همه مایهدارهای شهرتطلب
در ازای پرداخت هزینهای و به شهرت رسیدن. ملاک سرمایه است و هزینهای که قرار است در ورزش صرف شود. در مقابل شهرتی است که گاه ممکن است خیلی زود و حتی یک شبه به دست بیاید به خصوص در ورزشی مثل فوتبال که علاقهمندان بسیاری دارد و سرمایهگذاری در آن برای رسیدن به شهرت بدون پاسخ نمیماند. مثل بهمن مداح، مالك باشگاه بهمن. او که نام خود را بهعنوان نام باشگاه به ثبت رسانده بود، چیزی حدود هفت سال در سطح اول فوتبال ایران حضور داشت. تیم جوان بهمن البته باحضور این سرمایهدار به تیمی قدر در لیگ آزادگان تبدیل شده بود و البته با این تیم بود که نام «بهمن مداح» برسر زبانها افتاد.
به نوشته مثلث؛ او با این باشگاه بهشهرت رسید، در حالی که نماینده انحصاری کمپانی اپل در ایران بود و اتفاقا شغل اصلیاش باعث شد که خیلی زود به فکر فروش امتیاز باشگاه پیکان بیفتد و برای همیشه از فوتبال محو شود. هنگام اداره این باشگاه، براساس مقررات، ورود خودروهای خارجی به کشور منع و مداح مجبور به فروش امتیاز این باشگاه شد.
خیلی زود نام «بهمن» به «پیکان» تغییر کرد، البته بدون مداح. با این وجود، هرگاه نام باشگاه بهمن مطرح میشود، ناخودآگاه نام «بهمن مداح» به ذهن خطور ميكند و اینکه با ورودش به ورزش بهشهرت رسید. شهرت، وسوسهای است برای ورود «پول» به ورزش و اتفاقاتی از این دست در گذر زمان بسیار است.
عبده؛ عبدو
علی عبده با ورودش به فوتبال ایران باشگاه «پرسپولیس» را آورد. او اولین مدیرعامل پرسپولیس بود. سال ۱۳۴۲ این باشگاه را بنیانگذاری کرد؛ کسی که پیش از آن بنا به شرایطی که داشت، سالها در آمریکا زندگی کرده و این باشگاه جزو داراییهای یک شرکت خارجی به حساب می آمد که به جز خودش دو سهامدار دیگر داشت.
برادرش جلالالممالك عبده، حاكم گينه بيسائو، منصوب از سازمان ملل و رئيس دادگاههاي ابتداي دوران پهلوي دوم بود و علي عبده، رئیس فدراسيون واليبال ايالت واشنگتن بود.
در عین حال، او از قهرمانان شناختهشده مشتزنی بهحساب میآمد. او در دهه 30 به تهران بازگشت و پیش از باشگاه پرسپولیس، در سال 35 يك تشکیلات ورزشی در جاده قدیم کرج احداث کرد و مدیریتش را به عهده گرفت.
او البته مدتی هم رئیس فدراسیون مشتزنی بود؛ کسی که تشکیلات بولینگ عبدو را که به نام بولینگ عبدو معروف بود، تا پیش از انقلاب اسلامی بهعهده داشت. با این وجود، عبده برای پرسپولیس هزینههای بسیاری کرد. او که علاوه بر پرسپولیس مشغلههای دیگری هم داشت، گاه نمیتوانست بر این باشگاه مدیریت کند تا آنجا که در سالهای 47 تا 57 زمزمههایی مبنی بر سپردن مدیریت پرسپولیس به اشخاص پشتپرده وجود داشت.
به این ترتیب، در آن دوران همیشه نامهایی چون حسین حاجرضایی و مصطفی مکری به عنوان مدیران پشتپرده این باشگاه که به امور پرسپولیس رسیدگی میکردند، مطرح بود. اما این موضوع هیچگاه به طور رسمی اعلام نشد و عبده تا مدتها مدیرعامل پرسپولیس بود؛ سرمایهداری که هزینه زیادی برای پرسپولیس کرد و بهشهرت زیادی نیز دست یافت. او علاوه بر پرسپولیس، بهخاطر مدیریت بولینگ هم مشهور بود. عبده بعد از انقلاب به آمریکا رفت و همانجا درگذشت.
سلامیان؛ کیسه سکه
سال 2005، روزی که سوار بر هواپیمای تهران به مقصد باکو شد، هرگز فکر نمیکرد ناگهان سر از ورزش هم در بیاورد. اما این اتفاق افتاد، اتفاقی که البته در ورزش کشتی رخ داد. سلامیان، رئیس تجار بلوک شرق اروپا و رئیس انجمن صلح و دوستی، همان سرمایهداری بود که اولین بار با اعضای تیمملی کشتی آزاد روبهرو شد.
