مفسدین محروم نمیشوند، ردصلاحیت میشوند
پس از انتشار اسامی برخی مربیان و بازیکنان محروم که با تخفیف و تعدیلهایی همراه شد، برخی از اشخاص که خود را در آستانه حذف از فوتبال کثیف ایران طی پروژه سالمسازی محیط این رشته ورزشی میدیدند، مترصد به هر موضع و موضوعی برای بقاء و عدم ورود به فاضلاب ورزش نشوند، غافل از آنکه برخی از اشخاصی که از آنها تحت عنوان محروم یاد میشود -به استثنای تعدادی که توسط دلالان و عواملشان در رسانهها برای لوث کردن این موضوع مطرح شدهاند- با مشکلات عدیده دیگری روبرو هستند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ برای بررسی محرمیتهایی که نسبت به برخی بازیکنان و مربیان مطرح میشود، ابتداً می بایست یک پرسش را مبتنی بر فرض مطرح ساخت و آن اینکه اگر یک ورزشکار، مربی، داور، سرپرست و یا یک مسئول ورزشی به نحوی از انحاء در حین ارتکاب جرمی دستگیر شده و یا نفراتی شهادت به ارتکاب جرمش دهند (هرچند که بنابر فشار اظهارات مکتوبشان را پس بگیرند)، در صورتی که این چهره ورزشی به واسطه ارتباطات از گزند تنبیهات سخت بگریزد و به وی تخفیف داده شود، آیا صلاحیت ادامه فعالیت در حوزه ورزش را دارد؟
در صورتی که یک ورزشکار یا مربی شهرستانی تازه به دوران رسیده کم سواد که در بسیاری موارد حتی با فرهنگ شهری نیز آشنایی ندارد، اسیر زرق و برق شهرهای بزرگ شده و با دریافت مبالغی که حتی بعضاً توان نوشتن آن را به عدد ندارد، تن به اموری بسپارد که منجر به لطمه دیدن ورزش کشور شود و شخصیتی که از قهرمانان و مربیان ورزشی نزد مردم به عنوان چهرههای بااخلاق وجود دارد خدشه وارد سازد چه باید کرد؟
این خطاها از دو حالت خارج نیست که اگر همچون فحاشی در زمین ورزش و فوتبال و یا حواشی آن به وقوع بپیوندد، در صورت قابل گنجانده شدن در قوانین و آیین نامههای کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، از طریق این کمیته پیگیری میشود و در غیر این صورت به مراجع صالحه قضایی برای رسیدگی ارجاع داده میشود اما در مواردی که کاملاً خارج از فضای ورزش صورت پذیرد و طبق قوانین داخلی جزو اعمال مجرمانه تلقی میشود، صرفاً مراجع قضایی حق رسیدگی دارند. با این حال مسئولان ورزشی مکلف هستند، با توجه به کیفیت قانونشکنی یک ورزشکار، مربی یا داور با وی برخورد کنند.
متاسفانه سوابقی از شرب خمر، روابط نامشروع، باج خواهی، مصرف و توزیع محدود مواد مخدر میان اطرافیان، قاچاق و توزیع داروهای دوپینگ برخی مربیان، تعدادی بازیکنان، معدودی از داوران و اندکی از سرپرستان و مدیران ورزشی وجود دارد که بخش اعظمی از ورزشیهای دارای چنین پروندههایی در دایره فوتبال خلاصه میشوند که اینها تماماً در قوانین کیفری به عنوان یک جرم تعریف حقوقی داشته و شامل مجازاتهایی میشود.
با این حال در بسیاری از موارد که این عده حین ارتکاب جرم دستگیر شدهاند، به واسطه شهرتی که همین ورزش برای آنها به ارمغان آورده و با تکیه بر دوستان و آشنایان برای حفظ آبرویشان، مسئله حل و فصل شده است و این ایام دیگر اینکه شنیده شود یک مدیرعامل برای خروج بازیکن، مربی، خبرنگار یا حتی لیدرش از بازداشت موقت دست به دامان همگان شود، مسئله چندان عجیبی نیست.
در واقع مدیران ورزشی علیالخصوص مدیران باشگاههای فوتبالی برای آنکه نتایج مدنظرشان حاصل آید، نه تنها از جذب بازیکنانی با چنین سوابقی خودداری نمیکنند، بلکه درصدد عبور این عده از موانع ادامه حضورشان در عرصه فوتبال برمیآیند که در روزهای اخیر نیز برخی مدیران که به واسطه مسئولیتهایشان در برخی بخشها نفوذ دارند، با فشار قصد تحمیل دیدگاههایشان را داشتهاند و برای حفظ برخی چهرههایی که فسادشان بارها به شکل مشهود قالب پرونده به خود گرفته، از تمام توان بهره گرفتهاند!
