صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آيا مردان جنگ تمام شده اند؟!

غلامعلي رجائي
کد خبر: ۶۵۸۴۰
| |
7820 بازدید

به همين سرعت بيست ويك سال از پايان جنگ عراق با ما گذشت.جنگي كه به رغم خساراتي كه برما واردكردمثل يك الماس تراشيده شده وصيقل خورده؛ گوهر وجودي ملت مارا قيمتي تر كرد.

جنگي كه باصرف نظر از ظاهر تلخ ونفرت بار آن؛ كه جوانهايي را از ماگرفت كه ارزش جان يك تن از آنهارانمي شدحتي با عالم وآدم برابردانست واگر ميماندندايران ما غيرايران اكنون بود؛ گنجهايي بي پايان دراختيار ملت ما وحتي نسلهاي پس از ما گذاشت.

دراين سالهاي نه چندان طولاني؛ امام وملت ما مكتبي فراروي ملتهاي آزاده وغيرآزاده نهادند تا به مدرسه عشقي كه براي بشريت گشوده اندپاي گذارندو دربرابرفرهنگ عشقي كه درآن مدرسه تدريس مي شود زانوي ادب به زمين نهند.

دراين مكتب؛ پيرمردي كه درسينه دريايي اش امواج عظيم ايمان به معبود وعشق به مردم وميهنش ومحبت به نوع انسان موج مي زد و پرتوي از انوار الهي مولايش مهدي درصورت وسيرت او آن همه نورانيت ايجادكرده بود كه بعضي وكساني باديدن آن جذبه وتلالو نور رخسار او در نظر ونگاه اول درحسينيه جماران قالب تهي مي كردند ؛ به پشتيباني مردم خود يك تنه دربرابرهمه ابرقدرتها ايستاد و

- جنگي را رهبري كرد كه به شهادت اسناد دوست ودشمن 44 كشور درآن پشتيبان وهم پيمان رژيم بعث عراق شده بودند.

- جنگي كه براي اولين بار در طول نبردهاي چندصدساله اخير دوابرقدرت جهاني پشتيبان يك طرف اين جنگ نابرابر بودند.

- جنگي كه دروازه هاي زمين وآسمان رابرروي هم گشود.

- جنگي كه خاك نشيناني را خلعت سرخ شهادت پوشانيدو آنان راقهقهه زنان و سرمست از باده وصل به معراج آسمان كشانيد ودر مقابل؛ آسمانيان رابرخوان ضيافت خاكيان نشانيد.همانها كه بارها وبارها به دعاي امام ومردم وفرزندان شب خيز شان حامل مزده نصرت الهي به سلحشوران خداگو وخداجوي ايران بودند.

- جنگي كه امام؛ هموكه از فرزندان علي بود وخون حسين دررگهايش مي جوشيدفرمانده آن بود.
امام ؛آن پير دريادل اما در عمل جوان همو كه چنان دراين نبرد به نيروي مردم خود وبويژه جوانان ايران اعتقاد واعتماد داشت كه در ماههاي آغازين جنگ جواني بيست وهفت ساله – محسن رضائي ؛ هموكه امام مانند تمام بروبچه هاي جنگ اورا آقامحسن خطاب مي كرد- رابفرماندهي سپاهي گماشت ودركمال باوربه او از وي وسپاه ومردمش انتظار داشت اين جنگ نابرابر را با ايثاروفداكاري و همدلي با سائر نيروهاي مسلح باسرافرازي به پايان ببرند و بردند.

- جنگي كه صرف نظر از اينكه طولاني ترين نبرد مردم و نيروهاي مسلح ما در چند صدسال اخير با اشغالگران است تنها و اولين نبردي است- واميد كه آخرين نبرد ديگران باماباشد- كه درآن ايران به رغم اينكه در نبردي نابرابر گرفتار حمله غافلگيرانه كشور همسايه خود شده بود ؛ كه سازمان ملل پس از خاتمه آن رسما عراق و صدام را آغازگر اين جنگ به جهانيان معرفي كرد؛ حتي يك متر ويك وجب از خاك ميهن عزيز خود را دراختيار قواي اشغالگر نگذاشت..

- جنگي كه به رغم آغاز تلخ آن براي ملت ما پاياني شيرين داشت كسب اين نتيجه خوش از جنگ وقتي بيشتر شيريني خود را نمايان مي سازد كه همگان مي دانند ومي دانيم به شهادت نقشه ها ي موجود در كتب و منابع تاريخي چند سده اخير ايران و ديگر كشورها از زمان صفويان تاكنون ؛كشور بزرگ ايران نزديك به 3/1خاك خود را در اثر عدم موفقيت در جنگهايي كه با عثمانيها و روسها و انگليسيها در جنگ هرات داشته از دست داده است .و اين كم افتخاري براي ايران و ايراني نيست.

