وداع با گنجينه اسرار امام
جاويد قربان اوغلي
کد خبر: ۶۷۷۰
| | 7642 بازدید
خبر بسيار تلخ و ضايعه بسيار سنگين بود. آيتالله توسلي، يار غار و محرم اسرار نانوشته امام خميني در حال دفاع از ايشان و اهل بيت مطهرش جان به جان آفرين تسليم کرد و در جوار او آرام گرفت. رحمت و رضوان خدا بر او باد که شاهد صادقي بر«عاش سعيدا و مات سعيدا» بود. زماني که سيد حسن خميني با دستان خود، پدر و يادگار جدش را به خاک ميسپرد، گفت: امروز گنجينه اسرار امام دفن ميشود. سينه حاج احمد آقا آكنده از اخبار ناگفته انقلاب و امام بود. خبر فوت آيتالله توسلي در جلسه مجمع تشخيص مملکت، بسيار سريع با اخباري همراه بود که آن مرد بزرگ در حال دفاع از امام و تهمتهاي ناروايي که به اهل بيت امام زده بودند، دچار عارضه قلبي شد. يکي از کساني که در آن جلسه مجمع بود، گفت: شايد اگر سابقه ناراحتي قلبي ايشان نبود، اين اتفاق نميافتاد. گفتم: توسلي را ناراحتي قلبياش نبرد، غيرتش نسبت به امام او را از پا انداخت.
جزييات مطالب آقاي توسلي که بعدا در سايتهاي گوناگون پخش شد و پرسشهاي آقاي هاشمي رفسنجاني از ايشان، حاوي نکات ظريفي است. سينه پر درد توسلي نيز مانند حاج احمد آقا پر از مطالب ناگفتهاي از تاريخ انقلاب اسلامي و به ويژه موضوعات و مشکلاتي است که امام در داخل با آن روبهرو بود و جانش را چون موريانه ميخورد و چون مولايش علي همچون خاري در چشم و استخواني در گلو تحمل ميکرد. گزافه نيست گفته شود سيد حسن خميني، روز گذشته گنجينه ديگري از اسرار امام را به خاک سپرد.
چند شب پيش از اين واقعه، در جمعي که آقاي توسلي نيز حضور داشت، درباره اهانت و تهمتهايي که به يادگار امام شده است، صحبتي در ميان بود. آقاي توسلي با دردي که از عمق جانش برميآمد گفت: هدف اينها سيد حسن نيست. اينها همان گونه که امام پيشبيني کرده بود، از امام خميني انتقام ميگيرند؛ متحجراني که دل امام را شکستند.
وي تصريح کرد که در جلسه مجمع راجع به اين موضوع صحبت خواهد کرد. نميدانم خاطرات ايشان از پنجاه سال همراهي و مبارزات امام در جايي ثبت و ضبط شده است يا خير!
توسلي تاريخ نانوشته زواياي پنهان سلوک و رهبري امام بود؛ تاريخ مبارزه امام با تحجر و متحجراني که خون به دل امام کردند؛ هماناني که کاسه آبي را که مصطفي در آن آب نوشيده بود، آب کشيدند. جرياني که امام پيشبيني کرده بود، پس از من و براي انتقام از من به بعضي از نزديکان و دوستانم تهمتهايي که من آنها را ناروا ميدانم بزنند و آتشي را که بايد مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند و احيانا به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگيرند.
توسلي قامت استوار مبارزه با تحجر، خرافهپرستي و دين فروشان زاهدنمايي است که در پشت سر امام پنهان شدهاند تا به انديشه و آرمانهاي متعالي و مترقي ايشان ضربه بزنند. صحنه دردناک در واقعه عاشورا، کشته شدن حسين بن علي(ع) و ياران باوفايش نبود؛ ماجرايي را که در آن روز رخ ميداد، همه ياران حسين ميدانستند. دل زينب را نيز تنها شهادت برادر و پسران برادر و ... خون نکرد، هلهله و شادي اهل کوفه و شام، نمکي بود که بر دل خونين شيرزن کربلا ميپاشيدند.
