نورافکنی در تاریک خانه مالخران
کد خبر: ۶۵۰۳۹۵
| | 4307 بازدید
«مالخران سارقان اصلی هستند!» این جمله ای است که بارها از زبان شاکیان پرونده های سرقت مطرح می شود، چراکه مردم معتقدند اگر با مالخران برخورد جدی شود، دیگر سرقتی وجود نخواهد داشت تا اموال سرقتی را به فروش برساند.
به گزارش خراسان، در واقع، مالخران با خرید اموال سرقتی و تنها به خاطر سودجویی های هنگفت، برخی از جوانان را تشویق به سرقت می کنند، به این امید که یک شبه پولدار شوند.چند روز قبل اعضای یک شبکه کیف زنی و گوشی قاپی در مشهد، دستگیر شدند که در قالب گروه های دو نفره و با موتورسیکلت اقدام به زورگیری و سرقت می کردند. اعضای این شبکه در اعترافات خود مدعی شدند که همه گوشی های سرقتی را به یکی از مالخران فروخته اند.
این موضوع، موجب شد تا به سراغ مالخر دستگیر شده ای برویم که پرونده آن ها در شعبه 217 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد و توسط قاضی «هادی سبحانی»، در حال رسیدگی است.
-اسمت چیست و چند سال داری؟
«محمد. الف» هستم و 26سال دارم.
-سه نفر از اعضای یک شبکه «گوشی قاپی» مدعی هستند که گوشی های سرقتی را به تو فروخته اند؟
بله! قبول دارم! من از هر سه نفر آن ها گوشی می خریدم.
-تاکنون چند گوشی سرقتی از آن ها خریده ای؟
تاکنون 18گوشی از آن ها خریداری کرده ام. البته یکی دیگر از همدستان آن ها نیز که در گروه دیگری سرقت می کند، برایم گوشی سرقتی آورده است!
-در جای خاصی با سارقان قرار
می گذاشتی؟
نه! سارقان با من تماس می گرفتند و در نقاط مختلف شهر با آن ها قرار می گذاشتم، البته بیشتر قرارهایم را اطراف بولوارپنجتن می گذاشتم که نزدیک محل زندگی ام بود.
-پول گوشی ها را چگونه پرداخت می کردی؟
هر گوشی را که برایم می آوردند در همان محل و به صورت نقدی به سارقان می دادم که ردی از خودم باقی نگذارم و اعتماد سارق هم جلب شود.
-معمولا گوشی ها را به چه قیمتی
می خریدی؟
-با چه وسیله ای سر قرار با سارقان می رفتی؟
معمولا با پراید یک فرد دیگر سر قرار می رفتم، اما گاهی نیز با همین موتورسیکلتی می رفتم که الان نیروهای انتظامی توقیف کرده اند.
-این همه گوشی سرقتی را چه می کردی؟
من گوشی ها را از دزدانی که می شناختم می خریدم و پس از آن که تعدادی جمع شد، به مالخر دیگری به نام «ر» در مکان معروف به «دزدبازار» خواجه ربیع می فروختم و پول آن ها را هم به طور نقدی دریافت می کردم.
-پس در واقع تو مالخر اصلی نیستی؟
نه! مالخر اصلی فرد دیگری است که ما گوشی های سرقتی را به او می دهیم و او نیز با همکاری دیگر مالخران در مناطق مرزی به خارج از کشور منتقل می کند!
-شغل اصلی شما فقط مالخری است؟
نه! من شاگرد نمایشگاه اتومبیل هستم.
-آخرین بار چه وقت سر کارت در نمایشگاه رفتی؟
حدود 50روز قبل! یعنی از آن زمان تاکنون بیکار هستم.
-چقدر حقوق می گرفتی؟
ماهی 600هزار تومان به من می دادند.
-اما طبق بررسی های پلیس مبالغ هنگفتی مانند 9میلیون، 13میلیون، 3میلیون و ... در هر بار از حساب شما جا به جا شده است؟
همه آن پول ها متعلق به خودم است و از طریق شاگردی به دست آورده ام.
-شما که می گویید 50روز است بیکار هستید، پس چگونه این همه پول در زمان بیکاری به حساب شما واریز شده است؟
مقداری را از طریق مشروب فروشی به دست آوردم و مقدار دیگری را هم یک فرد ناشناس که با او ارتباطی ندارم و هیچ گاه او را ندیدم از تهران به حسابم واریز می کند.
-یعنی یک فرد ناشناس همین طوری به حساب شما پول می ریزد؟
البته بخشی از آن پول ها به خاطر فروش گوشی های سرقتی است.
-بخشی از پول های شما نیز به حساب یک زن واریز شده است؟
بله! آن زن همسر صیغه ای من است که در نقطه دیگری از شهر سکونت دارد و من از حساب او به دزدانی که گوشی سرقتی برایم می آوردند، پول پرداخت می کردم.
-«ج. ح» (یکی از سارقان) را از چه مدت قبل می شناسی؟
از حدود یک ماه قبل با او آشنا شدم.
-چند بار به شما گوشی فروخته است؟
فکر کنم سه بار از او گوشی خریده ام، ولی چون صفحه یکی از آن ها شکسته بود، پولی بابت آن ندادم.
-در خرید و فروش هر گوشی چقدر سود می کردی؟
-هنوز گوشی سرقتی در مخفیگاهت داری؟
نه! معمولا گوشی های سرقتی را در پایان روز به دزدبازار می بردم و به مالخر دیگری می فروختم.
-چگونه هر گوشی برای شما 20هزار تومان سود داشت که به یک باره 13میلیون تومان به حساب شما واریز می شود؟
خب، گاهی «ر» پول چند گوشی را یک جا به حسابم واریز می کرد.
-اما شما گفتید من به صورت نقدی وجه گوشی ها را می گرفتم!
گاهی که تعداد آن ها زیاد بود و مالخر پول به همراه نداشت، بعد به شماره حساب همسر صیغه ای ام واریز می کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


