عادات سیاست ورزان اینجا
اسکندر صالحی
کد خبر: ۶۶۹۲۱
| | 5660 بازدید
تن آسایی و ترسویی است که سبب می شود بخش بزرگی از آدمیان با آنکه طبیعت آنان را دیرگاهی است به بلوغ رسانیده و از هدایت غیر رهایی بخشیده با رغبت همه ی عمر نابالغ بمانند. نابالغی، آسودگی است.
در نوشته ای به یکی از ویژگی های آسیب زن و خطر آفرین سیاست ورزی در این دیار - یعنی خود بر حق پنداری و رقیب را باطل مطلق انگاری - اشارت بردیم. در این نوشته، می خواستم به سببی به آسیب شناسی اصولگرایان بپردازیم، اما هر چه کوشیدم نتوانستم ایشان را از رقیبانشان در ویژگی های اصلی جدا بینگارم. این است که این بار هم از همه می گوییم، همه اهل سیاست در این دیار و شاید در بسیاری از نقاط جهان.
1. سیاست ورزی همچون ماله کشی
ورود به عالم سیاست بدون استادی در حرفه بنایی نا ممکن است.برای ساختن ساختمان یکی هم باید بر درزها و زشتی های ساختمان ماله بکشد و به گچ یا سیمانشان بپوشاند. عیب ها از همگان، یعنی اغبار، باید که پوشیده بماند. در سیاست هم مثل ساختمان سازی اگر ماله کشی در کار نباشد و بدون پوشیدن عیوب از چشم همه ی مردم، یعنی اغیار، ساختمانی که ساخته شده خریدار نخواهد داشت . عیوب هم حزبی ها را به ماله ی انکار باید از چشم ها مخفی کرد. در این عالم هر که عیب خویش یا هم حزبی های خود را به دیگری بگوید، یا اگر دیگران دیدند وگفتند و او انکار نکرد در ابتدای راه مانده است و از هر سو باید ملامت دوستان را به جان بخرد. بیچاره اینجا سیاستمدار آزاده ای است که ماله کشی نمی خواهد کرد عیب خویشتن را و عیب دوستان را.
2. سیاست ورزی همچون تقلید
بر پای خرد خویش ایستادن و به خود خویش امید بستن و تکیه کردن کاری است که زحمت بسیار دارد و اجر و فایده اندک. پس هر انسانی - بویژه اگر زرنگ باشد و سیاستمدار ـ آن به می بیند که بر مقبولات و مشهورات تکیه کند و کار خویش پیش ببرد. چرا باید خود را با بخشی از جامعه مثلا درگیر کرد برای سخن یا اندیشه یا راهکاری تازه، حتی اگر این تازگی مقرون به حقیقت باشد یا مفید به فایده بیشتر. و بیچاره اینجا سیاستمداری که ذوق می ورزد و می اندیشد و گاه برای برون رفت از وضعیتی به وضعیتی مطلو بتر یا برای عبور از بحرانی، راه حلی ارایه می دهد بیرون از دایره ی عادات .
3. سیاست ورزی همچون خود پیشقراول بینی
سیاست و عمل سیاسی، فکر و ذکر و عمل بسیاری از نخبگان در سراسر جهان است. و این، یکی از ویژگی های زمانه ی مااست. ما دقیقا نمی دانیم چهار هزار سال پیش پیشه اجتماعی هم این همه در حیات آدمیان ریشه دوانده بوده است و این همه از تنوع بر خوردار بوده یا نه؟ حداکثر می دانیم که با رشد همزمان فرد و جامعه بشری کار و بار سیاست در زندگی آدمی زاده رسیده است به ایستگاهی که اکنون رسیده است. سیاستی که این همه نخبه در تدارک جزء –جزء آنند، با این وسعت و عظمت، نمی تواند پیشقراولی خاص داشته باشد . بیچاره اینجا اما سیاستمداری که برای اداره کل دنیا برنامه نداشته باشد و متواضعانه بخواهد و بکوشد که بخشی از جریان عظیم سیاست ورزی باشد، و بکوشد که از دیگران با تواضع بیاموزد و باز هم با تواضع برنامه برای اصلاح بخشی، و نه کل، امور داشته باشد.
