مشکلات ويژه قطبي در خط دفاع
اتفاقات عجيب در اين فوتبال تبديل به پايه مسائل شده و اتفاقات عادي را در سايه قرار داده است.
به نوشته قدس؛ چند ماه پيش در اوج رقابت تيم ملي با کره جنوبي، عربستان و کره شمالي در راه صعود به جام جهاني، علي دايي در چند پست مهم به کمبود نيرو خورده بود که مهمترين پست، دفاع مياني بود؛ پستي که غير از جلال حسيني و هادي عقيلي، گزينه ديگري نداشت، البته داشت، اما شيث رضايي بعد از آن دعواي تاريخي با دايي در جريان بازي سايپا- پرسپوليس، خودش هم انتظار دعوت به تيم ملي را نداشت.
کار به جايي رسيد که پيروز قرباني بازيکني که در استقلال مدافع جلوزن در سيستم 2 - 5 - 3 بود، نامش در فهرست تيم ملي قرار گرفت و تبديل شد به آلترناتيو حسيني و عقيلي.
کافي است اتفاقات مهم بازي مس- پرسپوليس را در هفته نخست ليگ در ذهن مرور کنيم تا بفهميم پيروز قرباني به عنوان مدافع مياني در چهاربک خطي چقدر آسيب پذير است.
در آن روزها علي دايي مجبور شد قرباني را به عنوان جانشين احتمالي دو مدافع مياني اصلي تيم ملي دعوت کند و سرانجام به اين نتيجه رسيد که بهتر است اختلافات قديمي با شيث را فراموش کند و در جهت رسيدن به هدفي بزرگ، يعني صعود به جام جهاني، شيث را در پروژه مهم خود قرار دهد؛ اتفاقي که فرجام خوشي نداشت و به چهارم شدن ايران در گروهي پنج تيمي منجر شد.
حالا دوباره همين مشکلات کلي که اصلاً در سطح استاندارد نبايد اتفاق بيفتد، سراغ تيم ملي و افشين قطبي آمده است؛ جلال حسيني در سپاهان يا مدافع جلوزن مي شود يا دفاع راست در چهاربک خطي. در اين شرايط سرمربي تيم ملي هر وقت مدافعانش را تحويل مي گيرد، بايد ذهنيت کلي آنها را تغيير دهد.
افشين قطبي درحالي با مشکل تفاوت و حتي تناقض فکري با امير قلعه نويي در نحوه استفاده از جلال حسيني و گاهي هادي عقيلي مواجه است که مثل علي دايي با شيث رضايي مشکلات جدي دارد و گزينه هاي ديگر هم نياز به زمان دارند تا تبديل به مرد ملي شوند.
در واقع مشکلي که امروز قطبي پيدا کرده، شباهت زيادي دارد به مصائب علي دايي در خط دفاع تيم ملي، با اين تفاوت که قطبي فرصت زيادي تا آغاز بازيهاي مقدماتي جام ملتها و شکل کلي دادن به ايده هايش دارد، اما دايي در کوران مسابقات مقدماتي جام جهاني گرفتار ناهماهنگي با مربيان ليگ و نحوه استفاده از بعضي بازيکنان بود.
فوتبال ايران در فاکتورهاي مختلف، دور از فرم استاندارد حرکت مي کند و عجيب نيست که در چنين موضوعي هم غيراستاندارد پيش برود.
فقط بايد به اين نکات فکر کنيم تا وقتي ناکامي هاي طبيعي از راه رسيد، دچار توهم نشويم که تنها يک مربي مقصر بوده يا اينکه تاريخ پرافتخار فوتبال ايران، به دست يک نفر خراب شده و همه چيز درست بوده و به دست يک نفر با خاک يکسان شده است.


