اندر حكايت كارت سوخت
يكي از بينندگان «تابناك» كه متخصص كامپيوتر است، با انتقاد از بيمسئوليتي دستگاههاي مرتبط و مسئول درباره كارت سوخت در بيان مشكل پيش آمده و پيگيريهاي انجام شده، آورده است:
اينجانب دانشجوي سال آخر دکتراي کامپيوتر و استاد دانشگاه زنجان و مدرس دانشکده فني دانشگاه تهران هستم اين را ميگويم تا مسئولان محترم کارت سوخت، بدانند با يک فرد عامي کامپيوتر نديده طرف نيستند.
قصه اينجاست که سند ماشين اينجانب به نام خواهرم است، چون در هنگام خريد، وقت ايشان بازتر از من بود. اين هفته از زنجان به تهران آمده بودم که خواستم باک خالي ماشين را پر کنم و با کمال تعجب، کارتم که تا چند وقت قبل کار ميکرد، از کار افتاد و دستگاه پيام داد: کارت شما در ليست سياه است. حال اگر من با خانواده در جاده بودم چه اتفاقي ميافتاد؟
امروز با در دست داشتن همه مدارک ماشين و کارت سوخت به دفتر پستي کوي دانشگاه رفتم تا مشکل را بيابم. ظاهراً مزاحم گپ زدن آقايان شده بودم و با کمي بيادبي گفتند: هم شناسنامه خودت لازم است و هم مالک.
گفتم: عزيز من، من که الان در تهرانم، شناسنامه خواهرم که در زنجان است را از کجا بياورم؟ نخواستيم کاري کرده و مشکل را حل کنيد، بفرماييد مشکل چيست؟ حضرات نيز با ادامه کمي بيادبي، روي اعصاب ما راه رفته، از هرگونه اطلاعرساني دريغ کردند.
بعد به دانشگاه رفتم و سايتهاي پليس، شرکت نفت، دولت الکترونيک و ... را زير و رو كردم. الحق که حيف پول، حيف جون يا حيف نون که اين سايتها طراحي شدن. ضمنا ديروز در سايت محترم خدمات کارت سوخت، مشکل خود را با همه جزييات ثبت کرده و شماره پيگيري دريافت کردم، ولي خبري از جواب نشد.
من گمان ميکنم استراتژي دولت محترم در زمينه کارت سوخت، استراتژي پاسکاري است، زيرا در هيچ سايتي هيچ شماره تلفني براي افرادي که در زمينه کارت سوخت مشکل دارند، نيامده و جالبتر آنکه در سايت کارت سوخت، بخش «ارتباط با ما» که قاعدتا براي چنين کار بزرگي بايد حتي Live Chat داشته باشد، به طرز شرمآوري به GuestBook وصل است.
از 118 شماره تلفنهايي از شرکت نفت در ايرانشهر (تنها کلماتي که از آقايان با ادب دستگيرم شد) گرفتم ولي آنها هم طبق روال شمارههاي نهادهاي دولتي در ايران هميشه به امور مهمه مشغول بوده وقت پاسخگويي به در راه ماندگان را ندارند.
در آخر به عنوان يک شهروند و نه يک متخصص کامپيوتر، چند پرسش دارم:
1 ـ آيا اگر کسي با اتومبيل قرضي به مسافرت رفت، بايد قبلا بداند كه بايد شناسنامه تمام اجداد مالک را همراه ببرد؟ تکليف اين همه اتومبيل که به نام نيستند، چه ميشود؟
2 ـ اين سايتهاي به دردنخور که تاريخ آخرين بروزرساني برخي از آنها مربوط به آغاز طرح سهميه بندي است، به چه درد ميخورند؟
3 ـ اگر من نصفه شب با خانواده در راه مانده بودم، تکليف چه بود؟
4 ـ و سرانجام چه فرد، نهادي، شماره تلفني و... مسئول نهايي پاسخگويي به شکايات در زمينه کارت هوشمند است؟
يک پرسش هم به عنوان يک متخصص کامپيوتر دارم:
اين سايتهاي بسيار پيشرفته توسط چه شرکتها و با چه استاندارهايي و نظارتهايي راهاندازي شدهاند؟
چرا به حال خود رها شدهاند؟ به عنوان يک شهروند حق دارم بدانم چه هزينهاي از بيتالمال براي اين سايتها صرف شده؟ آيا اصولاً گردش کار فرمال Formal Work Flow براي کارت هوشمند، دستكم يک بار انجام شده که همه روزه شاهد مشکلات پيشبيني نشده نشويم.
در پايان، از گرداندگان محترم سايت «تابناک» خواهشمندم به احترام اينکه اينجانب شهروند اين کشور و خواننده هميشگي سايت شما هستم، اين پيام من را انتشار نمايند، شايد به اين روش، گرهي از كار مردمي که ابزار رسانهاي ندارند، باز شود و شاهد در راه ماندن بيگناهان نباشيم.
بنده از دور دستی بر آتش کارت سوخت دارم و ضمن پذیرش برخی ضعفها کمی صحبتهای ذک شده را بی انصافی دانستم و بر خود لازم می دانم نکات زیر را ذکر کنم.
1- سایت شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی کاملاً به روز بوده که آدرس آن نیز در پشت کارتهای سوخت درج شده است. این استاد محترم بهتر بود به جای 118 به کارت سوخت خود یک نیم نگاهی بیندازد.
2- متاسفانه درگیر شعارزدگی شده ایم. استاد گرامی شما چقدر دلسوزانه کار می کنید؟ آیا شما جزء دولت نیستید؟ دولت کیست؟ آیا یک کارمند شرکت خدمات کارت هوشمند که کارمند رسمی دولت نیست اگر توهینی بکند فقط به یک کلمه کلی یعنی دولت برمیگردد؟ آیا آن شخص برادر من و جنابعالی نیست؟ اگر اساتیدی خدای ناکرده کیلویی درس می دهند و یا نمره می دهند باید آنرا به یک لفظ کلی دولت منتسب دانست؟ شاید هم می خواهید بگوئید که دانشگاههای ما جزء دانشگاههای برتر دنیا هستند؟؟!!!