همين روزها در رسانه هاي خبري؛ الجنابي؛ محقق عراقي كه به اسناد .و دست نوشته هاي خصوصي ملك حسين شاه مقبور اردن دست يافته است ناگفته هايي درباره وضع روحي صدام در نبرد با ايران و رزمندگان شجاع آن از قول هم پيمان او را منتشر كرده است.

الجنابي مي گويد شاه اردن در يادداشتهاي خود نوشته است صدام در هفته هاي آغازين جنگ درحالي كه مبهوت دفاع و پايمردي ايرانيان در برابر حمله غافلگيرانه ارتش عراق شده بود در توجيه ناكامي ارتش اشغالگر خود در تماسي تلفني به او گفته است در محاسبات خود درباره ايرانيان دچار اشتباه شده و در تاييد توجيه خود افزوده است: ايرانيان مرگ را همچون آهنهايي ذوب شده در دستانشان نرم مي كنند و با چشم پوشي از جانهاي خود آگاهانه به استقبال مرگ مي روند و به مواضع ما حمله مي كنند.

شاه اردن در نقل قولي ديگر از صدام كه پس از حمله او به كويت از خود صدام شنيده در يادداشتهاي خود نوشته است: صدام با تحقير دولت و مردم وارتش كويت ـ كه در جنگ آن همه منابع مالي فراواني را در اختيار او گذاشتند و در بيمارستانهاي خود مجروحان عراقي را بستري مي كردند ـ به من گفت: مي داني چرا من در اشغال كويت لباس نظامي بر تن نكردم وبا لباس شخصي نبرد اشغال كويت را رهبري كردم؟ چون من در اين نبرد؛ مرداني را در برابر خودم نمي ديدم. برخلاف آن؛آنچه باعث شد در جنگ با ايران لباس نظامي بپوشم اين بود كه با مرداني با اراده آهنين و اهل جنگ روبرو بودم.

اما اكنون بر مردان جنگ چه مي رود؟ آناني كه با رهبري امام ؛كشور را از خطر تجزيه و سقوط رهانيدند و صدامي را كه به ملك حسين اردني مي گفت احساس مي كند روح سعد بن ابي وقاص در او حلول كرده!! تا ايرانيان را در قادسيه دوم نابودكند؛ به رغم آنه مه حمايتي كه جهان شرق و غرب و عرب از ارتش او مي كردند و در كمال غرور از پيروزيهاي روزهاي اول جنگ در تلويزيون عراق در برابر مردم وعده سخنراني در اهواز با تصرف يك هفته اي خوزستان و سپس يپشروي ارتش عراق به سمت تهران رامي داد در باتلاق مرگ ورسوايي گرفتاركردند و طعم تلخ شكست را به او چشاندند كه براي رهايي از اين بدنامي كه درميان ملت خود و اعراب نصيب او شده بود ناچار شد به فكر فتح كويت بيفتد تا با فتح اين كشور كوچك كه آن را استان نوزدهم عراق مي ناميد از خود درتاريخ چهره فاتحي بيادگار بگذارد!

مردان جنگ؛ اكنون كجاهستند و چه مي كنند؟ گفتم مردان جنگ؛ نه سرداران جنگ كه بخش اندكي از آنها هستند.

- همانها كه برخلاف بعضي محدود از همرزمان خود كه از طناب رابطه با اين وآن بالا رفته اند و در ازاي سابقه وآبروي جبهه اي كه از خود در نزد ديگران به عاريت نهاده اند و ثروتي هرچند حلال! اندوخته اند؛ وكودكانه باسيم و زر و ملك و منالي كه در اين معامله ؛ كسب كرده يانصيب آنها ساخته اند بازي مي كنند؛ تا دراين ميان و ميانه! چه سودي حاصل آنان گردد و عاقبت كارشان به كجا كشيده شود! مهر سكوت نهاده بر لب و دهان در پيچ و خم مشكلات زندگي خويش و نگران سرنوشت انقلاب و نظامي كه گوهر جان و جواني خود را بر سرآن نهادند مبهوت مانده اند.

- همانها كه امام؛ به آنها ارادت داشت و آنها را فرزندان خود مي دانست و به وجود آنها مي نازيد و از داشتن آنان بر خود مي باليد و افتخار مي كرد كه همانند آنها بسيجي است.

- همانها كه امام آرزوي آن را داشت كه خداوند او را در كنار شهدايشان بپذيرد.

- همانها كه امام آرزو مي كرد در سنگر و در كنار آنها در جبهه ها بود و از دين خدا دفاع مي كرد.

- همانها كه امام وقتي صحنه هاي پرشور اعزامشان به جبهه ها را درميان اشكهاي مادران و همسران و فرزندان خردسالشان مي ديد به حال شان غبطه مي خورد واز ديدن عزم و اراده استوار شان اشك شوق مي ريخت.

- همانها كه امام در ديدار هاي حضوري با آنها به صراحت اعلام مي كرد كه افتخار مي كند از هوايي استنشاق مي كند كه آنها در آن تنفس مي كنند.

