بازدید 1346
به دنبال هر بحرانی همیشه انگشت نما کردن افراد اتفاق می افتد. به ندرت می بینیم که کسی انگشت را به سمت خودش نشانه رود. وقتی تیم های فوتبال دچار افت کارائی و نتایج ضعیف می شوند و وارد یک بحران می گردند نیز همین اتفاق می افتد یعنی انگشت اتهام متوجه سرمربی شده و در آخر نیز با جایگزین کردن سرمربی جدیدی، به اصطلاح به تیم شوک وارد می کنند.
کد خبر: ۶۲۳۸۹
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۲۲:۴۰ 02 September 2009
امروز شاهین بوشهر و فردا تیم های دیگری در لیگ از همین تفاوت بین افراد و تغییر دادن آنها سود خواهند برد و مدیران چنین تیم هائی دانسته یا نادانسته بخشی از مدیریت دانش را انجام می دهند که بر آن ایرادی وارد نیست و این تغییرات به معنی ناتوانی سرمربیان تعویض شده نیست بلکه شاید کارآئی وکفایت آقای کللی فرد و مربیان دیگری که در آینده جایگاهشان در معرض تهدید قرار می گیرد، در محیط، شرایط و تیم های دیگری قابل ظهور باشد.

به نوشته دنیای فوتبال؛ از همین ابتدای فصل زمزمه تغییر یکی دو سرمربی از جمله سر مربی تیم فوتبال شاهین بوشهر شنیده می شود و به احتمال زیاد تا آخر فصل موارد بیشتری از این تغییرات را شاهد خواهیم بود.

به دنبال هر بحرانی همیشه انگشت نما کردن افراد اتفاق می افتد. به ندرت می بینیم که کسی انگشت را به سمت خودش نشانه رود. وقتی تیم های فوتبال دچار افت کارائی و نتایج ضعیف می شوند و وارد یک بحران می گردند نیز همین اتفاق می افتد یعنی انگشت اتهام متوجه سرمربی شده و در آخر نیز با جایگزین کردن سرمربی جدیدی، به اصطلاح به تیم شوک وارد می کنند.

تا به حال نشنیده ایم که مدیران یک باشگاه در بحران خود را مقصر بدانند و انگشت نما کنند و با استعفاء اجازه دهند مدیر جدیدی امور را در اختیار بگیرد. چه کسی گفته است که این به اصطلاح شوک فقط با تعویض سرمربی می تواند اتفاق افتد؟

اول اینکه با کلمه شوک موافق نیستیم. همچنین با این دیدگاه که برای خروج تیم از بحران همیشه سرمربی باید عوض شود، موافق نمی باشیم. اما این دو مورد باشد تا بعد؛ فعلا در این مقاله نگاهی داریم به دلیل موفق تر بودن برخی از سرمربیان در حالی که دانش مربیگری آنها ممکن است مساوی یا حتی کمتر از سرمربی ناموفق قبلی در همان تیم باشد.

در مبحث مدیریت دانش در سازمان ها، دانش افراد به دو نوع تقسیم می گردد؛ دانش ضمنی و دانش آشکار.

دانش آشکار، دانشی است که به راحتی قابل انتقال به دیگران است. این انتقال به صورت کلام، نوشته ها و اعداد بوده و از طریق آموزش های نظری و عملی به افراد منتقل می گردد.

دانش ضمنی، در واقع آن چیزهائی است که موجب ادراک یا برداشت دیگران از یک فرد می شود یا در واقع همان مدل های ذهنی یک فرد هستند. این دانش به راحتی قابل انتقال و تقسیم کردن با دیگران نیست و به صورت شخصیت، کردار، منش و گفتار فرد تظاهر می یابد. این دانش را نمی توان در قالب کلمات و جملات و اعداد و آموزش ها آورد و به دیگران منتقل نمود.

