نامه اعتراضی برخی از اعضای بنیاد ایرانشناسی
تعدادی از کارمندان و پژوهشگران بنیاد ایران شناسی در نامه ای سرگشاده که نسخه ای از آن در اختیار "تابناک" قرار داده شده است، در اعتراض به عملکرد مجموعه مدیریت این بنیاد آورده اند:
به نام خدا
با سلام و احترام
نظر به انجام وظيفهي اخلاقي و وجداني خود، نكاتي پیرامون وضعیت أسف بار موجود در بنیاد ایران شناسي به حضورتان ارائه مي شود. به دلیل رعایت اختصار کلام تنها فهرستوار به مواردي چند اشاره ميكنيم:
بنياد ايران شناسي موسسهاي علمي و پژوهشي و وابسته به نهاد رياست جمهوري است كه فعاليتهاي خود را به صورت غير رسمي از سال 1376 و با احداث ساختمان آن فعاليتهاي رسمي خود را از سال 1380 آغاز كرده است. بر اساس اساسنامه اين نهاد اهداف آن به اختصار عبارت است از:
نقد و بررسی تحقیقات و آثار منتشر شده در زمینه ایران شناسی و اسلام شناسی و ارزیابی نتایج تحقیقات و همایش های مهم ملی و بین المللی؛ كمك به اجراي پژوهش هاي ايران شناسي و تهيه طرح تحقيق درباره مسايل مربوط به تمدن ايراني- اسلامي و نشر آن و همچنین انتشار فصلنامه تخصصي ايران شناسي، نيز انجام امور انتشاراتي از قبيل تحقيق، تاليف، ترجمه و چاپ كتاب، مجله و كتاب شناسي موضوعي و فهرستگان و نظاير اينها در زمينه ايران شناسي و دستاوردهاي فرهنگي ايران بزرگ و برنامه ريزي براي تهيه فيلم هاي مستند درباره جنبه هاي صنعتگرانه و هنرمندانه، فرهنگي و تمدني آثار تاريخي، هنري و معماري ايران و... است. (اين موارد دقيقا از اساسنامه بنياد نقل شده است.)
اما بنياد ايران شناسي در طول فعاليت قريب به 8 ساله خود به نوعي با انحراف از اهداف اوليه تدوين شده براي آن، با هزار افسوس و دريغ تبديل به نهادي ناكارآمد و بيفايده شد كه تنها ثمره آن اتلاف بيت المال كشور بوده است. از این میان و براي مثال به چند نمونه زير اشاره ميكنيم:
الف- هزينههاي هنگفت ساختمان بنیاد ایران شناسي
علي رغم تصریح اساس نامه بنیاد ایران شناسي مبنی بر انجام پژوهشهاي مرتبط با ایران شناسي به عنوان هدف اصلي از تأسيس آن، متأسفانه به گونهاي كاملاً نامتعارف، تا كنون قسمت عمده بودجه نسبتا قابل توجه اين بنياد، صرف انجام امور ساختماني در مساحت بالغ بر يك هكتار آن شده است و طرفه آنكه بخش اعظمي از هزينههاي هنگفت مزبور، صرف امور تجملاتي، تشريفاتي و زينتي غير ضروري ساختمان گرديده تا ظاهري كاخ مانند را تداعي كند. تاکنون بارها و به صورت ناشيانهاي در قسمتهاي مختلف آن تغييرات عمدهاي صورت گرفته است که براي مثال يكي از اين موارد ساخت و سپس تخريب آبنمايي در ورودي شرقي ساختمان بود كه علاوه بر هزینه کلان، تنها چندين تُن سیمان صرف ساخت آن گرديد و پس از مدت کوتاهی تخريب و سردري تجملاتي و غير ضروري جايگزين آن شد كه باز هم تاكنون ميليون ها تومان صرف برپایی آن شده است.
مورد جالب دیگر سنگفرش پاركينگ اين مجموعه با سنگهاي فوق العاده شيك و البته گرانقيمت است كه هر بينندهاي را به تعجب واميدارد كه ضرورت اين امر چه بوده است. همچنین مطلب قابل توجه ديگر آنكه مع الأسف بسياري از سالنهاي عريض و طويل آن بلا استفاده و بدون هيچ كاربري رها شده و این در حالی است که درخواست بسیاری از اساتید، پژوهشگران و هنرمندان برای در اختیار داشتن فضایی اندک رد شده ویا با توهین و بی احترامی از آنها گرفته شده است.
ب- مديريت نالايق و ناكارآمد:
متأسفانه حضور مديران ناآگاه و بيتدبير در بنياد ايران شناسي تاكنون زمينهساز بسياري از انحرافات و ناكارآمدي بخشهاي مختلف و یا به عبارت بهتر عمده ترین دلیل انحطاط آن بوده است.