در این هنگام، تیم ملی کشتی به مسابقات جایزه بزرگ باکو میرفت و برای او چهرههایی چون علیرضا حیدری و مراد محمدی جالب بود. پیش از این دیدار، سلامیان به خاطر سفرهای متعدد به آذربایجان بیشتر در نظر میهمانداران این هواپیما چهره آشنایی بود، ولی بعد از آن تقریبا برای همه اهالی کشتی شناخته شده بود؛ سرمایهداری که در آن سفر، وقتی امکانات محدود تیم ملی کشتی را دید، برای آنها البسه تهیه کرد، وقتی دید هتل اقامت آنها در باکو بیشتر شبیه به مسافرخانه است، اعضای این تیم را در بهترین هتل این شهر اسکان داد، وقتی دید اتومبیل حامل تیمملی در شأن این تیم نیست، برای آنها اتومبیل بهتری تهیه کرد و هنگام مسابقات نیز برای کشتیگیرانی که قهرمان میشدند، سنگتمام میگذاشت.
به گفته حاضران در این مسابقات، او یک کیسه سکه روی کشتیگیران قهرمان خالی میکرد و باعث تعجب همگان بود. از آنجا بود که سلامیان وارد کشتی شد. زمانی گفته میشد میخواهد وارد فدراسیون کشتی شود، گاهی نامش به عنوان گزینه نایبرئیس فدراسیون کشتی مطرح میشد و گاهی براي تصدی پست ریاست فدراسیون کشتی مدعی بود. اما او در دوران حضورش در کشتی به فدراسیون راه نیافت. در عین حال، سلامیان تنها کسی بود که عهدهدار دو تیم کشتی بود. تیم سلام جویبار را در مازندران و تیم جوانان سلام در تهران را اداره ميكرد.
در سالهایی که در کشتی بود، هزینه بسیاری را متحمل شد. برخی از اهالی کشتی، از جمله غلام محمدی به حضورش بدبین بودند و گمان میکردند عدهای در دام «پول» سلامیان گرفتار شدهاند و برخی خلاف این را عقیده داشتند. سلامیان البته زمانی هم مالک تیم فوتبال عقاب تهران بود که در لیگ دسته اول کشور حضور داشت.
در کشتی اما دوام نیاورد. گفته میشود، بعد از اینکه متوجه شد عرصه در کشتی هر روز برایش تنگتر میشود، دو تیم کشتیاش را واگذار کرد و این روزها دیگر برای کشتی هزینه نمیکند.
حسین هدایتی؛ صنعت آهن
مالك صنايع استيلآذين، مالك كارخانههاي فولادسازي و ورق، دارنده بزرگترين شركت پرورش ميگوي ايران، برجساز و مالك زمين و املاك در ايران، برجساز در دبي و داراي ملك و املاك در حاشيه خليجفارس، مالك زمينهاي كشاورزي، سهامدار بازار مبل ايران، رئيس شركتهاي تجاري در ايران و خاورميانه و... بخش عمده از فعالیتهای حسین هدایتی است، البته فعالیتهایی که تا پیش از ورودش به فوتبال، تقریبا پنهان بود و عده کمی از آن خبر داشتند.
اما با ورودش به فوتبال، حالا کمتر کسی است که او را نشناسد. کسی که در ابتدای کار ورزشی علی پروین را واسطه ورودش به ورزش قرار داد. او که ادعا میکرد در روزگار نوجوانی بازیهای پروین را در زمینهای خاکی دیده و یکی از طرفدارانش است، از طریق شخصی به نام شیرازی با پروین آشنا شد. این آشنایی سبب خرید امتیاز یک تیم دسته اولی کشور شد و باشگاه استیل آذین لقب گرفت، تیمی که با جذب بازیکنانی چون انصاریان و محمد پروین در فصل نقل و انتقالات هزینه بسیاری کرد.
هدایتی که در پی حضور در لیگبرتر بود، با این سیاست لیگ یک را شروع کرد. این تیم حتی تا پلیآف این مسابقات پیشآمد، ولی نتوانست به لیگ برتر راه یابد. در حالی که طبق گفته هدایتی برای رسیدن این تیم به لیگ برتر پنج میلیارد تومان هزینه کرده. به همین دلیل، برای فصل دوم حاضر نشد چنین هزینهای را متحمل شود و به هیاتمدیره باشگاه پرسپولیس راه یافت.
لیگ هشتم هنوز به نیمه نرسیده بود که هدایتی اعلام کرد حدود سه میلیارد تومان برای این باشگاه هزینه کرده است. در آن روزها، اختلافش با انصاریفرد تا جایی پیش رفت که خبر استعفای هدایتی منتشر شد. انتشار این خبر اما با واکنش بازیکنانی مثل نیکبخت روبهرو شد که گفته بود: «رفتن هدایتی به ضرر باشگاه پرسپولیس است.»
