صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
گفت و گوی منتشر نشده با زنده یاد مرتضی احمدی؛

روشن‌تر از خاموشی چراغی نیست

چند بار شهرستان رفتم و برگشتم تا آنجا که توانستم زحمت کشیدم، جمع کردم و فکر نمی‌کنم چیز دیگری به غیر از این 160 ترانه‌ای که ضبط کردم، مانده باشد. می‌دانستم به این سادگی‌ها نمی‌شود این کارها را خواند. می‌دانستم در جوی که زندگی می‌کنیم نمی‌شود. این همه ترانه به وزارت ارشاد رفت و بار اول فقط 12 آهنگ مجوز گرفت... ما همه چیز داریم و متاسفانه هیچ چیز نداریم.
کد خبر: ۵۷۷۱۶۷
| |
8988 بازدید
|
۹
روشن‌تر از خاموشی چراغی نیستزنده یاد مرتضی احمدی در گفت و گویی که به تازگی منتشر شده، تأکید کرده بود نگرانی‌اش پس از ضبط و ثبت ترانه‌های فولکلور روحوضی به کلی از بین رفته و تأکید کرد: چراغی که روشن شد، خاموش نمی‌شود. نویسنده از بین نمی‌رود، جامعه اصلاً نویسنده پرورش می‌دهد و فکر نمی‌کنم چیزی از بین برود.

به گزارش «تابناک»، آدم‌های زیادی نیستند که صفای وجود مرتضی احمدی را داشته باشند؛ آن هم در این روزهایی که آدم‌های باصفا تعدادشان کم است. نسل باسواد و باصفایی که مدتی است رو به انقراض رفته است. قطعاً احمدی یکی از همان‌هایی بود که وقتی در جایی حاضر می‌شد، فضا را از آن خود می‌کرد. با آن انرژی و شور مثال زدنی که آدم را متعجب می‌کرد؛ آن هم در آن سن و سال.

شما چند وقت است که آدم‌هایی را که فقط و فقط شبیه خودشان باشند ندیده‌اید؟ آدم‌هایی که اصلی‌اند، آدم‌هایی که آدم را فقط یاد خودشان می‌اندازند؟ حتی وقتی نیستند و نمی‌شود صدایشان را شنید، همیشه یک فایل پروپیمان آن گوشه ذهن دارند که نمی‌گذارند از خاطره‌ها پاک شوند.

این گفت و گو که سمیه قاضی زاده با مرتضی احمدی انجام داده و آخرین یا یکی از آخرین گفت وگوهای این هنرمند کشورمان در دوران حیاتش است و البته احتمالاً طولانی‌ترین گفت و گوی زنده یاد احمدی است، به تازگی در پارگراف منتشر شده است.

«تابناک» گزیده‌ای از این گفت و گو را تقدیمتان می‌کند؛


- از سال 46 به دنبال این کار (ثبت ترانه‌های بومی تهران) بودم. من به ترانه های بومی تهران خیلی علاقه داشتم و هنوز هم دارم. یکسری از ترانه‌ها را شنیده بودم، یکسری از آنها را ناقص حفظ کرده بودم. با خودم گفتم که بهترین راه این است که از همین جا حرکت کنم. با تمام هنرمندای آن حوزه مصاحبه کردم. خیلی زحمت کشیدم. چند بار شهرستان رفتم و برگشتم تا آنجا که توانستم زحمت کشیدم، جمع کردم و فکر نمی‌کنم چیز دیگری به غیر از این 160 ترانه‌ای که ضبط کردم، مانده باشد. البته باز هم هست. یکسری قطعات دیگر هم هست. یکسری قطعات مناسبتی که بیشتر آهنگ‌های عروسی است.روشن‌تر از خاموشی چراغی نیست

- می‌دانستم به این سادگی‌ها نمی‌شود این کارها را خواند. می‌دانستم در جوی که زندگی می‌کنیم نمی‌شود. این همه ترانه به وزارت ارشاد رفت و بار اول فقط 12 آهنگ مجوز گرفت. من زمانی که این کتاب را نوشتم، هر یک از این ترانه‌ها به یک مناسبتی به وجود آمده بود. آخر نمی‌شود یک ترانه‌ای را که بی‌خود خواند. می‌بینید که نکته‌ای در آن هست اما چه چیزی؟ «مثل دندون دندونم کن، با دندون دون دونم کن»، یک دختری در حصار پدر گرفتار است، با دیوارهای بلندی که آفتاب را نمی‌دیده و فقط در مطبخ بوده و زیر دیگ پلو را فوت می‌کرده، چه می‌دانسته «زیر درخت مرزه، دل آدم می‌لرزه»، دلی نداشته که لرزشی حس کند... همه اینها حساب و کتاب داشته است.

