به خطر خواهند انداخت تا به جمع افراد قديمي بپيوندند.
نوشته شما خيلي كلي گويي و كاملاً نامفهوم و غير منطقي بود و اصلاً بدون اينكه به بحث ضربه به اقتصاد از اين راه اشاره كنند كه چگونه است آنرا بد مي دانند، چنانچه واقعاً كارشناسيد و پيرامون مسئله اشراف داريد بيشتر و منطقي تر توضيح دهيد و گر نه به ابهامات لطفاً نيفزاييد.
دوم اینکه با یک محاسبه دقیق تر اگر روش هرمی را دنبال نماییم متوجه می شویم که اگر کل شبکه به طور منظم و بدون وقفه کار کند در سطوح 30 و بالاتر میزان پورسانت بیشتر از پولهایی می شود که به شرکت واریز می گردد و این مورد بیانگر این مطلب است که هیچ گاه هرمها به صورت منظم و کامل تکمیل نمی شوند و خود شرکت در زمانهایی سعی می کند که این زنجیره شکسته شود.
سوم اینکه افرادی که جذب این شرکتها می شوند چند ویژگی دارند یکی اینکه ناامید به آینده هستند و رویایی و بسیار خوش بین هستند که بیشتر افراد جوان را شامل می شود . البته بماند که آینده تیره و تاری که پیش روی جوانان و نوجوانان وجود دارد موجب این نوع نگرش و گرایش آنها به این سازمانها می شود.
البته موارد دیگری نیز هست که دیگر از تایپ خسته شده ام .