4. سیاست ورزی همچون سکون
از نظر سیاست ورزان دیار ما زمان و مکان معنا ندارد،نه از حیث این که این دو ناموجودند، بلکه از این حیث که در محاسبه نبایدشان آورد. زیرا که ثابت و لایتغیرند. معلومات، بینش، و روش ما سال هاست که ثابت است و از اغلب وقایع و حوادث هم که درسی نیاموخته ایم، پس همان به که زمان و مکان را هم ثابت و ایستا بینگاریم تا با ما جور در بیاید. بیچاره در اینجا آن کسی است که به گذشت زمان و تغییر زمانه به دیده تحقیق بنگرد و بخواهد که ساز و برگی مناسب آن فراهم آورد و از ابزار های اکنون قدیمی و ناکار آمد دست بکشند.
این مختصر یکی هم بدان سبب نوشتم که چندی پیش دکتر محسن رضایی برای بهینه کردن امر اجرای، و فقط اجرای، انتخابات در ایران پیشنهادی مطرح کرده بودند. معقول آن بود که این طرح از زوایای گوناگون نقد می شد و عیب و هنرش جمله به بیان می آمد. اما دریغ از کلمه ای از زبان منقدی. به عکس، عده ای آن را آمریکایی دیدند، گروهی نا اصولگرایانه اش خواندند، و برخی هم افغانیزه کردن انتخاباتش شمردند. و می بینید که آسیب های پیش گفته، در برخورد با این پیشنهاد، چگونه خود را نشان دادند.
آنکه می اندیشد، آنکه به پیشرفت نظام اسلامی و به استکمال روش های سیاست ورزی در این دیار می اندیشد، آنکه نه برای کل عالم و آدم بلکه فقط برای امری از امور آن هم نه در سراسر جهان بلکه در سرزمینی از سرزمین هایش برنامه ای پیش می نهد، آنکه می تواند از هر کسی نکته ای بیاموزد و خود نیز به تواضع نکته های نوبرانه دارد، آنکه تن به سکون نمی دهد، آری چنین کسی، اینجا، به راهی خلاف عادت قدم نهاه است و باید به هشدار و به زنهار و به تکرار به زیستن در سایه عادت و تکرار بازگردانده شود.
ایمانوئل کانت
در نوشته ای به یکی از ویژگی های آسیب زن و خطر آفرین سیاست ورزی در این دیار - یعنی خود بر حق پنداری و رقیب را باطل مطلق انگاری - اشارت بردیم. در این نوشته، می خواستم به سببی به آسیب شناسی اصولگرایان بپردازیم، اما هر چه کوشیدم نتوانستم ایشان را از رقیبانشان در ویژگی های اصلی جدا بینگارم. این است که این بار هم از همه می گوییم، همه اهل سیاست در این دیار و شاید در بسیاری از نقاط جهان.
1. سیاست ورزی همچون ماله کشی
ورود به عالم سیاست بدون استادی در حرفه بنایی نا ممکن است.برای ساختن ساختمان یکی هم باید بر درزها و زشتی های ساختمان ماله بکشد و به گچ یا سیمانشان بپوشاند. عیب ها از همگان، یعنی اغبار، باید که پوشیده بماند. در سیاست هم مثل ساختمان سازی اگر ماله کشی در کار نباشد و بدون پوشیدن عیوب از چشم همه ی مردم، یعنی اغیار، ساختمانی که ساخته شده خریدار نخواهد داشت . عیوب هم حزبی ها را به ماله ی انکار باید از چشم ها مخفی کرد. در این عالم هر که عیب خویش یا هم حزبی های خود را به دیگری بگوید، یا اگر دیگران دیدند وگفتند و او انکار نکرد در ابتدای راه مانده است و از هر سو باید ملامت دوستان را به جان بخرد. بیچاره اینجا سیاستمدار آزاده ای است که ماله کشی نمی خواهد کرد عیب خویشتن را و عیب دوستان را.
