درس شاه عباس برای دولت و حامیانش
پرده نخست: ایران، سال 989 ه.ق. (1580م.)
هرچند درباره رویکرد و رفتار شاه عباس صفوی انتقادهای فراوانی وجود دارد، شاید بتوان او را مقتدرترین پادشاه شیعه دانست که در زمان او صفویه به اوج رسید و عظمتی را تجربه کرد که در پانصد سال بعد و تا پیش از انقلاب اسلامی، هیچ گاه تکرار نشد.
هرچند شاه عباس در جوانی و هجده سالگی، سکان اداره کشوری آشفته را که دستخوش تاخت و تازهای دو همسایه شرقی و غربی، و درگیر اختلافات خاندانی داخلی شده بود، به دست گرفت، اما با تدبیر آن را اداره کرد و از بحرانها بیرون ساخت و پایههایی عظیمترین اقتدار را بنیان نهاد.
اما تدبیر شاه عباس در حل بحران چه بود؟
از شرق ازبکان از نابسامانی سود برده و تا مشهد رسیده بودند و از غرب نیز عثمانیها داعیه دار تصرف تبریز، تختگاه نخستین صفویان بودند. در داخل نیز بسیاری با حکومت او مخالف بودند. بی تردید غلبه بر دشمنان میسر نبود، مگر در سایه «وحدت داخلی» و همرأیی دولتمردان و با تکیه بر ارتشی قوی و منسجم و شاه جوان در حال حاضر هیچ یک از اینها را نداشت.
او به زودی با عقل و تدبیر و البته با «صبر و تانی»، بر داعیه داران داخلی چیره شد و به تدریج سران قزلباش را به اطاعت واداشت و در این راه، ابتدا از دشمن ترین دشمنان که متهم به قتل مادر ـ مهد علیا ـ و برادرش ـ حمزه میرزا ـ بودند، آغاز کرد و نهایتا به مرشد قلی خان که در مقطعی نیز با او همکاری کرده بود، رسید.
شاه عباس پس از آنکه مطمئن شد در داخل همه او را پذیرفتهاند، عزم دشمنان خارجی کرد. او میدانست که نمیتواند در «دو جبهه» هم با ازبکان و هم با عثمانی بجنگد پس نامه دوستانهاى به سلطان مراد خان نوشت و هدایاى گرانبهایى فرستاد که از آن جمله، 1500 رأس اسب ممتاز سوارى و سیصد و سى رأس حیوانات باربر بودند.
به موجب پیمانى که به امضا رسید، شهر تبریز با قسمت غربى آذربایجان و ولایت ارمنستان و شکى و شروان و گرجستان و قراباغ و بخشى از لرستان با قلعه نهاوند، ضمیمه خاک عثمانى شد. شاهزاده حیدر میرزا را هم سلطان عثمانى به رسم گروگان نزد خود نگاه داشت.
اکنون شاه عباس با خیال راحت از سوی غرب، رهسپار شرق برای نبرد با ازبکان شد. شاه عباس، ازبکان را به سختى شکست داد و تا ماوراءالنهر پیش رفت و خراسان را از دست راهزنى و غارتگرى آنان ایمن ساخت.
شاه عباس از این پس فکر خود را فقط بر شکست عثمانی معطوف کرد. به کمک برادران شرلی ارتش را مجهز کرد و به کمک این ارتش مجهز به توپ و سلاح گرم، به سرعت تبریز، ایروان، شروان، تفلیس و حتی موصل و دیار بکر را بار دیگر به قلمرو ایران بازگرداند. این فرصت برای تصرف بغداد و نجف و کربلا میسر نشد. شاه عباس «باز هم عجله به خرج نداد و با صبر و تانی» دو سال بعد، آهنگ بغداد کرد و این شهر و بقاع متبرکه نجف و کربلا را به تسخیر درآورد.
بدین سان شاه عباس صفوی، با صبر و حوصله و به کار نگیرفتن روشهای تند، خشن و عجولانه به تدریج موفق شد بر رقبای داخلی و خارجی چیره شد و یکی از اعصار طلایی تاریخ ایران را به وجود آورد. بی شک، هر گونه تعجیل و بی تدبیری در هر یک از شرایط فوق، از جانب شاه عباس، ایران را به باد تاراج و غارت دشمنان خارجی یا تاخت و تاز مدعیان داخلی میسپرد. شاه عباس به سیاستمداران یاد داد که سیاست علم تدبیر است نه عجله و شتاب. در سیاست هیچگاه در چندین جبهه وارد نزاع نمیشوند.
