شوق بيرون پريدن از آيينه
چه كسي فكر ميكرد فرزند 2 معلم به كوچكهاي شمال غرب راه تبديل فرمولهاي جادويي تاكتيكي به نتيجه را آموزش دهد؟ برادر بزرگ سيمون رولفس به عنوان مربي سابق تيم جوانان ركه، هانوفر و وردربرمن خيلي خوب روزهاي رفته را به ياد دارد: «آن زمان روي قدرت بدني تأكيد ويژهاي داشتم.» بله! سبك توبياس زميني زميني بود.
به نوشته خراسان؛ او در كشف استعداد جوانان تخصص ويژهاي داشت و سال 1998 ديد چگونه سيمون رولفس با 3 هزار ضربه سر توپ جديد جام جهاني 1998 را از آن خود كرد. از آن روزها، 11 سال گذشته و آن پسر سر به هوا، اكنون كاپيتان جنتلمن لوركوزن نام دارد. شرط ميبندم رولفس در تعطيلاتش هم در پارك ميدود؛ شايد به قصد رسيدن به آن جايي كه تاكنون نرسيده است. حداقل خودش چنين ادعايي دارد: «راهي طولاني را در پيش دارم.»
هماهنگي رولفس و هيتز لسپرگر 27 ساله، داخل و خارج از ميدان مثال زدني است. خيليها ارتباط اين 2 نفر را با تلهپاتي موجود بين ماتيوس و افنبرگ مقايسه ميكنند. در اين فوتبال ظاهربين اگر نام بزرگي داشته باشيد، حتي در صورت ارائه ضعيفترين بازيها باز هم به لطف توجيههاي كارشناسان! تبرئه ميشويد اما رولفس چون مشهور نيست مورد توجه قرار نميگيرد.
شماره 6 كلاسيك لوركوزن تعادل و نظم در ساختار تيمي را براي نايب قهرمان فصل2002-2001 ليگ قهرمانان به ارمغان آورده است. آن نمايش درخشان در فصل 2008-2007 چنانچه با همصدايي ستاره سر به زير با كارشناسان علاقهمند به مليپوش شدن رولفس همراه ميشد، رفع اندك خلأ موجود در خط مياني تيم ملي آلمان را درپي داشت. صداي رولفس در آمد.
او در همان مقطع در يك اظهار نظر جنجالي اعلام كرد نميداند اتحاديه فوتبال كشورش انتخاب نهايي را انجام داده يا ساير عوامل غيرمرتبط در جريان امور دخالت داشتهاند. كمكم او در قالب يكي از هواداران رولفس وارد عمل شد. در ادامه، بازيهاي درخشان سيمون مقابل پرتغال و تركيه اجازه داد آلمان فينال را به چشم ببيند.
تازه، سال گذشته اوضاع بهتر هم شد. لوركوزن در پايان سال 2008 فقط 3 امتياز كمتر از صدرنشين داشت؛ هرچند تيم صنعتي پس از پايان تعطيلات به رتبه نهم لغزيد. شكست در رقابت نهايي جام حذفي آلمان مقابل وردربرمن ثابت كرد لوركوزن واقعا نميتواند حتي در يك بازي هم برتري خود را امتداد دهد. رودي فولر، مدير فني لوركوزن پذيرفت تيمش واقعا «نوركوزن» (كلمهاي مشتق از نام باشگاه و «نور» به معناي هرگز) است! رولفس با ثبت تنها 2 گل در زمره مقصران قرار گرفت.
شايد نسخه اسپانيايي (اصرار به تصاحب توپ و بازي بدون خطا) ميتوانست شفابخش باشد. حالا زخم بهبود يافته و حال رولفس هم خوب به نظر ميرسد. دريافت 2 كارت زرد در 8 بازي زير سايه برتري منجر به صدرنشيني لوركوزن قرار دارد. بدترين دوران انضباطي رولفس در تضاد با لقب جديد لوركوزن است؛ فرهنگيترين باشگاه حال حاضر آلمان. در اين راه تجربه نقش بسيار مهمي دارد.
هيپياي 35 ساله از اولين روز تمرينهاي تيم جديدش با خونسردي و فراري شيك همه را تحت تأثير قرار داد. كاپيتان سابق ليورپول هر چند مهره اصلي تيم تلقي نميشود اما در بهترين زمان، بهترين نمايش را ارائه ميكند. يوپ هاينكس، شنبه گفت: «خيلي خوب ياد گرفتهايم چگونه دروازه را بسته نگه داريم اما در ماه اكتبر صحبت از قهرماني، ديوانگي است.»
در تركيب فعلي توني كروس كه به شكل قرضي از بايرن به باير آمده؛ تكرار تاريخ پردرد گذشته را بر نميتابد. اشتفان كيسلينگ از مشتاقترين لوركوزن ساليان اخير ميگويد و همتيميهايش را سرشار از استعداد و عملگرايي ميداند. البته بيشترين تحسين به هاينكس، جانشين 64 ساله لاباديا اختصاص دارد. فلسفه او را بخوانيد: «نميتوانيد90 دقيقه تمام پرس كنيد چون سرانجام جايي كم ميآوريد.»
كسب20 امتياز از 8 بازي علاوه بر بهترين شروع تاريخ باير در تاريخ بوندسليگا، غم ناشي از جدايي ناگهاني لاباديا و همچنين ترديدها درباره تهي بودن مربي جديد از كاريزماي لازم را از بين برد. واقعا وقتي بهترين مهاجمان تيمتان پاتريك هلمس باشد، بايد به رقم زدن چنين دستاوردهايي افتخار كنيد!
هاينكس تواناييهايش را به رخ ميكشد: «به كروس گفتم بايد سرعت عمل خود در هنگام تغيير شيوه تيم از دفاع به حمله را افزايش دهد.»
كروس عالي بازي ميكند و اين است دستپخت آشپز ماهري به نام يوپ هاينكس، سرمربي تيم قهرمان 1998-1997 ليگ قهرمانان. شايد دريافت لقب «تيم رولفس» تنها تفاوت لوركوزن با ساليان قبل باشد. اكنون گاهي وقتي خودتان را در آيينه ميبينيد، شوق بيرون آمدن از قالب هميشگي وجودتان را فرا ميگيرد. لوركوزن حداقل از هفته اخير چنين احساسي دارد!