انتخاب اغلب مديران مزبور نه به دليل شايستگي بلكه تنها به سبب سابقة آشنايي با رياست بنياد بوده است. برخی از این مديران فعاليت در بنياد شغل دوم يا چندمشان است و اشتغالات آنها در مراكز ديگر فرصت و فراغت كافي براي ايفاي مناسب وظايف آنها در بنياد ايران شناسي را از ايشان گرفته است. مايهي صد افسوس است، كه تاکنون مديريت بنیاد ایران شناسی و معاونت های مختلف آن کاملا افسار گسیخته و به گونه ای بسیار تأسف بار تنها بر اساس صواب دید شخصی و خود رأیی بیش از حد انتظار مدیرانی که به هیچکس پاسخگو نیستند، ادامه یافته است.
امور مختلف اين نهاد به جاي تصميم گيري بر اساس رأي و نظر علمی، منطقی و مشورت با اهل نظر، تنها بر اساس علايق و سلايق شخصي رياست محترم بنياد تنظیم می شود که اين امر را ميتوان از روند طرحهاي پژوهشي انجام شده يا در دست اقدام دريافت. براي مثال چندين طرح پژوهشي با وجود صرف وقت و هزينههاي هنگفت اجرايي و پژوهشي بنا به نظر ايشان ناگهان متوقف و بلاتكليف رها شده است. در انتصاب افراد در بنياد نيز مكرر شاهد غلبه روابط بر ضوابط و بدون التفات به تخصص، توانایی وشايستگيهاي افراد بوده ایم. ضابطه مند نبودن مدیران و امور محوله به ایشان در پرداخت حقوق کارمندان نیز نمودی آشکار دارد به نحوی که حقوق پزوهشگران معاونت پژوهشی که اغلب دارای مدرک فوق لیسانس هستند حداکثر بین 300 تا 400 هزار تومان و حقوق برخی از کارمندان بخش معاونت اداری با مدرک دیپلم بین 500 تا 900 هزار تومان متغیر است.
ج- ضعف عمده در طرحهاي پژوهشي:
طرحهاي پژوهشي در حال انجام در بنياد ايرانشناسي، اغلب علي رغم بودجههاي نسبتا زياد اختصاص داده شده و صرف وقت بسيار، با معيارهاي علمي و فني و اهداف در نظر گرفته شده براي بنياد ناهمخوان و اغلب اين طرحها تكراري و يا موازي با طرحهاي پژوهشي مراكز ديگر است. براي مثال گمان نميرود چاپ مجدد مقالاتي از نشريههايي كه در دو سه سال اخير چاپ شده و به سهولت در دسترس همگاناند، كاري در حد و اندازه كارهاي بنيادين و ضروري در حوزه ايران شناسي به حساب آيد و يا در نظر گرفتن اين مطلب كه با اين همه ادعاي گزاف و صرف هزينههاي كلان، تعداد كتاب هاي منتشر شده در اين مجموعه به تعداد انگشتان دست نميرسد.
نمونه دیگری از طرح های بی مایه و بی خاصیت پژوهشی بنیاد که اخیرا پس از چندین سال و صرف هزینه و وقت بسیار رو به پایان است، طرح تقسیمات کشوری ایران در یکصد سال اخیر نام دارد که به گواهی بسیاری از صاحب نظران، از جمله بی توجیه ترین طرح های انجام شده تاکنون است. این طرح که قرار است در چندین مجلد با کاغذ اعلا به چاپ برسد ـ و گویا چندی پیش ارائه دیسکتی ویرایش نشده از آن به جای نسخه نهایی به چاپخانه از سوی مسئول طرح مزبور، و چاپ آن روی کاغذ اعلا خسارتی بالغ بر 36 ملیون تومان ناقابل را به همراه داشته است ـ در واقع چاپ مجددی است از دفاتر سرشماری سازمان آمار و نیز جزوات فرهنگ جغرافیایی سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح بدون اضافه کردن هیچ گونه تحلیل و جمع بندی با عنایت به این مطلب که امکان دسترسی به تمامی اطلاعات به روز شده کلیه نقاط کشور از طریق سازمان آمار بر روی دیسکت و با هزینه حداکثر 500 تومان برای همگان فراهم است؟!
د ـ تعدیل و اخراج پژوهشگران و کارمندان:
در حالی که مسئولان کشور مهمترین دغدغه خود را اشتغال زایی برای جوانان و اختصاص بودجه برای فراهم کردن حداقل شرایط کار که با درآمد آن قادر به ازدواج و فراهم کردن معیشت خانواده باشند، می دانند، بنیاد ایران شناسی در اقدامی ناباورانه و بی هیچ توجیه منطقی و پاسخ قانع کننده ای اقدام به اخراج بیش از 35 نفر از نیروهای مجرب، متخصص و باسابقه خود با میانگین سنی بین 25 تا 30 سال، نموده است. درباره این پیش آمد نوظهور كه در بنیاد ایران شناسي در حال وقوع است و بي كفايتي و عدم تدبير مديران بنياد، بي ترديد عمده ترين سبب آن به شمار مي رود، براي رعایت اختصار کلام، تنها به نكاتي فهرست وار اشاره مي شود:
1- اين تعديل و اخراج مغایر با قوانین مصرح در قانون كار بوده و آخرين قرارداد منعقد شده با كليه كارمندان تا تاريخ 30/12/1387 اعتبار داشته است.