اما هدایتی در این باشگاه ماند تا آخر فصل و با این ادعا که حاضر است این باشگاه را بخرد؛ گفتهای که همیشه با مخالفت سازمان ورزش روبهرو بود و هدایتی بعد از پایان لیگ، زمانی که به مدیریت باشگاه دست نیافت، دوباره روی استیلآذین سرمایهگذاری کرد، تیمی که امسال مجوز حضور در لیگبرتر را بهدست آورد و این انگیزهای برای او بود، طوری که برای جذب فریدون زندی، امیر شاپورزاده و علی کریمی تلاش زیادی کرد و به آنچه میخواست، رسید.
علی انصاری؛ بازار مبل
علی انصاری را معمولا با حسین هدایتی مقایسه میکنند، به خصوص بعد از حضور هدایتی در پرسپولیس و حضور انصاری در استقلال؛ کسی که رئيس گروه سرمايهگذاري تات است و رئيس اتحاديه مبلسازان تهران.
ظاهرا بخش كوچكي از اموال و داراييهاي علي انصاري، بخش زيادي از زمينهاي يافتآباد است كه الان بازار مبل ايران در آن قرار دارد. در مورد گروه سرمايهگذاري تات كه انصاري بنيانگذار آن است، گفته میشود يكي از بزرگترين شركتهاي سرمايهگذاري در ایران به حساب میآید.
با همه اینها، او برخلاف هدایتی علاقه چندانی بهشهرت ندارد. کمتر مصاحبهای از رئیس فعلی فدراسیون دوچرخهسواری وجود دارد. در عین حال، او با حضور در باشگاه استقلال، ناخودآگاه بهشهرتی دست یافت.
او در مورد درآمدزایی استقلال گفته بود: «براي درآمدزايي باشگاه استقلال بايد با نگاه بلندمدت جلو آمد. وقتي شما به فكر كار اقتصادي و درآمدزايي يك باشگاه هستيد، نميتوانيد با برنامه كوتاهمدت بهنتيجه برسيد.» نفریه، یکی از اعضای هیاتمدیره باشگاه استقلال در مورد مقایسه او و هدایتی گفته بود: «چرا فکر میکنید سرمایه هدایتی بیشتر از انصاری است. آنها فرق زیادی با هم ندارند. چه بسا انصاری وضع مالی بهتری نسبت به هدایتی دارد.»
در سومين جشنواره قهرمان قهرمانان صنعت ايران كه با حضور وزير كار و امور اجتماعي و جمعي از بزرگان صنعت ایران برگزار شد، علي انصاري به عنوان بنيانگذار گروه سرمايهگذاري تات با دريافت تنديس زرين و لوح تقدير بهعنوان بهترين كارآفرين و يكي از قهرمان قهرمانان صنعت ايران معرفي شده است.
برادران شفیع زاده
اواخر لیگ اول، دوران ظهور یک سرمایهدار جنوبی در باشگاه استقلال اهواز بود. علی شفیعزاده که پیش از ورود به فوتبال برای تجارت معمولا سفرهای زیادی به دبی داشت، بعدها برای معاف از مالیات گفته میشود امتیاز باشگاه استقلال اهواز را از استانداری اهواز خریداری کرد. با این وجود، در ادامه به این نتیجه رسید که از این راه میتواند به شهرت هم دست یابد. او که اولین واردکننده رانی در ایران لقب گرفت، علاوه بر باشگاهداری در کار طلا و جواهرات هم دستی دارد.
شفیعزاده مدتی هم به دبی رفت و گفته میشد قرار است برای همیشه در آنجا بماند. در آن دوران نیز شهرام، برادر کوچکش عهدهدار استقلال اهواز بود، باشگاهی که زیرنظر این دو برادر بهطور خصوصی اداره میشود، با سیاست حضور چهرههای فوتبالی در اهواز.
آنها در این سالها تلاش کردند با جذب نفراتی چون ناصر حجازی، احمدرضا عابدزاده و حتی خداداد عزیزی خبرساز شوند. با همه اینها، استقلال اهواز در فصل نقل و انتقالات هزینه زیادی نکرد و حتی شهرام شفیعزاده در مصاحبهای پیش از شروع فصل گفته بود: «فدراسیون باید با دلالها برخورد کند. از وقتي پاي دلالها به فوتبال باز شده باشگاهها براي جذب بازيكن بيچاره شدهاند. تيمهاي خصوصي مثل ما بايد يكطرفه هزينه كنند و تيمهاي صنعتي و دولتي به راحتي خرج ميكنند.» معلوم نیست. شاید برادران شفیعزاده به آخر خط رسیدهاند.


