شايد اينجا جاي ما نيست
آن روز كه دور هم جمع شديم تا راه تازهاي را براي «دنيايفوتبال» رقم بزنيم، همقسم شديم از «حقيقت» فوتبال بنويسيم و بهدنبال آگاهي باشيم.
براي ما سخت نبود در ميان اين همه روابط و پشتپردهها، سهمي براي خودمان كنار بگذاريم اما مصمم شديم تا براي ملت از «پشتپردهها» و «حقايقي» بنويسيم كه به افشاي اين روابط و اتفاقات منجر ميشود، افشاگريهايي كه يقينا هزينه دارد و بايد تحملش كنيم. راهي كه صعبالعبور نشان داد و بسياري از محروميتها و محدوديتها را به جان خريديم.
بايد براي فوتبال مثل خيليهاي ديگر از «گل» نوشت و «بلبلها». فوتبال ايران در بهترين شرايط قرار دارد و هيچ مشكلي هم وجود ندارد! همه قلمها بايد به اين سمت برود، همه قلمها بايد «خوشبين» باشند، قلمها بايد از «خوبيها» بنويسند و غير از اين، «محدوديت» و «محروميت» در پي دارد.
تلفنهاي تهديدآميز، برخوردهاي مشمئزكننده، پيامكهاي مورددار برخي افراد و البته قطع بسياري از حمايتهاي رسمي تنها بخشي از راهي است كه انتخاب كرديم. تكيهگاه ما نظرات مردم و اميدواريهاي آنها براي ادامه راه بود، مشخص نيست چرا نظر مردم و مسئولان تا اين حد شكاف دارد؟! وقتي برگه «آخرين اخطار» هم ضميمه همه اين شرايط ميشود، يعني تمام... يعني خلاص... يعني...
- سمبه دولتيان پرزور است و بخش خصوصي هيچ سرپناهي ندارد. مديريت روزنامه در همه اين روزها با وجود هزينههاي گزاف سعي كرده كالايي مناسب را به خواننده تحويل دهد، شايد با توجه به شرايط اقتصادي بايد كاغذ همچنان بوي نفت ميداد و يا قيمت بالاتر ميرفت اما هميشه سعي بر اين بوده كه «هواي فوتبال را داشته باشيم». مطمئنا حمله به مناسبات دولتي در فوتبال ايران بدون پاسخ نخواهد ماند، اين روزها آرشيو اداره مربوطه مطبوعات داخلي پر از نامههاي محرمانه و فوري مديران دولتي است كه افشاگريها را نپسنديده و خواستار محروميت و محدوديت شدهاند. مديران دولتي سازمان تربيتبدني، فدراسيون فوتبال و باشگاهها با نام و امضاي خودشان اين ساختارشكني –و نه هنجارشكني- را به صلاح فوتبال ندانستند و خواستار برخورد با اين رويه «دنيايفوتبال» شدند. بله! اينجا جاي ما –نويسندگان جوان خارج از دايره روابط پشتپرده فوتبال- نيست.
- آن روزها كه مطبوعات در دل روابط دلالي براي خودشان سهمي داشتند، صداي هيچكس درنيامد. آن روزها كه برخي از كنار فوتبال ايران براي خودشان زندگي ساختند، هيچكس توجهي نكرد. آن روزها كه دلالي رسانهها نسبت مستقيمي با مناسبات فوتبالي داشت هيچكس اعتراض نكرد و بساط دروغنويسي و بزرگنويسي گسترده شد. آن روزها شعار «از هر گوشه روزنامه پول دربياور» هيچ ذهني را آشفته نكرد و هيچ مديري واكنش نشان نداد اما حالا حركت بر مسير «آگاهي» و «اطلاعرساني» و نماياندن چهره واقعي فوتبال تا اين حد «خطرناك» شده است و منجر به «تشويش اذهان عمومي» خواهد شد؟ روزي كه يكي از سردبيران روزنامه ورزشي نوشت:« خلاء فوتبال ايران با ستارهها پر ميشود» حالا بهتر از هر فوتبالدوستي ميفهمد كه نظريهاش تا چه ميزان اشتباه بوده است. دنياي فوتبال اما مشكل فوتبال ايران را به «مديران» وصل كرد و البته مشخص شد كه اين نظريه اشتباه نيست. وقتي مقاومتها و محدوديتها پررنگتر شد به قطعيت رسيديم كه نه تنها مسير را اشتباه نرفتهايم بلكه دست روي نقطه حساسي گذاشتهايم كه پيش از اين رسانهها را از ورود به آن منع ميكردند. اين ساختارشكني البته بيجواب نماند...
- چنانچه عمري باقي بود و اين جايگاه، جايي براي بيان حق و حقيقت بود، همچنان در خدمت شما خواهيم بود. اين روشنترين پيامي است كه نويسندگان دنيايفوتبال اعلام ميكنند و به آن پايبند هستند. شايد اينجا جاي ما نيست، شايد فوتبال... ايران نميخواهد هواي ما را داشته باشد. ما اهل ساكنبودن، نديدن و نفهميدن نيستيم دوستان.
علی عالی سردبیر روزنامه دنیای فوتبال


