صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اميل هسكي از ديروز و امروز و حضور 10 ساله‌اش در تيم ملي انگليس مي‌گويد؛

واپسين فرصت براي غول ديرپا

با کاپلو او هر 8 بازي نخست‌مان را در مرحله انتخابي جام‌جهاني 2010 برديم و با قاطعيت صعود كرديم. آيا توصيف بيشتر و بهتري را مي‌طلبيد؟ او نظم و وحدت چشمگيري را به اردوي ملي انگليس آورده و همه مي‌دانيم كه در هر مسابقه تيم ملي وظيفه‌مان چيست و چه چيزهايي را بايد تعقيب كنيم.
کد خبر: ۶۵۴۲۵
| |
3007 بازدید
عجيب است كه اميل هسكي در 32 سالگي و اواخر سال 2009 نيز مدعي جدي پوشيدن پيراهن تيم ملي فوتبال انگليس و صاحب آن است و فابيو كاپه‌لو همان قدر به وي اعتقاد دارد كه اسلاف وي استيو مك لارن و اسون گوران اريكسون داشتند.

به نوشته جام جم و به نقل از پایگاه فیفا؛ اواسط بهار سال 1999 بود كه اين مهاجم درشت و بلندقد وقت باشگاه لسترسيتي اولين بازي ملي‌اش را براي تيمي انجام داد كه هدايت آن با كوين كيگان معروف بود و وي بايد امثال فاولر، كول و شيرر را كنار مي‌زد تا پيراهن ملي را تن كند.

در فاصله نه چندان زيادي تا شروع سال 2010 سرمربي ايتاليايي فعلي تيم ملي انگليس هسكي را حتي بر امثال جرمن دفو و مايكل اوون ارجح مي‌دارد تا وي در خط حمله انگليس كنار وين روني فيكس بازي كند.

اريكسون سوئدي نيز گاه او را به عنوان مهاجم كاذب يا هافبك چپ صوري تيم ملي به كار مي‌گرفت تا او تحت هيچ شرايطي از اردوي تيم ملي و تركيب آن دور نماند. در اين حدفاصل هسكي بازي در ليورپول و ويگان را تجربه كرده و مدتي است در استون ويلا عضويت دارد. راز ديرپايي او و استمرار اين مهاجم غول‌آسا در تيم ملي چيست؟

15 سال است كه در سطح اول فوتبال انگليس مي‌درخشيد و ده دوازده سال آخر به سطح بين‌المللي اشاعه يافته است. خود شما آن را چگونه توصيف و ارزشگذاري مي‌كنيد؟

در بدو كارم در فوتبال حرفه‌اي آرزو داشتم سال‌ها در تيم ملي انگليس عضو باشم و بدرخشم و اينك كه مي‌بينم آن خواسته تا حد زيادي برآورده شده، احساس شادي و غرور مي‌كنم. شايد در سال‌هاي دوري‌ام از ليورپول جام به اندازه كافي نبرده باشم، اما در سطح ملي حضوري پربار داشته‌ام. با وجود اين، به دستاوردهاي فعلي‌ام كفايت نمي‌كنم و باز بيش از آن را مي‌خواهم و در سايه تجربه‌ام آن را دست يافتني مي‌دانم.

پس شما هم معتقديد براي يك ورزشكار به رغم پرارزش بودن تكنيك و مهارت‌هاي تاكتيكي، تجربه نقشي مهم‌تر را ايفا مي‌كند.

همين طور است. گذشت زمان به من ياد داده است قبل از هر نبردي تيم و رقيب مقابل را بدرستي بسنجم و از توانايي‌هايش آگاه شوم و سپس به مبارزه با او برخيزم. خوشبختانه در اين راه چند سالي است كه افرادي با عنوان آناليزور به ياري تيم‌ها و بازيكنان آن مي‌آيند و به آنها مي‌گويند كه رقبا چه خصايلي دارند و چه بايد كرد و چگونه بايد با آنها به رقابت برخاست و از چه راهي وارد شد. اگر به اين توصيه‌ها گوش فرا دهيد و در نقشه و برنامه‌هاي مربي‌تان بگنجيد، حتما از تلاشتان نتيجه خواهيد گرفت.

