صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
قلعه نويي و دوباره «دست هاي پشت پرده»؛

شخصي ترين امضاي امير

هنوز عبارت مطلوب او در ديواره هاي ذهن ورزشي نويسان به چشم مي خورد. «دست هايي در کار است که من موفق نشوم»، «عده اي نمي خواهند من قهرمان ليگ باشم»، «آدم هايي هستند که از موفقيت من بدشان مي آيد.» از منظر تکنيکي اين حرف ها کاملا درست است. بله.
کد خبر: ۶۴۲۲۹
| |
1802 بازدید

خط قرمزهاي يکساني پيش روي ما قرار دارند. سبک شخصي ما اما فرق دارد. ما هر کدام به گونه اي مي نويسيم که کس ديگري نمي تواند آنگونه بنويسد. هر کدام از ما دلبستگي ها،نگراني ها، جهان‏بيني‏ها، ايده آل ها و سليقه هايي داريم که با ديگران متفاوت است.

به نوشته ابتکار؛ سبک شخصي و سبک کاري با هم مخلوط مي شوند و به عنوان يک مطلب، يک خبر، يک صفحه در اختيار شما قرار مي گيرند. سبک شخصي معمولا دست نخورده باقي مي ماند مگر اندکي از جبهه گيري ها و موضع گيري ها که به دليل تداخل با سبک کاري بايد موقتا بروند داخل گنجه شخصي. اين مي شود کار دوم در روزنامه يا نشريه دوم.

بحث امروز ما در مورد سبک کاري نيست. سبک کاري در همه جا يکسان است. ساعت کار، ميزان دستمزد، خط قرمزها، خط سپيدها و برخي از قوانين و مقررات اداري براي نويسنده بازگو مي شود و قضيه برطرف مي گردد. بحث اما بر سر سبک شخصي است.

امضاي خاص نويسنده که نه بالاي مطلب که درون مطلب جاي دارد. يک خواننده باهوش مي تواند خيلي راحت نويسنده مطلب بدون امضا يا حتي نوشته شده با امضاي مستعار را شناسايي کند و اين به دليل سبک شخصي نويسنده است که حرفه اي ترها به آن «قلم» مي گويند.

بحث بر سر خوب بودن يا قوي بودن نيست، بحث بر سر شخصي نويسي و سبک شخصي است. درست مثل يک فوتباليست. نحوه دويدن، نحوه استارت زدن، نحوه ارسال توپ، نحوه تو زدن بازيکن براي نفوذ به داخل، نحوه دريبل زدن، نحوه شوت زدن و مسائل ديگر. هزاران بازيکن در دنيا سر مي زنند اما چندتا از آنها مي شوند علي دايي؟!

***
همه سبک شخصي دارند. چه بسا سياستمدار و هنرمند و صنعتگر چه سبزي فروش دوره گردي که با بلندگوي دستي مردم را به خريد از خود دعوت مي کند. مربيان هم سبک شخصي دارند و مربي خاصي که منظور ماست و اين مطلب را براي او نوشته ايم هم سبک شخصي دارد. سبک شخصي اميرقلعه نويي امروز اساس اين مطلب را تشکيل مي دهد.

***
شخصي ترين امضاي امير قلعه نويي را مي توان هياهو و جنجالي دانست که او چند سالي است باب کرده. همه مربيان تمرين مي دهند، همه مربيان ارنج مي کنند و همه به تعويض دست مي زنند. همه در کنفرانس مطبوعاتي حاضر مي شوند اما فقط امير قلعه نويي است که هرجا کار کرده از ستاد تشکيل بحراني سخن گفته و خود را قرباني نام داده.

تنها امير قلعه نويي بوده که هرجا کار کرده حرف از دست هاي پشت پرده زده. تنها امير قلعه نويي بوده که هميشه اعتقاد دارد اينجا و آنجا حقش را خورده اند. فرقي نمي کند کجا. در تيم ملي يا استقلال يا استقلال اهواز، او هميشه قرباني اين و آن بوده. قرباني گروهي زياده خواه که عليه او ستاد تشکيل بحران مي سازند و عليه او خبر مي سازند و عليه او در تلويزيون گزارش مي کنند و عليه او جو مي سازند.