2. سیاست ورزی همچون تقلید
بر پای خرد خویش ایستادن و به خود خویش امید بستن و تکیه کردن کاری است که زحمت بسیار دارد و اجر و فایده اندک. پس هر انسانی - بویژه اگر زرنگ باشد و سیاستمدار ـ آن به می بیند که بر مقبولات و مشهورات تکیه کند و کار خویش پیش ببرد. چرا باید خود را با بخشی از جامعه مثلا درگیر کرد برای سخن یا اندیشه یا راهکاری تازه، حتی اگر این تازگی مقرون به حقیقت باشد یا مفید به فایده بیشتر. و بیچاره اینجا سیاستمداری که ذوق می ورزد و می اندیشد و گاه برای برون رفت از وضعیتی به وضعیتی مطلو بتر یا برای عبور از بحرانی، راه حلی ارایه می دهد بیرون از دایره ی عادات .
3. سیاست ورزی همچون خود پیشقراول بینی
سیاست و عمل سیاسی، فکر و ذکر و عمل بسیاری از نخبگان در سراسر جهان است. و این، یکی از ویژگی های زمانه ی مااست. ما دقیقا نمی دانیم چهار هزار سال پیش پیشه اجتماعی هم این همه در حیات آدمیان ریشه دوانده بوده است و این همه از تنوع بر خوردار بوده یا نه؟ حداکثر می دانیم که با رشد همزمان فرد و جامعه بشری کار و بار سیاست در زندگی آدمی زاده رسیده است به ایستگاهی که اکنون رسیده است. سیاستی که این همه نخبه در تدارک جزء –جزء آنند، با این وسعت و عظمت، نمی تواند پیشقراولی خاص داشته باشد . بیچاره اینجا اما سیاستمداری که برای اداره کل دنیا برنامه نداشته باشد و متواضعانه بخواهد و بکوشد که بخشی از جریان عظیم سیاست ورزی باشد، و بکوشد که از دیگران با تواضع بیاموزد و باز هم با تواضع برنامه برای اصلاح بخشی، و نه کل، امور داشته باشد.
4. سیاست ورزی همچون سکون
از نظر سیاست ورزان دیار ما زمان و مکان معنا ندارد،نه از حیث این که این دو ناموجودند، بلکه از این حیث که در محاسبه نبایدشان آورد. زیرا که ثابت و لایتغیرند. معلومات، بینش، و روش ما سال هاست که ثابت است و از اغلب وقایع و حوادث هم که درسی نیاموخته ایم، پس همان به که زمان و مکان را هم ثابت و ایستا بینگاریم تا با ما جور در بیاید. بیچاره در اینجا آن کسی است که به گذشت زمان و تغییر زمانه به دیده تحقیق بنگرد و بخواهد که ساز و برگی مناسب آن فراهم آورد و از ابزار های اکنون قدیمی و ناکار آمد دست بکشند.
این مختصر یکی هم بدان سبب نوشتم که چندی پیش دکتر محسن رضایی برای بهینه کردن امر اجرای، و فقط اجرای، انتخابات در ایران پیشنهادی مطرح کرده بودند. معقول آن بود که این طرح از زوایای گوناگون نقد می شد و عیب و هنرش جمله به بیان می آمد. اما دریغ از کلمه ای از زبان منقدی. به عکس، عده ای آن را آمریکایی دیدند، گروهی نا اصولگرایانه اش خواندند، و برخی هم افغانیزه کردن انتخاباتش شمردند. و می بینید که آسیب های پیش گفته، در برخورد با این پیشنهاد، چگونه خود را نشان دادند.
آنکه می اندیشد، آنکه به پیشرفت نظام اسلامی و به استکمال روش های سیاست ورزی در این دیار می اندیشد، آنکه نه برای کل عالم و آدم بلکه فقط برای امری از امور آن هم نه در سراسر جهان بلکه در سرزمینی از سرزمین هایش برنامه ای پیش می نهد، آنکه می تواند از هر کسی نکته ای بیاموزد و خود نیز به تواضع نکته های نوبرانه دارد، آنکه تن به سکون نمی دهد، آری چنین کسی، اینجا، به راهی خلاف عادت قدم نهاه است و باید به هشدار و به زنهار و به تکرار به زیستن در سایه عادت و تکرار بازگردانده شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
سیاست ورزی همچون حق مطلق دیدن دیگران
سیاست ورزی همچون باطل دیدن دیگران
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



