حق بهجانب
همیشه حق را به خود میدهند. با کوچکترین حرفی یقهگیری کرده و گرد و خاک به راه میاندازند اما خوب که آبها از آسیاب افتاد فراموش میکنند چه حرفهایی را چشم در چشم یکدیگر گفتهاند و بلافاصله به دنبال کسی میگردند که کاسه کوزهها را بر سرش شکسته و پای خود را از مهلکه بیرون بکشند و چه کسی بهتر از مطبوعات و خبرنگاران بخت برگشته که شب و روز و در سرما و گرما آقایان را حمایت کردند برای طی کردن پلههای ترقی!
به نوشته جوان؛ بعد از شکست سپاهان مقابل استقلال، رحمتی حرفهایی جالب در مورد طالبلو و آن حوله جادویی که در هر بازی 90 دقیقه درون دروازه استقلالیها جا خوش میکند، زد. حرفهایی که جوابیههای زیادی داشت و جنجال آن به هفته دوم و سوم هم کشید.
این جنجال تا جایی ادامه پیدا کرد که پای باشگاه مس و مسؤولان استقلال و سپاهان هم به میان آمد اما وقتی طرفین دعوا برای پاسخگویی به این یقهگیری پای میز محاکمه شریفی نشستند، ماجرا به شکلی دیگر تعریف شد.
واعظ که شاید به عنوان ولی طالبلو راهی کمیته انضباطی شده بود، با قیافهای حق به جانب مطبوعات را عامل این درگیری عنوان کرده و میگوید:« بعضی روزنامهها در دروغگویی نمره 20 میگیرند!»
واعظ که قصد دارد با متهم نشان دادن مطبوعات عاملان اصلی این جنجال را بیگناه نشان دهد، فراموش کرده این کلمه در حیطه وظایف امثال او چقدر کاربرد و موارد استفاده دارد. او طوری حق به جانب حرف میزند که گویی هرگز لب به دروغ نگشوده!
این قبول که برخی بزرگنمایی میکنند و بعضاً مطالبی کذب مینویسند. اما آیا مدیران فوتبال از این مسأله مبرا هستند که به این راحتی مطبوعات و قشر زحمتکش خبرنگاران را زیر سؤال می برند!
آیا این مدیران فوتبال نیستند که هر سال قراردادهایی چند صد میلیونی می بندند و در اعلام ارقام حداقل از چند صد میلیون ناقابل چشمپوشی کرده و مثلاً قرارداد 600 میلیونی را 200 میلیون میخوانند؟!
آیا این مدیران فوتبال نیستند که حاضر میشوند برای ماست مالی اشتباهات مربیان و بازیکنان خاطی خود پروندههای کیفری آنها را نادیده گرفته و از بازیکنان خطاکار خود چون قدیسی پاک دفاع میکنند؟ شاید دروغگویی در بین جامعه فوتبالی گناهی نابخشودنی است که کسی از 10 فرسخی آن عبور هم نمیکند و فقط خبرنگاران هستند که به این معصیت تن میدهند که واعظ این چنین حق به جانب انگشت خود را به سوی مطبوعاتی که حمایتش میکنند نشانه میرود!


