پرطرفدارترین شغل در کشور چیست؟
نتایج مطالعات جدید نشان میدهد که خواسته اول و مهم خانوادهها برای اشتغال فرزندانشان، استخدام دولتی در وزارتخانهها و بدنه دولت است و جامعه همچنان اعتمادی به اشتغال خصوصی ندارد.
به گزارش مهر، نگاه جامعه و خانواده ها به اشتغال فرزندان و آینده آنها در حال تغییر است و حالا پدر و مادرها تلاش می کنند تا امکانات و روش های بهتری برای تحصیل و اشتغال فرزندان خود فراهم کنند. به صورت مشخص، فکر استعدادیابی و شناخت توانمندی های بچه ها، موضوعی است که در چند سال گذشته مطرح و بسیاری از خانواده ها را به دنبال خود کشانده است.
حالا خانواده ها می خواهند بدانند که فرزندانشان در چه بخش های توانمندی و مهارت دارند و در آینده چه نوع مشاغلی می تواند برای آنها مناسب بوده و افراد در آن بخش ها موفق باشند. با این وجود، همچنان به دلیل اداره بازار کار ایران به روش سُنتی، انتخاب اول خانواده ها برای اشتغال فرزندان کار دولتی و استخدامی است.
به دلیل وجود ناامنی ها و مخاطرات اشتغال افراد در بخش خصوصی، بسیاری ترجیح می دهند برای جلوگیری از ریسک و هرگونه خطر کردن در آینده، شغلی دولتی به دست بیاورند. این مسئله باعث شده تا با وجود ظرفیت محدود اشتغال در این بخش، صف طولانی و ترافیک درخواست های شغلی در بدنه دولت شکل بگیرد.
صف تقاضای کار در بخش دولتی
کارشناسان عقیده دارند در ایران زیرساخت ها و ملزومات کافی برای هدایت شغلی افراد وجود ندارد، از اینرو حتی اگر استعدادیابی نیز انجام شود، افراد نسبت به آینده شغلی که انتخاب می کنند اطلاع چندانی به دست نخواهند آورد.
در برخی کشورها بانک هاب اطلاعاتی و سایت هایی وجود دارد که تمامی مشاغل موجود در جامعه را جمع آوری کرده، ظرفیت ها مشخص است، آینده شغلی، وضعت درآمدی و حتی تحلیلی از دورنمای کار نیز قابل دریافت است؛ از اینرو انتخاب شغل آینده و سرمایه گذاری در چنین فضایی قطعا با درصد موفقیت بسیار بیشتری همراه خواهد بود.
مسلم خانی با بیان اینکه اولین و مهم ترین گام در یافتن مسیر شغلی برای جوانان نهاد خانواده است گفت: این نهاد به عنوان بزرگترین نهاد آموزشی است که پایه های توسعه هر جامعه ای محسوب می شود را با موضوع کشف استعداد جوانان آشنا کنیم.
این کارشناس عالی کارآفرینی اظهارداشت: ممکن است پرسیده شود که چگونه و از چه راهی باید استعداد فرزندان شناسایی شود؟ آیا از طریق بازی هایی که انجام می دهد و یا بر اساس مهارت ها و تخصص های اجتمالی و یا ارتباطات با دوستان؟
خانی ادامه داد: در سایت وزارت کار آمریکا شناسایی استعدادهای افراد به این طریق است که اگر به عنوان نمونه فردی علاقمند است قصاب شود مشاوره های با ارزشی ارائه می شود. در اولین گام پراکندگی کل مشاغل قصابی در ایالات ۵۲ گانه آمریکا به شما نشان داده می شود. کسانی که در این شغل هستند چقدر درآمد دارند و شرایط احراز این شغل چگونه است.