پرده دوم: سال 1388 ه.ش. (2009 م)
در قیاس با تدبیر و صبر شاه عباس بد نیست نگاهی به عملکرد دولت به ویژه شخص آقای رئیسجمهور و رسانههای حامی ایشان مانند کیهان، رجانیوز، ایران، وطن امروز و اخبار بیست و سی داشته باشیم. «دیگران غیر دولت» به بخشهای زیر تقسیم میشوند:
1- گروهی از مخالفان دولت که سر و سری با سفارتخانههای خارجی دارند که طبیعی و منطقی است با آنها برخورد قانونی و محکم صورت بپذیرد.
2- بخشی از مردم که به نامزدهای اصلاح طلب رأی دادهاند، اما به هر دلیل در مورد نتیجه انتخابات قانع نشده اند و از عملکرد رسانه ملی و وزارت کشور در ایام انتخابات ناراضی هستند و البته معترض هستند و نه آشوب گر. این گروه که در ابتدا از سوی رسانه ملی به رسمیت شناخته نمیشدند و تفاوتی با اغتشاشگران نداشتند، تهدید به کوبیدن سر به سقف و یا ملقب به ... شدند، هر چند که بعدا این اظهارات مانند فیلمهاله نور تکذیب شد!
3- نامزدهای انتخاباتی و فعالان ستادهای آنها دسته سوم هستند که بسیاری از آنها گذرشان به بازداشگاهها هم رسید، برخی از آنها محاکمه شدند و رسانههای حامی دولت نیز با انتخاب تیترهای تند و تیز در حال طراحی سناریویی برای کشاندن نامزدهای انتخاباتی به دادگاه هستند. آیا غیر از این است که برخی از مدیران میانی و اجرایی کشور به این جناح کشور دلبستگی فکری یا عاطفی دارند و حذف یک جناح کشور، لطمه ای جبران ناپذیر به ساختار سیاسی کشور خواهد بود.
4- آقایهاشمی رفسنجانی به عنوان حامی بزرگ و کنونی اصلاح طلبان که به غیر از تیترهای تند و اظهارنظرهای متعدد علیه ایشان، به نظر میرسد سناریویی برای حذف ایشان از تمام سمتها و مسئولیتها در جریان است. به هر حال چه خوب باشد و چه بد، آقایهاشمی فرد پرنفوذی است و کمک او میتواند دولت را در تحقق اهدافش یاری کند و البته عدم کمک ایشان هم مانع بسیار بزرگی است.
5- به نظر میرسد رسانههای حامی دولت اکنون از جناح اصلاح طلب عبور کرده و پروژه حذف و انتقام از اصولگرایان منتقد دولت را نیز در سر میپرورانند. اشکال و ایرادهای مضحک به مدرک لاریجانی و توکلی و انتقام اخبار بیست و سی از حجت الاسلام محمد مطهری و دکتر کاتوزیان و نامههای توهین آمیز کیهان به علی مطهری.
6- عدم همکاری با مجلس. واقعا همراه کردن آقای کردان در روز تحلیف برای ورود به مجلسی که او را به دلیل خلاف گویی در مورد مدرک جلعی استیضاح کرده به غیر از لجاجت چه معنایی میتواند داشته باشد.
7- به این لیست اضافه کنید اصرار عجیب آقای رییس جمهور بر مشایی با وجود نامه رهبری که سرانجام نیز به ریاست دفتری و نه عزل وی منجر شد که رنجش حامیان ولایی رئیسجمهور را به دنبال داشت.
8- در جبهه خارجی نیز سه خبرنگار آمریکایی را دستگیر کردهایم، تبعه فرانسه و مشاور ارشد سفارت انگلستان را نیز محاکمه نمودهایم.
اکنون جای این پرسش مهم است که از آقای رئیسجمهور و حامیان رسانهای ایشان بپرسیم:
آیا شما باور دارید در این نبرد تمام عیاری که آغاز کردهاید و با همۀ دیگران وارد نزاع شدهاید، امید دارید که پیروزی نهایی که تحقق سند چشم انداز و توسعه و پیشرفت ایران اسلامی عزیزمان است برسید، نه اینکه با برخی از برخوردها مانند مورد اول و آخر مخالف باشیم بلکه انتقاد بر سر «تمام عیار» بودن این نبرد با «همه» دیگران غیر دولت است.
دستکم اگر میخواهید بر کرسی اقتدار تکیه بزنید، از درس شاه عباس استفاده کنید و جنگی را در تمام جبههها و تمام میادین آغاز نکنید؛ نبردی که کیهان، رجانیوز، ایران، وطن امروز و اخبار بیست و سی آغاز کردهاند، برای ملت ایران اقتدار و پیروزی را به ارمغان نخواهد آورد.
به تعبیر مقام معظم رهبری، بیایید دوستان را دشمن نسازیم.