3- در خصوص استفاده از متخصصان در پروژه کارت هوشمند، مشاورین این پروژه از برجسته ترین اساتید داخلی هستند.
4- استاد عزیز اگر پلیس ماشین شما را به پارکینگ منتقل کند آیا بدون اثبات مالکیت می توانید آنرا تحویل بگیرید. چرا به خود حق توهین به مجموعه ای می دهید که کاری بی نظیر در حوزه IT انجام داده اند؟
5- این توضیح من درد دل یک هموطن بود و آنرا پاسخ رسمی دولت تلقی نکنید. ولی بنده حقیر با آغوش باز پذیرای این استاد گرامی و هر ایرانی دلسوزی که بدون کلی گویی و شعارزدگی قصد کمک به ما را داشته باشد، هستم.
تا همه با هم تلاش نکنیم به جایی نخواهیم رسید. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. یاعلی
نه خبری اطلاعی هیچ؟اگه به قول نویسنده مطلب در جاده یا یه شهر دیگه بودیم باید چیکار می کردیم .حالا هم بایستی 1 ماه (شاید هم بیشتر)صبر کنیم تا کارت جدید بیاد فقط بابت اشتباه خودشون.
الف ) فقدان رعایت ادب از سوی هر کسی باشد مذموم و ناپسند است چه رسد به آنانی که وظیفه خدمت رسانی به مردم را دارند.پس در این موضوع باید فرد بی ادب توبیخ و یا لااقل توجیه و یا برکنار شود.
ب) در مورد سایت ، آن سایتی که میفرمایند هنوز اعلام نشده و بابت آن هم ریالی از جائی خرج نشده است و فقط پیمانکار اصلی پروژه یعنی شرکت صنایع مخابراتی راه دور ایران . آن سایت به منظور راه حل پاسخگوئی به مردم در صورت احتمال عدم راه اندازی به موقع دفاتر خدمات مشترکین راه اندازی نموده است و به علت راه اندازی به موقع دفاتر عملا از اعلام راه اندازی سایت خود داری گردید. اگر چه پیمانکار پروژه آمادگی به روز رسانی و اداره سایت را برای ادامه و ارائه خدمات دارد.
ج) چرخه حیات گردش کار کارت سوخت دارای اشکالاتی است که عملا بر طرف کردن انها ممکن است مشکلات عدیده دیگری را پدید آورد. همه آنانی که دست اندر کار این کار عظیم بوده اند بر بسیاری از مشکلات این کار و اشکالات اساسی وارده بر آن اگاهند اما رفع آنها نیازمند تدوین نسخه جدیدی است . و همچنان که دوست محترم خود میدانند تولید نسخه جدید با وجود 15000.000 مشترک بسیار صعب است.
ج) در صورت تصمیم به اعلام استفاده از سایت( توسط مسئولین کارت سوخت که از سازمانها و نهادهای متفاوت هستند) پس از اعلام راه اندازی آن قطعا پیشنهادات دوست محترم لحاظ میشود.
از لطفی که در انتشار این متن میفرمائید کمال امتتنان را داریم.
- عدم انجام مهندسی اجتماعی مورد نیاز و عدم اتخاذ راه حلهای مناسب جهت تامین سهمیه مشاغل خاص و نیازمندی های مختلف
- عدم وجود استراتژی مناسب برای مدیریت روابط با استفاده کنندگان و مشتریان
- عدم ایجاد پایگاه های Customer Care به تعداد کافی و با روش های متداول روز و عدم انجام آموزش های لازم برای پرسنل جهت برخورد مناسب و پاسخگویی به مراجعان (نمونه چنین آموزش هایی در همین مملکت در حال انجام است، به عنوان مثال مهمانداران هواپیما)
- عدم توجه به عملیات راهبری سیستم (Operation) و عدم لحاظ کردن مباحث مربوط به مدیریت خدمات فن آوری اطلاعات (IT Service Management) و عدم استفاده از استانداردهای رایج از قبیل ITIL که نتیجه آن ناهماهنگی و عدم ایستایی اجزاء سیستم در عملیات روزانه است.
- عدم اتخاذ تدابیر مناسب جهت برخورد با اتفاقات سیستم (System Incidents) و نبود روش های کارآمد برای ثبت، گزارش، رفع، ارتقاء آنها در چرخه حیات سیستم
- عدم تدوین استراتژی هایی برای مدیریت بحران و مدیریت ریسک در پروژه و نبودن روش هایی برای ادامه حیات در صورت بروز بحران که در دنیا با عنوان BCP/DR شناخته می شود که نمونه آن از کار افتادن کارت خوان های کارت در اراک به علت برودت بیش از حد هوا بود.
به طور کلی اجرای یک سیستم در حد ملی نیازمند استفاده از آخرین روش های عملیات Enterprise است. در چنین سیستم هایی موضوع فقط راه اندازی سیستم نیست بلکه راهبری و مدیریت آن بخش اصلی سیستم است که متأسفانه در ایران برای هیچ یک از پروژه های کلان IT این مسأله در نظر گرفته نمی شود و این تفاوت اصلی بین ما و کشورهایی است که فن آوری اطلاعات در آن ها به درستی استفاده و هدایت می شود. نتیجه این امر عدم اعتماد عمومی به فن آوری اطلاعات و عدم کارایی پروژه های ملی با وجود صرف هزینه کلان برای راه اندازی آنهاست.





