پيش به سوي ايران 1400
رفت و برگشت توپ کندتر شده بود. ظاهرا هر 2 تیم به این نتیجه رضایت داده بودند، سعی میکردم هیچ زاویهای از بازی را از دست ندهم. به همین منظور شب پیش در هتل جلسهای با مربیان حاضر برگزار کرده و کارها را تقسیم کرده بودم.
به نوشته وطن امروز؛ دیگر چیزی از بازی باقی نمانده بود. وقتی از بالا و در اســتادیوم بازی را تماشا میکنی خیلی راحتتر میتوانی به واقعیتهای بازی پی ببری اما زمانیکه صحنهها را از تلویزیون آن هم با تکنیکهای خاص فیلمــبرداری مدرن میبینی این تیمها رویایی و دست نیافتنی به نظر میرسند. ولی حالا مطمئنم که اینها دست نیافتنی نیستند.سوت پایان بازی به صدا در آمد حالت بسیار عجیبی پیدا کردم. هیچوقت اینطور نشده بودم.
احساس میکردم که بهترین فرصت فوتبال از دست رفته است. نمیدانم چرا؟ فکر میکردم که میتوانستیم ولی باور نداشتم اما آیا همه چیز به این راحتی است که ما فکر میکنیم یا ما احساس میکنیم؟
وقتی بچهها مشغول تعویض لباسهایشان با بازیکنان پرتغال بودند و تصویرهای تلویزیونی داخل استادیوم گلهای پرتغال را چند باره نشان میداد و چهرههای مغموم ایرانیانی که از سرتاسر جهان با هزاران امید و غرور به فرانکفورت و به این استادیوم آمده و حالا شاهد پایکوبی تماشاگران حریف بودند را میدیدم نمیتوانستم خودم را کنترل کنـــم. برای اولین بار بود که به یک مسافرت بدون مسؤولیت میرفتم. قبل از آن هر زمان که به خارج از کشور میرفتم یا مسؤولیت تیمی را داشتم یا باید بطور تمام وقت در کلاس باشم.هیچوقت مثل این بار فرصت نداشتم.
بنابراین سعی میکردم همه چیز را بسیار دقیق ببینم. از اینکه این بار فوتبال این فرصت را به من داده بود بسیار خوشحال بودم و تلاش میکردم که از همیشه بهتر ببینم.اما هر چه بیشتر میدیدم درصد افسوس من به درصد دقتم در دیدن نزدیکتر میشد تا جایی که کاملا بر هم منطبق شدند.
از اینجا به بعد ماندنم آزاردهنده بود و میخواستم هرچه زودتر برگردم و منتظر بازی با آنگولا نشده و به ایران برگشتم. آنچه که پیش چشم من قرار داشت: نظم، رفاه، تکنولوژی مجهز در حمل و نقل و شکل زندگی، استادیومهای مجلل و زیبا، فوتبال و پیشرفت بود. چرا از ما جلوتر هستند؟این سوالی بود که همواره هنگامی که در خیابانها و استادیومها یا در کنار رودخانه ماین قدم میزدم به آن فکر میکردم. جواب در تاریخ است.
دقیقا زمانی که فکر میکردند چطور پیشرفت کنند سیاستگذاران ما یا با هم میجنگیدند یا در حرمسراها بوده و زمانیکه آنها در حال تلاش و کار و اختراع بودهاند مردم ما در قهوهخانهها یا در کنار منقل در خواب بودهاند. در برگشت سوال کردند: از آلمان چه آوردهای؟ گفتم: افسوس. گفتند این غمانگیز است. جواب دادم: بله، ولی واقعیت است.از آمدنـــم به ایران 5 روز میگذشت. تصمیـــم گرفتم به بشاگـــرد بروم. به محرومترین منطقه ایران. این میتوانست برای بازسازی ذهنم به من کمک کند. با دوستانم در کمیته امداد بشاگرد هماهنگ کرده و 3 روز به آنجا رفتــم. امیدوارم روزی بتوانید آنجا را از نزدیک ببینید.
