آن قدر خنديد تا همه چيز خندهدار شد
خبر حضور افشين قطبى در انگليس، توام با تصورات و گمانهزنىهاى فراوانى شد. باز هم بسيارى كوشيدند از آب گل آلود ماهى بگيرند و اين ذهنيت را در جامعه القا كنند كه سفر قطبى به انگلستان با دلايل سياسى انجام شده است.
به نوشته جوان؛ هرچند اين بحث در نطفه خفه شد و قطبى با مدرك و به صورت مستند حضورش در انگلستان را براى مذاكره با تيم هاى ليگ برترى به منظور برگزارى ديدار تداركاتى با تيم ملى معرفى كرد، اما همين مساله هم در نهايت مشكل ساز شد.
خبرگزارى برنا كه وابسته به سازمان ملى جوانان است، در آخرين ساعات كارى هفته گذشته از نارضايتى فدراسيون فوتبال از سفر قطبى براى مذاكره با تيم هاى انگليسى خبر داد. در اين خبر كه البته مسؤولى را به عنوان مقام ناراضى معرفى نمى كرد چنين مى خوانديم: «مسؤولان فدراسيون از اقدام افشين قطبى براى مذاكره با مربيان انگليسى ناراضى هستند و معتقدند بايد تمامى امور مرتبط به بازى هاى تداركاتى تيم ملى از كانال روابط بين الملل فدراسيون فوتبال انجام شود...»
ادله اى اين چنينى آن قدر منطقى به نظر مى رسيد كه حتى نيازى به كنكاش بيشتر نداشته باشد. اما وقتى به سراغ على كفاشيان مى رويم، او چنين مى گويد: «ما در فدراسيون فوتبال با هم به توافق رسيده ايم و به صورت گروهى كار مى كنيم. از نظر ما هيچ اشكالى ندارد كه سرمربى تيم ملى براى بازى هاى تداركاتى تيم ملى با تيم هاى اروپايى مذاكره كند!»
ادعاى على كفاشيان در نوع خود بى نظير است. او با تكذيب خبرى كه مى توانست نشانه اى از وجود نظم و سلسله مراتب در فدراسيون فوتبال باشد، بيش از گذشته نگاه ها را به سوى مجموعه فرارى از نظم خود جلب كرد. على كفاشيان چنين مى گويد: «ما مى دانيم افشين قطبى از روابط بين المللى بسيار خوبى برخوردار است و مى تواند به ما در راه رسيدن به اهدافمان كمك كند، به همين دليل او مى تواند با تيم هاى اروپايى مذاكره كند تا اگر قبول كردند، يك بازى دوستانه با تيم ملى انجام دهند!»
اين ادعاى مردى كه در طول دوران مديريت خود به تمامى مسائل موجود در فوتبال ايران خنديده است تا حالا همه چيز اين فدراسيون خنده دار به نظر آيد، گوياى چند حقيقت جداگانه و البته تلخ است.
نخستين موردى كه لابه لاى حرفهاى على كفاشيان نهفته مىماند، اين است كه رئيس فدراسيون فوتبال به ضعفهاى مجموعه خود آگاهى كامل دارد. او در حقيقت به مشكلات كميته بين الملل فدراسيون و ناتوانى آن مجموعه براى يافتن تيمى در راه ديدار دوستانه آگاهى دارد و به صورت غيرمستقيم، به همين مورد نيز اشاره مى كند.
رئيس، لقمه را دور سر خود مى چرخاند. او كه انگار نمى تواند حكم مديران كم كار يا ناتوان خود را لغو كند، از مربى تيم ملى مى خواهد اصول حرفه اى را زير پا بگذارد و براى تيم ملى دنبال ديدارهاى تداركاتى بگردد! عجيب نيست؟ احتمالاً فردا خود على كفاشيان در تمرين تيم ملى لخت مى شود و تيم ملى را تمرين مى دهد و آقاى عظيم زاده كه به صورت اسمى مسؤول كميته هاى ملى است، دستيارى كفاشيان را مى پذيرد! اين دنياى وارونه فوتبال ملى ايران است!
وقتى هيچ چيز جاى خود نباشد، نه شان و شئون مردان رعايت مى شود و نه مى توان اميدوار بود كه هيچ سوء استفاده اى از شرايط نشود. فيفا هرگز به مربيان خود اجازه نمى دهد به صورت آشكار دلالى كنند. پس وقتى يك مربى از فيفا حكم ايجنتى مىخواهد، ابتدا حكم مربيگرى اش را باطل مىكند. وقتى يك منيجر باشگاهى كه وظيفه اش مديريت بازى هاست به سراغ مربيگرى مىرود هم حكم منيجرىاش از سوى فيفا باطل مىشود.
اما در فوتبال ما، چون مديرانى در راس فدراسيون قرار گرفته اند كه حتى نمى دانند سرمربى ليورپول كيست (اشاره به همان مناظره شبكه اول سيما) مجبور مى شويم از يك سرمربى درخواست كنيم براى انجام بازى هاى تداركاتى اقدام كند! اين رفتار چقدر در شان و منزلت فوتبال ايران تاثير مى گذارد؟