2- تعديل و اخراج پژوهشگران و کارمندان که اغلب دارای مدرک فوق لیسانس هستند، کاملا سلیقه ای، ناعادلانه و تنها حاصل غرض ورزي بعضی از مدیران ناشايست است و در اثبات آن همين بس كه تاكنون علي رغم اصرار و تقاضا حتي از رياست بنياد، هیچ دلیل و معیاری براي آن ذکر نشده است و يا در پاسخ سوالات متعدد نيروها جوابهايي آشفته و متناقض گفته ميشود.
3- نیروهايي كه نامشان در لیست اخراج بنیاد ایران شناسي قراردارد، بعضاً تا بیش از 8 سال سابقه خدمت دارند و این در حالي است كه تا چندی قبل، بنیاد به صورت غیرقانونی، همواره از بیمه نیروها خودداری كرده و هم اکنون سنوات متوالی از خدمت آنها بدون سابقه بیمه است.
4- بنیاد ایران شناسي، به گونه اي بسیار نامتعارف كه خود حاكي از تنگ چشمي، غرض ورزی و بي تدبیری مدیران آن است، پژوهشگرانی را كه دانش آموخته و یا دانشجوی كارشناسي ارشد رشته ایران شناسي بوده و در همين ساختمان به تحصیل پرداخته اند، بر خلاف آيين نامه و صورت جلسات مصوب خود بنیاد، مبنی بر به كارگيري دانشجویان و دانش آموختگان ایران شناسي، با توجه به مرتبط بودن کامل رشته ایشان با نیازهای پژوهشی، بدون هیچ معیار و دلیلی اخراج و تعدیل كرده است. نکته بسیار قابل توجه و تکان دهنده آنكه ریاست بنیاد در ديدار اخير خود با وزير علوم، تنها مشكل بنياد ايران شناسي را فقدان نيروي انساني متخصص دانسته؟! و خواستار تأسيس دوره دكتري رشته ايرانشناسي شدهاست. (بنگرید به روزنامه اطلاعات مورخ 19/5/88 )
5- حضور چندين زوج جوان و نیز سرپرست خانوار شاغل در بنياد ايران شناسي در ميان افراد اخراجي و در نتيجه به نابودي كشاندن اقتصاد خانواده و شاكله آن كه خود منتهي به فروپاشي خانواده های مزبور خواهد بود، به قدري فضاحت بار بوده كه حتي مخالفت برخي از همین مديران را با اين شيوه به همراه داشته است.
6- مسئولين بنياد، وقیحانه و برای رفع مسئولیت از خود پس از ابلاغ حکم اخراج کارمندان اخراج شده، بی هیچ مقدمه و توجیه و دلیلی اعلام کرده اند که این افراد در مهلتی 10 روزه و در صورت تمایل به ادامه کار، می توانند درخواست انتقال به شعب نیمه تعطیل بنیاد در چند استان معدود را بکنند و طرفه آنکه به افرادي كه مثلا اهل جنوب کشور هستند پیشنهاد انتقال به تبريز و به شمالی ها پیشنهاد انتقال به بوشهر را داده اند. مسلما اين امر بيش از آنكه پيشنهادي جدي باشد، تمسخر و توهینی است سردرگم کننده كه هر عقل سليمي پذیرفتن اين امر را در كوتاه مدت و در فاصلهاي چند روزه و بی هیچ دلیل و توجیهی محال ميداند.
آنچه كه ذکر شد، تنها شمّه ای است از مشكلات عديده و وضعيت نابسامان بنياد ايران شناسي و كارمندان آن. در پايان از مسئولين محترم، تقاضاي عاجزانه رسيدگي به مشكلات كارمندان و پژوهشگران شاغل و در شرف اخراج بنياد ايران شناسي را داريم.
جمعي از كارمندان بنياد ايران شناسي ـ31 امردادماه 1388
من از جمله اخراجی های بنیاد ایران شناسی هستم با مدرک فوق لیسانس و در حالی که تنها 6 ماه از ازدواج من گذشته.
ریاست بنیاذ برای خود کاخ تنهاییی بنا کرده و مشتی بله قربان گو دور خود و به خیال ابلهانه اش به ایران خدمت می کند.
بنده خود يكى از كاركنان سابق اين بنياد هستم كه به دلايل شخصى از ادامه كار در بنياد ايرانشناسى انصراف دادم. اما همه مندرجات اين نامه را تاييد ميكنم. شخصى كه اين نامه را نوشته اصلا بى انصافى نكرده. وضع اين بنياد اسفبار تر از چيزى است كه در اين نامه منعكس شده.
من فوق لیسانس ایران شناسی هستم و سواد و معلومات من درباره ایران شناسی از هیچیک از کارکنان بنیاد مزبور از صدر تا ذیل کمتر نیست. هیچ شخصی باز هم از صدر تا ذیل پاسخی برای اخراج من نداشتند.حال قضاوت با شماست که مطالب این نامه درست است یا نه و نیز اینکه مسوولان این بنیاد کشکی و سلیقه ای رفتار کرده اند با خیر.



