استيلي و پيرواني در کورس پرسپوليس
او مدتهاست که صبر کرده، به اين اميد که اولين رداي سرمربيگري را در تيم محبوبش به تن کند. پيشنهادهاي بسياري را پس زد. حتي فصل گذشته از نيمه راه اصفهان به خانه برگشت و سپاهاني نشد، به اميد اينکه زمزمه ها در خصوص بازگشت کاشاني به پرسپوليس به حقيقت بينجامد.
کد خبر: ۵۳۲۸۸
| | 1365 بازدید
1 ) حميد استيلي و افشين پيرواني نقاط مشترک نسبتاً زيادي دارند. هر دو متعلق به نسلي از ستاره هاي پرسپوليس هستند که دوران گذار از علي پروين را درک کرده اند و بر خلاف اهالي دهه 60 اين باشگاه به اين باور رسيدند که مي توانند وارث تاج و تخت سلطان باشند.
به نوشته قدس؛ هر يک به طريقي در راه رسيدن به اين هدف کلي برنامه ريزي کرده و پيش مي آيند. پيرواني بيشتر ايذايي عمل کرد و آرام و بي سر و صدا پيش آمد، اما حميد استيلي بيشتر رو بازي کرد و نقش مرد هميشه حاضر را براي خود پذيرفت. ماند و ماند تا نوبتش برسد و سرانجام جاي نفر بغل دستي بنشيند.
2 ) شانس با پيرواني بيشتر يار بود، در حالي که استيلي سالها انگ نفر دوم بودن به هر شکل ممکن را به جان خريد و سر بسياري از سرمربيان تيم را خورده بود، بدون آنکه فرصت لمس صندلي اول نيمکت را داشته باشد، پيرواني ناگهان از راه رسيد و جاي امپراتوري نشست که استيلي زمينه ساز موفقيت و محبوبيتش بود، اما از آنجا که گويي اين دو در از دست دادن موقعيتها هم تفاهم دارند، پيرواني هم باد آورده را به دست باد کم تجربگي سپرد و آن را از کف داد.
3 ) تفاوت اين دو «تازه مربي» آنجا شروع مي شود که حميد استيلي بعد از سالها انتظار سرانجام متوجه اين نکته شده است که جواني اش را نبايد به پاي پرسپوليس تباه کند، اما پيرواني هنوز متوجه اين نکته نيست.
استيلي فهميده که از شواهد و قرائن اينگونه بر مي آيد که غير از کاشاني، او نتوانسته از مديران عامل ديگر پرسپوليس دل ببرد.
او مدتهاست که صبر کرده، به اين اميد که اولين رداي سرمربيگري را در تيم محبوبش به تن کند. پيشنهادهاي بسياري را پس زد. حتي فصل گذشته از نيمه راه اصفهان به خانه برگشت و سپاهاني نشد، به اميد اينکه زمزمه ها در خصوص بازگشت کاشاني به پرسپوليس به حقيقت بينجامد.
اما نشد که نشد. حالا استيلي تصميم به شروعي دوباره دارد. او سرانجام مجاب شده که اگر براي دومين سال پياپي خانه نشين باشد، چه بسا شامل قانون «از دل برود هر آنکه از ديده برفت» شود.
4 ) در حالي که حميد استيلي با حقيقت و جبر زمان کنار آمده است، افشين پيرواني همچنان چشم انتظار باشگاه پرسپوليس است. اما هيچ بعيد نيست بار بعد که قرعه به نام او بيفتد، موهاي لخت اما هميشه مرتبش همرنگ دندانش شده باشد.
متوجه باشيد که پيشکسوتاني که در صف مربيگري در اين تيم نشسته اند، کم نيستند و پيرواني که همين چند ماه پيش بليتش را سوزانده به آخر صف تبعيد شده است و حالا حالاها فرصت خودنمايي روي نيمکت پرسپوليس نخواهد داشت. افشين پيرواني در حالي گوش به زنگ باشگاه قرمزهاست که با همين کارنامه طالب کم ندارد. هفته گذشته او پيشنهادي از مقاومت شيراز دريافت کرد تا جانشين برادر بزرگترش در اين تيم شود.
اما او به شيرازيها جواب رد داد تا به زعم عده اي از منتقدان لگد به بخت خود زده باشد. او مي توانست در باشگاهي که قطعاً صبر و تحملش در مورد خانواده پيرواني بيشتر از هر جاي ديگر است و اين نام در اين نقطه خاص از حاشيه امنيت بيشتري نسبت به ديگر تيمها برخوردار است، تواناييهايش را به اثبات رسانده و به وقتش با سلام و صلوات به پرسپوليس باز گردد.