- آقای چمن آرا قشنگ‌ترین اسم را روی این کار گذاشتند، اسم این کار را «صدای طهرون» گذاشتند. من وقتی این اسم را شنیدم، لذت بردم. خودم خیلی فکر کرده بودم ولی به جایی نرسیده بودم. آقای چمن آرا خیلی راحت اسم آن را «صدای طهرون» گذاشت. حالا نمی‌دانم که بالاخره می‌توانند این صدا را خاموش کنند یا نمی‌توانند خاموش کنند.

- مادرم زنی مذهبی بود که صدای بسیار خوبی داشت. هر وقت که برای برادر کوچکم لالایی می‌خواند، من به او نگاه می‌کردم و مجذوب صدای خوبش می‌شدم. کم کم شعرها را حفظ کردم و بعضی وقت‌ها لالایی‌ها را با هم می‌خواندیم. یواش یواش بچه‌های محل فهمیدند صدای من خوب است. دور هم جمع می‌شدیم و آواز می‌خواندیم. به صفحات مرحوم «جواد بدیع زاده» که ترانه‌های فکاهی می‌خواند هم علاقه خاصی داشتم و می‌شنیدم، حفظ می‌کردم و برای خودم با بچه‌های محل می‌خواندم. خواندن برای من انگیزه شد و از خودم می‌پرسیدم: «چرا نباید از صدایم استفاده کنم؟»

- هیچ نوازنده‌ای نمی‌تواند ترانه‌های قدیمی تهران با بنوازد. شاید یکی از مشکلات ما برای تنظیم آلبوم‌های «صدای طهرون» هم همین بود. من می‌دانم که آلبوم نباید فقط با یک تنبک اجرا شود ولی هم محدودیت نوازنده و هم محدودیت زمان به ما اجازه نداد. یک جاهایی زنگوله، دایره یا کُر هم هست ولی به هر حال سازهای تهران قره‌نی است که باید در یک سری قطعات باشد، خود دایره هست و بعضی جاها کمانچه‌کش باید باشد تا کمانچه مطربی را بزند و هیچ‌کس نمی‌تواند بزند؛ نداریم یا حداقل ما نتوانستیم پیدا کنیم.

- به نوه‌ام گفته‌ام زمانی که توانستی مثل یک نوازنده تار روحوضی بزنی، آن وقت نوازنده خوبی هستی. یک دعوتی داشتیم که در آنجا استاد ضرب، عبدالله ایرلو بود. ایشان یکی از استادهای ضرب است که هیچ‌کس اسمش را نگفته اما من در اینجا می‌گویم که تمام برنامه‌های گل‌ها و برگسبز از طرف او بود. من را دعوت کرد. فقط تار می‌زد. باور کنید سه چهار ساعت تار زد و تار زدن او جمعیت را گرفته بود. همین طور می‌زد. خب بگذارید، دست‌شان باز شود، طوری ضبط شود که در سطح جهان مطرح شود. حیف است. الان اگر همین کارهای من با ارکستر کامل باشد، مشتری‌شان هم بیشتر می‌شود؛ چه ایرانی و چه خارجی.

- یک تئاتر روحوضی توسط سعدی افشار به فرانسه برده شد. سعدی افشار سواد ندارد، چه برسد به این که زبان انگلسی و فرانسه بداند. اما نگاه کنید ببینید مطبوعات هنری فرانسه راجع به این تئاتر چه نوشتند؟ نوشتند این مکتب تا به حال کجا بوده است؟ این چه مکتبی است که ناشناخته مانده است؟ از خودش بپرسید، ببینید چه چیزهایی راجع به او گفتند؟ نگاهی به مطبوعات هنری فرانسه بیاندازید، ببینید یک سیه چرده که لباس خودش را هم تنش کرده بود، کلی راجع به او بحث کردند. ما همه چیز داریم و متاسفانه هیچ چیز نداریم.