باور کنید که این ما هستیم که نیاز داریم برویم و آنها را ببینیم. ما باید بدانیم که به چه سرزمینی تعلق داریم و چگونه میتوانیـــم برای این مرز و بوم مفید باشیم. در آنجا تمام افسوس من تبدیل به امید و انگیـزه شد. جوانانی که به محرومترین شکل ممـکن زندگـی میکنند. روی شنهای بسیار داغ که ما از فرط حرارت به سختی روی آن راه میرفتیم با پای برهنـه فوتبال بازی میکردند، آنهم چه فوتبالی. واقعا ما کجا زندگی میکنیم؟
چرا پتانسیلهای خود را نمیشناسیم؟ چرا این همه توانایی را باور نداریم؟ چرا برای بارور شدن این تواناییها فکر نمیکنیم؟ چرا برای آنچه که قهرمانی، بزرگی، غرور و عزت مینامیم، هیچ برنامه مدون و تنظیم شدهای نداریم؟ واقعا چرا؟آیا پول و امکانات نداریم؟
یا نیروی انسانــی کار آمد یا مدیر برنامــهریز یا ثبات مدیریت یا همدلی و اتحاد یا سیاستگذار مطلوب یا... . راه پیشرفت فوتبال کاملا مشخص است. تنها باید کمی فکر کنیم و بخواهیم. بر همین اساس و به جهت توسعه و پیشرفــت فوتبال ایران طرح 20 مادهای توسعه فوتبال تا سال 1400 را طراحی و آن را ارائه مینمایم.
1) تشکیل کمیسیون فوتبال در مجلس شورای اسلامی
2) تشکیل نهادی از استادان با تجربه جهت تدوین طرح و ارائه آن به کمیسیون فوتبال مجلس شورای اسلامی
3) تشکیل یک ساختار تشکیلاتی مستقل برای فوتبال
4) بازنگری اولویتها و استانداردهای انتخاب برای مدیران و مربیان
5) برگزیدن مدیران بزرگ کشور با دیدگاهها و سیاستهای کلان برای فوتبال
6) تدوین برنامه کلان توسعه فوتبال تحت عنوان «چشم انداز توسعه فوتبال ایران در سال 1400»
7) تقسیم برنامه 15 ساله به 3 دوره توسعه 5 ساله
8) جذب منابع مالی غیر دولتی و جایگزین کردن تدریجی آن به جای منابع دولتی طی 15 سال
9) برگزاری همایش های بینالمللی سالانه جهت بدست آوردن اطلاعات بهتر به منظور تدوینبرنامه
10) ساخت امکانات سخت افزاری توسعه فوتبال
11) برنامهریزی وسیع جهت تربیت نیروی انسانی متخصص در بخشهای مختلف فوتبال
12) اقدامات قوی جهت پیوند بین دانشگاههای و مراکز علمی و تحقیقاتی با باشگاهها
13) برنامهریزی کلان جهت تشکیل پایگاههاي جذب و پرورش استعدادها در سراسر کشور
14) نهادینه کردن مشارکت باشگاهها، دانشگاهها و آموزش و پرورش در توسعه فوتبال با سیاستگذاری فدراسیون
15) طبقهبندی باشگاههای ایران به 3 گروه: سازنده، نیمـهسازنده و مصرفکننده و ارائه خدمات به آنها براساس این جدول
16) ترمیم فرهنگ فوتبال در جامعه و استادیومها و معرفی دیدگاههای توسعه از طرف رسانهها و مردم
17) برگزاری مسابقات داخلی با مسؤولیت اتحادیه
18) تشکیل کمیتههای نظارتی و ارزیابی در فدراسیون فوتبال جهت بر آورد مرحلهای برنامه
19) محدود شدن کار فدراسیون به یک سیاستگذار، ناظر و ارزیاب
20) تشکیل سازمان تیمهای ملی تحت نظارت مستقیم فدراسیون فوتبال.


