مديريت دولتي و حاتمبخشي
اگر دولت و سازمان تربيتبدني هرچه سريعتر در اين مورد به تصميم جدي برسند به راحتي ميتوان بقيه تيمهاي دولتي و صنعتي را در ليگ برتر و ليگ دسته اول به مرحله واگذاري رساند. همانطور كه سازمان خصوصيسازي مقدمات كار واگذاري استقلال و پرسپوليس را انجام ميدهد ميتواند با اندكي تغيير اساسنامهاي هم براي فروش تيمهايي نظير سپاهان، ذوبآهن، مس كرمان، تراكتورسازي، سايپا و... آماده كند.
کد خبر: ۶۰۷۷۶
| | 1069 بازدید
آخرين سخنان مهندس عليآبادي درباره فوتبال باشگاهي كشور و پتانسيل ليگ ايران در روزهاي آخر رياست سازمان تربيت بدني تأملبرانگيز است.
به نوشته جوان؛ رئيس سازمان پس از چهار سال به اين نتيجه رسيده كه ليگ برتر ايران تنها پتانسيل 16 تيم را دارد و از آن مهمتر معتقد است بايد كاري كرد تا تيمها به جاي ارتزاق از بودجه دولتي بتوانند با استفاده از وامهاي دولتي به صورت خصوصي اداره شوند.
طرح تازه مهندس عليآبادي هر چند كمي دير ارائه شده اما به واقع حلال مشكلات فوتبال باشگاهي ايران است. فوتبال ايران اگر 100 سال ديگر هم دست در جيب دولت داشته باشد به جايي نميرسد هزينههاي باشگاههاي دولتي هر ساله با افزايش 20 ، 30 درصدي روبهرو است و دست آخر سالانه 150 تا 200 ميليارد تومان از بيتالمال هزينه شده و پيشرفت محسوسي هم در سطح آسيا نداشتهايم. شايد بهترين راهكار قدم برداشتن در راه خصوصيسازي، واگذاري باشگاهها به مردم و سرمايهگذاران بخش خصوصي و البته مانند استقلال و پرسپوليس داشتن نيمنگاه به اداره تيمها به شيوه تعاوني است.
اگر دولت و سازمان تربيتبدني هرچه سريعتر در اين مورد به تصميم جدي برسند به راحتي ميتوان بقيه تيمهاي دولتي و صنعتي را در ليگ برتر و ليگ دسته اول به مرحله واگذاري رساند. همانطور كه سازمان خصوصيسازي مقدمات كار واگذاري استقلال و پرسپوليس را انجام ميدهد ميتواند با اندكي تغيير اساسنامهاي هم براي فروش تيمهايي نظير سپاهان، ذوبآهن، مس كرمان، تراكتورسازي، سايپا و... آماده كند.
فرآيند اين واگذاري مشابه است و آنقدر در كشور علاقهمند به فوتبال وجود دارد كه اين طرح به سرانجام برسد. روند فعلي فوتبال ما اگر 100 سال ديگر هم ادامه پيدا كند اميدي به پيشرفت وجود ندارد. مديرعامل دولتي ما سالي 10 ، 12 ميليارد تومان هزينه ميكند و هر سال بر طبل رقابت كاذب در بازار نقل و انتقالات ميكوبد و دست آخر آن كسي كه سود ميبرد جناب دلال است و بازيكني كه 100 ميليون ميارزد اما 400 ميليون از حساب بيتالمال نوش جان ميكند.
ساده است جواب اين سؤال كه اگر جناب مديرعامل از جيب شخصي يا حساب بخش خصوصي بخواهد اين خريدها را انجام دهد باز هم اين چنين بيپروا حاتمبخشي ميكند يا با تأمل و حساب و كتاب قدم برميدارد.
نگارنده به جد معتقد است حتي اگر اين باشگاههاي دولتي همانند پاس همدان به شيوه هبه واگذار شوند، هم فوتبال باشگاهي رونق بيشتري ميگيرد هم پول بيتالمال كه قرار است در ورزش هزينه شود درست و بجا و در محل صحيح به خصوص در ساختن زيرساختها و ساير ورزشها هزينه ميشود.
حتي اگر به قول مهندس عليآبادي به هر باشگاه خصوصي كه قدم به ليگ برتر بگذارد دو ميليارد وام بلاعوض بدهند باز در يك پروسه چند ساله اين دولت است كه بودجهاش را در ورزش در مجاري صحيح هزينه كرده است.
بخش خصوصي ايران و تعاونيها اگرچه نوپا هستند و نيازمند توجه و ارائه تسهيلات اما اگر به آنها اعتماد شود در يك بازه زماني مشخص پنج تا 10 ساله به خوبي ميتوانند باشگاههاي كشور را اداره كنند. اگر بخواهيم با ديد وسيعتري به اين مسأله نگاه كنيم حتي ميتوانيم مقدمات باشگاهداري را براي بخش خصوصي فراهم كنيم تا امكان فعاليت همزمان در رشتههاي بسكتبال، واليبال، كشتي و رشتههاي رزمي را داشته باشند.
براساس اصل 44 قانون اساسي ما مكلف هستيم به سمت خصوصيسازي برويم. همين الان هم از برنامه خصوصيسازي در ورزش و به خصوص فوتبال عقب هستيم. اين يك كار سنگين و طاقتفرساست.