این کارشناس عالی بازار کار تصریح کرد: بنابراین در این سامانه یک تصویر کلی از شغل قصابی در آمریکا ارائه شده و شما می توانید وضعیت درآمدهای نسبی این شغل را بدانید. حال ما به عنوان نهاد خانواده وقتی ما می خواهیم فرزندانمان را هدایت کنیم که در چه رشته ای درس بخوانند و بعدا به چه شغلی در آینده برسند، این سایت ها امکان آشنایی با طیف گسترده ای از مشاغل را می دهند.
بروز پدیده «مدزدگی» اشتغال
وی افزود: یک از نکات با اهمیت و اطلاعاتی که در اینگونه سایت ها ارائه می شود دورنمای شغلی است که ما می توانیم درباره ۵ تا ۲۰ سال آینده شغلی که انتخاب می کنیم اطلاعات مفیدی را به دست بیاوریم. دورنمای شغلی به ما می گوید که برخی مشاغل هر روز روند رو به رشد و صعودی طی می کنند و تعداد تقاضاها نسبت به آنها در حال افزایش است. در عین حال، در برخی مشاغل مانند موادغذایی روند رشد خطی است و گرایش به آنها رشد چندانی ندارد و در برخی موارد گرایش به مشاغل رو به افول است.
به گفته خانی، بنابراین شما به عنوان یک دانش آموز و یا دانشجو باید اطلاعات کافی داشته باشید نسبت به اینکه در آینده ممکن است چه شغل هایی وجود نداشته باشند. اخیرا موضوع مهمی را در قالب تعیین الگوی شغلی بررسی کردیم که مشاغل نو را مورد تاکید قرار می دهد.
این کارشناس عالی کارآفرینی افزود: در طراحی مسیر شغلی و بررسی های انجام شده به این مسئله توجه شده که ما بنا به شرایط زمانی و مکانی مشاغلی را از دست می دهیم و از آنسو برخی مشاغل جدید نیز به وجود می آیند؛ بنابراین باید به این مسائل توجه داشته باشیم.
وی خاطرنشان کرد: ما در بازار کار با «مدزدگی شغلی» هم مواجه می شویم و به عنوان نمونه در حال حاضر مُد شده که افراد به سمت کسب و کارهایی در حوزه واردات بروند. همچنین در حوزه پوشاک نیز فعالیت شغلی مُد شده است.
این کارشناس عالی کارآفرینی گفت: در کارآفرینی قهری مدل و الگو نداریم و این موضوع در کشورهای کمتر توسعه یافته و یا در حال توسعه دیده می شود. از آنسو امروز با دستگاه ها و وزارتخانه های متعددی در صدور مجوز کسب و کار مواجه ایم.
خانی تصریح کرد: یکی از دلایلی که با تکرار کسب و کارها مواجه می شویم و در نهایت آن شغل از رونق می افتد این است که مدل هدایت شغلی و طراحی نقشه شغل در کشور وجود ندارد و به این ترتیب صدور مجوزهای کسب و کار جدید هیچ رابطه ای با وضعیت و اشباع شدگی آن شغل در بازار کار و اقتصاد ندارد.
این کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: ما در حوزه اقتصاد دچار مشکل هستیم و نتوانسته ایم به بخش خصوصی اعتماد کنیم و میدان داری واقعی را به آنها بسپاریم؛ بنابراین مجموعه دُم اقتصاد دولتی ایران بسیار پهن شده است.
وی تصریح کرد: شما امروز به هر بخشی از اقتصاد دست بگذارید و حتی در صدور مجوزهای کسب و کار که ساده ترین نوع اقدامات کشورهای توسعه یافته است، باز هم با دولت و حاکمیت مواجه می شوید. بنابراین ما اگر بخواهیم نقشه راه کسب و کارها را به درستی بچینیم، یکی از الزامات این است که صدور مجوزهای قانونی را به نهادهای تخصصی واگذار کنیم.
این کارشناس عالی کارآفرینی بیان داشت: اگر ما توانستیم الگوهای توسعه کارآفرینی را از نهاد حاکمیت به نهاد ملت منتقل کنیم حتما راه درست را رفته ایم. ما اگر توانستیم موضوعی را به بدنه جامعه و نهاد مردم بسپاریم دولت ها مجبور خواهند بود خودشان را با آن مطابقت دهند.