برای یک سازمان و یک تیم فوتبال نیز چنین حالتی حکم فرما است. آنچه که یک مربی را از مربی دیگری با همان تخصص و سواد متمایز می سازد، دانش ضمنی می باشد. مربیان با دانش زیادی را می بینیم که در اداره تیم خود دچار مشکل می شوند در حالی که مربی شاید کم دانش تری همان تیم را به راحتی جمع کرده و موفق می سازد.

همه تیم ها و مربیان آنها از طریق کتب، جزوات و کلاس های آموزشی و تمرین های عملی به دانش آشکار دسترسی دارند ولی آن چیزی که بین یک مربی یا یک تیم و بقیه مربیان و تیم ها تفاوت ایجاد می نماید و قابل انتقال و نسخه برداری نیست ، دانش ضمنی آن مربی یا تیم است.

دانش ضمنی یک مربی به صورت نوع روابط او با اعضاء، هنجارها، ارزش ها، منش، رفتار، گفتار، نگاه و روش های کاری او دیده می شود. این نوع دانش غیر ملموس بوده و چون همان طور که گفته شد، نسخه برداری و تقلید از آن بسیار مشکل است و برای هر فرد اختصاصی می باشد در نتیجه یک منبع مستمر تمایز برای آن فرد ست.

برای مثال، شاید کسی آقای قلعه نوئی را نماد یک مربی دارای تحصیلات آکادمیک و تخصصی در فوتبال نداند. مربیان دیگری هستند که سواد فوتبالی بالاتری از ایشان دارند اما آنچه آقای قلعه نوئی را از همان مربیان با دانش متمایز می کند دانش ضمنی او است که موچب می شود او از دانش آشکار خود استفاده بهتری به عمل آورد و بر تیم خود تأثیر بیشتری بگذارد و موفقیت هائی را به دست آورد که مربیان نظریه پرداز ما نمی توانند.

می بینیم که آنچه موجب تمایز می شود دانش ضمنی است نه دانش آشکار زیرا دانش آشکار را همه می توانند به دست بیاورند ولی در ترکیب با دانش ضمنی است که تبدیل به تمایز و برتری بین افراد و تیم ها می گردد.

امروز شاهین بوشهر و فردا تیم های دیگری در لیگ با تغییر دادن مربیان، از همین تفاوت بین افراد سود خواهند برد و مدیران چنین تیم هائی دانسته یا نادانسته بخشی از مدیریت دانش را انجام می دهند که بر آن ایرادی وارد نیست، همچنین این تغییرات الزاما به معنی ناتوانی سرمربیان تعویض شده نیست بلکه شاید کارآئی وکفایت آقای کللی فرد و مربیان دیگری که در آینده جایگاهشان در معرض تهدید قرار می گیرد، در محیط و تیم های دیگری قابل ظهور باشد.

در پایان هنوز بر این پرسش اصرار دارم که چرا فقط سرمربی به عنوان عامل بحران و راه خروج از بحران در تیم دیده می شود و چرا باشگاه ها فقط با تعویض سرمربی به اصطلاح شوک وارد می کنند؟

پس از هفته دوم لیگ، در مقاله دیگری اشاره کردیم که تیم شاهین در رفتارش نشانه ای از اینرسی فعال نشان می دهد یعنی شاهینی ها در محیط جدید لیگ برتر با همان رویه های قبلی در که در لیگ دسته اول پاسخ داده بود ولی شاید در لیگ برتر پاسخ ندهد، به فعالیت خود ادامه می دهند. این اصرار در ادامه رویه های کاری قدیمی فقط جنبه فنی ندارد بلکه ابعاد مدیریتی باشگاه را نیز در بر می گیرد.
اشتراک گذاری
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
انتخابات مجلس یازدهم آنفلوانزا استان تهران جنوبی بودجه 99 پست پلاس عبدالمالک ریگی جشنواره سینماحقیقت لیلا واثقی پایتخت 6 پوکی استخوان