شخصي ترين امضاي امير قلعه نويي اين است و اين بوده.همين«دشمن انگاري»، همين «دشمن سازي»، همين بزرگ کردن چند اتفاق ساده و بسيار کوچک. امير قلعه نويي چنين کارهايي را دوست دارد. اين دوست داشتن را بايد جدي گرفت. او دوست دارد که چنين رفتاري را از خود به نمايش بگذارد. اينکه او «مرد خوب سپيد» است و «مردهاي سياه» نمي خواهند او موفق باشد.

هنوز عبارت مطلوب او در ديواره هاي ذهن ورزشي نويسان به چشم مي خورد. «دست هايي در کار است که من موفق نشوم»، «عده اي نمي خواهند من قهرمان ليگ باشم»، «آدم هايي هستند که از موفقيت من بدشان مي آيد.» از منظر تکنيکي اين حرف ها کاملا درست است. بله.

17 تيم به همراه اعضاي باشگاه، بازيکنان و مربيان و تماشاگران و خانواده هايشان از قهرماني تيمي غير از خودشان ناراحت مي شوند. قرار نيست که کل ليگ و کل کشور مقابل امير قلعه نويي فرش قرمز پهن کنند و بگويند: بفرما قهرمان شو!وقتي امير قلعه نويي خود براي قهرمان شدن تيمش «ستاد قهرماني» تشکيل مي دهد يعني اينکه مي خواهد تيم هاي ديگر قهرمان نشوند. حالا بايد به ستاد امير قلعه نويي لقب چه داد؟ ستاد بحران ديگر تيم ها؟!

***
وقتي از جنگ رواني و جنگ رسانه اي صحبت مي کنيم، امير قلعه نويي خود را قرباني آن لقب مي دهد. قرباني وقتي که پاس با يک حربه رسانه اي ساده استقلال را در اهواز بازنده کرد، اين حربه رسانه اي آنقدرها هم مهم نبود اگر امير قلعه نويي و استقلالي ها اين طعمه را گاز نمي گرفتند قلعه نويي و شرکا اما کم تجربه عمل کردند، اين قضيه را بيش از حد جدي گرفتند و اين بلا بر سرشان آمد.قلعه نويي اما فقط قرباني نيست.

او حتي همين سال قبل با استفاده از همين متد،جوي درست کرد که فولاد مانع قهرماني ذوب آهن شود. او هم به اندازه کافي از اين دست افزار استفاده کرده که نتواند کسي را متهم کند.رسانه هايي که امير قلعه نويي با آنها ارتباط دارد، روزنامه نگاراني که در ستاد رفع بحران او فعاليت مي کنند، سال قبل با ايجاد يک جنگ رسانه اي فولاد را در همان وضعيت اخلاقي قرار دادند که پاسي ها چند سال قبل استقلال اهواز را در آن جو قرار داده بودند. حالا چه کسي عليه چه تيمي خبر مي سازد؟

***
سبک شخصي امير قلعه نويي را دوست نداريم. اينکه تيم ها يا اشخاصي عليه قلعه نويي ستاد بحران تشکيل داده اند نکته تازه يا عجيبي نيست که خيلي هم طبيعي است. خود قلعه نويي هم چنين ستادي را دارد. بقيه هم دارند. اين تبديل شده به بخشي از ابزار قهرماني. تنها کسي مي تواند از قاعده بازي انتقاد کند که قبلا خودش با کمک همان قاعده قهرمان نشده باشد. منصور ابراهيم زاده مي تواند مدعي باشد که چنين فعاليت هايي ناپسند است. قلعه نويي اما نمي تواند.

***
وقتي از فوتبال حرفه اي صحبت مي کنيم، اخلاقيات گاهي اوقات کمرنگ مي شوند و گاهي اوقات پررنگ. وقتي همه پذيرفته اند که براي شخصيت سازي رسانه اي و شخصيت سازي تيمي خود،بايد «ستاد» تشکيل دهند و قبل از هر بازي مي کوشند تا به تقويت روحيه تيم خود و تضعيف روحيه تيم حريف بپردازند،کسي حق شکايت ندارد.اين ديگر ليگ فوتبال نيست. اين ليگ حرفه اي است و قوانين جنگي بر آن حاکم است که خيلي ها اسم آن را مي گذارند رقابت حرفه اي.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