به گفته خانی، در الگوی تعیین مسیر شغلی اگر به این باور برسیم که مدل های مردم ماندگارتر و کم هزینه تر هستند و اگر دولت ها بتوانند نقش مردم را بپذیرند و به حاکمیت آنها اعتماد کنند و سپس تصدی گری ها را واگذار نماید، بخش بزرگی از کارآفرینی واقعی در کشور اتفاق می افتد.
این کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: ایران در حال حاضر در مولفه صدور مجوزهای کسب و کار در بین سایر کشورها کمترین امتیاز را دارد و در بخش واردات و صادرات نیز با تعرفه های دولتی مواجه هستیم. شروع کسب و کار نیز در اختیار دولت ها است و آنها همه کاره هستند.
مدیران اتوبوسی و پرتابی
وی ادامه داد: اصل شایستگی نیز بسیار حائز اهمیت است. امروز ما در کشورهای توسعه یافته حتی وزر در سایه داریم و افراد برای سال های متمادی در مشاغل مختلف آموزش می بینند و کسب تجربه می کنند. ما در الگوی شایسته سالاری «مدیر اتوبوسی» و «مدیر پرتابی» نداریم که یک نفر بتواند از دانشگاه به یکباره بدون طی مراحل کسب تجربه و تخصص به یکباره در پُست مهمی قرار بگیرد.
این کارشناس عالی کارآفرینی گفت: در دنیا بزرگترین سرمایه انسان ها هستند و نفت، گاز و منابع به پایان می رسند؛ بنابراین در الگوی هدایت مسیر شغلی و مردمی کردن اقتصاد اگر بتوانیم مدل شایستگی را در کشور طراحی کنیم و به عنوان نمونه فردی که می خواهد در پسُتی قرار بگیرد، قبل از آن مراحل کسب تخصص را طی کرده باشد، به موفقیت خواهیم رسید.
خانی تاکید کرد: افراد باید از فیلترهای صلاحیت رد شده باشند و در الگوی هدایت مسیر شغلی با مدیرانی مواجه می شویم که سلسله مراتب قدرت را طی کرده اند و آموزش های لازم را دیده اند. بر اساس قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه مکلف به کوچک سازی دولت بودیم.
به گفته وی، بررسی وضعیت فکری جامعه درباره شغل به نحوی است که به عنوان نمونه افراد می خواهند فرزندانشان در شغلی استخدام شوند با اولویت اشتغال در وزارتخانه های دولتی؛ بنابراین بخش خصوصی باید بزرگ شود تا مردم به آنها اعتماد کنند.
از اینکه آسیب شناسی در این زمینه در حال انجام است خوشحالم. بنده به عنوان یک شهروند مواردی را می بینم که بهتر دانستم عرض کنم. دلایل بسیاری وجود دارد که مردم تمایل دارند که در بدنه دولت استخدام شوند و یا به کار مشغول گردند و از فعالیت در بخشهای خصوصی تا جائی که امکان دارد دوری کنند. اول باید دید افراد به چند دسته تقسیم می شوند. افراد به دو دسته تقسیم می شوند . 1- افرادی که توانائی تولید کار دارند 2- افرادی که تمایل به کار برای دیگران را دارند. ولی سوال این است که چرا از گروه اول هم تعداد کثیری دوست دارند حقوق بگیر دولت شوند؟
و سوال بعدی اینکه چرا دسته دوم نیز این تمایل را دارند که بجای فعالیت در شرکتهای خصوصی به بدنه دولت متصل شوند؟
اولین دلیلی که می تواند باعث این طرز فکر باشد به گذشته نه چندان دور بر می گردد که سازمانهای دولتی پا گرفتند و در دید عموم مردم نسبت به فعالیتهای اقتصادی بدلیل وجهه ای که داشت مقبولیت پیدا کرد و تا کنون باقی مانده است. که بعضا هم در حال حاضر مشاهده می شود که عمومیت مردم به این موضوع تمایل نشان می دهند.حال علت چیست؟ و چرا در عصر حاضر باز دیدگاه مردم به انتخاب شغل اینگونه است؟