جالب است. ده دوازده سال بعد از اولين همكاري‌هايتان با مارتين اونيل در لسترسيتي از نو با اين مربي سرشناس ايرلندي همكار شده‌ايد و اين بار در استون‌ويلا، آيا او نسبت به اواخر دهه گذشته خيلي فرق كرده است؟

وقتي 22 سال داشتم، لسترسيتي را كه با مربيگري اونيل حتي به افتخار فتح جام اتحاديه انگليس رسيده بود، ترك كردم و به ليورپول رفتم. همكاري مجدد با اونيل پس از اين همه مدت و ديدن هرروزه او پس از اين همه سال نكته جالبي است. در صحبت‌هاي اخيرمان سعي داشته است، قصه‌هاي قديمي و درس‌هاي گذشته‌اش به من را از نو يادآوري كند و مرا چك كند تا دريابد چه ميزان از آن در‌س‌ها به ياد من مانده است. اين را بدانيد كه اونيل يك مربي حاذق و معلم برجسته است و بخصوص در تماس‌ها و گفتگوهاي رودررو با شاگردانش روي آنها بسيار خوب كار مي‌كند و در ايجاد شور و تحرك در آنها استادي دارد.

در شش هفت ماه نخست استقرارتان در ويلاپارك، اوضاع چگونه گذشته است؟

اوضاع بد نبوده است. با شرايط تطابق يافته‌ام. باشگاه بزرگ و تشكيلات حساب شده‌اي است و هر فوتباليستي دوست دارد در چنين محيط‌هايي كار كند.

در 22 سالگي در ازاي 11 ميليون پوند كه آن زمان براي خودش مبلغ كمي نبود، عضو ليورپول شديد. آيا بار روحي چنان مساله‌اي روي دوشتان سنگيني نمي‌كرد؟

نه‌چندان. آنها (ليورپولي‌ها)‌ پولي را به درست يا غلط براي ابتياع من پرداخته بودند و من نبايد دائم به آن فكر مي‌كردم. دوران موفقي را آنجا گذراندم و هرچند فراز و فرودهايي داشتم؛ اما راضي بودم. اينها جزئي از زندگي يك ورزشكار است و اگر به تيم ديگري هم مي‌رفتم، كم و بيش رخ مي‌‌داد.

معمولا همكاري موثري با مايكل اوون داشته‌ايد و حتي اينك كه برخلاف ايام حضورتان در ليورپول وي در منچستر يونايتد توپ مي‌زند، براي تجديد آن همكاري حاضر و آماده‌ايد. اين چگونه حاصل آمده است؟
كاپه‌لو نظم و قدرت بيشتري به ما بخشيده است و اگر چنين نبود با فتح 8 بازي متوالي‌مان به جام جهاني صعود نمي‌كرديم

شايد موضوع به تاييد اين فرضيه قديمي برگردد كه خط حمله هر تيم بايد مركب از يك بازيكن بلندقد (هسكي)‌ و يك مهاجم كوتاه‌قامت (اوون)‌ باشد. اولي كارهاي فيزيكي را انجام مي‌دهد و به دل حريف مي‌زند و دومي با فن و ريزه‌كاري‌هايش او را كامل مي‌كند و هر دو، هم گلساز و هم گلزن هستند. من و اوون تجلي روشن چنين انديشه‌اي بوده‌ايم. از حق نگذريم كه اوون در راه‌اندازي مهاجم كناري‌اش، يد طولايي دارد و يك عامل انگيزه‌بخش و سرعتش حتي در سن فعلي‌اش (31 سال)‌ فوق‌العاده است. من و او هميشه بخوبي يكديگر را يافته و پاس‌هايي دقيق به هم داده‌ايم. اين همكاري 15 سال پيش در تيم ملي جوانان انگليس آغاز و سپس به انفيلد كشيده شد و امروز هم در تيم ملي بزرگسالان انگليس داير است.

اما كاپه‌لو، اوون را براي مسابقه حساس اخير با كرواسي كه سند صعود انگليس به دور پاياني جام ‌جهاني 2010 را صادر نمود، اصلا دعوت نكرد.

