بهترين يا تنبلترين؟
ديميتار برباتوف در 28 سالگي خود را در بالاترين درجات فوتبال بلغارستان قرار داده است. او در 68 ديدار ملي زننده 41 گل بوده و به اين ترتيب از آمار گلزني هريستو استويچكوف كاپيتان و مهاجم افسانهاي سابق تيم ملي بلغارستان (37 گل) فراتر رفته است و فقط 6 گل ديگر ميخواهد تا به صدرنشين جدول برترين گلزنان ملي بلغارستان (هريستو بونف با 47 گل) برسد.
به نوشته ایران؛ با اين حال سرنوشت تيم ملي بلغارستان و صعود يا حذفش در مرحله انتخابي جام جهاني 2010، پيكارهايي كه اين هفته با دو دور بازي از نو درصدر اخبار قرار گرفته، فقط به حاصل كار و يارانش وابستگي نداشته است. آنها نهتنها بايد تمام ديدارهاي باقي مانده خود را ميبردند بلكه بايد در انتظار ثبت نتايجي مساعد در مسابقات ساير تيمهاي گروهها ميماندند.
شايد هم عذر بلغاريها موجه باشد زيرا در گروه هشتم انتخابي اروپا بازي ميكردهاند كه ساير تيمهاي زبده آن ايتاليا و ايرلند جنوبي هستند. قدر مسلم اين كه برباتوف در تيم ملي بلغارستان با هدايت استانيمير استويلوف به بالاترين مقام ممكن رسيده زيرا بازوبند كاپيتاني هم به دست اين مهاجم سابق باير لوركوزن و عضو كنوني منچستر يونايتد بسته شده است.
برباتوف كه قبل از كوچ به منچستر در تاتنهام نيز بازي كرد، در نوجواني توسط ديميتار پنف مهاجم سابق تيم ملي بلغارستان كشف و نشان شد و مانند بسياري از ستارههاي فوتبال اين كشور (شامل پدرش) رشد خود را در باشگاه زسكا صوفيا پايهگذاري كرد و با اين كه فقط 18 سال داشت در 27 بازي ليگي براي اين تيم 14 گل زد.
برباتوف سالها بعد از آن ايام ميگويد: «اين كه پدرم پيش از من در زسكا عضويت داشت، بيش از آن كه به نفع من باشد، يك عامل بازدارنده بود و ميگفتند حتماً با حمايت و نفوذ پدرم به آنجاها رسيدهام و همين مسئله باعث ميشد كه سختگيري بيشتري در خصوص من اعمال شود. به هر حال خود من هميشه كمالگرا بوده و دوست داشتهام هر كاري را در ميدان به نحو احسن انجام بدهم.»
برباتوف كه از سوي برخي ناظران متهم به عدم تلاش كافي و حتي تنبلي در اولدترافورد شده و در قبال آن هميشه مورد حمايت آلكس فرگوسن مربي ديرپا و قدرتمند يونايتد قرار گرفته است، از ديد كلاوس تاپ مولر مربي سابق باير لوركوزن (كه وي را در باي ارهنا هدايت ميكرد) مردي است كه فن و زيبايي را در كار بيش از حد بر ساير مسائل ارجح ميدارد.
تاپ مولر كه باشگاه بوخوم آلمان و تيم ملي گرجستان را هم هدايت كرد، ميگويد: «بارها به برباتوف توضيح دادم كه يك مهاجم تا زماني موفق و عالي شمرده ميشود كه تعداد معيني گل بزند و آن را بر نمايشهاي فني ارجح بدارد و اميدوارم او اين را هميشه آويزه گوشش كند.»
مشكل اين روزهاي برباتوف اين است كه بعد از رفتن كريستيانو رونالدو از منچستر يونايتد او آن قدر كه از وي انتظار پركردن جاي اين مهاجم برجسته پرتغالي ميرفته، موفق عمل نكرده است ولي او در آستانه پائيز 2009 ميگويد: «اميدوارم مردم متوجه پاسهاي گل من نيز بشوند و ساير كارهاي مرا هم ببينند و فقط به آمار گلزني نگاه نكنند. گاهي يك پاس خوب شيريني بيشتري از گلزني دارد و مهمتر هم هست. مشاركت در يك حركت منجر به گل و انجام كارهاي گروهي شيريني و ارزش ويژه خود را دارند. ميگويند من تنبلي ميكنم و به اندازه كافي نميدوم اما من ميپرسم چه سود از دوندگيهاي بيحاصل و اگر متوجه شوم كه از دوندگي در يك مقطع خاص از مسابقه حاصلي به جاي نميماند چرا خودم را خسته كنم؟»
در ميان همبازيان ديروز و امروز برباتوف هم كساني هستند كه حرفهاي او را تأييد و انتقادات وارده به وي در خصوص عدم تلاش كافي و راه رفتن صرف در زمين را رد ميكنند. يكي جرمن جناس است كه در تاتنهام با او همبازي بود و اينك ميگويد: «در ميان سانتر فورواردهايي كه كنارشان بازي كردهام، برباتوف بهترين بوده است. گاهي پيش ميآمد كه از فرط زيبايي يك حركت او دلم ميخواست بازي را متوقف كنم و براي وي كف بزنم.»
با اين وجود برباتوف در شرايطي به پائيز امسال ميرسد كه حتي در 5 ديدار اخير تيم ملي بلغارستان هم نمايشهاي كم فروغي داشته و شكست 1ـ6 در برابر صربستان در ديداري دوستانه در نوامبر 2008 سند بيميلي و عدم كوشش كافي از سوي او و يارانش در اردوي ملي بلغارستان توصيف شده و آن روال تا امروز هم فرق چنداني نكرده است.