همین مسئله باعث شد که سازمان لیگ فوتبال از ذکر شفاف اسامی خودداری کرده و در اعلامی رسمی تاکید نماید، آنهایی که خودشان میدانند چه مشکلاتی دارند، قرارداد نبندند چراکه برایشان کارت بازیکنی یا مربیگری جهت حضور در لیگ صادر نمیشود. به عبارت سادهتر سازمان لیگ فوتبال شخصی را محروم نکرده و تنها صلاحیت برخی اشخاص را که مردود نموده یا تایید نکرده است یا اجازه فعالیت شان را در سطح نخست فوتبال ایران صادر نکرده و آنها را برای متنبه شدن راهی لیگ دسته یک کرده است. این رویه به آن شکل است که تعیین شود برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ برتر این سطح مدرک مربیگری و برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ قهرمانان آسیا به این مدرک مربگیری برای احراز صلاحیت فنی نیاز است که هیچ مربی نیز نمیتواند در این زمینه شکایت کند و حال همین روند در خصوص مباحث اخلاقی مطرح شده است و عدهای فاقد صلاحیت تشخیص داده شدهاند.
با این وجود؛ این عده که مفسدههای دیروزشان امروز گریبانشان را فشرده است با تکیه بر عوان و انصارشان در تعداد قابل توجهی از رسانهها و میان برخی مدیران که اکثر آنها با واسطهها و دلالان ارتباطی دیرینه دارند، درصدد کندن برچسب مفسد از خود هستند تا همچنان با تجارت کثیف شان در فوتبال ادامه دهند اما آیا باید به مربی که بازیکنان تیمش را وادار به مصرف داروهای غیرمجاز میکند یا به بازیکنان رفتراهای غیراخلاقی آموزش میدهد، باید مجال نفس کشیدن داد؟
آیا مربی دلقکی که در رختکن به بازیکنان توصیه میکند به داور احترام بگذارند اما هنگام خم شدن برای احترام به او فحش ناموسی بدهند چرا که احترام آنها در چهارچوب دوربین و بینندگان میگنجد، نباید ریشه اش از فوتبال کشور خشکیده شود؟ آیا مربی که با بازیکنانش همچون برده برخودر میکند و با وجود انکه برای آنها قراردادهای چند صد میلیونی منعقد میکند اما در نهایت تنها چند ده میلیون یا حتی چند میلیون به آنها پرداخت میکند، حق حیات در فوتبال ایران را دارد؟
آیا مربی که با دلالان به سفرهای خارجی میرود و بازیکنی با قیمت نیم میلیارد تومان یا قدری کمتر را به فوتبال ایران میآورد و علیرغم پرداخت این رقم سنگین، در طول یک فصل کمتر از یک ساعت از این بازیکن استفاده میکند و بخشی از بیتالمالی که اینچنین به هدر رفته را به جیب میزند، قابل ترحم است؟
مطمئناً چهارچوبهای قانونی ایران آنچنان وسیع است که این عده در آن بگنجند و نه تنها از صحنه ورزش و فوتبال حذف شوند، بلکه برخوردهای جدی نیز در چهارچوب دستگاه قضاء با آنها صورت پذیرد و در صورتی که مسئولان سازمان لیگ فوتبال نتوانند برابر فشارهایی که حتی در برخی موارد سیاسی بوده و به برخی مربیان و بازیکنان که از برخی کاندیداها حمایت کردهاند، هماکنون به عنوان اهرم فشار برای حذف وجود کثیف شان در فوتبال هستند، مجدداً آوانس داده و یا به واسطه فشار برخی مهرههای داخلی از محرومیت عدهای در گذرند، نه تنها ریشه این فساد نخواهد خشکید که در آینده با لوث شدن چنین مسائلی فراگیرتر از آنچه بتوان تصور کرد خواهد شد.
از این حیث قطعاً در صورت عقب نشینی سازمان لیگ فوتبال از جلوگیری از ادامه فعالیت این عده، سایر دستگاهها که پیگیری تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقی و اقتصادی در شرح وظایف آنها میگنجد ورود کرده و به آنهایی که اخطار داده شده بود تا با تیمی قرارداد نبندند، این بار در فضایی متفاوت قرار خواهند گرفت که آنچه تاکنون انجام دادهاند تماماً با ریز جزئیات بیان خواهند کرد و به عنوان یک مجرم با سوء سابقه مشخص که به آن معترف خواهند بود، از ورزش خداحافظی خواهند کرد.
این مسئله قطعاً به FIFA نیز به عنوان متولی فوتبال جهان و CAS به عنوان حکمت بینالمللی ورزشی تحت تابعیت IOC مرتبط نیست، به دلیل آنکه در چهارچوب قوانین داخلی ایران میگنجد و نهادهای بینالمللی ورزشی نه تنها حق دخالت در قوانین داخلی کشورها همچون قوانین کیفری و مجازاتهای تنبیهی را ندارند، بلکه خود نیز به دلیل احاطه به حوزه اختیارات و وظایف شان در این مسائل ورود نمیکنند و به همین دلیل هر شکایتی با این مضمون در نهادهای بینالمللی مورد اشاره، قابل رسیدگی نخواهد بود و از این حیث محرومیت فوتبال ایران در صورت شکایت برخی مفسدین از فدراسیون فوتبال ایران که برخی اشخاص وابسته به جریانهای معلوم با طرح آن درصدد تخریب فضا و عقب نشینی پیگیری کنندگان برآمدهاند، به هیچ عنوان قتابل تحقق نیست.