مطمئن باشيد اوون را براي دور پاياني فراخواهد خواند. وي مهره‌اي غيرقابل چشم‌پوشي و سرعت و مهارت و تجربه‌اش يك گنج است. بهره‌هاي حضور او در منچستر يونايتد هم بزودي مشخص خواهد شد.

جام‌هاي زيادي در آنفيلد برديد. كدام براي شما مهم‌تر بود؟

طبعا جام يوفاي 2001 عالي بود، اما شيريني فتح‌جام حذفي انگليس در همان سال از آن نيز فراتر رفت. در فينال تا دقيقه 83 با حساب صفر يك به آرسنال باخته بوديم، اما در همين مدت اندك اوون 2 گل زد و سرنوشت را عوض كرد و جام را در ميان غريو تماشاگران به دست ما رساند. فضاي خارق‌العاده‌‌اي بود.

در جام‌جهاني 2002 با گل تقريبا مسخره رونالدينيو تسليم برزيل شديد و از يك‌چهارم نهايي بالاتر نرفتيد. با اين حال شما يك گل در آن مسابقه‌ها براي تيم انگليس زديد. گلزني در جام‌‌جهاني چه حال و هوايي داشت؟

طبعا احساس متفاوت و فوق‌‌العاده‌اي به آدم دست مي‌دهد. آدم‌هاي زيادي در جام‌هاي جهاني گل نزده‌اند، اما من يكي از آنها هستم.

به رغم تداوم ستودني‌تان در مقاطعي هم طي ده يازده سال اخير به تيم ملي دعوت نمي‌شديد و اين بخصوص براي يك سال پس از رفتن‌تان از ليورپول صادق بود. آيا اين فكر به سرتان زد كه شايد هرگز به تيم ملي برنگرديد؟

بله. به شك افتاده بودم، ولي نبايد نااميد شد. وقتي از نو به اردوي ملي دعوت شدم در تيم ويگان توپ مي‌زدم و نه در يك باشگاه بزرگ كه تصور شود نام آن تيم مرا شارژ و تقويت كرده باشد. در فوتبال و حتي سطح ملي آن هر چيزي امكان‌پذير است و فقط بايد به تلاش ادامه داد و نااميد نشد.

انگار با پيراهن شماره 9 انگليس حك و عجين شده‌ايد. پست و افتخار كوچكي نيست.

با اين حال تضميني در دست نيست كه اين روال هميشگي باشد. كاپه‌لو مربي بسيار سختگيري است و به هيچ‌‌كس لطف اضافه و بيهوده نمي‌كند. همين حالا مهاجمان توانمندي مثل پيتر كراوچ، جرمن دفو، كارستون‌كول و هم‌باشگاهي مستعد خودم گابريل اگبون لاهور رقباي من در راه حضور در تركيب ثابت تيم ملي انگليس هستند و بايد بشدت بكوشيم تا بر آنها سايه بيندازيم.

در مورد كاپه لو بيشتر بگوييد.

با هدايت او هر 8 بازي نخست‌مان را در مرحله انتخابي جام‌جهاني 2010 برديم و با قاطعيت صعود كرديم. آيا توصيف بيشتر و بهتري را مي‌طلبيد؟ او نظم و وحدت چشمگيري را به اردوي ملي انگليس آورده و همه مي‌دانيم كه در هر مسابقه تيم ملي وظيفه‌مان چيست و چه چيزهايي را بايد تعقيب كنيم.

آيا پس از 44 سال دوري از جام‌جهاني، انگليس سرانجام اين مسابقه‌ها را در خاك آفريقاي جنوبي فتح مي‌‌كند؟

ما نهايت تلاش‌مان را مي‌كنيم، اما سرنوشت فقط در دست ما نيست. انگليس در سال 1990 نيز به فتح جام نزديك بود و در جام 2002 هم بد كار نكرد. هر چه هست براي من آخرين شانس و واپسين فرصت است. براي اوون نيز همين طور. بعيد است در جام 2014 مرا با 36 سال بخواهند. يا قهرمان مي‌شويم يا هرگز جام‌جهاني را لمس نخواهيم كرد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