- موسیقی اصیل تهران که شروع شد کوچه باغی بود. من با تحقیقات زیادی که کردم از زمان قاجار به این طرف موسیقی لشی بود، بعد می‌شود لاتی، بعد باباشمل. سال 1316 احمدالملک صبا، ذکاالملک فروغی، مرتضی خان نی داوود، آقا موسی خان معروفی به این نتیجه رسیدند که یک گوشه از موسیقی ملی ماست. این را گذاشتند به نام بیات تهران ولی هنوز که هنوز است مردم می‌گویند موسیقی کوچه‌باغی و غزل. ریشه هنرهای روحوضی من از اینجا شروع می‌شود. کار ریتمیک مال تهران است. تمام آوازهای قدیمی یک پیش درآمد دارد و یک چهار مضراب دارد که ضربی است. همه اینها جزو هنرهای بومی تهران شناخته شد.

- من فقط خودم این قطعات را خوانده‌ام. هیچ‌کس دیگر نخوانده و فکر نمی‌کنم کسی بتواند بخواند. گفتم که صدا باید صالت خودش را داشته باشد. ببینید هیچ وقت شجریان کردی نمی‌خواند، شهرام ناظری هم گیلکی نمی‌خواند. حتی یک کردی که خانه‌اش اینجاست و بچه‌‎اش اینجا بزرگ شده، بچه‌اش نمی‌تواند آن کردی را درست بخواند... 22، 23 سالم بودم، زمستان سختی بود و زیر کرسی خوابیده بودم. از کوچه صدای کوچه باغی شنیدم، سبک بسیار خوبی بود، سبک همان ابراهیم غزل خوان بود. من پالتویم را روی دوشم انداختم و در حالی که یک پیژامه نازک تنم بود، دنبال این رفتم. تا خانی آباد دنبالش رفتم و در راه با او تمرین کردم که بعد ذات الریه گرفتم. چون من در آن شرایط و با آن فرهنگ بزرگ شدم، خواه ناخواه حالات صدای من همین است.

- من به شخصه نزدیک به هفتاد سال در این شهر هستم. افتخار می‌کنم هیچ وقت کاری نکردم که کسی اشکش در بیاید. همیشه شادی بوده است. ممکن است خودم خیلی ناراحتی‌‌ها داشته باشم که داشتم ولی کسی نفهمیده است. سعی کردم مردم شاد باشند. چه چیزی بهتر از این است... تابستان که می‌شد پرستوها از کرج برمی‌گشتند، در هر خانه‌ای پرستو بود. کسی پرستو را اذیت نمی‌کرد. الان پرستو نمی‌بینید. شب کورها رفتند. گنجشک‌ها دارند می‌روند. کلاغ‌ها دارند می‌روند. همه رفتند اینهاست که باعث غم من می‌شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۸
انتشار یافته: ۹
احسان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
خدا رحمتش کنه
آ-م
|
Japan
|
۰۸:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
خدا رحمت کنه این مرد فرهیخته را
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
روحش شاد و یادش گرامی
بهزاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
فقط مردم هستند که تصميم ميگيرند چه چيزي خاموش بشه و چه چيزي روشن بمونه.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
بالاخره روزی ارزش زحمات ایشان مشخص میشود. متاسفانه از ایشان تقدیر و تجلیل درستی به عمل نیامد. روحش شاد
حمید کلباسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
مردان حقیقت که به حق پیوستند
از قید تعلقات دنیا رستند
چشمی به تماشای جهان بگشودند
دیند که دیدنی ندارد ، بستند
روحت شاد داش مرتضی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۱
همیشه بعداز مرگ یامان میفته که.........
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۲
من هر وقت صدای ایشان را می‌شنوم شاد میشوم لذت میبرم روحش شاد
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۲
مرتضی احمدی یک ایرانی اصیل بود روحش شاد بجای گریه شادی وخرمی را بایرانیان هدیه مینمود
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