در مقاتل آمده است: عمر بن سعد در روز عاشورا لشکريان را براي تشويق به قتال به بهشت بشارت ميداد، چون ابن زياد، فتوي قتل حسين بن علي را به اتهام خروج بر خليفه از قاضي القضات وقت گرفته بود. تاريخ اسلام آكنده از اين جريانات است. کتاب ارزشمند منتهيالآمال حاج شيخ عباس قمي، حکايت جالبي را در باب امام موسي بن جعفر(ع) و هارونالرشيد آورده است.
«يعقوب بن داود»، روايت کرده است: «چون هارون الرشيد به مدينه آمد، من شبي به خانه يحيي بن برمکي رفتم و او نقل ميکرد که امروز شنيدم که هارون نزد قبر رسول خدا(ص) با او مخاطبه ميکرد که پدر و مادرم فداي تو باد يا رسولالله. من عذر ميطلبم در امري که اراده کردهام در باب موسي بن جعفر. ميخواهم او را حبس کنم، براي آنکه ميترسم فتنه بر پا کند و خونهاي امت تو ريخته شود. چون روز شد، هارون فضل بن ربيع را فرستاد و در وقتي که آن حضرت نزد جد بزرگوار خود رسول خدا (ص) نماز ميکرد، در اثناي نماز، آن جناب را گرفتند و کشيدند که از مسجد بيرون برند. حضرت متوجه قبر پيامبر، جد بزرگوار خود شد و گفت: يا رسولالله به تو شکايت ميکنم از آنچه از امت بدکردار تو به اهل بيت بزرگوار تو ميرسد. مردم صدا به ناله و گريه بلند کردند» (منتهيالآمال ص 388).
سايتي که به سيدحسن خميني تهمت زده بود، بسته شد، ولي اي کاش به جاي اينکه آن سايت گمنام را ببندند، به ريشههاي تفکراتي ميپرداختند که اين سايت ميوه و ثمره آن است؛ ريشههاي جريانات مرموزي که با نام امام در پي حذف انديشهها و آرمانهاي امام از صحنه انقلاب و جامعه است، وگرنه گردانندگان و نويسندگان آن، جوانان پرشوري هستند که چه بسا بر اين باورند از امام حمايت ميکنند.
مگر نه اين که سايت خود را پيرو امام خميني و آرمانهاي امام معرفي کرده و مدير مسئولش نيز به تازگي در مصاحبهاي گفته بود: اعضاي سايت از بسيجيان حضرت امام و به تبع آن فرزندان ايشان هستند؟
توسلي جان خود را در راه مبارزه با تحجر و خرافهپرستي گذاشت. افتخار او اين بود که در زمانيکه هيچ کس با امام نبود، او همه سختيها و تهمت و عزلت و تبعيد را به جان خريد تا مردانه از امام دفاع کند و سرانجام هم در دفاع از مراد خود جان داد. امام شاقول انقلاب بود. رفتار و گفتارش ميزان بود. چند نفر را سراغ داريم که امام در مورد او اين چنين محکم و با اطمينان گفته باشد: «شما از افراد صالح و مورد علاقه اينجانب و از دوستان متدين، باصفا و پاك اينجانب ميباشيد. جنابعالي از طرف اينجانب وكيل بوده تا تمامي امور شرعيه را بدان صورت كه دستور شرع است، انجام دهيد. از خداوند ميخواهم تا به شما توفيق دهد تا هر چه بيشتر و بهتر بتوانيد به اسلام و انقلاب خدمت كنيد».
حلاوت همنشيني با امام در بهشت رضوان خدا گوارايش باد.
اما واقعه دردناک فوت آيتالله توسلي پايان ماجرا نيست؛ حکايتي است که همچنان باقي است.
فاعتبروا يا اولي الابصار
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
تو را به جان همان امامی که همه عاشق او بوده وهستیم به بهانه رحلت بزرگانی چون آیت الله توسلی آتش اختلافات جناحی را شعله ور نکنیم بی شک در بین کلام ان پیر فرزانه واژه وحدت کلمه را بارها می شنیدیم وطبیعی است همه مسئولیم عامل به وصایایش باشیم وهر مسئله ای برای کوبیدن همدیگر استفاده نکنیم مگر این عزیز تازه از دست رفته همانند مرادش در تریبون های عمومی وحدت را رعایت نمی کرد پس خواهشمندم برای وحدت این گمشده زمان حاضر بیش ار این ارزش قائل شویم
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