اما اثرات روشن و مثبتي دارد. بيشك نسل آينده ورزش باني اين كار اصولي را كه يكي از مهمترين عوامل پيشرفت ورزش كشور است فراموش نميكند بنابراين اين گوي و اين ميدان براي كسي كه ميخواهد خطشكن اين مهم در جهت تعالي ورزش به خصوص فوتبال باشد.
به نوشته جوان؛ رئيس سازمان پس از چهار سال به اين نتيجه رسيده كه ليگ برتر ايران تنها پتانسيل 16 تيم را دارد و از آن مهمتر معتقد است بايد كاري كرد تا تيمها به جاي ارتزاق از بودجه دولتي بتوانند با استفاده از وامهاي دولتي به صورت خصوصي اداره شوند.
طرح تازه مهندس عليآبادي هر چند كمي دير ارائه شده اما به واقع حلال مشكلات فوتبال باشگاهي ايران است. فوتبال ايران اگر 100 سال ديگر هم دست در جيب دولت داشته باشد به جايي نميرسد هزينههاي باشگاههاي دولتي هر ساله با افزايش 20 ، 30 درصدي روبهرو است و دست آخر سالانه 150 تا 200 ميليارد تومان از بيتالمال هزينه شده و پيشرفت محسوسي هم در سطح آسيا نداشتهايم. شايد بهترين راهكار قدم برداشتن در راه خصوصيسازي، واگذاري باشگاهها به مردم و سرمايهگذاران بخش خصوصي و البته مانند استقلال و پرسپوليس داشتن نيمنگاه به اداره تيمها به شيوه تعاوني است.
اگر دولت و سازمان تربيتبدني هرچه سريعتر در اين مورد به تصميم جدي برسند به راحتي ميتوان بقيه تيمهاي دولتي و صنعتي را در ليگ برتر و ليگ دسته اول به مرحله واگذاري رساند. همانطور كه سازمان خصوصيسازي مقدمات كار واگذاري استقلال و پرسپوليس را انجام ميدهد ميتواند با اندكي تغيير اساسنامهاي هم براي فروش تيمهايي نظير سپاهان، ذوبآهن، مس كرمان، تراكتورسازي، سايپا و... آماده كند.
فرآيند اين واگذاري مشابه است و آنقدر در كشور علاقهمند به فوتبال وجود دارد كه اين طرح به سرانجام برسد. روند فعلي فوتبال ما اگر 100 سال ديگر هم ادامه پيدا كند اميدي به پيشرفت وجود ندارد. مديرعامل دولتي ما سالي 10 ، 12 ميليارد تومان هزينه ميكند و هر سال بر طبل رقابت كاذب در بازار نقل و انتقالات ميكوبد و دست آخر آن كسي كه سود ميبرد جناب دلال است و بازيكني كه 100 ميليون ميارزد اما 400 ميليون از حساب بيتالمال نوش جان ميكند.
ساده است جواب اين سؤال كه اگر جناب مديرعامل از جيب شخصي يا حساب بخش خصوصي بخواهد اين خريدها را انجام دهد باز هم اين چنين بيپروا حاتمبخشي ميكند يا با تأمل و حساب و كتاب قدم برميدارد.
نگارنده به جد معتقد است حتي اگر اين باشگاههاي دولتي همانند پاس همدان به شيوه هبه واگذار شوند، هم فوتبال باشگاهي رونق بيشتري ميگيرد هم پول بيتالمال كه قرار است در ورزش هزينه شود درست و بجا و در محل صحيح به خصوص در ساختن زيرساختها و ساير ورزشها هزينه ميشود.
حتي اگر به قول مهندس عليآبادي به هر باشگاه خصوصي كه قدم به ليگ برتر بگذارد دو ميليارد وام بلاعوض بدهند باز در يك پروسه چند ساله اين دولت است كه بودجهاش را در ورزش در مجاري صحيح هزينه كرده است.
بخش خصوصي ايران و تعاونيها اگرچه نوپا هستند و نيازمند توجه و ارائه تسهيلات اما اگر به آنها اعتماد شود در يك بازه زماني مشخص پنج تا 10 ساله به خوبي ميتوانند باشگاههاي كشور را اداره كنند. اگر بخواهيم با ديد وسيعتري به اين مسأله نگاه كنيم حتي ميتوانيم مقدمات باشگاهداري را براي بخش خصوصي فراهم كنيم تا امكان فعاليت همزمان در رشتههاي بسكتبال، واليبال، كشتي و رشتههاي رزمي را داشته باشند.
براساس اصل 44 قانون اساسي ما مكلف هستيم به سمت خصوصيسازي برويم. همين الان هم از برنامه خصوصيسازي در ورزش و به خصوص فوتبال عقب هستيم. اين يك كار سنگين و طاقتفرساست.
اما اثرات روشن و مثبتي دارد. بيشك نسل آينده ورزش باني اين كار اصولي را كه يكي از مهمترين عوامل پيشرفت ورزش كشور است فراموش نميكند بنابراين اين گوي و اين ميدان براي كسي كه ميخواهد خطشكن اين مهم در جهت تعالي ورزش به خصوص فوتبال باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