و مگر مي شود عاشقانه تر از اين سخن گفت؟

- همانها كه به يمن دعا و توسل و نيايشهاي شبانه شان فرشتگان الهي مكرر و مكرر به زمين نازل شدند و رزمندگان دين خدا را ياري كردند.

- همانها كه اكنون عده اي تازه به دوران رسيده و قدر نشناس به اميد چند روز كسب شوونات عاريتي ! دنيا ومافيها!يا به حريم همسران سرداران شهيدشان مي تازند وآنها راكه پس از شهادت همسران شهيدشان درتبعيت از حكم خدا همسر گزيده اند موردطعنه وتخطئه قرار مي دهند.

و يا بزرگان آنان را فقط مردان جنگ دانسته وآنان رامرداني ناتمام پنداشته و براي اداره كشور ناتوان مي دانند؛

و يا براي يزرگ نمايي رفقاي كوچك خود كه بيش از چند صباح در جبهه نبوده اند به چهره مردان جنگ؛ چنگ مي زنندو با ناديده گرفتن آن همه تعريف و تمجيد و ستايش امام و ملت از آنها؛ برحماسه هايشان ديده مي بندند واعلام مي كنند اگر رفقاي دولتمرد امروزشان بودند نمي گذاشتند امام جام زهر پذيرش قطعنامه رابنوشد!

راستي اينان كه اكنون چوب حراج بر گذشته و سابقه و خدمت و تلاش همه زده و مي زنند و شيفته خود شده اند ديروز؛ و در روزهاي آتش و خون مبارزه با شاه و در روزهاي جنگي كه سختي هر روزش به قيامت مي ماند و مرگ برهنه و در همه سو خود را در جبهه ها نمايان ساخته بود و از مقابل مرداني مرد ؛كه حيثيت او را به سخره و بازي گرفته بودند مي گريخت ؛كجا بودند و سر بر كدام بستر عافيت نهاده بودند و اسناد مبارزه و زندان و تبعيد و مجروحيت و مقاومتشان در كدام گنجينه پنهان مانده است كه ملت را از مشاهده آن بي نصيب گذاشته اند؟!

افسوس كه جنگ را قيامتي نبود و نيست تا حساب كاهلان و قاعدان آن از حساب كساني كه در روزهاي آتش وخون سر از پا نمي شناختند معلوم شود اگر جنگ را قيامتي بود بدهكاران ديروز در كسوت مدعيان امروز به ميدان نمي آمدند تا در ازاي جنگي كه نكرده و در آن غائب بوده اند آبروي مردان جنگ را براي خود مصادره ومطالبه كنند.

آنها اشتباه مي كنند كه امروز؛ مردان خاموش جنگ تمام شده اند مردان جنگ؛ مانند جنگ تمام نشده اند و با چشماني باز و دلي فراخ در انتظار آنند كه دست تقدير ومشيت الهي با نشان دادن مدعيان كار آمدي و سرآمدي ! آنان را از عزلت و غربتي كه نشستگان ديروز! نصيب آنان كرده اند به در آورد تا دوباره با ترك كار و در س و مدرسه و مزرعه و حجره و با نثار همه هستي خود؛ ايران و ايراني را به اوج عزت و افتخار و سربلندي و شرف برسانند و آن روز ديرنيست.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۴
درودوسلام خدای بزرگ برشهیدان وجانبازان وخانواده های مظلوم انان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۴
خیلی زیبا بود دست مریزاد...خدا رحمت کند شهدا را و نیز سرداران واقعی جنگ را خدا نگهدارد و به امید رسوایی هر چه ننگ و ریاست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
ان شاءالله
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۳۱ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
عالی بود ، قلمتون طلا، دستتون شفا
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
عزلت نشين بيا به در ببينم چه ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
قدر خوب است كه اين آقا وقتي آتيشي مي شه جملات كوتاه و مختر اما پرمعنا مي نويسد . خدا نگهدار شما فرزندان اقلاب
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
فداي قلمت! كه مثل پتك بر دهان تازه به دوران رسيده ها است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۲ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
واقعا" ممنون و سپاس از اين يادداشت كه دردو دل هر ايراني آزاده و باغيرت است ولي به اندازه شما قلم توانا نداري كه درد دل خود بازگوييم . واقعا" كجائيد اي ايراني هاي آزاده كه كشور و اسلامتان را از دست اين نا اهلان آزاد سازيد ؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
با سلام و درود به روان پاك تمامي شهداي گرانقدر اسلام و انقلاب اسلامي . خداوند به همه آناني كه از غربت سر افرازان و سرمايه هاي انقلاب خونبارامان سخن مي گويند و مطلب مي نگارنداجر دنيا و آخرت دهد و انشالله به شما هم عزت و قوت بيش از پيش نگارش وقايع تاريخ را.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۵
جانا سخن از دل ما گفتی .
قطعا ان عزیزان باایمان جایشان در مسئولیتهای مملکتی بسیا بسیار خالی است .
خدایا خودت فرجی برسان لیاقت حضور ان عزیزان و نسل انها را در مسئولیتهاپیدا کنیم.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