استيلي در استيل آذين ثابت مي کند که چند مرده حلاج است و پيرواني در خانه اش منتظر لغزش مربيان پرسپوليس خواهد نشست. مسير کداميک به هدف اصلي آنها نزديکتر است؟
به نوشته قدس؛ هر يک به طريقي در راه رسيدن به اين هدف کلي برنامه ريزي کرده و پيش مي آيند. پيرواني بيشتر ايذايي عمل کرد و آرام و بي سر و صدا پيش آمد، اما حميد استيلي بيشتر رو بازي کرد و نقش مرد هميشه حاضر را براي خود پذيرفت. ماند و ماند تا نوبتش برسد و سرانجام جاي نفر بغل دستي بنشيند.
2 ) شانس با پيرواني بيشتر يار بود، در حالي که استيلي سالها انگ نفر دوم بودن به هر شکل ممکن را به جان خريد و سر بسياري از سرمربيان تيم را خورده بود، بدون آنکه فرصت لمس صندلي اول نيمکت را داشته باشد، پيرواني ناگهان از راه رسيد و جاي امپراتوري نشست که استيلي زمينه ساز موفقيت و محبوبيتش بود، اما از آنجا که گويي اين دو در از دست دادن موقعيتها هم تفاهم دارند، پيرواني هم باد آورده را به دست باد کم تجربگي سپرد و آن را از کف داد.
3 ) تفاوت اين دو «تازه مربي» آنجا شروع مي شود که حميد استيلي بعد از سالها انتظار سرانجام متوجه اين نکته شده است که جواني اش را نبايد به پاي پرسپوليس تباه کند، اما پيرواني هنوز متوجه اين نکته نيست.
استيلي فهميده که از شواهد و قرائن اينگونه بر مي آيد که غير از کاشاني، او نتوانسته از مديران عامل ديگر پرسپوليس دل ببرد.
او مدتهاست که صبر کرده، به اين اميد که اولين رداي سرمربيگري را در تيم محبوبش به تن کند. پيشنهادهاي بسياري را پس زد. حتي فصل گذشته از نيمه راه اصفهان به خانه برگشت و سپاهاني نشد، به اميد اينکه زمزمه ها در خصوص بازگشت کاشاني به پرسپوليس به حقيقت بينجامد.
اما نشد که نشد. حالا استيلي تصميم به شروعي دوباره دارد. او سرانجام مجاب شده که اگر براي دومين سال پياپي خانه نشين باشد، چه بسا شامل قانون «از دل برود هر آنکه از ديده برفت» شود.
4 ) در حالي که حميد استيلي با حقيقت و جبر زمان کنار آمده است، افشين پيرواني همچنان چشم انتظار باشگاه پرسپوليس است. اما هيچ بعيد نيست بار بعد که قرعه به نام او بيفتد، موهاي لخت اما هميشه مرتبش همرنگ دندانش شده باشد.
متوجه باشيد که پيشکسوتاني که در صف مربيگري در اين تيم نشسته اند، کم نيستند و پيرواني که همين چند ماه پيش بليتش را سوزانده به آخر صف تبعيد شده است و حالا حالاها فرصت خودنمايي روي نيمکت پرسپوليس نخواهد داشت. افشين پيرواني در حالي گوش به زنگ باشگاه قرمزهاست که با همين کارنامه طالب کم ندارد. هفته گذشته او پيشنهادي از مقاومت شيراز دريافت کرد تا جانشين برادر بزرگترش در اين تيم شود.
اما او به شيرازيها جواب رد داد تا به زعم عده اي از منتقدان لگد به بخت خود زده باشد. او مي توانست در باشگاهي که قطعاً صبر و تحملش در مورد خانواده پيرواني بيشتر از هر جاي ديگر است و اين نام در اين نقطه خاص از حاشيه امنيت بيشتري نسبت به ديگر تيمها برخوردار است، تواناييهايش را به اثبات رسانده و به وقتش با سلام و صلوات به پرسپوليس باز گردد.
استيلي در استيل آذين ثابت مي کند که چند مرده حلاج است و پيرواني در خانه اش منتظر لغزش مربيان پرسپوليس خواهد نشست. مسير کداميک به هدف اصلي آنها نزديکتر است؟
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