اولین موضوع مشکلات قانونی است که در شرکتهای خصوصی به خوبی اعمال نمی گردد و یا اصلا عمل نمی شود. از کوچکترین موضوع گرفته تا موارد مهم و اساسی. برای مثال در مورد تعطیلات که شاید خیلی از دید مسئولین مهم نباشد، مانند تعطیلات رسمی،تعطیلات موردی و غیره که شرکتهای خصوصی توجهی به این موارد ندارند در صورتی که در ادارات دولتی این موارد به مصوب شده. یا آنکه امکانات لحاظ شده برای ارگانهای دولتی خود دلیلی می تواند باشد برای این دلبستگی به بدنه دولت و فرار از بخش خصوصی. هرچند که ممکن است از دید مسئولین پیش پا افتاده باشد. مانند سبدهای حمایتی، بن و کارتهای خرید که کمکی به خانوارها می باشد و یا قسمتی در فیش حقوقی افراد تحت عنوان مزایا که خودتاثیر گذار بر زندگی و وضعیت معیشتی افراد است. یا آنکه امکانات رفاهی متفاوت مثل امکانات سیاحتی و زیارتی و ..... که اگر قصد نام بردن از آن باشد به درازا می کشد. اما مورد دیگر زمان دریافت حقوق است که در شرکتها و سازمانهای دولتی با توجه به بودجه مصوب برای حقوق پرداختها در موعد مقرر انجام می پذیرد و این نیز خود دلیلی دیگر می تواند باشد. مورد دیگر امنیت شغلی است که از دلایل مهم می توان برشمرد. اما در شرکتهای خصوصی موارد ذکر شده در بالا هیچکدام به درستی اجرا نمی شود یا اصلا اجرا نمی شود. امکانات رفاهی در حد صفر، پرداخت حقوقها با سلیقه صاحب شرکت. و از همه بدتر اینکه شرکتهای خصوصی به هیچ عنوان امنیت شغلی در آن وجود ندارد، نه تنها امکان اخراج فرد بالا است ( که این مورد را می توان حق صاحبان شرکت می توان دانست که بمنظور سود دهی شرکت انجام می دهند) بلکه امکان انحلال شرکت نیز بسیار بالا است و دریافتی افراد با توجه به ریسک شغل بسیار پائین.حال چه باید کرد؟ به عقیده این بنده حقیر اصلاح قانون و عملیاتی شدن آن است. چگونه می شود برای پرداخت حقوق شرکتها صاحبان شرکت حقوق مصوب قانون کار را در نظر می گیرند ولی در اجرای دیگر مفاد قانون که به نفع کارگر ویا کارمند است طفره می روند؟. من فکر می کنم دولت باید وظیفه اصلی خود را به خوبی انجام دهد و کار نظارت را به بهترین وجهه انجام دهد تا هم قانون درستی وضع گردد و هم به بهترین نحو اجرا شود. زیرا هر دو دسته که در بالا عرض کردم بدلیل عدم توجه دستگاههای دولتی دچار ضربه می شوندآن فرد کارآفرین بدلیل عدم توانائی مالی و عدم همکاری سازمانها و کاغذ بازی های اداری از صحنه کارآفرینی دور می شود و هم افرادی که تمایل به کار برای دیگران را دارند متقاضی استخدام در دستگاههای دولتی هستند و این کار فشار سنگینی را به دولت تحمیل می کند . پس آیا بهتر نیست که قدری دولت به فکر تسهخیل و ایجاد فضای امن برای افراد خلاق باشد تا بتوان با ایجاد کار شغل بوجود آید و نیز شرایطی را فراهم کند تا جذابیت فعالیتهای غیر دولتی هویدا گردد ومردم به بدنه این شرکتها و کارها حذب شوند؟



